حال تامین اجتماعی خراب است!

مطالب مرتبط

۴ دیدگاه‌

  1. هاشمی گفت:

    کاش جناب آقای اورکی در این سالهای به قول خودشان در تبعید چند کتابی در حوزه تامین اجتماعی می خواندند و سری هم به روزنامه می زندند تا نوشته های افرادی که در همین فضا به نقد های جدی به حوزه عملکردی تامین اجتماعی را می دیدند و اینقدر بر این نکته که کسی در این وانفسا چیزی نگفت پا فشاری می کردند و کاش خود ایشان در همان زمانها که خیلی های دیگر مدیریت ها را نقد می کردند به این نقد های اکنونی خود می پرداختند نه الان که فضا برای آن نقد ها باز شده است .

  2. افشین اورکی گفت:

    به نام خداوند دوستدار زیبایی ها
    جناب آقا یا سرکار خانم هاشمی؟!
    با درود و آرزوی موفقیت
    این پاسخ را برای آنهایی که مرا می شناسند نمی دهم. بلکه این پاسخ را به شما خواننده محترم و دیگر خوانندگانی که متاسفانه اینقدر زود قضاوت می کنند، می دهم. شما لطفا سری به سایت های خبری و تحلیلی بهارنیوز، بولتن نیوز، شما نیوز، خبرگزاری ایلنا، روزنامه های ملت ما، اعتماد، سایت خبری قانون و بسیاری دیگر از رسانه های مکتوب و الکترونیکی بزنید و سپس قضاوت کنید و ببینید که غیر از من و جناب آقای … کدامیک دیگر از دوستان این چنین مدیریت های سازمان تامین اجتماعی و سیاست های تخریبی شان را به نقد و چالش کشیده اند.
    حرف ما روزنامه نگاران شاغل در سازمان تامین اجتماعی این نیست که نفس برگزاری اینگونه همایش ها بد است، بلکه ما می گوئیم اتفاقا این دوستان مدیران عامل اسبق سازمان تامین اجتماعی تاکنون کجا بوده اند؟!
    اگر می خواهند پاسخ دهند که در زمان مدیریتی شان نمی توانستند ناگفته ها را بگویند و به قول ما روزنامه نگاران از پشت پرده ها سخن به میان بیاورند و افشاگری کنند، دستکم می توانستند پس از دوران ماموریت و یا عزل شان در سازمان تامین اجتماعی، ناگفته ها را با فعالان و مخبران رسانه های گروهی مطرح کنند. نمونه ای عرض می کنم. جناب آقای فرخ ملکوند فر را که به طور حتم همه می شناسند.خوب ایشان و جناب آقای عونی و خیلی دیگر از این بزرگواران که اتفاقا همه آنها از پشت پرده های سازمان به خوبی و تمام و کمال خبر داشتند و از مشکلات سازمان تامین اجتماعی و فجایعی که طی این سال ها بر این سازمان بیمه ای، بیمه شدگان و مستمری بگیران به خوبی آگاه بودند، پس از دوران خدمتشان، بنا به دلائلی در لاک انفعال و سکوت کامل رفتند. دلائل آنها هر چه که بود نمی تواند افکار عمومی مردم را قانع کند. چرا؟ چون آنها افراد عادی نبودند که یک حقوق بخور و نمیر کارمندی دریافت کرده و بگویند مشکلات مردم و بیمه شدگان و مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی که به ما مربوط نمی شود.آنها مسوول بودند و به اعتقاد و باور همه افکار عمومی و وجدان های آگاه در پیشگاه خداوند متعال مسئولند و سکوت آنها، نمی تواند برای توجیه دلائل شان منطقی و عقلانی به نظر آید. خیلی از آقایان دیگر هم ترجیح داده اند تا سکوت کنند! دوست گرامی؛ اینکه من و امثال من می نویسیم به خاطر رسالتی است که بر عهده داریم. ما اجر و مزد خودمان را از یزدان بخشاینده طلب می کنیم و به دنبال این نیستیم که افرادی مانند شما عزیز بزرگوار به ما بگوئید دستتان درد نکند یا بکند. مگر وقتی بنده از مدیریت کنونی سازمان تامین اجتماعی انتقاد می کنم و مورد عتاب و خشم آنها واقع می شوم. مگر زمانیکه تهدید به اخراج شدن می شوم، شما و امثال شما می آئید و از حقوق من روزنامه نگار دفاع می کنید؟
    اینجا یک سایت مربوط به فعالان تامین اجتماعی است. بیائید و بیائیم تا به شکلی منطق با یکدیگر بحث کنیم. توهین و فحاشی در قاموس کارکنان شریف و زحمتکش سازمان تامین اجتماعی جائی نداشته و ندارد. خواننده محترمی ما را به بی لیاقتی متهم می کند. اشکالی ندارد. همان زمان که بنده از آقای …. انتقاد می کردم، از سوی گروهی از همکاران شما در شعبه به این مساله متهم شدم که آقا جان … والله آدم خوبی است. می پرسیدم چرا؟! می گفتند: ما چکار داریم که در … چه کرده است! ما چکار داریم که منابع سازمان را چه و چه می کند. همین که کارانه تلاش، بهره وری و سایر مزایای ما را که ذبیحی قطع کرده بود دوباره می پردازد، این مساله نشانگر این است که وی آدم خوبی است. دوست گرامی؛ منطق این گروه از همکارانتان را می بینید؟!
    خوب با این حساب؛ اگر بقال سر کوچه شما هم مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی شود و حق و حقوق قانونی شما را بدهد باید بگوئیم آدم خوبی است؟!
    پس منافع بیمه شدگان و مستمری بگیران این سازمان در کجای معادله های فکری برخی از این کارکنان قرار دارد و یا بهتر است بگوئیم قرار می گیرد؟!
    اگر … حقوق و مزایای قانونی شما را می دهد، کار زیاد و خارق العاده ای نکرده است. اگر شما به لحاظ قانونی شایسته دریافت این حقوق و مزایا هستید که به طور حتم نیز هستید، پس ایشان و یا هر کس دیگری که این مزایا را به شما بدهد کار زیادی نکرده است. اما اگر به فرض، شما شایسته این حقوق و مزایا نیستید، پس این پرداخت های غیر قانونی هم به سایر عملکرد ضعیف و غیر قانونی وی باید اضافه شود. اما شما نوشته اید که بنده اکنون که فضا باز است، اقدام به نوشتن کرده ام. خیلی ببخشید. شما تقصیری ندارید.عرض کردم بنده و دوستان من به خاطر شما ننوشته اند که حالا از شما انتظار تشکر و قدردانی داشته باشند. اما بیائید با تحقیق و عادلانه سخن بگوئید. از زمان آقای دکتر حافظی و حتی پیشتر از آن، از زمان آقای مهندس حسینعلی ضیائی، به شیوه های مدیریتی مدیران تامین اجتماعی انتقادهایی مطرح می کردیم. مستندات آن نیز دز هفته نامه تامین و آتیه موجودد است. بعد هم که این دو هفته نامه به دستور علی ذبیحی مدیریت وقت سازمان تامین اجتماعی تعطیل و یا بهتر است درستتر بگوئیم توقیف شد؛ رو به سوی سایت ها، خبرگزاری ها و رسانه های دیگر آوردیم. تبعات آن را نیز تاکنون پرداخت کرده ام و زین پس نیز پرداخت خواهم کرد.
    دوست و سرور گرامی؛ جناب آقا یا خانم هاشمی بزرگوار، من نیازی ندارم تا سری به روزنامه ها بزنم. من در حال حاضر در روزنامه ها نیز مشغول به کار هستم. خوشبختانه آرشیو روزنامه ها نیز موجود است. غیر از جناب آقای … که به شکلی جدی مباحث تامین اجتماعی را در خبرگزاری ایلنا مطرح می کردند، سند مکتوب دیگری از پرده دری و انتقاد کارکنان تامین اجتماعی در رسانه های مکتوب و الکترونیکی موجود نیست. کسی هم بابت این مساله از آنها گله و شکایتی نداشته و ندارد. چرا شما بزرگواران به خودتان می گیرید. کارمند شاغل در شعبه این قدر مشغله فکری دارد که نتواند به آنها برسد. تازه نوشتن در حوزه رسانه ها کار افراد متخصص است. همانگونه که بنده و سایر همکارانمان در حوزه رسانه ها، ادعای تخصص در مثلا کار یک کارشناس درآمد شعبه را نکرده و نمی کنیم. کار روزنامه نگاری در ایران مانند راه رفتن روی طناب نازکی است که پائین آن نیز یک میدان مین است. این عین عبارت جناب آقای رجبعلی مزروعی از روزنامه نگاران باسابقه ایران است. همه ما دلمان برای سازمان تامین اجتماعی می سوزد و نگران آینده آن هستیم. نظر شما و سایر خوانندگان این سایت وزین نیز محترم و صائب است. اما بزرگواران به جای توهین و دشنام دادن، اگر حرفی دارید محترمانه بنویسید. اینجا هم کار نشد بنده در خدمتتان هستم. البته اگر از چاپ اسمتان واهمه ای ندارید و حاضر به پذیرش تبعات آن هستید. موفق و پیروز باشید.

  3. خبرنگار گفت:

    به قول داود خان میرزایی افشین عزیز
    دستت درد نکنه که اینبار آرامشت را حفظ کردی
    به قول مولا علی
    هرکس بر مرکب صبر و شکیبایی بنشیند به پیروزی نهایی دست یابد

  4. محمدرضا عيوق گفت:

    جناب اورکی دستت درد نکند که غم سازمان را داری و آنرا بیان میکنی.همان طور که اشاره کرده ای حال سازمان خراب است و باید بدادش رسید اما چگونه؟ این خیلی مهم است .اجازه دهید مثالی بزنم.این مثال را زمانی که آقای مهندس ضیایی دوهفته ای بود که بعنوان مدیرعامل به سازمان وارد شده بود در همایشی در سالن نگین بعنوان نماینده کانون همکاران بازنشسته عرض کردم:
    “همسایه دارم که پیش از انقلاب ۱۶سال در آلمان کارکرده بود و با شروع انقلاب به ایران بازگشته بود.چهار سال قبل از تامین اجتماعی آلمان نامه ای دریافت میکند با این مضمون که چون سال آینده شما به سن بازنشستگی میرسید و سابقه پرداخت حق بیمه تان در آلمان به نصاب رسیده است برای شما مستمری بازنشستگی برقرار خواهد شد .الان سه سال است که هر ماهه مبلغ مستمری برای ایشان حواله میگردد.”
    این امر نشانه آنست که سازمان تامین اجتماعی آلمان به تعهد ات خود درقبال بیمه شدگانش پایبند است و اجرا میکند. ابزار و لوازم و روشهای لازم را در اختیار دارد.این امر نشانه وجود یک مدیریت آگاه به امور و یکپارچه میباشد و وارد جزئیات نمیشوم که مجال آن نیست . آیابرخورد سازمان ما در قبال بیمه شدگان و مستمری بگیران و کارفرمایان چنان است ؟ که البته نیست . اشکال کار کجاست ؟ نبود مدیران ارشد آگاه به امور تامین اجتماعی ، فقدان حساب انفردادی بیمه شدگان منسجم و یکپارچه ، عدم توجه به محاسبات بیمه ای ( آکتواریا) که اساس و زیر بنای بقای هر سازمان بیمه ای است .نبود رابطه منطقی و انسانی بین سازمان و بیمه شده و کارفرما،و دست آخر امر سرمایه گذاری که آنهم مشکلات خاص خود را دارد بعلاوه مواردی که شما اشاره کردید.
    مدیر عامل انتخابی رسالتی بس سنگین بعهده خواهد داشت . انشااله فردی آگاه به امور بیمه و تامین اجتماعی انتخاب شود در اینصورت میتواند با انتخاب مدیرانی لایق و شایسته وبا برنامه ریزی منسجم و سازماند هی مناسب سازمان را در راستای اهدافش هدایت و راهبری نماید .
    در اینجا توصیه میکنم که مدیر عامل انتخابی اکیدا” از نظرات مشورتی همکاران بازنشسته از طریق کانون همکاران بازنشسته بهره مند شوند و با تشکیل اطاق فکر این امر تحقق پیدا میکند. به امید پیروزی و موفقیت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *