تغییرات در مدیریت نظام سلامت واجب است

مطالب مرتبط

۴ دیدگاه‌

  1. کاظم مرادی گفت:

    اگرمراکز درمانی از سازمان تامین اجتماعی جدا بشود بیمه شده ها از نصف هم کمتر می شوند………………………………………………………….

  2. فتحی گفت:

    با سلام و احترام
    مقاله دارای نقادی ارزشمندی است بخصوص اظهار نظر در زمینه گایدلاینهای درمانی.
    منتهی این مقاله و بسیاری از مقالات در این زمینه و حتی خبرگان سلامت در ایران رنج عمیقی از عدم روشن بودن تعاریف و مفاهیم بخش سلامت متحمل میشوند.
    بر فرض حتی اگر صداقت در کار باشد بخش سلامت کشور به لحاظ تئوری های سلامت و شکل و ساختار دچار کاستی های فراوانی است.
    موارد ذیل نکاتی از این مشکلات ولی نه همه آنها میباشند:
    ۱- مترادف کردن پزشک با پزشکی یعنی ما فیزیشین (Physician) را مساوی با مدیسین (Medicine) بدانیم در حالی که این دو لغت با هم متفاوت هستند. این سیستم درمانی کشور ما نیز کاملا وارداتی است و باید استانداردها و قواعد و روابط درونی حفظ گردد.
    ۲-انتظار ما این است که این پزشک (که مدیریت هم نمی خواند) نظر کلی در مورد مبحث سلامت (Health) بدهد در حالی که سلامت یک مساله مدیریتی اقتصادی ملی و در نهایت پزشکی است.
    ۳- کسانی که در عرف ما پزشک خوانده میشوند نوعی پزشک به نام آلوپاتیک فیزیشین (Allopathic Physician) هستند یعنی کارشان این است که از پاتولوژی به بیماری برسند یعنی برای دقت کارشان نیاز به امکانات آزمایشگاهی و پارا کلینیک دارند و در نهایت بیمار یا جراحی میشود یا دارو میگیرد. پس باید در توسعه ابزار مورد نیاز خود بکوشد. البته تمام تلاششان در همه سالها فقط همین بوده است و عملا بخشهایی مانند بازتوانی و پیشگیری و مفاهیم سلامت تا حدود زیادی بی رنگ بوده و هست.
    ۴- این نوع پزشک که شاید علم ۴۰ درصد بخش پزشکی را میداند ولی در ایران مالک همه بخش پزشکی میباشد و حتی اگر چه نقش ۲۰ درصدی در بخش سلامت را دارا میباشد بنابر علل داخلی و تاریخی صاحب نظر در تمامی بخش سلامت شده است.
    ۵- چون خود آموزش دهنده و کنترل کننده و قانون گذار است بدون رقیب هر کاری میکند.
    ۶- رتبه سلامت کشور در اوایل امسال ۹۹ بوده است و اکنون به بالاتر از صد رسیده است.
    ۷- این مدل پزشکی که بر اساس اسلوب فرانسوی در صد سال پیش آموزش میبیند بعضا قادر به ارتباط با سازمانهای بین المللی نیست و حتی سازمان جهانی سلامت WHO را سازمان بهداشت جهانی میپندارد.
    ۸- این مدل پزشک قادر به فعالیت پزشکی مبتنی بر شواهد EBM نیست.
    ۹- جزو معدود کشورها (حدود ۱۳ کشور) هستیم که هنوز وزارت بهداشت و درمان داریم و نتوانسته ایم وزارت سلامت را بوجود آورده با رفاه ترکیب کنیم.
    ۱۱- و ما جزو معدود کشور ها هستیم (بین این حدود ۱۳ کشور) که وزیر همین وزارت بهداشت هنوز هم پزشک است.
    ۱۲- و ما تنها کشوری هستیم که تمای اختیارات سلامت را از آموزش تا قانون گذاری و نظارت و همه و همه را داده ایم دست یک گروه صنفی که بعضا ترحمی به ساختار مردم نهادی مانند نظام پزشکی ندارد چون تکیه بر دولت دارد.
    ۱۳- ما جزو چند کشور برتر در زمینه واردات دارو و تجهیزات پزشکی هستیم.
    ۱۴- ما جزو اولین کشورها در سطح مصرف دارو و اقدامات جراحی مانند سزارین میباشیم.
    ۱۵- ما جزو معدود کشورها هستیم که علی رغم بودجه دولتی در بخش سلامت قادر به اجرای سیستم ارجاع نمیباشیم.
    ۱۶- تفاوت در آمد در خود گروه پزشکان در ایران بین صفر تا دو میلیارد تومان در ماه ناشی از درآمد مهارتی در ایران است. در حالی که در کشور دولتی مسلک مانند انگلستان ۱۰۰۰ پوند و در در کشور تقریبا بی حساب کتاب آمریکا چند هزار دلار بیشتر نیست.
    ۱۷- ما جزو معدود کشورها هستیم که گایدلاینها و پروتکل نویسی ملی نداریم.
    ۱۸- ما تنها کشوری هستیم که شاخص هایی مانند Morbidity و Quality of Life را درنظر نمیگیریم.
    و بسیاری مشکلات دیگر.
    این مشکلات تنها نعطوف به حال نیست و تقریبا از سال ۱۳۵۰ شمسی نمود داشته است که راه حلی برایشان نیست.
    بعضی از پزشکان از بهم ریختگی قواعد در ایران بسیار استفاده میبرند و تن به قاعده و قانون برایشان سخت است.
    سخن وزارت مذکور که پول هم دارد در گلایه از بیمه ها جالب است که اعتراض به قیمت گذاری توسط بیمه ها دارد در حالی که با قدرت بیمه و قواعد آن آشنا نیستند.
    شاید یکی از راهکارها جمع کردن پیکان پزشکی در کشور و حذف وزارت بهداشت و درمان است و در نهایت ایجاد ساختار وزارت رفاه و سلامت در ایران است (مانند اکثریت کشورهای جهان) که استخوان بندی اصلی آن را تامین اجتماعی تشکیل میدهد البته نه اشتباه مصطلحی که سازمان تامین اجتماعی را فقط بیمه اجتماعی میداند.
    راه بهبود سلامت روشن است البته اگر به قواعد مدیریت تن در دهیم و الا علم بی محابا مانند یک سیل همه چیز را با خود میبرد.

    • مهدی اسفندیار گفت:

      جناب اقای فتحی نقد عالمانه ای به سخنان بنده داشته اید. منتهی نه اینکه نخواسته باشم تعرایف را بیاورم بلکه سعی نموده ام ادبیات بینابینی را برای درک بیشتر عموم و تبدیل نظرات کارشناسی به خواست عمومی برای رسیدن به عزم سیاسی برای اصلاح ساختارها داشته باشم. با این وجود بسیار سپاسگزارم که وقت گذاشتید و به غنا این مطالب را دوچندان و بلکه بیشتر افزودید.

  3. بیمه شده سازمان گفت:

    به مصداق کلام معصوم :
    اگر دین ندارید آزاده مرد باشیذ. .امام حسین علیه سلام
    حق را بگویید اگرچه به ضرر شما باشد. امام علی علیه سلام
    ضمن تشکر از مقاله خوب وجامع جناب آقای اسفندیار که در سه بند مشکلات سلامت کشور را توضیح دادند و نبود یک تصمصم گیری جامع ومتمرکز و مدیریت بهینه وتصمیم گیریهای جزیره ائی و معایب آن را بیان کردند و دوستانی که مطالبی در این باب گفتند جملگی سازمانی بنام سازمان سلامت و مدیریت (واحد) درمان کشور را طلب میکند تا با روش های علمی مسایل ومشکلات را به سامان برساند و سیستم خدا منشی برای همیشه از این بخش برچیده شود اما……….برای
    من بعنوان کارمند تامین اجتماعی هنوز برای من مفهمو م نیست که مشکلاتی را که درمان برای سازمان تامین اجتماعی داره هم در داخل سازمان و هم خارج ازآن اینقدر ساز مخالفت با جدا ئی درمان از این سازمان را سر میدهند. وهیچ کس هم اگر نگویم جرائت بیان واقعیات را ندارد حداقل به بیان مشکلات و چرائی تولیت در مان با توجه به مشکلات کلان آن نیز سخنی به میان نمیآورد.اینکه
    ۱-به دلیل جذابیت رایگان بودن درمان این سازمان سیل متقاضیان استفاده از دفترچه بیمه و تحمیل هزینه های آن به صندوق ودر واقع به دینفعان اصلی از طروق غیر متعارف
    ۲-امکان سواستفاده از دفترچه دیگران به دلیل نبود یک زیر ساخت مناسب کنترولی
    ۳-محق بودن ذینفعان و حق انتخاب نوع درمان بدون محدودیت مراجعه وعدم ارایه خدمات با کیفیت به دلیل هجوم مراجعین مثلا مجبور بودن پزشک عمومی درمانگاه به دیدن بیماران با تعداد مشخص تا یک ساعت مشخص بدون توجه به میزان نیاز به زمان معاینه
    ۴-محدودیت و کمبود امکانات مراکز ملکی (مجانی)برای بیمه شدگان وشکل کیری روابط به جای ضوابط و رواج زیر میزی و حتی فعالیت کاسب کارانه اتاق های عمل به لحاظ تقبل هزینه ها بدون چانه زنی از سوی سازمان
    ۵-تحمیل و فشارهای روانی بر واحدهای بیمه ای و ایجاد ارعاب و تهدید به قطع پرداختهای چون حقوق ومزایا در عدم وصول بهنگام مطالبات به منظور تامین هزینه های درمان
    ۶-عدم کنترول مناسب ونطارت سیستمی در نحوه خریدها ی داروئی و سایر خریدهای مصرفی اعم از کیفیت وتعذاد و قیمت به دلیل گستردگی فعالیت و در آمیختکی و ایجاد مافیا
    ۷-هزینه های مراجعات چندین باره به مراکز ملکی وغیر ملکی وعدم احصاء علمی هزینه ها و مدیریت علمی آن و افزایش بودجه این بخش همه ساله توسط سازمان ودر واقع از جیب ذینفعان آینده ومستمری بگیران حداقل وعدم توانایی در افزایش حقوق آنها
    ۸-تمایل دولتها به تحمیل باردرمان ملی (مجانی) به صندوق تامین اجتماعی و افتخار سازمان به تکفل نیمی از جمعیت کشور و تامین هزینه های نامشروع از جیب ذینفعان و از محل صرفا” ۹% سهم درمان
    ووووووو هزاران دلیل دیگر که از ظرفیت این یاداشت بیرون است .و میتوان در این زمان جهانی بیاندیشیم منطقه ای عمل کنیم فرصت الحاق وتجمیع کلیه خدمات درمانی وتمرکز آن در سازمان سلامت را با پیگیری این مهم که مدیر عامل آن از سوی هیات امنای سازمان تامین اجتماعی تعیین گردد سازمان این مشکل ویاز بزرگ را به متولی حایز شرایط واگذار نماید .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *