جای خالی مدیریت دانش در تامین اجتماعی

مطالب مرتبط

۴ دیدگاه‌

  1. دنیای مدرن در واقع دنیایی داده ‏گرا است. ما با داده ‏های عددی و غیرعددی در بخش های صنعتی ، بازرگانی ، مدیریتی ، مالی و علمی احاطه شده ‏ایم. این داده ‏ها باید تحلیل و پردازش شوند تا تبدیل به اطلاعاتی شوند که آگاهی بخش ، آموزش دهنده و پاسخگو باشند یا به شکل دیگری به درک و تصمیم‏ گیری ما کمک کنند.
    امروزه فناوری داده‏ کاوی (data mining) به موضوعی داغ برای تصمیم ‏گیران در آمده است ، زیرا این فن ، اطلاعات نهفته ی با ارزش تجاری و علمی را از داده‏ های حجیم ذخیره شده استخراج می‏کند. با این وجود ، ماهیت داده‏ کاوی فناوری جدیدی محسوب نمی ‏شود. استخراج اطلاعات و دانش از داده‏ های ذخیره شده یک مفهوم کاملا دیرینه در مطالعات علمی می ‏باشد. آنچه که جدید است همگرایی و اشتراک چندین رشته و فناوری‏های متناظر آن‏ها است که فرصت منحصر به فردی برای داده‏ کاوی به دنیای علم ، تجارت و اقتصاد ایجاد کرده است. اما داده‏ کاوی یا کشف دانش و معرفت از پایگاه داده ‏ها یک شاخه ‏ی نسبتا جدید علمی است که از انجام تحقیقات در رشته های آمار ، یادگیری ماشین ، علوم رایانه (به ویژه پایگاه داده ‏ها) شکل گرفته است. در واقع هـــــدف از داده کاوی ایجاد مدل هایی برای تصمیم گیری است. این مدلها رفتارهای آینده را براساس تحلیلهای گذشته پیش بینی می کنند. بنابراین نیاز به طراحی سیستم‏هایی که قادر به اکتشاف سریع اطلاعات مورد علاقه ی کاربران با تاکید بر حداقل مداخله ی انسانی باشند از یک طرف و روی آوردن به روش های تحلیل متناسب با حجم داده‏ های زیاد از سوی دیگر احساس می شود.

  2. سیدحشمت اله حسینی گفت:

    با سلام و تشکر از همت و اهتمام جنابعالی به استحضار می رسانم که هیچگونه تلفن و یا ایمیل ارائه نشده تا بتوان قرار ملاقات گذاشت باتشکر

  3. قاسم علیزاده گفت:

    باسلام خدمت دکترحیدری عزیز که همواره با نقطه نظرات به موقع موجب پشتگرمی همکاران ودرنتیجه دادن روحیه خدمتگزاری مجدد میشوند.بی شک مولفه های مختلفی در خلق دانش به خصوص تسهیم دانش که ازمولفه های مدیریت دانش میباشند نقش دارند که در این بین سرمایه اجتماعی نقش پر رنگ تری دارد.سرمایه اجتماعی با داشتن ابعاد مختلفی از قبیل اعتماد-همکاری -تعهد-شبکه ها-ارزش های مشترک-روابط وفهم متقابل تاثیر بسزایی در اجرا شدن این طرح میتواند داشته باشد .آن چیزی که در این مقاله بیشتر به چشم میخورد ،یادآوری عزیزانی است که زمانی سرآمد سازمان تامین اجتماعی بودند.ولی سوال اینجاست که چرا در حال حاضر شمار این دلسوزان کم ویا بهتر بگویم نقششان کم رنگتر شده.که با اندکی تعمق فکری میتوان به جواب این مساله پی برد.بهاندادن به همکاران پیشکسوت وصاحب نظر ،جواب ندادن یادیرجواب دادن به نظام پیشنهادات در بیشتر مواقع باعث مایوس شدن همکاران ساعی ودر نتیجه به انزوا کشیدن انها میشود.درجا زدن هکاران ساعی بدلیل ترس از جانشین پروری از سوی مدیران نیز عامل مهمی در عدم اجرای بهتر مدیریت دانش میباشد.سخن آخر را بیپرده بگویم .مدیریت دانش یعنی کنار زدن واز دور خارج کردن همکاران توانمند وبه مسند قدرت رساندن همکاران کم سواد دارای پشتوانه سیاسی.

  4. هوشنگ نظری گفت:

    باعرض سلام وادب خدمت کلیه همکاران محترم وتقدیروتشکرازجناب آقای حیدری جهت ارائه مطالب مفید

  5. سید نوری آقایی گفت:

    باسلام وعرض ادب و احترام به همکاران دور ونزدیک وعرض سلام وادب ویژه خدمت استاد گران مایه جناب آقای حیدری
    مثل همیشه دغدغه سازمانی در بیانی شیوا توسط ایشان به سمع و نظر همگان رسانیده شد اما تا کی باید این دغدغه ها بیان شود وگامی برای عملیاتی کردن آن بر داشته نشود راهی برای آن تصور نکردهام اماآنچه که بنده در بیست وچند سال از خدمات سازمانی تجربه کرده ام این بوده که اگر امور اجرایی به اهلش واگذار شود قطعا با توانمندی که در اهلیت طرف برای آن امر میتوان یافت با بکارگیری مدیریت دانش به آنچه امروز در سازمان های ایرانی از آن رنج میبریم دست خواهیم یافت . به همان مقداری که بنده به عنوان یک مدیر صف از از نبود مدیریت دانش در سازمان از آن رنج برده ام و کسی به زبان تخصصی وخواست علمی سازمانی من توجه ننموده به همان مقدار مدیرانی از جنس جناب حیدری در نبود سازکاری در آن بخشی که بارها از آن سخن به میان آورده اند و بعضا هم گامی درآن برداشته اند واقداماتی نموده اند به کرات دیده شده است .اما واقعا چرا سازمانها به این روز افتاده اند که من مدیر از دم در اداره باید الفبای انجام وظایف را گوشزد وحتی مدیریت کنم تا ارشدترین شخصی که در یک اداره مسئولیتی را به عهده دارد .آیا بهتر نیست ما سازوکارهای نیروی ماهر وتوانمند رااز ابتدا در سازمان نهادینه کنیم به واقع همان سازوکاری که جناب آقای حیدری در زمان حضور شان در معاونت امور استان ها نهادینه کردند و افرادی را شناسایی کردند که طی ۱۵سال گذشته علیرغم تلاطم سهمگین مدیریت های متنوع ؛ سازمان را پیدا و پنهان مدیریت نمودند که خود ایشان منظور بنده را بهتر میدانند.قطعا اگر بزرگترین رهبر یک ارکستر را برای نوازندگانی که مهارتی برای نواختن ندارند بگماریم که نقشی در انتخاب آنان ندارد کاری به پیش نخواهد برد .جناب آقای حیدری از آقای کرباسیان نام بردید که به حق ایشان به گردن همکاران سازمانی چون بنده حق ویژه دارند و در زمان مدیریت ایشان اولین دوره کاردانی تامین اجتماعی که مجوز آن قبلا بر زمین مانده بود راه آندازی شد و در واقع به دلیل انتخاب اساتیدی که از بدنه مدیریت سازمان بودند دانش سازمانی را که به قول شما در هیچ دانشگاه و پژوهشگاهی که بهتر است عین نظر شما را داخل پرانتز بیارم (بهر تقدیر و متاسفانه مقوله ” تأمین اجتماعی ” در هیچیک از سطوح ابتدایی تا عالی تحصیلی تدریس نمی شود و هیچ دانشگاه یا پژوهشگاه یا رشته تحصیلی در زمینۀ تأمین اجتماعی وجود ندارد و در طول ادوار فعالیت این سازمان بطور مستمر و همه جانبه نسبت به مستند سازی و تدوین تاریخ مکتوب آن اقدام نگردیده و با توجه به نبود نظام استاد ـ شاگردی ( برای انتقال تجربیات پیشکسوتان به شاغلین ) ، گسست بین النسلی ناشی از فاصلۀ استخدامی ده ساله ( سالهای ۱۳۵۴ تا ۱۳۶۴) و خلاء وجودی نیروهای مجرب در کنار کارکنان جدیدالاستخدام، اتکاء غالب پرسنل جدید به خروجی های عملیاتی سیستم های رایانه ای و کاهش مراجعات آنان به مستندات و مکتوبات سازمانی، تغییرات سریع مدیریتی و بسط و تعمیم این جابجایی تا پایین ترین سطوح مدیریتی و کارشناسی و تواتر و توالی تغییرات و… هنوز هم سازمان تأمین اجتماعی به این قدمت فعالیتی، صحنۀ آزمون و خطاست و جولانگاه راه حل های آزمون شده و… گردیده است. در حالی که ” هزار راه نرفته ” در پیش دارد و هیچ تاریخ نگاری و مستند سازی جامعی در دست نیست تا بتواند چراغ راه آینده قرار گرفته و تشخیص راه حل های موفق از ناموفق را تسهیل سازد.)در زمان ایشان اتفاق افتاد جز آن راه ؛ راه دومی وجود ندارد و متاسفانه هرچه این گسست بین النسلی در سازمان اتفاق می افتد به دلیل عدم انتقال این تجارب به نسل بعدی این زحمات واین تجارب به فراموشی سپرده میشود و آنوقت بایست هزینه وسرمایه زیادی برای تجدید آن بپردازیم و اکنون وقت آن هست تا با احیای همان آموزش های ضمن خدمت ویا دانشکده های علمی کاربردی و استفاده از ظرفیت های دانش همکاران شاغل بازنشسته بعنوان اساتید داشته ها و آموخته ها ی مان را به نسل بعدی منتقل کنیم تا این دغدغه و شکاف ایجاد شده را پوشش دهیم و صد البته با برگذاری سمینار و کنفرانس کاری به پیش برده نخواهد شد امید است با بودن افرادی چون جنابعالی که نگران ودغدغه تاریخ شفاهی و مکتوب را دارید با مصوباتی از این دست والزام مدیریت اجرائی سازمان به ایجاد نهادی از این دست با باز آفرینی نقش گذشتگان در نیروهای جدید الورود ودانش آموخته در مکتب تامین اجتماعی بیش از پیش تجارب گذشتگان را ارج بنهیم …تا هم سازمان وهم شرکای اجتماعی از آن منتفع گردند…به امید آن روز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.