به بهانه انتصاب معاون امور فرهنگی و اجتماعی سازمان تأمین اجتماعی

مطالب مرتبط

۹ دیدگاه‌

  1. صادق گفت:

    سلام به فال نیک میگیریم.
    دکتر نوربخش در مراسم معارفه ایشان به سه دلیل ایجاد مجدد این معاونت اشاره داشتند:
    ۱- تماس مستمر تامین اجتماعی با بیمه‌شدگان، بازنشستگان و کارفرمایان
    ۲- فعالیت گسترده اقتصادی و اجتماعی این سازمان
    ۳- ترویج فرهنگ بیمه‌ای با راهبرد های مشخص
    شخص دکتر اعتصامی نیز ظاهرا به چند مورد زیر واقف هستند:
    ۱- مغفول ماندن هویت تامین اجتماعی در کشور
    ۲- ضرورت برآمدن راهبردهای فرهنگی از درون سازمان از طریق تعامل صحیح و هدفمند با تمامی حوزه‌های سازمان
    شخصا آرزو میکنم این معاونت در انجام ماموریت مهم خویش سربلند گردد. و در این وانفسا چند مهم را به اطلاع این بزرگوار میرسانم:
    جناب آقای دکتر اعتصامی:
    ۱- با توجه به هجمه های اخیر رسانه ای به ساحت تامین اجتماعی و ایجاد تصویری نادرست از این سازمان خدمتگذار در اذهان شرکا و ذینفعان این سازمان، تغییر پارادیم حاکم بر فضای بیرونی ماموریت بسیار مهمی محسوب میشود.
    ۲- بسیاری از مناسبات کلان سازمان از فعالیت های حوزه شما اثر خواهند پذیرفت و این مهم ضمن رعایت خردگرائی، نیازمند داشتن یک استراتژی صحیح است.
    ۳- نباید فعالیت های این حوزه تا حد برگزاری شوهای رسانه ای و پوپولیستی تقلیل یابد.
    ۴- نباید با شرایط بیرونی انفعالی برخورد کرد، این موضوع مشمول حوزه جنابعالی هم میشود.
    ۵- بسیاری از مخاطبان سازمان تامین اجتماعی واقعا با ماهیت کاری و قوانین و مقررات سازمان ما آشنا نیستند و حوزه شما باید این نقیصه را رفع نماید.
    ۶- باید با کارگران، کارفرمایان، نهادهای مدنی (بویژه نهاد های تصمیم ساز)، بازنشستگان و … توسعه ارتباط داد و سعی کنیم مفاهیم تامین اجتماعی را به صورت صحیح به انها انتقال دهیم. اطلاع رسانی خودش متولی دارد ولی اگر در انجام ماموریت خود نقصان دارد، باید به کمکش شتافت و از کمیت و کیفیت خدمات سازمان، مخاطبان را آگاه نمائیم.
    ۷- بر تقویت فرهنگ سازمانی پافشاری فرمائید و سعی کنیم رفتار شهروندی سازمانی را در سازمان تامین اجتماعی توسعه دهیم و سعی کنیم ذهنیت منفی بخشی از منابع انسانی سازمان را نسبت به سازمان خودشان کاهش دهیم (فکر کنم تا زمان تحقق شایسته سالاری در سازمان در این نسل یا نسل قرون آتی بتوانید به تقلیل بخشی از ضایعه های وارده کمک کنید).
    ۸- بهبود نگرش فضای کسب و کار نسبت به سازمان الان برای ما خیلی مهم است لطفا شما روزنامه نشوید، روزنامه داریم. واقعا یک برنامه بهسازی فرهنگی در دستور کار قرار دهید. بخشی از مددجویان فرهنگی شما هم اکنون در مجلس به یاری شما نیاز دارند. بعضی از نمایندگان محترم واقعا عاقل هستند و تصمیمات درستی میگیرند ولی بعضی از آنها به شدت به برنامه های فرهنگی بازشناسی سازمان نیاز دارند.
    ۹- لطفا از تضارب آرا استقبال کنید.
    ۱۰- در پایان خواهش میکنیم زبان شرکاء سه گانه سازمان باشید و نه صرفا بلندگوی سازمان تامین اجتماعی و اجازه دهید فضای تعاملی فرهنگی پویا بین شرکا بوجود آید.
    موفق باشید

  2. امیری-عضوانجمن جامعه شناسی ایران گفت:

    به بهانه انتخاب معاون فرهنگی و اجتماعی سازمان تامین اجتماعی
    باسلام ضمن تبریک وسلامتی برای معاون جدید
    یک روز یکی از معاونین اسبق سازمان تماسی با اینجانب داشت و با این مضمون که راهنمائی از شما می خواهم فردی از (معاون) خواسته است که بیمه شده اختیاری شوم بهتر است و یا اجباری!؟ کدام بسته را من پیشنهاد دهم!؟ و ایشان منتظر جواب از من است. صرف نظر از پاسخ این سوال؛ جای بسیار تامل است که معاون مدیرعامل سازمان که هنوز از مفاهیم اولیه کارکردی یک سازمان بیمه گر اطلاع و آگاهی ندارد چگونه می تواند در یک سازمانی که هر روز با اجزاء و عناصر فرهنگی در تعامل است و می خواهد گونه های فرهنگی را در سازمان قوام و دوام ببخشد. نظام نامه فرهنگی بین دستگاههای مرتبط منعقد کنند!؟ معاونی که نمی داند ورودی و خروجی سازمان چگونه شکل می گیرد چطور می خواهد با فضای فرهنگی ارائه راهکار دهد!؟ سازمانی که خود تولید فرهنگ دارد و با صدها دستگاههای مرتبط تعامل و حشر و نشر فرهنگی دارد، چگونه فضای فرهنگی خود را مدیریت نماید!؟ چگونه فرآیند همسوئی و ایجاد بستر و باور و اعتقادات درونی و افزایش سطح آگاهی بیمه شدگان و کارفرمایان و مستمری بگیران با اهداف و رسالت‌های سازمان هویت بخشی نماید!؟ چگونه می خواهد ترویج فرهنگ امور بیمه گری را در آحاد مردم ایجاد تا به بیمه‌شدگان ما افزایش پیدا کنند!؟ چگونه می‌خواهد بسط و توسعه و ارتقاء کمی و کیفی خدمات و دستیابی بیشتر به استانداردهای بین المللی در سازمان را داشته باشد!؟ با چه روشی می خواهد نوسازی و بازسازی باورها و آگاهی و رفتار ذینفعان داخلی و خارجی را پی‌ریزی کند!؟
    چگونه می خواهد ارتقاء اخلاق و تعهدکاری کارشناسان و تقویت مشارکت سازمانی و اعتماد و همبستگی را با کارشناسان و بیمه شدگان مرتبط کنند؟ چگونه می خواهد آشناسازی قشر جوان و نوجوان بعنوان مشتریان آتی سازمان با اهداف و رسالت های سازمان تامین اجتماعی و مفاهیم سازمانی ایجاد کنند؟
    چگونه می خواهد حساسیت ملی را نسبت به مقوله تامین اجتماعی و چالش های فراروی سازمان که این سالها افزایش داشته است مدیریت نماید؟
    چگونه می خواهد تدوین میثاق همگانی را جهت باورهای جدید سازمانی در بین همکاران و بازنشستگان که طی سالهای اخیر به نوعی اعتماد را از دست داده‌اند بازیابی نماید؟

  3. حسن سالک - پژوهشگرحوزه های مدیریت و اقتصاد گفت:

    با سلام و تبریک به مناسبت انتصاب معاونت امور فرهنگی و اجتماعی سازمان و آرزو ی موفقیت برای آقای دکتر اعتصام
    امید است مدیرعامل محترم سازمان با احیا و تقویت معاونت امور استانها به عنوان یکی از حوزه های بین بخشی که نقشی تاثیر گذار در نظارت و اجرای برنامه های سازمان و استعداد یابی و پرورش مدیران برای پذیرفتن مسئولیتهای مختلف سازمانی و تدوین مسیر شغلی کارکنان داشته همت گماشته و از نیروهای دانشی و اندیشه ورز و توانمند برای جبران ۸ سال پس رفت استفاده لازم را بنماید
    موفق باشید

  4. رضا گفت:

    با انتصاب یک فرد غیر سازمانی که هنوز الفبای تامین اجتماعی را نمی داند به یک سمت مهم آب سردی بر روی همکاران مجرب و زحمتکش سازمان که سالها برای اعتلای سازمان خون دل خورده اند ریخته می شود. با انتصاب های غیر حرفه ای نام نیک خود را خراب نکنید.

    • admin گفت:

      سلام. دوست ارجمند. اگر چه سازمانی بودن یکی از شاخص های مهم برای انتصاب مدیران در مشاغل حساس است (مثلا اگر آن شغل جنبه بیمه ای – یعنی مرتبط با ماهیت اصلی کارسازمان – داشته باشد.)؛ اما قطعا این تنها شاخص نخواهد بود. به خصوص برای پاره ای مشاغل و مسئولیت ها که جنبه پشتیبانی از اهداف و سیاستها و پیشبرد برنامه های سازمان را دارند می توان از افراد مجرب و آزموده خارج از سازمان نیز استفاده کرد. بدیهی است چنین فردی می باید پیش از قبول مسئولیت مطالعات لازم را برای شناخت ماهیت ماموریت های سازمان، مسائل و چالشهای آن و … به عمل آورد و در عمل نیز از مشاورت و همکاری نیروهای صاحب نظر سازمانی و غیر سازمانی استفاده کند تا بتواند کارآمد و موثر ظاهر شود.

  5. محمدرضا قدسي گفت:

    با سلام واحترام ، امیدوارم مسئولان ارشد سازمان یکی از حلقه های مفقوده سازمان که همانا احیاء معاونت امور استان ها می باشد رانیز در دستور کار خود قرار دهند . البته اگر این بار از نخبگان داخلی استفاده شود بهتر می باشد .

  6. سید حشمت اله حسینی گفت:

    با سلام هر سازمان یا نهادی برای خود دارای فرهنگ و اصالتی است که کارکنان و مجریان و متولیان آن سازمان با خدمت عاشقانه و صادقانه تدریجاٌ بدست می آورند و این چیزی نیست که بتوان در دانشگاهها آموخت و یا با اخذ مدارک از هر جهت و بهر کیفیت به آن قوام و دوام داد. حال تنها سازمان تامین اجتماعی نیست که نیاز به تجارب و فرود و فراز داشته باشد بلکه هر زمان و در هر جایگاه نیازمند این پروسه است. اگر ما امروز مشکلات را می بینیم ناشی از عدم تجربه هاست شاید علمان کافی و کامل باشد بهر حال امروز در سازمان مسائل و معضلاتی وجود دارد که باید آنرا شناخت و با لمس آنرا حس کرد. بلامنازع میتوان به این مثال ساده قدیمی که حق آب و گل دارد رسید زیرا علم البته از نوع اصلی نه نوعی که در جریان کار و با التماس التجا یا بنا به موقعیت شغلی کسب شده و بعد از امتحانات هم فراموش شده است و اگر بخواهیم آزمونی برای آنچه گذارانده با نمره پائینتر از تصور خواهد گرفت آنرا ملاک ارزیابی قرار داد زیرا سواد هر سازمانی با کار عملی و تئوری بدست می آید و این فرضیه را هم نمیتوان به تمامی کارکنان تسری داد خصوصاٌ در زمان فعلی عدم انگیزه لازم و ترغیب و نگاه قشری سبب شده که این تفکر به یک تفکر ماشینی تبدیل شده و خلق اثر از بین برود من نمیتوانم در مورد انتصاب معاونت محترم به صراحت اظهار نظر کنم ممکن است وی فرد با هوش و علاقمندی باشد و زندگی خصوصیش را به زندگی اداری تبدیل کند و در اندک مدت تجاربی ارزشمند و منشاء تحول باشد و یا شاید خلاف این فرضیه ولی ایکاش به مفهوم واقعی انتصاب فکر میکردیم و آنکه با ایجاد پایگاه آزمونی و هم آزمون عملی بدون نظر و متکی به آزمونها براساس سطح کمی و کیفی اشخاص را به سمت منتسب میکردیدم ولی هیچگاه این فرضیه محقق نشده و در هر دوره ای بنوعی بر اساس سلیقه و تفکر و تصمیم و در زمان خودش تحسین شده بعداز آنکه کنار رفته به لعن تبدیل شده و چرا اینگونه باید باشد چرا که ما باید حافظ منافع ولی نعمتان خود باشیم و افرادی هم روی کار می آیند آنها را هم ارزش بنهیم واگر کارشان درست باشد تشویق کنیم و در بعد هم به نیکی یاد کنیم و اگر خدمتشان بر اساس نظام سازمانی نبود بدون تعارف در جلسه تودیع عملکردش را بیان و اظهار تاسف از خدمتش بکنیم تا اگر نفر بعدی بخواهد سمتی را قبول کند در خود توان را ببیند و پیه آینده را به تنش بمالد و بداند که تعارف در کار نیست زیرا همیشه این روال بوده که علیرغم نامطلوب بودن کار فردی در پایان با لوح تقدیر و هدایا از وی تشکرشده و فردی هم که تمام زندگیش را برای سازمان گذاشته آنهم به همان منوال تقدیر شده پس چه تفاوتی بین خوب و بد و عینیت به خطابه مولی علی (ع) بهترین روش برای شناخت هر سازمان از بالاترین تا پائینترین نیازمند آزمون است بهر حال چقدر به سازمان خودمان احاطه داریم و آگاه خود جای سوالی دیرینه است چه آنکه یک عده در یک سازمان برای سپری شدن کار میکنند ویک عده هم با عشق به سازمان تفاوت این دو در این است که او کار را فقط برای تامین معاش و به همان کاری که محول شده میخواهد و دیگر نفر عاشق همکار میکند و هم یاد میگیرد هم غصه میخورد و بعد هم بازنشسته و از سازمان منفک میگردد و بعد می بیند او همه چیز دارد واین ندارد او تحصیلش را کرد و از قبل کارش فرصتهایی بدست آورد همزمان به کار اداری و بیرونی اش فکر کرد ولی دومی برای همیشه در سازمان ماندنی است و تمامی فرصتهای زندگیش را فدا کرد بهر حال سازمان مشکل برونی ندارد بلکه مشکل درونی دارد که مخاطبش را درک نمیکند و اگر آنها یکروز بجای ارباب رجوع و کارمند سازمان بشینند بعد متوجه میشوند که مشکل چیست زیرا آمارها اعداد خوبی را نشان میدهند و بسیار راضی کننده است ولی عمل و ایراد کار کجا است هنوز معمایی ناشناخته است زیرا منابع بسیار بالا بدلیل عدم شناخت از دست میرود و بدلیل عدم شناخت چه تعهدات سنگین من غیر هم به بیمه شده نما پرداخت میشود ریشه های مشکلات با مقالات نمیتوان خشکانید بلکه نیازمند تجربه، تخصص و علم سازمانی و برونی سازمانی است برای معاونت جدید فرهنگی آرزوی موفقیت دارم.

  7. کاظم مرادی گفت:

    حالا حالاها باید چوب ندونم کاریهای (آقای ذ؟؟؟؟)را بخوریم…!!!!!!!!

  8. همکارى از شعبه گفت:

    بلاخره ما ایرانی ها عاشق مدیریت بحران هستیم در یه دوره یه مدیرانى پیدا میشن بحران ایجاد میکنن دوره بعد مدیران از راه رسیده با کف و سوت آن اقدامات را به شکل دیگرى مدیریت میکنند و در واقع سازمان ها را از بحران خارج و اگر شانس یار باشد به نقطه قبل از بحران بر میگردانند. و این دور تسلسل باطل میرود تا یه روزى در افق محو شود. البته با این چینش و انتصاباتى که ما دیدم و تجربه اش را داریم بعید میدانم این بار کج به منزل برسد. به عبارتى این آهنگى که امروز مى زنند آهنگش یکسال دیگر شنیده خواهد شد.
    نکته بعدى انتظار بى طرفى از ادمین محترم میرفت تا در مقابل نظر مخالف خویشتن دار باشد. جهت اطلاع ایشان عدم استفاده از مدیران بیمه اى فجایعى به بار آورده که نقطه سربه سر نتیجه ملموسش برآى عوام هست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *