سازمانی ها

مطالب مرتبط

۱۹ دیدگاه‌

  1. مهدی اسفندیار گفت:

    آقای حیدری عزیز
    سلام
    همه ی گفته ها را گفتید…. تا کنون تصور بر این داشتم که برخی باورها و نگاه ها و انتقادات و اصول و ….. احتمالا مغفول مانده و یا آگاهی بر آنها وجود ندارد، به همین خاطر سعی می کردم که برخی مطالب را با علم به اینکه در کشور ما نقد بیشتر جریمه دارد تا تقدیر یا قدردانی، بیان کنم..،…اکنون با قلم زیبا و شیوای شما دریافتم که آگاهی هست، باید باور کرد که مشکل در بینش وجود دارد…. بااین حساب بنده به سهم خودم ، اذعان می کنم که حرف نویی در برابر این جملات کامل ندارم و به همین خاطر تصمیم گرفتم که برای همیشه از اظهار نظر در امور مربوط به سازمان خودداری می کنم که اذعان می دارم برای مدیران محترم سازمان و اعضای محترم هیئت مدیره و وزیر محترم تعاون….. با حضور جنابعالی نه تنها که جای خالی برای انتقال مطالب وجود ندارد ،بلکه حرف بنده زیادی جسارت است…. به امید آنکه روزی برسد که بیمه پرداز به جز دغدغه ی بیمه پردازی ، دغدغه ی دیگری نداشته باشد… روزی که همه به دور از حصارها ، به دور از سیاست بازی ها و سیاست زدگی ها ، به دور از انگ زنی ها و به دور از تملق و تخریب ، زیر پرچمی سفید… آنچنان عمر به سر کنیم که اگر روزی در کشاکش دهر و به نشیب پیری ، دستمان لرزان شد و قامتمان خمیده…. لاقل قلبمان استوار و ضمیری آگاه به وقت جان دادن، بر ما حاکم باشد… روزی که شرمنده ی نگاه کودکی که رو به ساختمان سازمان می کند نباشیم. امیدوارم با مدد حق ، روزی بر ما چهره بگشاید که رعنا جوان ایرانی، به جای نامه به دست دویدن…. استوار و با کرامت به آنچه لایق آن است برسد و بدانیم که حسابگری از آن خداییست که علمش از دایره ی زمان بیرون و بخشایش او برای جهانیان است.

    التماس دعا و پوزش از همه ی بزرگوارانی که نقدشان کردم و تشکر از تحمل خوبشان و طلب مغفرت از کسانیکه قلم با نفس آزادگی و شجاعت بر سینه ی کاغذ کشیده اند و حقیر آنچنان که باید و شاید در مقام خداقوت ، ادای دین نکردم.

    خدایا…
    اینک که به میانه ی عمر رسیده ام
    چنان خسته ام که گویی فتاده ام

    خسته از روزگار پر از درد و رنج
    ندیدن شنفتن، ندانسته گفتن

    خدایا….

    جهنم که گفتی چنین و چنان
    نما بر تملق سرایان عیان

    تملق همه چیزها ز بنیاد برکند
    زمظلوم عافیت، ز ظالم آخرت

    خدایا جهنم که گفتی چنین و چنان
    نما بر تملق سرایان عیان…..

  2. ابوالفضل رنجبر گفت:

    سلام علیکم
    جناب آقای حیدری واقعاً جای بسی امیدواری است که دقیقاً به پاشنه آشیل زمان که همان سرمایه انسانی است توجه خود را معطف داشته اید. خداوند رحمت کند تمامی شهدای عزیز وطن را که جزء اعتلای ایران اسلامی قصد و نیتی نداشتند. به یاد دارم پدر عزیزم با دو ضرب المثل ایرنی “یک دست صدا ندارد” و ” با یک گل بهار نمی آید” به شدت مخالف بودند و به این حقیر فرمودند: بدان که یک دست صدا دارد و هرگاه یک گلی را دیدی بدان که بهار شده است. لذا تغییر نیاز به عزم جدی کارگزاران یک مجموعه دارد، ابتدا باید بخواهند و در اجرا باید بتوانند تغییرات صحیح خود را به اجرا در آورند. ان شاء سازمان در مسیر تعالی خود به شکل یک شبکه اجتماعی گسترده و وسیع تبدیل گردد و با استفاده از این سرمایه اجتماعی عظیم که برآمده از سرمایه های انسانی سازمان است از آن پویایی و کارآمدی لازم برخوردار گردد که با اتکاء به منابع خود پاسخگوی نیاز امروز و فردای بیمه شدگان عزیز باشد.
    امید است روز به روز این نگرش در کلیه تصمیم گیران و تصمیم سازان سازمان گسترش یابد تا بتوانیم شاهد پیشرفت و تحقق اهداف سازمان تامین اجتماعی باشیم.
    موفق باشید و سربلند

  3. همکار شعبه گفت:

    آقای حیدری سلام
    اکثر همکاران شعبه فکر می کردند با آمدن شما و آقای نوربخش خیلی اوضاع سازمان بهتر میشود. ولی اینقدر مطالب شما را دیدیم که هیچ فایده ای به حال سازمان نکرد. فقط می نویسید. نمی گ.یم چرا می نویسید چون ضرری که ندارد بالاخره می گویند درد دلش را نوشته ولی چه تغییری ایجاد می شود والله هیچ. شما بگو شایستگی بگو آگاهی کو عمل فقط شعار می دهید و ما گوشمان از این حرفها پرشده است. جسارت ما را ببخشید ولی شما برای خودتان مدیر عاملی و هیات مدیرگی بکنید ما هم برای خودمان کارمندی. شما یوسف پیامبر بشوید عزیز مصر بشوید خواب ببینید و قحطی پیش بینی کنید راه حل بدهید ما هم لابد قحطی زدگان سازمانی. آقا جسارتا بجای این انشا نویسی ها پاشید بیاید شعبه ببنید ما چه می کشیم کجا داریم کار می کنیم بعد روضه بخونید
    واقعا چه انتظاراتی دارید از ما

    • شیرزنان سازمان گفت:

      سلام همکار شعبه ای عزیز
      سعی کنیم نقدهای خود را لطیف تر بیان کنیم تا تاثیر بیشتری داشته باشد

      • همکار شعبه گفت:

        سلام
        من که نقد نکردم. آقای حیدری را هم دوست دارم و به ایشان ارادت. فقط گفتم این همش حرف و شعار میشه و نمیزارنذ عملی بشه و تا پارتی نداشته باشی به هیچ جا نمیرسی. حالا همه این حرفها تو کتابه و هیچ مدیری انجام نمیده

  4. حمیدرضا اشراقی گفت:

    با سلام و احترام

    کاری که برای مردم انجام شود همیشه باعث افتخار است ولی در بعضی مواقع تاریخی اجرای وظیفه حساسیتهای بیشتری دارد.
    اکنون تامین اجتماعی بودن هم افتخار دارد هم نوعی عبادت است هم نوعی سربازی و جهاد برای کشور.
    تلاش برای ارایه خدمات در خود یگپارچگی و اتحاد ملی بوجود میاورد و هم نوعی عدالت اقتصادی را در کشور جاری میسازد.

  5. با سلام و عرض ارادت به همه همکاران عزیز
    طاعات و عبادات قبول
    هفته تامین اجتماعی مبارک باد

    به امید آن روز که سازمان تامین اجتماعی از حالت سیاست زدگی و باری به هر جهت به سوی استقلال (با بکارگیری بدنه کارشناسی قوی و دلسوز و مدیران واقعی و برنامه محور) حرکت و تداوم یابد .
    جناب آقای حیدری جان کلام را ادا و آنچه را ما در دل داریم ایشان اظهار فرمودند .
    با آرزوی موفقیت برای ایشان و همه دلسوزان

  6. شیرزنان سازمان گفت:

    با عرض سلام و قبولی طاعات و عبادات
    نمی دانم چرا همیشه ما کارکنان سازمان باید قناعت کنیم و سکوت کنیم و حق اعتراض نداشته باشیم …. احکام افزایشی را مدیر عامل امضا نکرد ما با سکوت کنیم و قناعت پیشه کنیم و از ایشانبعنوان یک مدیر اعتدال گر تقدیر و ستایش و تملق و… تورم بالااست مالیات ۱۵% افزایش یافت ولی حقوق ما ۱۴% اما ما باید قناعت پیشه باشیم … مدیر عامل دست میکند در جیب ما و با پول ما حقوق فولادیها پرداخت می شود ما باد سکوت کنیم ببینیم و خفه شویم آیا مسئولین می توانند با حقوق یک کارمند فقط ۱ماه سر کنند؟؟؟؟

  7. آذرخرداد گفت:

    با سلام و احترام
    مطلب شیوایتان را مطالعه کردم و برایم این سئوال پیش آمد که جنابعالی که مرض را تشخیص داده اید چرا نسخه دارویی ان را تجویز نکرده اید ، برادر و دوست گرانقدر و فرهیخته مدتهاست که سرمایه انسانی سازمان در سیلاب نا ملایمات مختلف ( همانها که بدرستی خودتان بیان کرده اید) افتاده است و هیچ مدیری بدنبال حل موضوع نیست . جناب حیدری به نظر من حداقل نسخه برای این درد ایجاد واحد مستقل مدیریت منابع انسانی است . البته به عنوان یک کارمند از شما که عضو هیأت مدیره سازمان هستید توقع دارم و داریم علت و دلیل اینکه در طول دو سال گذشته امکان ساماندهی نیروی انسانی فراهم نشد را توضیح دهید . آیا قضا کار خود میکند و شما کار خود یا فشارهای سیاسی ، وزارتی و …. باعث اتخاذ سیاست ادامه وضع موجود شده است . در عین حال از جسارتی که بخرج داده اید سپاسگزارم زیرا معتقدم تنها در سایه شفافیت و واقع نمایی است که می توان امیدوار بود آینده بهتر از امروز شود یا باشد .

  8. همکار گفت:

    با عرض سلام وقبولی طاعات برای تمامی همکاران زحمتکش درشعب تامین اجتماعی وبالاخص سرور گرامی جناب اقای حیدری . بی شک هر همکاری که به اندازه دو واحد درسی مدیریت گذرانده باشد نظرات جناب حیدری را بصورت ویژه تایید می نماید اما برای کارمند جزیی مثل بنده یک سوال مهم وجود دارد و اینکه به نظر جناب حیدری چه کسی باید این ساختار شایسته سالارانه را در این سازمان پیگیری و به اجرا دراورد واینکه چند سال از دولت تدبیر باید بگذرد و این منجی چه زمانی می اید . برادر گرامی جناب حیدری عزیز ایا میدانید که همکاران این موارد را از شما بعنوان نایب ریس هیات مدیره همکاران تان در این هیات مدیره انتظار دارند. نکند شما هم برخلاف گذشته درگیر مصلحت اندیشی شده اید . کجاست ان خودباوری وجسارت حضرتعالی . ایا مدیرعامل به نظرات هیات مدیره توجهی ندارد و یا اینکه نظرات شما با سایر اعضا تفاوت فاحشی دارد و پرسشهای جواب بیشمار. نرسد روزی که این ترکیب مدیرا ن ارشد شما باز هم تغییر کند شما بازهم با این مفاهیم سخنوری نمایید.می دانید که به عمل کار براید به سخنرانی نیست؟؟؟!!!

  9. ستا بیمه ای گفت:

    سلام
    سرورگرامی جناب آقای حیدری به درستی همه آنچه می بایستی گفته می شد گفتید واین جای بسی خوشحالی است که یکی ازمدیران عالی سازمان دارای چنین تفکراتی است ولی این سوال مطرح می شودکه آیاگفتن این سخنان برای خاموش کردن موج اعتراضات ناشی ازانتصابات ناصحیح والبته اقدامات ناصحیح ناشی ازاین انتصابات است ؟آیاصرفانوشتن وشعاردادن کافی است ؟آیا زمان آن نرسیده است که این حرفهاجامع عمل بپوشند؟آیازمان آن نرسیده که این تفکرات زیبادربین سایرمدیران سازمان نیزگسترش یابد؟
    واقعیت آن است که چگونه می توان از مدیرکلی که خودش براساس فرایند شایسته سالارمنصوب نگردیده انتظارداشت که در زیرمجموعه تحت نظرش اقدام به انتخاب براساس شایسته سالاری نمایدوبه این شکل روند ناصحیح انتصابات تا سطوح پایین سازمان نیز انتقال می یابدکه این امرموجب بروزدو آفت بزرگ می شود۱-برروی کارآمدن افرادازطریق ناصحیح (اولابه اشاعه فرهنگ پارتی بازی وتملق وچاپلوسی و….کمک می نمایدوثانیا موجب می گرددمدیران نالایق برای حفظ موقعیت خود بدون توجه به مصالح سازمان صرفادرجهت حفظ منافع حامیان خودباشند که این حاصلی جز فسادندارد۲-تضعیف روحیه همکاری واعتمادکارکنان به مدیران سازمان .
    بایدپذیرفت که سنت انجام انتصاب براساس فشاروپارتی درسازمان مااز قدمت زیادی برخورداراست واتفاق جدیدی نیست اما با شرایط فعلی سازمان بایدمتوقف گردد.
    نشریه تامین مورخ ۲۸اردیبهشت ۹۴ به تعریف فساداداری ازقول جناب آقای ضیغمی(مشاورمدیرعامل ومدیرکل دفترمرکزی حراست )پرداخنه بودودر بیان نمونه های ازاشکال فساداداری به مواردی چون کوتاهی درانتخاب وگزینش وارتقای افراد/باج دهی وسکوت درمقابل معضلات/ترجیح روابط برضوابط اشاره کرده است ودرادامه یکی ازمهم ترین عوامل شکل گیری فساداداری رابی توجهی به مدیریت منابع انسانی معرفی کرده و فقدان نظام شایسته سالاری ووجودبرخی مدیران ناکارآمد/وجودتبعیض درجذب وبه کارنگرفتن نیروهای برترونخبه وبه طورکلی ضعف دراستعدادیابی برای مشاغل /تبیین نکردن معیارخاصی برای انتصاب وارتقای سطح شغلی کارکنان /رانیزبه عنوان عوامل دیگربرشمرده است .
    حال سوال اساسی این است که چنددرصدازمدیران کل استانها(به عنوان مدیران ارشد سازمان )از مطالب مطرح شده بالادر نشریه تامین مطلع وچنددرصدخودراموظف به توجه ورعایت این مطالب می دانند؟
    زمانی که یک مدیر کل منصوب می گردصرف نظراز نحوه انتخاب وی بااین تفکر که شخص موردنظر مادرزادمدیرکل می باشد بدون هیچگونه آموزش وایجادآمادگی برای امری این چنین خطیربه محل خدمت فرستاده می شودوتازه این زمانی است که آزمون وخطاشروع می شود .اگرمدیرمربوطه باتوجه به حمایتهای به این سمت رسیده باشدکه وضعیت کاملامشخص است تمامی اقدامات صرفادر جهت جلب رضایت حامیان انجام می شودواینگونه است که یک شب سازمان تبدیل به حیاط خلوت گروهها واشخاص می گردد تمامی بخشنامه هاوقوانین سازمان با توجیهات واهی به کنارگذاشته می شوند وراه برای سوءاستفاده برخی هاآماده می شودواگرصدای ازکارمندی بلندشود بااین توجیح احمقانه که شمازیرنظرمسئول مستقیم کارمی کنیددرنطفه خفه می شود .حال به نظرشمااز پرسنل تحت نظرچنین مدیری چه توقعی می توان داشت ؟
    جناب آقای حیدری آیامی دانیدبرخی ازهمین مدیران سازمان رابه حیاط خلوت برخی صاحبان صنایع /استاندار/نمایندگان مجلس و….تبدیل نموده اند؟آیا می دانیدکه سازمان تامین اجتماعی باوجودمشکلات مالی که دارد به قول یکی ازهمکاران شوخ طبع ما تبدیل به بزرگترین وام دهنده بدون دریافت ضامن ووثیقه وحتی سود شده است ؟
    شایدبتوان مسبب بسیاری از مشکلات سازمان را وجود مدیران تحمیلی نالایق دانست که مدیران عالی سازمان نیز فکری برای آموزش واصلاح و از همه مهمتر نظارت بر اقداماتشان ننموده اند
    در پایان من براین اعتقادم که اینقدربایدگفت ونوشت (انتقادوپیشنهاد)
    تاسرانجام اندیشه های نیکوجامه عمل بپوشند وشاهدتاثیرات شگفت انگیز آنان باشیم .
    باآرزوی بهروزی

  10. حسن زاده گفت:

    با سلام واحترام
    ضمن آرزوی قبولی طاعات تمامی همکاران معزز
    گفتنی ها گفته شد و همه نیز شنیدیم ولیکن من باب تاکید بنده نیز به عنوان کارمند ی که دغدغه سازمان را به عنوان هم کارمند وهم بیمه پرداز دارم عرض می نمایم جناب آقای حیدری بسیط و جامع فرمودید و مصداق “جانا سخن از زبان ما میگویی “فرمودید ولیکن عزیز بزرگوار تفاوتی است بین ما وشما ، آن هم اینکه حضرتعالی در کسوتی قرار دارید که قدرت تصمیم سازی و تصمیم گیری داشته و ما فاقد این توانایی هستیم پس مسئولیت شما در عملی نمودن و خارج نمودن مطالب مذکور از مرحله شعار به منصه اجرا و ظهور بیشتر وخطیر تر می باشد.و شیرینی و حلاوت بیان و ارایه موضوعات مرتبط با دغدغه همکاران از زبان صاحب فنی هم چون حضرتعالی زمانی بیشتر خواهد بود که همکاران موارد اشاره شده را در مقام عمل ببینند.واز طرفی آیا بهتر نیست به عنوان یکی از اصول مدیریت که همانا پاسخگویی می باشد مدیر عامل محترم سازمان به یکی از دغدغه های امروز همکاران پاسخ دهند که فلسفه ،ضرورت و لزوم قبول تعهدات صندوقی اسف الاوضاع همچون فولاد چه بوده ؟چه آنکه صندوقهایی از این دست که زمانی جیک جیک مستانشان است و به فکر زمستانشان نبوده اند چرا می بایست از حق بیمه پرداختی بیمه شدگانی امثال بنده جهت رفع مشکل ایشان بهره گیری شود وآیا دولت نمی بایست متولی این امور باشد؟ای کاش در این خصوص نیز مطالبی از سوی مسئولین مطلع ارایه شود شاید که ضرورت این اقدام بر امثال بنده نیز روشن شود.به هر روی در انتها عرض می نمایم که ارایه مطالبی از این دست در این وانفسا از سوی مقامی مسئول خود غنیمتی است.موفق وموید باشید.
    یا علی

  11. ابوالفضل رنجبر گفت:

    سلام علیکم
    جناب حیدری وقتی از گوشه گوشه ی کشور عزیزمان ایران این پیام متحد و یکسان عرضه می گردد که انتصابات سازمان بر اساس شایسته سالاری نیست و بر اساس سیستم غنائم انجام می شود یا بر اساس نظریه کوتوله پروری، بایستی فکری به حال این موضوع نمود.
    متأسفانه می توان این نوع انتصابات را جزء مصادیق فساد اداری دانست.
    سازمان تامین اجتماعی بعنوان یک نهاد عمومی غیردولتی مثل ادارات کل منشعب شده از سایر وزارتخانه در مراکز استان ها نیست که بعنوان یک نهاد سیاسی تلقی گردد. لذا بایستی انتصابات در سازمان فارغ از تصمیات سیاسی انجام تا منافع تامین کنندگان و بازی گران اصلی سازمان فراهم شود.
    هرچه سایه سیاست زدگی از سازمان برطرف گردد سازمان در تحقق اهداف و ماموریت های خود موفق تر خواهد بود.
    اینگونه که همکاران عزیز دغدغه های خود را مطرح می نمایند سازمان در کل کشور مبتلا به این بیماری می باشد و نیاز به درمان و آن هم از نوع جراحی دارد.
    انتصابات در استان ما نیز آنچه که به زعم حقیر اتفاق افتاده بر اساس شایسته لاری نبوده و بیشتر به صورت باندی صورت گرفته است.
    تا آنجا که حقیر می دانم بایستی از بین چند گزینه درصورت شرایط مساوی آنکه از امتیاز بیشتری برخوردار است به کمیته انتصاب اصلی معرفی گردند ولیکن من تاکنون چنین چیزی را ندیده ام.
    سفارشات پشت پرده کار خودش را می کند.
    در مهرماه سال ۹۰ در استان ما یکی از مدیران که شایستگی مدیریت نداشت از منصب خود عزل شد و یکی از پزشکان دلسوز که مورد قبول تمامی کارکنان درمان استان بود به جایگزینی ایشان تحت عنوان سرپرست انتصاب یافت. چون هنوز حراست درمان از بیمه مستقل نشده بود گزارشات کذب متعددی انجام گرفت و فشارها و لابی گری های حتی از درمان مستقیم سازمان صورت پذیرفت تا این مدیر لایق و مردمی بعد از ۸ ماه انتصاب مجبور به استعفاء گردید.
    بگونه ای این باند فعلی که بر سرکار هستند ایشان را بستند که استاندار وقت در جلسات شورا اداری استان، ایشان رو راه نمی دادند و استاندار وقت نیز تهدید کرده بود که اگر فلانی به کارش ادامه دهد با فرستادن نیروی انتظامی از حضورش در محل کار جلوگیری خواهم نمود و…
    یعنی هم از بعد سازمانی در درمان مستقیم و هم از بعد استانی لابی گری های فراوانی انجام شد تا ایشان مجبور به استعفاء شدند.
    وقتی هم معاونت درمان وقت برای تودیع و معارفه آمدند معاونت فنی و درآمد وقت هم که اکنون در شستا هستند حضور داشتند و شاهد ماجرا بودند که کارکنان راضی نبودند ولیکن آن اتفاقی که نمی باید، شد. ایشان هم در نهایت شایستگی علی رغم پیشنهاداتی که داشتند هیچ پستی را قبول نکردند و به ادامه فعالیت درمانی بیمه شدگان استان در یک از مراکز درمانی تابعه تا کنون اهتمام ورزیده اند.
    خداوند ان شاء الله بر توفیقات ایشان بیفزاید و در صحت و سلامت باشند.
    در این طول ۸ ماه مدیریت ایشان اتفاقات شایسته و جالبی افتاد که مجال بیان آن نیست و قابل تحقیق است.
    ایشان مدیری بودند شایسته با اصل و نسب و از تبار نیکان.
    موفق باشید و کامروا

  12. سامان افضلی گفت:

    جناب آقای حیدری عزیز
    سلام
    فارغ از دغل دوستانی که نه در این برهه در کنار شمایند بلکه هر عضو هیئت مدیره دیگری را نیز احاطه کرده و مقاصد خود را حال کم یا زیاد پیگیری می کنند باید از جنابعالی درخواست کنم که دوستان خود را دریابید هنوز بسیاری از دوستان و دوستداران شما در واحدهای صف ، ستاد و شرکتهای تابعه سازمان مورد بی مهری و غضب قرار دارند در حال حاضر بسیاری از ایشان بواسطه غرابت با جنابعالی حتی دچار تنزیل نیز شده اند اما دم بر نمی آورند حتی با جنابعالی تماس نیز نمی گیرند و عرض حال نمی کنند ….
    جناب آقای حیدری لطفا از طرف هیئت مدیره سازمان گروهی را مامور کنید تا به شرکتهایی نظیر خدمات ماشینی بروند و از نزدیک وضعیت اسفناک آنرا مشاهده کنند شرکتی که جنابعالی دو سال مدیرعامل آن بودید ولی براحتی عملکرد شما را در طول همان دو سال زیر سوال می برند و تقریبا تمامی مدیران منصوب شما را عزل کرده اند.
    جناب آقای حیدری انشاء و املاء خوب است اما اگر در زمان دولت تدبیر و امید و با حضور مدیرانی چون جنابعالی همچنان روشنفکران و فرهیختگان مورد ضرب وشتم قرار گرفته ، معزول و تبعید شوند دیگر به کدام دولتی و هیئت مدیره سازمانی می توانیم دلخوش کنیم؟؟

  13. همکار گفت:

    جناب حیدری عزیز لطفادرراستای شایسته سالاری مدیران استانی استان ????? دراولویت قرارداده شود واین مدیر دست نشانده اقای ؟؟؟؟ که خود رانیزعالم فرض می نماید وخون تک تک کارکنان رابه شیشه گرفته البته به جزچاپلوسان دورواطرافش را برکناروارامش واسایش رابه این استان برگردانید ومن ا… توفیق

  14. با سلام به جناب آقای سامان افضلی گرامی و سایر همکاران و دوستان و فعالان گرامی که به املا و انشا اشاره کرده اند.نمیدانم چه کسانی در شرکت دوره تصدی من را نقد کرده اند یا میکنند ودر مورد خودم دفاعی ندارم چون من به آن شرکت تبعید شده بودم .اینجانب ادعایی ندارم ولی صرفا اهل املا وانشا هم نبوده ام و عملکرد گذشته من گواه این مدعاست.من ۵سال بطور همزمان معاون امور استانها و مدیرکل دفتر هیات مدیره بوده ام که در حال حاضر سه همکار بزرگوار دارند این سه سمت را تصدی میکنند(تنها معاونی که در آن دوران فقط و فقط یک حقوق از سازمان میگرفت و از شرکتها یا غیر شمول و…رقم علیحده ای دریافتی نداشت).من و همکارانم در شرکت مشاور مدیریت و خدمات ماشینی تامین در حالی که من مغضوب مدیران وقت سازمان بودم وبودجه را قطره چکانی میگرفتیم ودر هیات مدیره شرکت هم رقبای شرکت وسمپات های شرکتهای داخلی و خارجی حضور داشتند سیستم نوین بیمه ای را ظرف یکسال تعهد کردیم که در بیش از ۴۰۰ شعبه تعمیم دهیم و با انتقال دانش فنی به همکاران سازمان در دوره من ۴۰ شعبه اوراکل شد و پس از من همکاران کار را به سامان رساندند ظرف همان یکسال ولی الان دوسال است که علیرغم اینکه همه سازمان و بودجه آن در اختیار متولیان امر است هنوز تعمیم سیستم نوین بیمارستانی به حدود ۸۰ بیمارستان انجام نشده(البته با توجه به اینکه عملاتصمیم اتخاذ شده و کار انجام شده در دوره مدیرعامل قبلی سازمان در این دوره تداوم یافته میتوان گفت سه سال و اگر بخواهیم تعهد دوران تصدی من را حساب کنید باید گفت شش سال !چون که اینجانب به اتکای همکاران خوب شرکت که متاسفانه خیلی از نیروهای کیفی آن یا از شرکت ویا از کشور رفته اند به سازمان اعلام کرده بودم که تا پایان۱۳۸۷ سیستم نوین بیمارستانی بومی شده سازمان را مهیا میکنم ولی پس از من فقط در یک دوره یکساله دهها نفر ۱۵سفرخارجی رفتند برای انتخاب یک سیستم بیمارستانی!حال آنکه من در طول دوسال دوره تصدی ام سفرخارجی نرفتم)و همزمان خیلی از کارهای دیگر توسط همکارانم در شرکت انجام شد که شاخص ترین آنها پایگاه اطلا عات نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی بود که در مناقصه برنده شدیم

  15. با سلام به جناب آقای سامان افضلی گرامی و سایر همکاران و دوستان و فعالان گرامی که به املا و انشا اشاره کرده اند.علی ایحال در این دوره مسئولیت نیز متناسب با حیطه اختیارات و وظایفی که برعهده داشته ام نسخه هاو ایده های زیادی را تهیه و تدوین نموده و حتی بعضا به تصویب هم رسیده و برای اجرا ابلاغ شده است ولی بعضا در چنبره های تصمیم گیری و اجرایی خارج اختیارات اینجانب گیر کرده است فقط به دو مورد اشاره میکنم.طرح فراخوان نیروهای مدیریتی و کارشناسی سازمان(که در سال ۱۳۷۹ در معاونت امور استانها اجرایی شد و نسبت به تربیت و کادر سازی نسلی از مدیران و کارشناسان مجرب و مبرز وتوانمند سازمانی منجر شد)در اولین جلسات هیات مدیره و دراواخر سال۱۳۹۲تصویب و ابلاغ گردیدو آئین نامه جامع انتصابات نیز حدود ۸ ماه قبل تدوین وارسال گردیده است.بنده کارمند رسمی سازمان هستم وطی هشت سال دولت قبل حسب تصمیم مدیران وقت سازمان به شرکتهای تابعه تبعید و مامور شدم و به تعبیر ضرب المثل”مال بد بیخ ریش صاحابش”به سازمان برگشتم (حسب تصمیم متولیان امر )و در این حوزه نیز به قدر بضاعت و کفایت و در محدوده اختیارات وامکانات در اختیار انجام وظیفه نموده ام و اگر مطالبی را هم مینویسم به حکم وظیفه کارشناسی سازمانی است ولی اگر حمل بر خودستایی نباشد در شرایطی که خودشیفتگی و تملق حاکم است علی القاعده نقد از درون وعدم تملق و تمجید بیجا ویا بیان برخی اصول و قواعد وارزشها و اصول سازمانی که منبعث از اماره ها و گزاره های تمدن ایرانی و اسلامی است حتی اگر املا و انشا باشد مغتنم است چرا “فذکر “،”فبشر” و…در حداقل شرایط بحساب تذکر به خودم بگذاریدو ضمنا به جهت اینکه مزاحمت و تصدیعی برای دوستانی که بحث املا و انشا را مطرح کرده اند ایجاد نشود منبعد مطالبم را در سایت شخصی”aliheidary47@gmail.com”ووبلاگ شخصی”www.a-heidary.blogfa.com”میگذارم ,تا هرکسی مایل بود بخواند ویا منتشر کند و تصدیعی برای سایرین فراهم نگردد

  16. تیکان گفت:

    باسمه تعالی
    باسلام ودرود به همکاران گرامی
    دوستان عزیز لطفا ذوق زده نشوید وبه خودتان مسلط باشیدحالایه مدیری پیداشده ورودرو وبدون واسطه بامن وشما صحبت میکنه ودرددل ما رابیان میکنه این بی انصافیه که اینطورموردبی مهری وهجمه قرارگیرد بایدمدیرانی موردهجمه قرارگیرندکه نه تنها خودراتافته جدابافته میدانندبلکه خودرا بری ازهرنوع خطا واشتباه دانسته وهیچگونه انتقادوپیشنهاد را برنمی تابند..جناب حیدری عزیزاینجانب به نوبه خود خواهشمندم مارا ازنظرات ومطالب خود محروم نفرماییدوکمافی سابق درفضای تامین پرس حضورداشته باشید.باتشکر

  17. حسن زاده گفت:

    با سلام واحترام
    بنده نیز با نظر جناب تیکان موافقم.و اینکه جناب حیدری به عنوان فردی از هیات مدیره سازمان بی هیچ تعصب و غروری اقدام به ارایه نظر نموده و موارد مطرح شده حول این نظرات را رصد می کنند در این وانفسای عدم پاسخگویی برخی از بزرگواران غنیمت بزرگی برای همه ما می باشد بنده نیز خواهش دارم ایشان کماکان به این ارتباط ادامه دهند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.