تامین اجتماعی بهشتی

مطالب مرتبط

۱۲ دیدگاه‌

  1. دکتر مظفر کریمی گفت:

    سلام
    جناب آقای حیدری بر موضوع مهمی انگشت گذاشته اند. مستندات تاریخی تامین اجتماعی می تواند پشتوانه محکمی برای بقای سازمان باشد.
    موسسه عالی تامین اجتماعی در مقطعی این کار را آعاز کرد اما به دلیل تغییرات مدیریتی ادامه نیافت. چنین کاری هم در موسسه عالی پژوهش و هم در معاونت فرهنگی و اجتماعی انجام شود و ایجاد یک مرکز خاص برای این موضوع لازم نیست چراکه حتما همپوشانی هایی خواهد داشت و تداخل وظایف مانند گذشته می تواند موجب عدم همکاری و ناکارامدی شود.

  2. هاشمی گفت:

    خدمت آقای حیدری باید عرض کنم که گرچه موضوع اصلی یعنی گردآوری و استفاده از منابع قبلی امری مهم و تاثیرگذار برای پیش گیری از تکرار خطاها و اتفاقات لازم است، اما بردن بحث به حیطه های غیر مرتبط می تواند در بلندمدت به آن ضربه بزند. استفاده از الفاظی مانند شجره طیبه یا دادن صفات بهشتی به تامین اجتماعی نه تنها مغایر با بنیان های تامین اجتماعی است که محدود کردن آن در یک حوزه اندیشه ای مذهبی،آن هم با یک گرایش خاص است که شمولیت آن را زیر سوال می برد. مثلا یک کشوری که شجره طیبه را قبول ندارد باید با تامین اجتماعی چه کند و….

  3. باسلام به جناب دکتر مظفر کریمی و جناب هاشمی
    بحث جناب دکتر از جهت اینکه نبایستی تکرار و تداخل فعالیت ایجاد شود را میپذیرم.ولی جناب هاشمی گرامی در عنوان مقاله صناعت ادبی بکار رفته و میتوان هم آنرا تامین اجتماعی از دیدگاه شهید بهشتی تلقی کرد و هم اینکه تامین اجتماعی که باید بهشتی باشد و هم اینکه تامین اجتماعی از برخی کارکردهای مطلوب دارای صفات و کارکردهایی است که برای بهشت بر میشمارند. وصد البته منظورم این نبوده که کارکرد فعلی سازمان یا کارکرد ایرانی یا شیعی تامین اجتماعی بهشتی است و گفته ام که باید به آنجا برسد. ضمن اینکه در همه ادیان و مذاهب مفهوم پارادایس و پردیس و بهشت و میعادو جنت و فردوس و ناکجاآباد و … وجود دارد و یکی از شاخصه های غالب این مواعید همانا رسیدن به ساحل امن و آرامش از نظر سلامت و معیشت است و اتفاقا همانطور که در حدیث هم آمده مقدمه و لازمه دینداری و عبادت این است که افراد دارای ابعاد مختلف امنیت باشند و حضرت حق تعالی هم در آیه ای به قریش میگوید: حال که من به شما امنیت بخشیدم و از گرسنگی نجات دادم مرا عبادت کنید. مخلص کلام اینکه شجره طیبه یا حیات طیبه و بهشت و… در انحصار هیچکس و هیچ نحله ای نیست و راههای رسیدن به خدا به عدد انسانهاست واعطای امنیت و آرامش خاطر و امید به آینده برای همگان از سوی هر کسی و نحله ای فراهم شود ممدوح است. بقول ابوالحسن خرقانی “هرکه در این سرای درآید نانش دهید و دینش مپرسید که هر که در این جهان نزد خدای به جانی ارزد در این سرای به نانی ارزد”

  4. منوچهری گفت:

    با سلام و عرض ادب خدمت تمامی بزرگوران
    نمی خواهم بگویم که کشورهای غیر مسلمان یا … و آنهائی که به شجره طیبه اعتقاد دارند یا ندارند، نظام تامین اجتماعی ندارند. چرا که دارند ولی نوع رویکرد مردم کشور ما به پدیده های اجتماعی و گاها اقتصادی و حتی تکنولوژیکی دارای همبستگی بسیار بالا با فرهنگ دیرین این سرزمین و اتفاقا اعتقادات مذهبی ما دارد. از ذکر مصادیق صرفنظر می کنم. ولی جناب هاشمی این موضوع محدود کردن چارچوب های تامین اجتماعی در اندیشه های مذهبی نیست. شما هسته های پیدایش مفهوم تامین اجتماعی را در قرن ۱۹می بینید ولی نمی توان اجرای واقعی تامین اجتماعی را توسط حضرت علی (ع) نادیده گرفت. به این روایت توجه فرمائید:
    روزی حضرت علی (ع) با اصحاب در کوچه ها قدم می زدند و پیرزنی (یهودی یا نصرانی) را دیدند که گدائی می کند، حضرت پرسیدند او کیست، گفتند کنیز فلان مرد مسلمان بوده که در جوانی برای او کار کرده و الان که قدرت انجام کار ندارد، او را از خانه بیرون انداخته است، حضرت (ع) به یکی از اصحاب فرمودند این زن را به در خانه آن مرد مسلمان ببر و بگو ” این زن در جوانی برای تو کار کرده و اکنون که از کار افتاده شده است بایستی خرج او را بدهی” و صحابی از حضرت (ع) پرسید، اگر قبول نکرد چه؟ حضرت (ع) فرمودند “به او بگو اگر این پیرزن را نپذیری او را تحت حمایت دولت و حکومت اسلامی قرار می دهم و هزینه اش را از سهم تو (یعنی کارفرمای پیرزن) از بیت المال کسر می کنم”. که این را می توان ترجمان “مسئولیت کارفرما” در قوانین کار و تامین اجتماعی دانست.
    و البت نمی توان اجرای بخش قابل توجهی از مفاهیم رفاه و تامین اجتماعی در ساحت نوین امروزی آن را در آئین حکمرانی کوروش و در هنگام ساخت تخت جمشید نادیده انگاشت.

  5. داریوش تام گفت:

    خدمت تمام اساتید گرامی سلام عرض می کنم
    دوستان چرا باید اصول اولیه جامعه مدنی را شرعی کنیم و مانند سوسیالیست های اسلامی به تفکرا ت ماکس و هگل لباس شرعی بپوشانیم و حدیث ائمه را به آنها اضافه کنیم. آیا برای بودن تامین اجتماعی آرامش ایجادی در یک خانواده ۲۰ میلیونی کافی نیست؟ آیا دولتی که در تامین بودجه خود دچار مشکل است می توانند باری را که سازمان با تامین معاش مستمری بگیران خود (با توجه با بضاعت خود) بر دوش گرفته نادیده بگیرد؟ ایکاش به جای تاثیر سیاست در سازمانهای بیمه گر، بحث آمار و رضایتمندی طرفین ملاک عمل بود و نیاز به توضیح و توجیه آنچه آشکار است نبود.

  6. محمدی گفت:

    سلام
    آقای حیدری
    یاد یه خاطره افتادم
    شما به دنبال مستندات سی و چند سال پیش هستید در حالیکه یکی از همکاران امور استانها به دنبال مستندات زمان شما و بعد از شما که دو سال پیش در بایگانی راکد خمیر شده بود می گشت و مثل اسپند رو آتیش بالا و پایین می پرید که آخه کی مدارک و مستندات و گزارشات یک سازمان و عملکرد مکتوب یک معاونت رو که هویت تار و پود اون محسوب می شه رو به بایگانی راکد می فرسته بعدشم دستور امحاء اونو میده تو دلم بهش گفتم ای بابا مگه تازه به این سازمان اومدی هر چی که صاحب نداشته باشه همینه دیگه
    یاد شعری از مولانا اوفتادم و بهش گفتم
    دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر
    کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
    گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما
    گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست
    ما هم برای شما و همه همکاران دلسوز سازمان که به دنبال شجره نامه سازمان هستند درود می فرستیم و آرزوی موفقیت می کنیم

  7. آفتابی گفت:

    ضمن تشکر از جناب حیدری بابت بازنشر سرگذشت تامین اجتماعی در دوران مختلف، به نظر اینجانب هویت تامین اجتماعی و یا بهتر بگوییم بیمه های اجتماعی در کشورهای مختلف با توجه به فرهنگ مردم متفاوت می باشد. کشورهای غربی به دلیل داشتن قوانین محکم و اجرایی و همچنین فرهنگ احترام به قانون در این کشورها باعث رشد و توسعه بیمه های اجتماعی شده است. در کشور ما از دیرباز با توجه به آموزه های دینی و مذهبی مردم و احترام به آموزه های مذهبی استفاده از سخنان بزرگان دینی در الزام مردم به قوانین مصوب جزو روشهای اجرایی بیشتر مراکز اجرایی می باشد مثل استفاده نیروی انتظامی از آموزه های مذهبی در اجرای قوانین راهنمایی و رانندگی

  8. ضمن عرض سلام وتشکر از محمدی و آفتابی و تام گرامی
    ممنون از اینکه مطالب را دنبال میفرمائید و آنها را اصلاح ویا تکمیل میفرمائید.بایستی خدمت جناب تام عرض کنم که من مطالب مارکس و هگل را مطرح نکردم و بحث سیاسی هم نداشتم.صحبت من بر اساس دوقرائت از یک موضوع در بین فقها بود و علی الاصول بخشی از مستندات یک واقعه تاریخی را مطرح کردم تا ضرورت مستندسازی تاریخ تامین اجتماعی را نشان دهم.ولی نکته مهم اینست که در همین کشور و علیرغم هنجارها و ارزشهای دینی و ملی تمدن ایرانی و اسلامی و به رغم صراحت قانون اساسی مبنی بر اینکه “برخورداری از تامین اجتماعی حقی است همگانی”برخی اساسا این حق را منکر میشوند و برخی آنرا صدقه و مرحمت به مردم تلقی میکنند و عده ای نیز در حوزه کار و کارگری آنرا جزو وظایف حاکمیت دانسته و کارفرما را مبرا از تامین حقوق بنیادین کار و فارغ از مسئولیت درقبال نیروی کار میدانند و قائل به نوعی استثمار بر اساس نیاز کارگر به شغل هستند و در چنین فضایی طرح برخی ادله های دینی و مستندات ملی و تمدنی میتواند به تقویت مفهوم تامین اجتماعی کمک کند و این به منزله طرح یک مطالبه است و هردینی و هر حاکمیتی بایستی به این حق مردم پاسخ مناسب و درخوری بدهد و به تکلیف خود عمل نماید.

  9. با سلام خدمت دوستان بزرگوار
    صرف نظر از بحث های عزیزان در دیدگاه های منتشره که ظاهراً متن را به حاشیه رانده ، اصل موضوع مبنی بر “ایجاد مرکز پژوهش ها یا مرکز اسناد تاریخی تأمین اجتماعی ” ، ضرورتی است که در صورت ایجاد ولو به صورت مجازی، در صیانت از سازمان تأثیر به سزائی خواهد داشت.

  10. محمدی گفت:

    سلام
    آقای حیدری شما به دنبال مستندات سی و چند سال پیش هستید در حالیکه یکی از همکاران امور استانها به دنبال مستندات زمان شما و بعد از شما که در بایگانی راکد خمیر شده می گشت و مثل اسپند روی آتیش بالا و پایین می پرید و هی تکرار می کرد آخه کی میاد مستندات و مدارک ۸ سال کارکرد سازمان و هویت کارکرد یک معاونت را به بایگانی راکد بفرسته بعدم دستور امحاء اونو بده حالا شما دنبال جمع آوری تاریخ گذشتگان هستید
    وقتی حرص خوردن همکارمونو می دیدم بهش گفتم

    دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر
    کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
    گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما
    گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست

  11. سلام به محمدی گرامی
    ممنون از حسن نظر شما
    صدالبته مدارک معاونت امور استانها ماحصل تلاشها و زحمات و مساعی مجموعه همکاران معاونت مزبور بود.در اواخر دوره فعالیتم مجموعه عملکرد ۵ساله را بصورت کتاب تهیه کردیم که متاسفانه چاپ نشد ولی در آن تمامی همکاران و رزومه و عکس و فعالیتهای محوریشان منعکس شده بود البته آنهایی که با امحاء کاغذ میخواستند انتقام بگیرند و جایی و جایگاهی و نمود ونمادی از خودشان بسازند و یا میخواستند کسی نفهمد که خروجی های این چند سال چیزی جز بازنویسی ناشیانه همان ۵سال نیست . قطعا نمیدانستند که:
    “بشوی اوراق اگر همدرس مایی”
    .یادش بخیر
    ممنون از شما و ممنون از همه همکاران معاونت امور استانها بخاطر دوره فعالیت و همکاری مشترک

  12. همکار گفت:

    با سلام واحترام به کلیه همکاران سازمان
    به جرات میتوان گفت که معاونت امور استانها و همکاران ایشان از توانمندترین و باهوش ترین همکاران سازمان تلقی میشوند که در دوره فعالیت توانستند خدمات قابل توجهی در جهت راهبرد سازمان به اهداف مورد نظرش برساند
    البته شاید در مواردی برخی از آقایان که بعضا ایراداتی که از نحوه عملکرد خود یا واحدهای تحت امرشان گرفته میشد ناراحت بودند وبه همین خاطر در اولین فرصتی که به دستشان میافتاد به این معاونت مظلوم از پشت ضربه میزدند (زیرا در مقابل به دلایل داشتن ادله کافی حرفی برای گفتن نداشتن) به هر حال هرکسی که به این سازمان خدمت نموده اجرش نزد خداوند متعال محفوظ میباشد و حساب هر کس که با اغراض شخصی با مسائل وافراد زحمتکش سازمان برخورد نموده با خداست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *