درمان سازمان تأمین اجتماعی” واس ماس”

مطالب مرتبط

۲۵ دیدگاه‌

  1. سعید تاجیک گفت:

    با سلام و احترام

    عنوان انتخاب شده بسیار عالی بود.

    اثربخشی عنوانی درخور شرایط روز جامعه بدون در نظر گرفتن تمامی مطالبات به حق و قانونی ، در دل سنگ نیز اثر خواهد گذاشت . درگذشته نیز بارها به انحاء مختلف این موضوع از مراجع و تریبونهای مختلف ارائه شده بود ولی شاید این بار تاثیرگذاری بیشتری داشته باشد… شاید
    خلاقیت به کار رفته در عنوان انتخابی قابل تحسین است…
    باقی بقای دوستان

  2. دکتر مظفر کریمی گفت:

    باسلام
    حساسیت های به موقع جنابعالی به مسائل مهم سازمان قابل تقدیر است. متاسفانه اشتهای سیری ناپذیر وزارت بهداشت برای تصرف همه ارکان و اجزای مرتبط یا حتی نامرتبط با سلامت راه را بر گفتگوی کارشناسی بسته است.
    سیاست های کلی سلامت به وضوح بر تفکیک تولیت از سایر بخش ها تاکید دارد و روند تصویب این سیاست ها نیز نشان می دهد که نه تنها تجمیع مد نظر نبوده بلکه با یکپارچگی و تمرکز به صراحت مخالفت شده است.
    سیطره تمام و کمال وزارت بهداشت بر همه حوزه های سیاستگذاری و اجرایی بهداشت و درمان کشور از سال ۱۳۵۵ به بعد مشکلات حادی را در نظام درمان کشور سبب شد و موجب گردید که ابتدا بیمه درمان سازمان تأمین اجتماعی در سال ۱۳۶۹ از آن وزارت منتزع شود و سپس کلیه بیمه های درمانی در سال ۱۳۸۴ به وزارت رفاه و تامین اجتماعی منتقل گردد.
    جالب است که گام اول را در پیشنهاد انتزاع بیمه های درمانی از وزارت بهداشت ، سازمان برنامه و بودجه برداشت و با انتشار گزارشی در فرایند برنامه سوم توسعه ، بخش عمده مشکلات بیمه ها را ناشی از این نوع وابستگی دانست.
    نتیجه بحث های کارشناسی طولانی در شورایی که ریاست با وزارت بهداشت و دبیری آن با سازمان برنامه بود، منجر به شکل گیری نظام جامع تأمین اجتماعی در قالب ماده ۴۰ قانون برنامه سوم شد.
    متاسفانه گذشته ها زود فراموش می شود و امروز وزارت بهداشت که باید در جایگاه متهم قرار گیرد، مدعی همه چیز شده است.
    به نظر من اگر گذشته ها شفاف تر شود، نتیجه عملکرد واقعی هربخش روشن تر خواهد شد.

  3. فریدون احسانی ( کارشناس فرابری داده ها ) گفت:

    با سلام
    از نگاه پر از ظرافت شما به این مقوله سپاسگذاریم( به عنوان خانواده تأمین اجتماعی )، امیدواریم این اشتهای سیری ناپذیر بیگانگان به مسائل تأمین اجتماعی روزی تمام شود و با منطقی صحیح به مقوله تأمین اجتماعی نگریسته شود
    به امید آن روز با سپاس

  4. ابوالفضل رنجبر گفت:

    سلام علیکم
    بنده اعتقاد دارم اگر توان درمان مستقیم سازمان تامین اجتماعی به تناسب افراد تحت پوشش آن توسعه یابد، بسیار مناسب است و نه تنها بایستی حفظ گردد بلکه برای توسعه آن باید تلاش نمود.
    باعنایت به احترام به تمامی همکاران عزیزمان که در درمان سازمان تامین اجتماعی اشتغال بکار دارند، باید بدانیم آیا توانسته ایم خدمات درمانی متناسب با شأن و منزلت بیمه شدگان محترم سازمان که عمده ی آنها از اقشار زحمت کش جامعه هستند، ارائه نمایم.
    مدافعان درمان مستقیم سازمان چه نمره ای به درمان سازمان می دهند؟
    هدف و ماموریت سازمان تامین اجتماعی چیست؟ بیمه یا درمان
    طبق این آیه قرآن که خداوند می فرمایند:” کلُ شیٍ یرجعُ الی اصله”. درمان ماموریت اصلی سازمان است یا فعالیت های بیمه گری؟
    قبلاٌ هم عرض کردم آمار درمان مستقیم و درمان غیرمستقیم سازمان در دستان شماست، تنوع خدمات درمانی ای که بیمه شدگان محترم دریافت می نمایند در کدام نوع بیشتر است؟
    میزان هزینه ای که در این دو نوع درمان سازمان پرداخت می نماید با توجه به سطح، تعداد و تنوع خدمات کدامیک رضایتِ بیشتر بیمه شدگان را تامین نموده است.
    این تعداد مراکز ملکی سازمان پوشش تامین درمان ۱/۲ ازجمعیت کشور را می دهد؟
    بنا بر اصل پارتو ۸۰ درصد بیمه شدگان محترم سازمان تامین اجتماعی از ۲۰ درصد درمان کشور منتفع می شوند.(در حوزه درمان مستقیم).
    آیا با سازوکارهای بهتر نمی توان این خدمات را به صورت رایگان توسعه داد؟
    ما می دانیم که بیمه شدگان ۸۰ درصد هزینه درمان خود را از جیبشان پرداخت می نمایند و ۲۰ درصد الباقی را دولت و سازمان، تامین می نماید. با چه اصولی می توان این درصد را معکوس نمود و رضایت بیمه شدگان را جلب نمود؟
    آیا می دانید درمان در کشور کمونیست کوبا نه تنها برای ملت آن کشور بلکه برای افراد توریست نیز رایگان می باشد؟
    فرموده اید: اموال و منابع درمانی سازمان تأمین اجتماعی از محل ذخایر و اندوخته های چندین نسل بیمه شده و مستمری‏بگیر سازمان شکل گرفته و قوام و دوام یافته است و مشاع، بین النسلی و “حق الناس” است. ضمن تایید می توان از دیدگاه بالاتری باتوجه به ترکیب حق بیمه دریافتی، آن را بیت المال مسلمین دانست.
    چه حق الناس و چه بیت المال مسلمین باشد با اجازه ولی فقیه و دریافت حکم حکومتی می توان ماهیت آن را تغییر داد.
    نهادهای عمومی غیردولتی همچون سازمان تامین اجتماعی با تصویب مجلس شورای اسلامی شکل می گیرد و با تصویب مجلس شورای اسلامی نیز می تواند حدود و ثغور فعالیت ها ی سازمان بنا به تشخیص متولیان امر تغییر یابد.
    حکایت سازمان در دریافت مطالبات خود از دولت همچون آن قصابی است که مشتری ابتدا نسیه مقداری از اوگوشت می خرد و پرداخت آن را موکول به ماه بعد می نماید و ماه بعد که می آید به قصاب می گوید پول گوشت را آورده ام و قصاب نیز پول گوشت را با خوشحالی دریافت می نماید.هنگام رفتن مشتری به قصاب می گوید به همان مقدار قبل گوشت می خواهم و قصاب نیز با خوشحالی گوشت را به مشتری می دهد و باز پرداخت آن را به دوره بعد که آمد موکول می نماید.
    البته تعهدات دولت کمک مناسبی را در تنگناها به سازمان می نماید هر چند که سازمان با اتکاء به منابع داخلی خود به تعهدات خود عمل می نماید.
    خیلی صحبت دراین باره هست و مجال کتابت تک تک موارد نیست.

  5. مهدی اسفندیار گفت:

    با سلام و تبریک سال نو خدمت همکاران عزیز و جناب آقای حیدری نایب رئیس محترم هیئت مدیره ی سازمان تامین اجتماعی
    ابتدا از اینکه با حضور در فضای مجازی و نشر آرا و افکارتان در همراه نمودن بدنه ی سازمان تامین اجتماعی و بیمه شدگان تلاش می کنید تشکر کنم و امیدوارم موفق باشید.
    اما نکاتی از باب تذکر خدمت حضرتعالی و اعضای هیئت مدیره به عنوان یک فعال اجتماعی و کسی که سالیانی از عمر کوتاه را در مسیر مطالعه نظام سلامت سپری کرده ام دوستانه و مشفقانه عرض می نمایم که امیدوارم به دل شما نیز بنشیند, چون حقا از دل بر آمده است.
    راه دفاع از منافع سازمان , دفاع از منظر صنفی نیست بلکه از منظر علمی هست از منظر علمی نیز باید به این پرداخت که آیا وزارت بهداشت و درمان که مسبب اصلی تولید خدمات القایی به عنوان عامل اصلی بلع منابع بیمه شده است , لیاقت مدیریت بر ابن سازمان را دارد؟ راه افشای این واقعیت نیز این است که در کنار هزاران پروژه های مطالعاتی که هزینه های فراوانی برای سازمان داشته است , سازمان در راستای ماموریت های اصلی خود , مطالعه کند که وضعیت انجام پروسیجرهایی نظیر آنژیوگرافی و اکوکاردیوگرافی و سی تی اسکن و انواع و اقسام جراحی ها در کشورهای مشابه ایران نظیر مصر و ترکیه چگونه هست ؟ تا مشاهده کنیم که در میان فریاد مسئولین وزارت بهداشت در لزوم عمل به سیاستهای کلی نظام در حوزه سلامت , مساله خدمات القایی که یکی از اجزای اصلی سیاستهای کلی هست, چرا به سکوت کشیده شده است و مدعیانی که می گویند کمر نظام سلامت را بیمه ها شکسته اند, در عمل چگونه حقیقت را وارونه جلوه داده اند؟؟؟
    به نظر می رسد شفاف شدن هزینه های بیمه ها در حوزه سلامت و اعداد و ارقام کمی و کیفی و مقایسه ای تنها راه پاسخ دادن به شبهات و بر ملا کردن نیات افراد مطرح کننده ی بحث ادغام است.
    مطلب دوم این است که همراهی سازمان تامین اجتماعی با طرح تحول سلامت به نظر من با توجه به منافات جدی این طرح با سیاستهای ابلاغی و سند توسعه پنجم و بیست ساله و …. جای تامل بسیار دارد زیرا بر اساس سند توسعه قرار بود که خرید درخدمت صرفا بر اساس سطح بندی خدمات و تظام ارجاع صورت گیرد.
    مطلب سوم این است که سایه سنگین رکود بر کشور حاکم است و اتخاذ سیاستهای انقباضی به نظر می رسد کاملا ضروری بوده و همراهی با طرحهای سخاوتمندانه تحول به اعتقاد حقیر جای تامل فراوان دارد.
    مطلب چهارم: معتقدم که انفکاک بخش درمان سازمان تامین اجتماعی با توجه به شرایط موجود امری بسیار محتمل است و بنده همگرایی و هم افزایی بدنه سازمان و پتانسیل های بیرونی را برای دفع این احتمال بسیار ناچیز می پندارم
    مطلب پنجم: پیشنهاد می کنم که بخش درمان سازمان تامین اجتماعی تبدیل به یک هولدینگ اقتصادی گردد و با ارزش گزاری اموال و حتی ورود آن به بورس راه برای ترمیم تعرفه ها و توریسم درمانی و ایجاد جذابیت برای اساتید مطرح برای فعالیت در این هولدینگ باز شود که در این صورت بحث ادغام نیز منتفی خواهد بود. ضمن اینکه باید خدمت شما یادآور شدم تا نظام بیمه ای ما اختیارات خود را باز نیابد و نظارت حرفه ای را مستقر نکند اساسا ضربه پذیر خواهد بود. باید به این سئوال اساسی پاسخ داد که آیا سیستم فعلی اسناد پزشکی پاسخگو هست؟؟ اگرنه آقای حیدری چه برنامه ای برای ایجاد تغییر که محور اصلی ماموریت دولت فعلی هست خواهند داشت.

  6. دکتر محمد پوستین دوز گفت:

    با سلام و احترام
    ضمن تشکر از دکتر حیدری که مطالب و واقعیتهای موجود را به زیبایی تبیین نموده اند .
    جا دارد از تلاشها ی هیات تحریریه سایت وزین تامین پرس که فضای خوب کارشناسی و علمی را در سالهای گذشته و علی الخصوص در سال ۹۳ با اتنشار مقالات گوناگون ایجاد نموده اند به سهم خودم تشکر ویژه داشته باشم.
    ۱- با بررسی سوابق گذشته درمان در کشور و مداقه در سیر اقدامات دوستان بخش بهداشت و درمان درمی یابیم که بخش درمان تا رسیدن به سطح مطلوب مسیر پر فراز و نشیبی را در پیش دارد و افراد مطلع و بی طرف امید چندانی به اصلاح در این بخش را پیش بینی نمی کنند و اقدامات شتاب زده و متاسفانه سطحی نگر و کوتاه مدت نتایج درخوری را نخواهد داشت چه آنکه اگر طرح بیمه سلامت به هر علتی به نتیجه نرسد(که انشاء الله به نفع مردم باشد) پیامد آن افزایش غیر باور هزینه های مرتبط و مانند گذشته از جیب مردم می باشد!
    ۲- یکی از مشکلات بخش درمان و سایر بخشهای مولد و قابل اعتنا نیاز به بودجه و تامین منابع می باشد.متولیان بخش بهداشت و درمان به دنبال دست یابی به منابع بخش درمان این سازمان می باشند و با توجه به تجربه تاریخی بخش درمان و جدا شدن درمان از سازمان، سطح کیفی خدمات به نفع بیمه شدگان از سطح فعلی، بهبود چشمگیری نخواهد داشت و تنها قسمتی از بودجه سازمان به بخش خواهان انتقال می یابد.
    ۳- با واگذاری احتمالی بخش درمان و گذشت سالها از این مهم سرمایه گذاری در درمان و تکمیل تجهیزات ،نگهداری بیمارستانها و … سرنوشت نامبهمی خواهد داشت که متاسفانه پس از بازگشت احتمالی بخش درمان به سازمان هزینه جبران مافات و رسیدن به سطح موجود برای سازمان بسیار سنگین و گران تمام خواهد شد.
    ۴-هر چند کاستیهای فراوانی در درمان سازمان و افزایش نامتعارف هزینها های این بخش و … مشاهده می گردد و سهم مدیریت این بخش در مدیریت کلان سازمان به وضع بی مثال فعلی و جولان عزیزان درمانی در سطوح گوناگون مدیریت سازمان انجامیده، لیکن خوش خیالی است که جدا شدن درمان را به معنی کاهش سهم نفوذ مدیریتی آن بخش بر سطوح مدیریتی سازمان تلقی نمائیم .
    ۵-به نظر می رسد گروههایی در بخش درمان خواهان اصلاح و افزایش سطح کیفی خدمات و بالا بردن رضایتمندی بیمه شدگان از خدمات درمانی می باشند که امید است فرصت اقدام و جهش بزرگ در ارائه خدمات درمانی برای کارشناسان نواندیش درمان فراهم آید.
    ۶- قسمتی از شرکتهای سازمان(شستا) در مقوله تولید دارو و … می باشد که ارتباط معنی داری با بخش درمان سازمان داشته و لذا تفکیک بخش درمان و واگذاری به بهداشت و درمان ،بطور غیر مستقیم اثراتی را بر شستا خواهد گذاشت…

  7. با سلام به همه دوستان و همکاران گرامی و ممنون از نقطه نظرات اصلاحی و تکمیلی که ارائه کردند و بویژه جناب”اسفندیار”بقول شاعر
    “سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند”

    • مهدی اسفندیار گفت:

      سلام
      جناب آقای حیدری
      در برابر دانش و تجربه ی شما و همکاران عزیز احساس عجز دارم و براساس نشستن دسته ی جمعی بر روی کشتی مشترک دغدغه ها را به شما منتقل می کنم. بر این باور هستم که کارهای مطالعاتی در راستای ماموریتهای اصلی سازمان باید کاربردی تر و مستمر تر ادامه یابد. ضمن اینکه متاسفانه حلقه مفقوده ی مدیریت بخش درمان سازمان تامین اجتماعی هنوز مفقود مانده است که شامل , تبدیل اطلاعات سنتی به اطلاعات متقن و فرابری داده ها شده , برای عرضه در مجامع علمی است , به خصوص با باز شدن باب اقتصاد مقاومتی این امر وظیفه ی قانونی سازمان تامین اجتماعی هست, یادم هست که در سال ۹۲ که ماموریت دفتر ریاست جمهوری را برای تهیه ی گزارش پیرامون خدمات القایی داشتم, سازمان تامین اجتماعی با وجود هزینه ای تقریبا هشت هزار میلیاردی در بخش درمان , هنوز اطلاعاتی در مورد روند مصرف استنت های دارویی و غیر دارویی نذلشت که از چند بعد حائز اهمیت بود, نخست ئضعیا سلامتی مردم که براساس شاخص های کمی این داده می توانست رصد شود و سپس روند نسبت دارویی به غیر دارویی که هزینه های غیر ضرور سازمان را مشخص می کرد و می توانست به نوشتن دستورالعمل ها بیانجامد , متاسفانه به جز یک استان , بقیه ی استانها اصلا چیزی نداشتند , یا نسبت سی تی اسکن ها و ام آر آی های نرمال به غیر نرمال و …. آزمایشها و …. بنده با مصیبت تمام توانستم از یکی از بیمارستان های غیر تامین اجتماعی عمق فاجعه را در بیارم که متاسفانه هیچ کمکی از سوی سازمان برای تداوم کار و احصایی حقوق مردم نشد , اگرچه آقای دکتر ا?????? سوداهایی در سر داشتند که متاسفانه با رفتن ایشان, بنده چند و چون کارها را مطلع نیستم. واقعا امیدوارم با تغییرات مدیریتی و تمرکز بر فرمانبری دادها در بخش اسناد پزشکی کاری اساسی صورت گیرد تا اینقدر تریبون تخریب سازمان و متهم کردن آن به شکستن کمر نظام سلامت یک طرفه نباشد.
      واقعا برای شما و مدیریت سازمان و دوستان دعا می کنم که انشالله گام های اساسی تر و فراتر از اندیشه ی اندک بنده انجام دهید.

  8. وحید رأوفیان گفت:

    با سلام خدمت کلیه همکاران ، کارشناسان و دلسوزان کشور علی الخصوص رفاه و تامین اجتماعی
    برادربزرگوار جناب آقای حیدری

    بعد از مطالعه نقطه نظرات ارزشمند دوستان که مطالب خودرا ارائه نموده بودند نکته ایی که به ذهن می رسد این است که ازگفته های سیاست مداران دولت یازدهم درمی یابیم که هدف غائی آنها تجمیع ویکسان سازی صندوق های بیمه ای و درمان می باشد زیرا که انتخاب های مدیریتی حاکی از نگرش صنفی وبعضایک طرفه می باشد واگر بگوئیم به دنبال اجرای سناریو های نوشته شده می باشند بی راه نبوده است انتخاب اعضای سیاستگذار درصندوقهای بیمه ای آن هم نه متخصص(پزشک)، نشان میدهد که سیاست های اصل ۴۴ به صورت هدفمند وآنهم موردی درحال پیگیری است.

  9. بهروز گفت:

    سلام….از منظر فن بیان بهترین روش در بخاطر ماندن ،بکاربردن الفاظی است که با چاشنی ولحن طنز ممزوج است وگوینده آن (جواد رضویان)با لحنی بیاد ماندنی آنرا بکار برده ونگارنده به زیرکی بهره گرفته،اما در اصل موضوع بهتر نیست یکبار وبرای همیشه معاونت حقوقی سازمان بحث حق الناس بودن اموال سازمان را در مجلس مطرح کنه تا بعد از تصویب بصورت قانون دربیاد ودیگه کسی نگه درمان سازمان “واس ماس”؟

  10. ارش قصابی گفت:

    با سلام و عرض ادب
    مطالب جناب آقای حیدری در حوزه درمان واقعا بجا و منصفانه بود و جای بسی تشکر و قدردانی دارد
    نگرش به سازمان بایستی با دید علمی و فنی باشد.
    متشکرم

  11. پیروز آگاهی ارشد اقتصاد سلامت گفت:

    با سلام و احترام

    تامین اجتماعی یک روح اتحاد بین نسلی و ملی است که دارای استاندارد های خودش میباشد .
    در ایران این مدل اختصاصی خودش است مثل بقیه مسایل.
    این سازمان دارای تاثیرات خاص خودش هم هست حتی در بازار سلامت کشور.

    قسمت درمان به دو بخش تقسیم شده است که قسمت بیمه ای (همان درمان غیر مستقیم) را داده ایم دست ارایه کننده خدمات همان پزشکان محترم و عزیز ، کاری که در کشور های دیگر محال است که قانون گذاری را بدهند دست خود افراد تحت شمول همان قانون نظارتی
    البته با این کاردست ارایه کننده خدمات را در بخش سلامت باز گذارده ایم حتی از این مساله در جهت سیاستگذاری یک طرفه در سلامت ملی استفاده بهینه می کنند.

    درمان مستقیم هم بازار کسب کار و حتی کارآموزی شده است برای همکاران پزشکان محترم و عزیز که زیر میز را هم تا حدودی میشناسند!!!!
    این شکل و شمایل دایم این فکر را در پزشکان مهربان تحریک میکند این سازمان » واس ماس!!!

    »بهترین کار دادن درمان غیر مستقیم به فارغ تحصیلان بیمه ای و اقتصادی و تبدیل درمان مستقیم به یک شرکت خدمات درمانی مانند بیمارستان میلاد در زیر مجموعه شستاست«

    و الا دایم این فکر در همه پزشکان چه وزیر و چه وکیل حتی کارمند غل غل میکند : تامین اجتماعی واس ماس یعنی همش واس ماس!!!!! بودجه اش هم واس ماس !!!!

    الان هم تعرفه دوباره رشد می کند و پرکیس !!!! چون همش واس اوناس

    و بیمه شده و ما تامین اجتماعی چی در ساختار تامین اجتماعی فقط کلاه گشادواسه ماس !!!!

  12. دکتر مظفر کریمی گفت:

    باسلام. یادداشت های دلسوزانه همکاران هرکدام در جای خود ارزشمند است. اما برخی از همکاران موضوع این یادداشت را به درمان مستقیم ربط داده اند در حالی که چنین نیست.
    – وزارت بهداشت درمان مستقیم را نمی خواهد که اگر می خواست، شاید به نفع سازمان بود.
    – وزارت بهداشت مدیریت بر حق بیمه سهم درمان را می خواهد تا بتواند پرداخت هزینه های درمان را بدون دغدغه رسیدگی و کسور و تاخیر انجام دهد و نظارتی بر آن حاکم نباشد
    – این یک دعوای ۳۰ ساله است که ما داریم . در سال ۱۳۷۰ که در شبکه بهداشتی وزارت بهداشت بودم، به خاطر دارم که به راحتی درباره مطالبات تامین اجتماعی می گفتند “از این جیب به اون جیب است”.
    – در میانه دهه ۷۰ که ناظر بخش درمان سازمان بودم و وزارت بهداشت متولی سازمان، فشار زیادی وجود داشت که نظارت بر صورتحساب ها را جدی نگیریم، پول بعضی بیمارستانها را که رئیس آنها معاون وزیر بود و کم هم نبودند، بی کسور پرداخت کنیم و … ،
    – در ده سال گذشته، بدون هیچ نظارتی از سوی وزارت بهداشت، تقاضاهای القایی و زیرمیزی ها افزایش یافته و تورم ناشی از تعرفه ها بیش از دو برابر تورم عمومی کشور بوده است. هزینه های اضافی را به جیب بیمار منتقل کرده اند و بیمه ها را مقصر جلوه داده اند.
    – وزارت بهداشت به کمتر از سیطره بر همه چیز قانع نیست. البته هم اکنون هم به دلیل توفق علمی بر اداره کنندگان بخش درمان، سیطره مؤثر دارد.
    – این نکته هم مهم است که نباید وزارت بهداشت را دشمن بپنداریم و وزارت دیگری را دوست. منظور من ضرورت تفکیک و تمایز نقش بین خریدار و فروشنده است. نباید یک دستگاه اجرایی واحد بتواند و برای خریدار و فروشنده خدمت فرمان صادر کند.
    – نکته مهم دیگر اینکه دستگاه اجرایی وزارت بهداشت آنقدر بزرگ شده که بخش عمده وظایف حاکمیتی آن معطل مانده اما همچنان درپی گسترش دامنه تصدی گری خود است.
    – یکی از همکاران هم انفکاک درمان از سازمان را قطعی تلقی کرده اند. خیر چنین نیست. قبلا وضعیتی از به مراتب بدتر هم وجود نداشته اما چنین اتفاقی نیفتاده است.
    – در این مورد کار علمی به قدر لازم و درجای خود انجام شد و می شود. پیگیری های اداری هم وجود دارد. اما کار رسانه ای اقتضائات خاص خود را دارد و از این جهت این مطلب و عنوان شایسته آن درخور و بجا بوده است.

    • مهدی اسفندیار گفت:

      جناب آقای دکتر کریمی
      سلام
      من فکر می کنم ؛ سوئ تفاهمی به وجود آمده، باید خدمت جنابعالی عرض نمایم که قبل از تصویب قانون بیمه پایه سلامت وزارت نشینان بهداشت با عنوان اینکه خریدار خدمت حق ارائه خدمت را ندارد، قصد تملک بخش درمان مستقیم را داشتند. بعد از تصویب این قانون و بحث تجمیع بیمه ها؛ این حضرات به سراغ بخش درمان غیرمستقیم ما رفته اند …. به هر شکل نیت سر جایش هست و چون پول و امکانات بسترساز قدرتمندی و رانت و پرستیژ سیاسی و اجتماعی و …. در کشور ما شده است و البته نیز بسیاری از کشورهای دنیا، لذا تا روزی که در تامین اجتماعی ریالی پول و امکانات وجود دارد ، همکاران محترم وزارت بهداشت نشین دست از تلاش برای گرفتن سکان خدمت رسانی به بیمه شده ها از دستان مدیران سازمان بر نخواهند داشت. ضمن اینکه یادآور می شوم ، بحث عرق سازمانی و تعصب به بیمه شده و موضوعی بیش از حد شعاری شده است و مدعیان ذره ای تلاش برای استفاده از ظرفیت های موجود سیاسی و اجتماعی برای نشاندنن طمع گران بر جایشان ندارند. چه آنکه معتقدم هرچه تقلای وزارت بهداشت برای کندن درمان مستقیم و غیر مستقیم از ما بیشتر باشد به معنای این است که همراهی های داخل سازمانی برای این اتفاق بیشتر است.
      من گمان می کنم موضوعی که امروز باید بحث شود؛ ادغام وزارت بهداشت در وزارت تعاون و کار و رفاه اجتماعی و شکل گیری وزارت سلامت و اجتماع به سرپرستی یک متخصص امور اجتماعی یا حقوقدان یا مدیریت اجتماعی می باشد. البته وزارت بهداشت نیز می تواند در غالب معاونت سلامت داین وزارت تازه تاسیس شده حیات داشته باشد. چه آنکه همه اهداف سیاستهای کلی نظام در حوزه سلامت و اجتماعی در اهداف تعریف شده ی این وزارت خواهد گنجید.

      آیا کسی را در میان مدعیان دفاع از بیمه شده ها یارای حمایت از این ایده هست

  13. همکار گفت:

    بسمه تعالی
    اینکه دغدغه بخش درمان را داشته باشیم مطمئنا جای تقدیر وسپاس دارد چه آنکه منابع آن از حق الناس بوده وبا توجه به تعریف عمومی وغیردولتی بودن سازمان هر گونه فعل وانفعالی بر سر مدیریت ومالکیت آن به نوعی تصویری از تعدی گری وتجاوز را به ذهن متبادر می نماید.واینکه جناب حیدری به تبع سوابق اجرایی و علمی در خصوص مطالب به ارایه نقطه نظرات کارشناسی می پردازند نکته ای ارزنده و قابل تقدیر می باشد که امید می رود دیگر صاحبان علم وقلم وتجربه نیز در مقولاتی از این دست به یاری سازمان بشتابند تا نیاید زمانیکه بخواهیم مصداق “از ماست که بر ماست” باشیم.به عنوان یک پیشنهاد ونقطه نظر کاش جناب حیدری برحسب توانایی و اشراف تجربی در مقوله ای همچون دغدغه های کارکنان سازمان ومواردی که سالیانی است با آن دست وپنجه نرم می کنند اقدام به ارایه نظر(نه از منظر نایب رییس محترم هیات مدیره) بلکه به عنوان یک صاحبنظر حوزه تامین اجتماعی نمایند چرا که به فرموده مولای متقیان فرصتها چون ابر بهاری در گذرند و با آمدن دولت تدبیر وامید وتیم مدیریت حاضر سازمان بارقه ای از امید در نهاد همکاران نمایان شده امید اینکه اکنون که در نیمه دوم عمر دولت تدبیر وامید و حضور سروران در مسند امورقرار داریم قسمتی از توان ایشان صرف تامین خواسته های معقول صنفی کارکنان باشد که بی گمان توجه به این مقوله اگر مقدم بر سایر حوزه ها نباشد کمتر از آنها نیز نخواهد بود.

  14. hamkar گفت:

    هی می گم چیزی نگو بتو چه !
    ولی آخه دیگه از شور به در شده
    من که دوران طلائی آقایان یادم نیست ولی زمانی که از مسند مدیریت دور شده بودند داد و فریاد شان یادمه،… آی بنی بشر ما چه ها که نکردیم و این مدیران بی لیاقت خائن دارند قله های سعادت سازمان تأمین اجتماعی را که ما با دانش فرا بشری با خون جگر و از جان گذشتی آنها را فتح کرده ایم با خاک یکسان کردند و…
    از وقتی دوباره برگشتند بر مسند قدرت میگن زلزه آمده اول باید آواربرداری کنیم تا بعد آبادانی احتمالا بعدشم …
    آخه آقای دکتر؟ شما وقتی به قول خودت از سازمان بیرون رانده شده بودی و دستت از همه جا کوتاه بود سنگری از کلام و خنجری از قلم ساختی ولی حالا چی حالا که باید سیاستگذاری کنید تصمیم ساز باشید قله هائی که همیشه پز آن را میدهید را دوباره فتح کنید میائید مثل یه جوجه مبارز افراطی از ادبیات سخیف(مهران مدیری) و… استفاده میکنیدآقا جان حرف و شعار تا کی؟
    یه چیز دیگه چرا انقدر اصرار به درستی یک تئوری غلط تاریخ مصرف گذشته ؟
    کارگزاری های رسمی که آقای؟ با توجیه کردن و کسب حمایت مستقیم شما ( البته طبق ادعای خودشان) توانست تشکیلات آن را ارتقاء بدهند ( و ظاهرا مزد آن که سرپرستی ردیف معاون دوم بوده را هم دریافت داشتند)واقعا چه دردی از سازمان و بیمه شدگان را درمان میکند دریافت هر برگ لیست ۲۰ تا ۳۰ هزارتومان از آدمهای کم سواد انصافه؟
    و تیم آقای یزدانی ؟
    نزدیک دو ساله با یک برنامه تفریحی ایران گردی با استفاده از یک لشکر ارباب جمعی سه استاد دانشگاه (با دستمزد بالا) هی مردمو جمع میکنند یک جزوه چند صفحه ای که هر بار می فهمند یه جای آن غلطه با یک کتاب که وقتی با چند آدم باسواد با حوصله برخورد میکنند میفهمند خیلی ازجاهای آن راخودشان هم نفهمیدن و تازه بعضی از قسمتهای آن درست ترجمه نشده است (خدا میدونه چند هزار جلد از آن خریداری شد) را به اسم برنامه ریزی استراتژیک به خورد مردم میدهند این یک کارآموزش غلط و پرهزینه برنامه ریزی استراتژیک هست یا یک کار استراتژیک عملی که مدعی آن هستند حالا اداره کل آموزش چطور هضم شد بماند
    آقای دکتر ؟ لطفا این سه سوال را جواب بدهید
    تا چه زمانی میخواهید بجای کار از کنایه استفاده کنید؟
    دلیل حمایت شما از کارگزاری های رسمی چیست؟
    مصونیت گروه ها و افراد مورد حمایت شما تا چه زمان ادامه خواهد داشت؟

  15. یک دوست گفت:

    با سلام و احترام

    طرز تفکر خرچنگی چیست ؟

    آیا می دانستید اگر چند خرچنگ را حتی در جعبه ای روباز قرار دهید ، باز هم همان جا باقی می مانند و از جعبه خارج نمی شوند؟
    با وجود آنکه خرچنگ ها می توانند به راحتی از جعبه بالا بروند و آزاد شوند ، این اتفاق نمی افتد ، زیرا طرز تفکر خرچنگی به آنها اجازه چنین کاری را نمی دهد و به محض اینکه یکی از خرچنگها بخواهد به سمت بالای جعبه برود، خرچنگی دیگر آن را پایین می کشد و به این ترتیب ، هیچ یک از آنان نمی تواند به بالای جعبه برسی و آزاد شود.
    همه آنها می توانند آزاد شوند ، اما سرنوشتی که در انتظار تک تک آنهاست ، مرگ است.
    این مطلب در مورد انسان های حسود نیز مصداق دارد. آنها هیچگاه نمی توانند در زندگی شان پیشرفت کنند و دیگران را نیز از موفقیت باز می دارند.
    حسادت نشانه ای از ضعف اعتماد به نفس است . هرچند این خصیصه ای همگانی است ، اما وقتی حسادت با بغض ها همراه گردد تباهی و سیاهی را فراهم خواهد کرد.
    بیایید حتی اگر خرچنگ هم هستیم ، خرچنگی فکر نکنیم!!!

  16. HAMKAR گرامی سلام
    هرچند مباحثی که مطرح کردید به موضوع اصلی مقاله و موضوع روز سازمان ارتباطی نداشت ولی به عرض نکاتی خدمت شما مصدع میشوم. بنده هیچگاه از”دوران طلایی” یاد نکردم و مدعی نشدم که دوران قبلی حضورم در سازمان طلایی بوده همانطور که در طومارهایی که مدتی پیش امضاء و منتشر شده بود ادعای دوران طلایی از طرف دیگران و برای دوره ای دیگر مطرح شده است. ولی مدعی هستم که در طرح ها و برنامه های بسیار زیادی مشارکت کردم که هنوز که هنوز است و حتی در دوره ای که مطرود و تبعید بودم خیلی ها نانش را میخورند و بعد از آن دوران اگر هنری بوده حفظ وضع موجود و یا بهره برداری از آن طرح ها و ایده ها بوده است بی هنری های زیادی هم در تخریب و تضعیف و تقلیل آنها صورت داده شده است (طرح سامان سوابق، اصلاح پارامتریک حداقل سابقه، رصد و مونیتورینگ سوابق منتقله، مدیریت بحران حوادث و … تنها بخشی از آنهاست). من در همان دوران کذایی که شما میگوئید هم نفر اصلی و تام الاختیار نبودم ولی مثل خیلی از همکاران دیگر مشارکت داشته ام و اگر توفیقی بوده متعلق به سازمان و همکاران است و در مورد خودم هم فقط یک مورد را میگویم و بس. نگارش و درج حکم اطلاق سود به بدهی های دولت در قبال سازمانهای بیمه گر در قانون نظام جامع فقط و فقط کار من بود الان نیمی از بدهی دولت از این بابت است و عاملی بازدارنده شد و هست برای صدور احکام مغایر با اصول و قواعد بیمه و ….
    در مورد کارگزاری ها این ایده از سوی من و در زمانی که در شعبه ۱۹ کار میکردم به کنگره تامین اجتماعی ارائه و مورد تقدیر قرار گرفت و در کتاب مجموعه مقالات درج شد و بعدها در قانون نظام جامع جزو ارکان سازمانهای بیمه گر گنجانده شد و اولین کاگزاری نیز توسط اینجانب و همکارانم به راه افتاد ولی بعدها تغییراتی در آن اعمال شد که نیازمند اصلاح و بازنگری است ولی من در مورد ارتقاء ساختاری آن و معاون شدن فرد مورد نظر شما کاری نکردم و اگر کسی از طرف من ادعایی میکند به خودش مربوط است و اگر بدانم حتما به آن فرد تذکر خواهم داد. ولی اگر در یک کارگزاری تخلفی صورت گرفت باید برخورد کرد و پیشگیری کرد وگرنه با این نوع تحلیل شما باید چاقوهای میوه خوری را جمع و ایده پرداز آنرا زندانی کرد چون یک نفر با چاقوی میوه خوری آدم کشته!
    در مورد بحث برنامه ریزی استراتژیک هم بنده حمایتی از فرد یا افراد خاصی نکردم ولی چون عده ای میخواستند برنامه یا مطالب تهیه شده توسط مشاوران یکی از اعضای سابق هیات مدیره را مبنای کار برنامه ریزی استراتژیک قرار دهند و طوری وانمود میکردند که در سازمان کاری نشده پیشنهاد کردم که سوابق قبلی هم دیده شود و فرصت ارائه به همه داده شود ولی بحث اساتید و تور مسافرتی و کتاب را نه درجریان هستم و نه اگر چنین هست تائید میکنم. بنظر من خرید کتاب اگر با هدف کمک به ناشر یا مولف باشد صحیح نیست حال چه این کتاب “دوستت دارم مادر” یا خوشنویسی فلان مقام سابق باشد یا کتاب برنامه ریزی استراتژیک و جک ولش و…

  17. تا چه زمانی میخواهید بجای کار از کنایه استفاده کنید؟
    با سلام مجدد به HAMKAR گرامی
    در جواب این سوالتان باید بگویم که من در این مقاله سعی کردم در حد بضاعت و توان خودم از کیان و تمامیت سازمان دفاع کنم و اینکار را در کنار کارهای اداری ام انجام دادم. به روزرسانی دستور کار هیات مدیره (فقط یک نمونه را میگویم وقتی با سایر اعضای جدید در آذر ۱۳۹۲ به هیات مدیره آمدیم ۴۵۰ دستور کار در جریان رسیدگی بود بعضی از سال ۱۳۹۰ ولی الان کار به روز است و دستور کاری در نوبت نداریم مجامع شرکتها و بودجه سازمان و شرکتها به روز بررسی و تصویب شده و …)جالب است بدانید در دوره قبل هم علیرغم همه رفتارهایی که با من شد وقتی بحث ادغام درمان مطرح بود من شرکت خانه سازی تبعید بودم و معاون پارلمانی وقت سازمان زنگ زد و گفت مدیرعامل سازمان میگوید مطلب بنویس و من ظرف صبح تاعصر یک گزارش کارشناسی تحلیلی و چند مطلب و مقاله نوشتم و ارسال کردم و اصلا به اینکه در این دوره با من چه رفتاری شده کاری نداشتم و الان هم که کیان سازمان به خطر افتاده بنظرم بایستی تلاش کرد تا انسجام و یکپارچگی سازمان حفظ شود و پس از رفع خطر بدنبال اصلاح امور بود. این گوی و این میدان اگر من بلد نیستم و کنایه میزنم و از ادبیات سخیف (دور از جان جناب آقای مدیری) یا… استفاده میکنم شما بفرمائید و با ادبیات کارشناسی و فاخر و وزین خودتان ما را راهنمایی فرمائید و برای جلوگیری از ادغام درمان مطلب بنویسید. ضمنا اگر اساسنامه ای که محصول دوران گذشته ای است که شما سنگش را به سینه میزنید مطالعه بکنید و وظایف و اختیارات هیات مدیره را بخوانید متوجه میشوید که من چند برابر وظیفه ام دارم کار میکنم.

  18. دلیل حمایت شما از کارگزاری های رسمی چیست؟
    سلام بهHAMKAR گرامی
    من حامی برون سپاری و کارگزاری های رسمی هستم و اصل ایده را قبول دارم الان بسیاری از سازمانهای سنتی سابق نظیر ثبت احوال و پست و اداره کار و … (که یک زمانی بعنوان مصادیق نظامات اداری ناکارآمد و … قلمداد میشدند) به سمت برون سپاری حرکت کرده اند
    ولی اینکه ایده کارگزاری های من را که قرار بود کارفرما در محل کارش باشد و کارگزار به سراغش برود برعکس کردند و فقط نقطه تماس را از شعبه به کارگزاری منتقل کردند و حتی کسانی که شما سنگشان را به سینه میزنید ابتدا میخواستند تعطیل کنند و بعد تحدید کردند و بعد میخواستند ادغام کنند در پیشخوان الکترونیک و یکنفر در ارکان سازمان بدنبال ادغام آن در پیشخوان بود و نمیفهمید که کارهای سازمان همه اش الکترونیکی نیست و عملیات میدانی است. و گسترش عمودی و افقی آنرا متوقف کردند و … باعث نمیشود که اصل برونسپاری زیر سوال برود. اگر متناسب با برونسپاری وظایف شعب و … تغییر نکرده و نظارت اعمال نشده یا … چه ربطی به اصل ایده دارد. آیا قیمت تمام شده خدمات در سازمان را محاسبه کرده ایم که بتوان با هزینه های کارگزاری مقایسه کرد و دست آخر اینکه نباید تخلف یک کارگزاری یا یک فرد را به اصل ایده نسبت و یا تعمیم داد مگر در واحدهای سازمان امکان تخلف و اخاذی و زیر میزی و…صفر بوده و هست؟
    و نهایت اینکه من از ایده اصلی و کارگزاری ها حمایت میکنم تا مادامیکه در جهت مصالح سازمان باشد و اصلا این به منزله حمایت از متصدیان فعلی کارگزاری ها یا آن فردی که مدعی شدید یا خودش مدعی شده است که با کمک من ارتقاء یافته نیست و اتفاقا بزرگترین مانع در توسعه و تعالی کارگزاری ها را همان افراد میدانم و به خودشان هم گفته ام و نوشته ام.

  19. مصونیت گروه ها و افراد مورد حمایت شما تا چه زمان ادامه خواهد داشت؟
    سلام HAMKAR گرامی
    بنده برای هیچ کسی مصونیت قائل نیستم
    من فقط در آن دوران که شما برایش سینه چاک داده اید کنایه نزدم میتوانید مقالات من را که در زیر لینکش می آید با دقت به تاریخ انتشار در وبلاگم ببینید
    http://a-heidary.blogfa.com/post-214.aspx
    نظر من در رابطه با برنامه ریزی استراتژیک
    http://a-heidary.blogfa.com/post-216.aspx
    http://a-heidary.blogfa.com/post-217.aspx
    مقدمه این دو مقاله را دقت کنید
    http://a-heidary.blogfa.com/post-211.aspx
    اگر فرصتی بود و رودرو میتوانستیم بحث و مناظره کنیم دقائق و ظرائف این کنایه ها را خواهم گفت چون برای تایپ مشکل دارم. ولی من حمایتی از گروهها و افراد نکردم و همیشه از سازمان و سازمانی ها حمایت کرده ام فارغ از نوع نگاه و مشی و… آنها و حتی فارغ از نوع رفتاری که در مقاطعی با من داشتند. من خط قرمزم سازمان و مصالح آن است نمیدانم در سال ۱۳۸۳ در سازمان بودید یا در جریان استعفای من بودید یا نه/ در آن مقطع من در مقابل دو مدیرعامل سابق و اسبق سازمان که اتفاقا ارتقاء مقام یافته بودند بخاطر مصالح سازمان ایستادم و هزینه اش را هم دادم. من نمیدانم چه کسانی را دارای مصونیت نزد من دانسته اید اگر مصادیق بگوئید بهتر میتوانم جواب بدهم ولی همانطور که گفتم در اساسنامه حاصل از دوران طلایی که شما منادی آن هستید اجازه ای و امکانی برای حمایت از طرف من وجود ندارد.
    من به اولین مدیرعامل دوران طلایی که شما طلایه دار آن شده اید و من را از سازمان تبعید کرد در دوره ای مدیرعامل خدمات ماشینی بودم صراحتا گفتم که “من برای شما کار نمیکنم بلکه برای سازمانی کار میکنم که شما مدیرعامل ان شده اید” من پیشنهاد معاونت مدیرعامل در امور اداری ومالی که از سوی مدیرعامل سابق سازمان به من شد را رد کردم و از نظر ریالی و مادی ضرر زیادی کردم و ۴ شاهد بر این مدعای خود دارم که میتوانند شهادت بدهند و قطعا وقتی حاضر نیستم این “برند” خود را خرج وزیر و معاون رئیس جمهور و مدیرعامل سازمان و … کنم قطعا حاضر نیستم آنرا خرج افراد و گروهها کنم

  20. سلامHAMKAR گرامی
    ضمنا من دکتر نیستم لطفا کنایه نزنید

  21. همکار گفت:

    با سلم خدمت همکاران محترم برادر گرامی جناب اقای حیدری- مطالب اخیر جناب اقای حیدری نشاندهنده شرایط وادبیاتی بوده است که کمتر از این بزرگوار مشاهده شده است. ضمن تشکر و قدردانی از این برادر بزرگوار ایشان را به صبر و بردباری بیشتر توصیه می نمایم. چرا ؟ چونکه تمامی دوستان ومسوولان نیز در مقابل بیان مشکلات وبی عدالتی های موجود به ارث مانده از دوره قبل همکاران را به صبر توصیه و سفارش می کنند باشد که مصلحت اندیشی بیدریغ در رده مسوولان ارشد سازمان هرچه زودتر پایان پذیرد.و بدنه اجرایی ازعدم حضور برخی مدیران ناتوان،سیاست زده و به تمام معنا اویزا ن به برخی نمایندگان به راحتی نفس بکشد

  22. سلام و وقت بخیر خدمت کارشناسان محترم تأمین اجتماعی
    جمعه قبل خدمت دو نفر از دوستانم بودم.
    یکی از آنها در حال حاضر ازمدیران وزارت بهداشت (دانشگاه علوم پزشکی مشهد) است و دیگری از مدیران عالی وزارت نیرو بود که دو سال قبل به خیل مستمری بگیران تأمین اجتماعی پیوسته است. بحث ادغام درمان سازمان با وزارت بهداشت موضوعی بود که پیش کشیده شد و تبدیل به مناظره ای داغ بین من و ایشان شد. استدلالش هم این بود که در همه جای دنیا یک نظام سلامت و یک متولی بهداشت و درمان داریم اما در ایران هر سازمان و ارگانی برای خودش بیمارستان و درمانگاه ساخته و خدمات درمانی ارائه می دهد. در برنامه ششم توسعه با ادغام و یکسان سازی خدمات درمانی کلیه بیمه ها، بیمه شدگان و مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی سرویس درمانی بهتری دریافت نموده و …
    در نگاه اول و با استدلال فوق، دوست مستمری بگیر ما که خیلی از جزئیات ماجرا اطلاعی نداشت حق را به دوست وزارت بهداشتی داد اما دست من هم چندان خالی نبود چراکه مطالعات و آگاهی قبلی اینجانب از عواقب ادغام و همچنین مطالعه یادداشت جناب آقای حیدری و کامنت های سایر دوستان کفه ترازو را در این مناظره سه نفره به نفع سازمان سنگین نمود. امروزهم دوست مستمری بگیر برای تمدید اعتبار دفترچه درمان دخترش به شعبه مراجعه کرده بود، ناگهان شاهد از غیب رسید و یک نسخه از هفته نامه آتیه نو با تیتر ” درمان تامین اجتماعی ادغام پذیر نیست ” که تازه به شعبه رسیده بود را تقدیمش کردم که خیلی به موقع بود. موفق باشید حق نگهدارتان

  23. بی طرف گفت:

    بسمه تعالی

    (بی طرف)
    ضمن سلام خدمت دو طرف، مرورعملکرد این چند سال در کشتزار سازمان تامین اجتماعی حکایت از کاشت کارگران، داشت برادران وبرداشت طلایی پاک دستان میکند. حالابا موضوعات مطرح شده از جنابان (همکار) حساسیت ودقت نظرایشان در مسائل ویترینی سازمان با نگرش غرضی وفرضی حکایت می کند . در دوره قبل نه چندان دور نه انتقادی بود نه جنابان همکار، فقط بودن همراه چه راهی بماند تا رای دادگاه …. . بازم معرفت بعضی ها رستم نبودن سردارسلیمانی هم نبودندر کل قهرمان نبودند ولی بودن . تاریخ بازم تکرارمی شه دوره کاشت که می شه ، یک بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود……

    امضا: بی طرف

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *