بازگشت قطار تامین اجتماعی به ریل اعتدال

مطالب مرتبط

۸ دیدگاه‌

  1. مهدی اسفندیار گفت:

    سلام
    دوست عزیز در بخشهایی از مقاله با شما موافقم اما فکر می کنم که تضادهایی هم در گفتار دارید. اینکه باید به دکتر نوربخش فرصت داد و به عنوان فردی که در وسط گود هست برایش تکلیف تعیین نکرد کاملا موافقم و اصلا در آن تردید نکنید که این یک فرصت برای سازمان هست چون ایشان در سازمان می مانند و بهتر می دانند که مثل مدیران سابق اینجا را ترک نخواهند کرد که بعدا از طریق رسانه ها نقدها را بخوانند؛ بلکه همکاران ایشان چهره به چهره از ایشان سئوال خواهند کرد. اما یادمان نرود که…..
    ۱ـ بدهی های دولت به سازمان تامین اجتماعی رشد فزاینده داشته و از ۸۰ هزار به ۹۳ هزار میلیارد رسیده که آهنگ رشد آن از همان هشت سال تخریبی هم بیشتر است.
    ۲ـ طرح پر هزینه و غیرکارشناسی تحول سلامت به سازمان از سوی دولت تحمیل شده است که بار مالی ان از تام طرح های غیرکارشناسی دولت قبل بیشتر است ( افرایش صد در صدی هزینه ها در بخش درممان غیرمستقیم در عرض دو سال)
    ۳ـ شاکله مدیران فعلی را همان مدیران دولت قبل تشکیل می دهند که الان سازمان را به ریلی که شما به آن معتقد هستید برگرداندند پس بهتر بود همان سعه ی صدری که نسبت به این دولت دارید را در نقد دولت گذشته بکار می بردید که الان روسای آن در منصب نیستند.
    ۴ـ بهتر است وجه منتقدین را تخریب نکنیم بلکه خوب می دانیم که نیاز مدیران مملکت له منتقدین بسیار بیشتر از همراهان هست که اگر بیشتر نباشد کمتر نیز نخواهد بود.
    ۵ـ بهتر است به جای کلی گویی شاخص ها مطرح کنیم تا افکار عمومی بهتر قانع شوند. مثلا در بخش درمان روند اصلاح تکنولوژی های فرسوده و توجه به it واقعا اقدامات ارزنده ای می باشد و یا ارسال الکترونیک لیست های بیمه ای که جلوی فسادها را می گیرد.

    • سهرابی گفت:

      دوست بزرگوار جناب آقای اسفندیار و آقای عزیزی
      خواندن و شنیدن نظرات و صدای منتقدین قطعاً از عوامل پیشگیری از بروز فساد و انحصار در هر سازمانی می باشند. در واقع منتقدین دیده بان هایی خوب برای سازمان ها می باشند که مشکلات سیستم را رصد نموده و رایگان در اختیار آن قرار می دهند.
      ۱- اما سوال اینجانب این است که آیا از قطاری که از ریل خارج شده می توان انتظار سرعت بالا را داشت. تغییرات بنیادینی که حامیان از دکتر نوربخش انتظار دارند در حکم سرعت بالا برای قطار خارج شده از ریل است که نه تنها برای آن مفید نیست بلکه ساختارها و کارکردهای اصلی آن را نیز نابود خواهد کرد.
      ۲- اکنون که بعد از ۲ سال قطار تامین به ریل اصلی برگشته با ریل گزاری های صحیح و تعریف یک مقصد مشخص و معین قاعدتاً تغییرات اصولی و مورد نظر همکاران با در نظر گرفتن شرایط شرایط سیاسی جامعه قابل تصور خواهد بود
      ۳- در همه نظام های اجتماعی و نظام های سلامت از بین دو روش تغییرات سریع و انقلابی و تغییرات تدریجی و آرام معمولاٌ روش دوم ترجیح داده شده و روش اول توصیه نمی گردد

  2. عزیزی گفت:

    آقای سهرابی
    با سلام
    در بخش اول نظر خود شایسته است که یادآوری کنم هر کس نظری دارد و نظرش البته محترم. و اما بعد مقاله جنابعالی به هیچ عنوان وجاهت کارشناسی ندارد چرا که یک کارشناس اگر ادعائی می کند به ادله نیاز دارد و صرفا یاداشتی ژورنالیستی از سبک یاداشتهای دوستان جناب آ؟؟؟؟؟؟؟ نوشته اید که البته کاربرد و کارکرد خودش را دارد.
    در بخش پایانی مقاله خود نوشته اید ” مدیران ارشد تامین اجتماعی هم از طرف برخی منتقدین و هم از طرف برخی از حامیان به اتخاذ تصمیمات شتاب زده و غیر اصولی تشویق می شوند ” دوست گرامی کی منتقدین دکتر نوربخش ایشان را تشویق به اتخاذ تصمیمات شتاب زده و غیر اصولی نمودند. اینجاست که عرض میکنم مطالبتان فقط ژورنالیستی است و ادله ای ندارد. اگر کارکنان از مدیر عاملشان درخواست می کنند تا آدمهای معلوم الحال و دارای سابقه تاریک ادوار قبل را اگر نمی توانند تعویض نمایند حداقل تشویق ننمایند تصمیم شتاب زده و غیر اصولی است. اگر صبر کنیم تا دوره مدیر عاملی ایشان و یا دوره ریاست جمهوری دکتر روحانی تمام شود، دیگر شتاب زده نیست؟
    اگر بگوئیم لطف کنید و استراتژی هائی را که از آن برای بهبود حال رنجور کارکنان سازمان یاد می کردید، اجرائی کنید میشود غیر اصولی؟
    فرموده اید مدیران ارشد سازمان “با شنیدن صدای منتقدین سرسخت و صبر و شکیبایی در برابر انتقادات ایشان و آگاه سازی حامیان تشنه تغییرات بنیادین می تواند مانع از بروز و ظهور چالش ها و حاشیه های جدید در سازمان گردد. ” انشالله همینطور باشد و این حامیان تشنه روی ریل گذاری صورت پذیرفته به سمت تغییرات بنیادین ارتقاء یابند.
    والسلام
    هفته تامین اجتماعی بر همه کارشناسان دلسوز مبارک باد

  3. ابوالفضل رنجبر گفت:

    سلام علیکم
    باید به عرض دوستان برسانم علی رغم تمامی مشکلاتی که از سال ۱۳۸۴ تا شروع دولت یازدهم در سازمان تامین اجتماعی اتفاق افتاد، تمامی مدیران عاملی که در سازمان انتصاب یافتند؛ در ابتدا تا پایان سال ۸۶ ، هنوز مشاوران و بدنه کارشناسی در سطح سازمان به درستی از حقوق و منافع سازمان که چیزی جزء حقوق بیمه شدگان، کارفرمایان و سایر تامین کنندگان نمی باشد به خوبی دفاع می کردند. شاهد مثال اینکه با حضور داود مددی در رأس سازمان، به زعم همفکرانشان در دولت،ایشان ابتدا آمده بودند تا جلوی ریخت و پاش های داخل سازمان را بگیرند و با این تصور وارد سازمان شدند که سازمان محلی است برای تکاثر و ثروت اندوزی و مانعی برای توسعه اشتغال در کشور؛ ولیکن وقتی وارد سازمان شدند این تفکر با یک چرخش ۱۸۰ درجه ای مواجه شد و توانستند مالکان واقعی سازمان را شناسایی کنند و همچنین از اهمیت بین النسلی بودن صندوق آگاهی یافتند و به جای اینکه تامین کننده اهداف دولتشان باشند در خدمت حفظ و حراست از اموال سازمان در آمدند و تاکید بر حق الناس بودن منابع سازمان تامین اجتماعی نمودند که این موضوع در پیام خداحافظی ایشان هست و همکاران محترم می توانند به آن مراجعه نمایند. دلیل این چرخش و قراردادن خود درمقابل دولتی که ایشان را بر سرکار آورده بودند تنها این بود که مشاوران شایسته ای همچون آقای فرخ ملکوند و سایرین حضور داشتند و توانستند به این تازه واردها سازمان را به خوبی بشناسانند.
    باید عرض کنم سازمان مدیرانی در این دوران هشت ساله به خود می دید که می بایست عملاً مجری تصمیم گیران در دولت متبوع خود باشند. بنابراین کسانی بر روی کار می آمدند تا هرچه بهتر این اهداف دولت را اجرا نمایند. یعنی شرایط محیط خارجی حاکم بر سازمان، سیاست ها، قوانین و مقررات مصوب دولت به گونه ای بود که صرف نظر چگونگی نحوه منابع آن، سازمان را یک نهاد ثروتمند می دانستند که می تواند اهداف و سیاست های آنان را اجرایی نماید. این موضوع تصور اشتباهی بود و لطمات زیادی بر پیکره سازمان تامین اجتماعی وارد نمود. بعنوان نمونه در پایان سال ۱۳۸۷ دولت حقوق مستمری بگیران سازمان را بدون تعیین منبع تامین اعتبار از مبلغ ۲ میلیون ریال به ۴ میلیون ریال افزایش داد. این افزایش تعادل بین منابع و مصارف سازمان را برهم زد و بودجه ۸۰۰ میلیارد تومانی در هرماه یک دفعه به ۱۲۰۰ میلیارد تومان در ماه افزایش یافت و سازمان را با یک کسری ۵ هزارملیارد تومانی در سال مواجه نمود و برای تامین آن سازمان دست به استقراض از بانک های خصوصی و کاهش افزایش سرمایه شرکت های شستا نمود. این اقدام یک اقدام سیاسی بود و مجال توضیح در این خصوص نیست. در این دوران در درمان غیرمستقیم پرداخت مطالبات به مراکز طرف قرارداد با شش ماه تاخیر به تعویق افتاده بود و سازمان را برای تامین منابع برای پرداخت بدهی های خود به گروه های پزشکی و درمانی با مشکل مواجه نموده بود. همینطور که سازمان به سمت جلو حرکت می کرد از سال ۸۹ و زمان مدیرعاملی دکتر رحمت اله حافظی یک بار دیگر محاسبات بیمه ای مورد توجه قرار گرفت هرچند که تصمیات دولتی کماکان نقش پر رنگی را در اجرای سیاست های دولتی به عهده داشت و سازمان را در تامین منابع به مشکل مواجه کرده بود.
    به نظر بنده همه ی مدیران در این دوران ۸ ساله محکوم به اجرای سیاست هایی بودند که حاصل از نتایج تصمیات دولت و مجلس بوده است که اگر آنان استقلال در تصمیم گیری و تدوین استراتژی برای سازمان داشتند قطعاً عملکردی بهتری می داشتند.
    بهرجهت استقلال در تصمیم گیری و اداره کردن می تواند سازمان را به اهداف خود نزدیک نماید و در این دولت، حداقل از آن تغییرات خلق الساعه و نوبه نو کمتر به چشم می خورد و توقع آن هست که ما شاهد موفقیت های چشمگیرتری را نسبت به گذشته در سازمان داشته باشیم.
    نا گفته نماند از دوران دکتر حافظی پرداخت مزایای انگیزشی کلید خورد که با فراز و فرودهای فراوان هنوز به نتیجه ای نرسیده است و در زمان آقای مرتضوی مزایای کارکنان مانند جبران عملکرد کارکنان از ۴ دوره در سال به ۶ دوره افزایش یافت و ضریب ریالی افزایش حقوق کارکنان که از سال ۸۸ متوقف شده بود و یا رقمی جدای از رقم ضریب ریالی دولت و کمتر از هر ضریب هر ساله تصویب و پرداخت می شد که در دوران ایشان مابه التفاوت ۴ ساله از سال ۱۳۸۸ لغایت سال ۱۳۹۱ پرداخت شد و امید را در دریافت حقوق و مزایا به کارکنان شاغل و بازنشسته برگردانند.
    خلاصه همه دوران ها را نباید ۱۰۰ درصد سفید یا ۱۰۰ درصد سیاه ببینیم بلکه این دو رنگ را باید با هم مخلوط کنیم و دوران مختلف را خاکستری ببینیم.
    ۲۵ تیرماه روز بهزیستی و تامین اجتماعی را پیشاپیش به همه ی همکاران تبریک عرض می نمایم.
    موفق باشید و سر بلند.

  4. پیروزآگاه کارشناس ارشد اقتصا د درمان گفت:

    سلام علیکم

    تحلیل بخش اول مقاله ارزنده است ولی در قسمت دوم بیشتر شبیه مجیز گویی است.
    مدیرعامل محترم از بدنه سازمان است قبول ولی بیشترین تجربه ایشان در ساختار معاونت درمان بوده است که موفق هم بوده اند منتهی در همان دوره خودشان که آنجا حضور داشته اند.
    از آن زمان ایشان فوق تخصص زانو خوانده اند.
    لذا چقدر با تئوری های سازمان بخصوص مدل تامین آشنا هستند؟
    چقدر با استانداردهای تامین اجتماعی آشنا هستند؟
    چند درصد از مدیران یکشبه که از بیرون سازمان به سازمان تحمیل شده اند به سرکار اصلی خود فرستادند در حالیکه ما مدیرعامل فعلی را به قاطعیت میشناختیم.
    در تقسیم مناصب چقدر توانایی افراد استفاده کردند؟
    آیا به جای اصلاح درمان عناصر آن را خارج از درمان بکار نگرفتند؟
    آیا بیمه درمان همان درمان غیر مستقیم اصلاح شد؟
    در زمان ایشان تشکیلات درمان غیر مستقیم بر اساس بکارگیری فارغ تحصیلان بیمه و اقتصاد بود ولی اکنون خود فراهم کنندگان خدمات بیمه ای تمام تشکیلات بیمه سازمان در بخش سلامت را بکار گرفته اند و جای پای وزارت بهداشت را به سازمان باز کرده اند
    حتی در انتصابات نظرات وزارت بهداشت دیده میشود.
    یک ارزیابی مدیر وقتی ارزشمند است که زمان بگذرد.

    • سهرابی گفت:

      جناب آقای پیروز آگاه
      بنده با نظر شما موافقم. همیشه همکاران سازمان بیشترین احساس تبعیض و بی عدالتی را زمانی حس کرده اند که افرادی بدون پشتوانه حرفه ای و تخصصی و تنها به دلیل روابط و نه بر اساس ضوابط در سازمان رشد کرده اند. هنوز برای تصدی ردیف های کارشناسی در سازمان ضوابط و قوانین مشخص وجود ندارد. استخدام های غیرقانونی و بکارگیری افراد خارج سازمانی و توصیه پذیری نیز همیشه بیشترین ضربه را به روحیه و اعتماد همکاران وارد نموده است. پاشنه آشیل سازمان در حال حاضر نیز همین موضوع است که در کامنت اکثر همکاران وجود دارد. مبارزه با متخلفین باید با قاطعیت و در کوتاهترین زمان ممکن باید آغاز گردد چون ما در این زمینه دستورات حاکمیتی چون قاون مبارزه با فساد و تخلفات اداری را داریم. اما پیگیری تخلفات دوره های پیشین و احیای معاونت ها(که نیاز به صرف انرژی و زمان داشته) که در همین راستا بوده در دو سال گذشته انجام شده و ما باید منتظرات تغییرات جدی در سایر حوزه ها باشیم. خصوصاً تدوین قوانین جامع و مانع برای ارتقا و رشد سازمانی و استخدام و نحوه و نوع بازرسی های سازمانی

  5. شیرزنان سازمان گفت:

    سلام دوستان و همکاران عزیز
    نمی دانم چطور می شود که شما فکر میکنید مدیر عامل بهترین مدیر دنیاست و جز این نمی تواند باشد چرا واقع بینامه عملکردها را تحلیل نمی کنید …این خوب است …؟؟آن خوب است …؟؟؟ نیات خدپسندانه است ؟؟؟… اما وضعیت سازمان و کارکنانش هر روز رو به وخامت می گذارد

  6. کاظم مرادی گفت:

    همکاران عزیز تنها وقتی قطارتامین اجتماعی به ریل اعتدال برمیگردد که:
    (رضایت مندی کارکنان به ویژه کادردرمان )حاصل گردد….
    والسلام……

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *