رضا شهاب: توسعه فرهنگی تامین اجتماعی

مطالب مرتبط

۵ دیدگاه‌

  1. دکترمظفر کریمی گفت:

    سلام به همه
    جناب آقای شهاب از پیشکسوتان عرصه فرهنگی سازمان هستند که در هر دو حوزه قلم و عمل پیشتازبوده اند. مقبولیت نشریه تأمین ـ که در دوره خود مورد قدرناشناسی های بسیار قرار می گرفت ـ مرهون خوش ذوقی ها و تلاش های پیگیر ایشان است.
    فقط کسانی که با مطبوعات کار کرده اند می دانند که تولید نشریه هفتگی بدون امکانات مستقل و در چارچوب ساعات اداری و پرسنل سازمانی چقدر تلاش می طلبد و چه استرس و فشاری ایجاد می کند، بخصوص که مقید باشی کار را سر ساعت تحویل دهی.
    بی شک طی این سال ها همکاران سازمان خلأ نشریه وزین تأمین را حس کرده اند. برای جناب آقای شهاب و دوستانی که با جدیت راه ایشان را ادامه می دهند، آرزوی سلامتی و توفیق دارم.

  2. دوربین گفت:

    سلام و عرض ادب

    جناب آقای شهاب،شما در هر دو حوزه ارتباطی و فرهنگی سازمان منشاء اثرات و برکات خیر بوده ایدو بهتر می دانید که متاسفانه همان اطلاع رسانی نیز جدی گرفته نمی شود؛ این که فرهنگ سازی بشود و یا چگونه به این موضع و یا هدف برسیم به نظر راه درازی در پیش است وقتی در دورهای برای کاهش هزینه و صرفه جویی ؛ در کنار گذاشتن مقوله فرهنگ به صورت عام را یک راه حل می دانند،چه انتظاری داریم؛ازآن گذشته توسعه و یا تقویت بنیانهای فرهنگی جامعه مستلزم پاسخ گویی و شفاف سازی امور است و ….
    سپاس از تلاش تان برای اینکه چنین موضع زیربنایی را به اشتراک گذاشتید.

  3. رضا شهاب گفت:

    باسلام
    از اظهار لطف استاد گرامی جناب آقای دکتر کریمی و دوست و همکار بسیار ارجمندم جناب آقای دوربین صمیمانه سپاسگزارم.
    ضمنا علاقمند بودم این مطلب در دو بخش تقریبا مستقل گلوگاههای فرهنگی تامین اجتماعی و همچنین مخاطب شناسی در تامین اجتماعی درج شوند،اما چون به همین ترتیب فعلی برای تامین پرس ارسال کرده بودم و منتشر شد، به شکل دوم وصال نداد.
    ضمنا جا دارد از مسوولین محترم این سایت کمال تشکر را داشته باشم که یک تنه جور واحدهای سر به نیست شده سازمان از جمله موسسه عالی پژوهش تامین اجتماعی، معاونت فرهنگی و اجتماعی، مرکز اسناد و … را بر دوش می کشند. خدا قوت

  4. افشاری گفت:

    سلام و عرض ادب
    آنجا که شهاب! پر بریزد…. اجازه دهید جسارتا یک اصلاح کوچک داشته باشم؛ فرهنگ روحی نیست که به یکباره در کالبد یک مجموعه دمیده شود بلکه روحیست که با گذشت زمان و با تجمیع خرده فرهنگهای تشکیل دهنده آن مجموعه و در گذر زمان شکل می گیرد. هر مجموعه ای بسته به موقعیت اجتماعی، قومی ، مذهبی، ترکیب جنسیتی ، سنی و عناصر تشکیل دهنده دیگر که در راس آنها رهبری و مدیریت است در بستر زمان لباسی را به تن می کند که به نوعی برند آن مجموعه می شود .
    این لباس را نه ذ… ها می توانند به فرش برسانند و نه س… ها به عرش بلکه تنها در یک برهه ای خاص آنرا آغشته به لکه ای یا عاری از لکه ها می کنند.
    به امید روزی که لباس سازمان به جای نشان، جان آدمیت گردد. انشاالله.

    • رضا شهاب گفت:

      با سلام وتشکر از توضیحات ارزنده برادر ارجمند جناب آقای مهندس افشاری ،منظورم بنده نیزاز جمله “در حالیکه فرهنگ در هر حوزه ای پس از شروع فعالیت ها تواما در آن حوزه حلول پیدا میکند ” همان حلول تدریجی بود. اما انصافا به دیده منت میگذارم که تدریجی شما واژه ای بسیار مناسب تر از تواما است
      ممنون از توضیحات اکمل جنابعالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *