رفاه اجتماعي و توسعه (مروري بر كاركرد برخي نهادهاي حمايتي)

رفاه اجتماعي و توسعه (مروري بر كاركرد برخي نهادهاي حمايتي)
ناصر حق جو
فصلنامه رفاه اجتماعي، شماره 6، زمستان 1381  ص 75
 چکيده

چيرگي بر «فقر» همواره براي دولت هاي عدالت گرا به مثابه يک هدف راهبردي (استراتژيک) مطرح بوده است. به همين سبب، سياست ها و برنامه اي توسعه تاکيد «توزيع» (Distribution) و «برابري» (Equality) داشته و اين قبيل حکومت ها به تعديل فاصله طبقاتي اهتمام مي ورزند. در ايران نيز از آغاز سال 1375 به اين سوء شاهد نوسان هاي زيادي در سياست گذاري ها بوده ايم.

وجود تورم پنهان و آشکار، شرايط مساعد «رانت خواري» ساختار ناسالم اقتصادي، جنگ نه ساله، نظام مديريتي ناکارآمد و خنثي، رشد لجام گسيخته مشکلات اجتماعي (بيکاري، اعتياد و …)، گسترش کمي جمعيت زير خط فقر، … وضعيت نامطلوبي را به شرايط اقتصادي و اجتماعي کشور تحميل کرده و مقوله «رفاه اجتماعي» را به حاشيه عقب رانده است.

گر چه در خلال اين دوران براي حفظ حداقلهاي زيست همگاني تلاشهايي صورت گرفته است، اما روندها نشان مي دهد برآيند و نتيجه نهايي فعاليتها کافي نبوده جا دارد براي مهار «فقر گسترده» در «نظام تامين اجتماعي» و «رفاه ملي» تجديدنظر صورت گيرد. اين مجموعه به نهادهايي اختصاص يافته که به امور معيشت گروههاي تهيدست و کم توان اقتصادي مي پردازند و فعاليتهاي آنان بررسي شده است. در واقع هدف از اين بررسي تاثير کارکرد اين نهادها و موسسات، … در مقوله «رفاه عمومي» و «کاهش فقر» بوده تا به اين طريق نقش نهادهاي حمايتي بهتر تبيين و تحليل شود.

درباره admin