عبور از مرزهای ورشکستگی

مطالب مرتبط

۳ دیدگاه‌

  1. اردشیر ستاکه گفت:

    با سلام باید گفت جانا سخن از دل ما می گویی. همانطوریکه جناب لیلاز بدرستی مسایل و مشکلاتی که سازمان را به تراز منفی (به قول مدیر عامل محترم) کشانده ضعف مدیریتی که بر اساس تملق گویی و … بنا نهاده شده بود و هر کس بیشتر مجیز گوی دوستان بود مناصب بالاتر را غصب می کرد و به نصایح و تذکرات دلسوزان سازمان وقعی نمی گذاشتند و آنها را در سمت های سرکاری و اجرایی گرفتار نمودند نتیجه آن به اینجا رسید تا جایی که هنگام اخذ رای وزیر کار پیشنهاد رشوه ۵۰ میلیاردی می دهند که کاری به کار شستا یا پاشنه آشیل سازمان نداشته باشد نتیجه گیری این وضعیت خیلی به آمار و تحلیل های اقتصادی کینز و امثالهم نیاز نیست. وقتی به جای افزایش سن بازنشستگی بیمه شدگان یعنی منابع درامدی سازمان را زودتر از موعد در صف مستمری بگیران قرار می دهند، موقعیکه بدون محاسبات بیمه ای سابقه ایجاد می کنند، موقعیکه بدون در نظر گرفتن بدیهیات صنعت بیمه و بدون در نظر گرفتن عواقب طرح ها و لوایح مصوباتی را تحمیل می کنند بطوریکه در کمتر از ده سال مستمری بگیران به دو برابر افزایش می یابند و این موارد دقیقا زمانی اتفاق می افتد که ضریب وابستگی به شدت روند نزولی را طی میکند یعنی به جای هر ۲۴ نفر ورودی و یک خروجی به کمتر از ۴ ورودی و یک خروجی رسیدن دیگر جایی برای ثابت کردن واضحات با تحلیل های اقتصادی نمی ماند. مادر بزرگ من هم می داند اگر درامد ۱۰۰ باشد و خرج ۱۰۰۰ هر چه هم اندوخته داشته باشی عنقریب تمام خواهد شد و کفگیر به ته دیگ خواهد خورد. چکار کنیم تا از این مخمصه رهایی یابیم نکات خوب و علمی را جناب لیلاز گفتند ولی آنچه را که در کوتاه مدت باید به آن پرداخت این است که ضمن بکارگیری از تمامی توان و ظرفیت تخصصی سازمان اعم از منابع غنی انسانی از متخصصان واجد شرایط بیرون نیز در مسایل اقتصادی خصوصا استفاده بهینه از تمامی توان بالقوه شستا بهره گرفت و مهمتر اینکه مجلس و دولت سازمان را به عنوان نمونه و پایلوت طرح های بدون پشتوانه کارشناسی قرار ندهند. چرا که در این مورد خاص و ظرف چند سال گذشته طراح اینگونه طرح ها زیاد داشتیم و توان صادر کردن داریم. افزایش بیمه شدگان با رعایت اصول محاسبات بیمه ایی جلوگیری از انتقال سوابق سایر بیمه شدگان به سازمان بدون در نظر گرفتن نرخ ورودی و احتساب آن استفاده از مدیران وفادار و متعصب به سازمان و نظام نه دولتمردان تعامل با دولت جهت پرداخت بدهی های بلوکه شده تلاش در جهت افزایش سن بازنشستگی و جلوگیری از بازنشستگی پیش از موعد با تعامل کارشناسی با مجلس عدم طرح های بخشودگی جرایم کارفرمایان بدهکار و ایجاد تسهیلات برای کارفرمایان خوش حساب و یکپارچگی حق بیمه ها می تواند در کنار برنامه های استراتژیک دیگر وضعیت سازمان را که مدعی مشاعی و بین النسلی آن هستیم را سر و سامان دهیم. گر چه باید قبول کنیم که جامعه ما دیگر جوان نیست و روند تندی را به سوی پیری و کهنسالی طی می کند. جان کلام اینکه بر دولت و مجلس است که سازمان تامین اجتماعی را که بیش از ۴۵ درصد جامعه را تحت پوشش دارد حمایت و پشتیبانی کند که اگر چنین نشود نه تو مانی و نه من. یا علی مددی. اردشیر ستاکه کارشناس تامین اجتماعی

  2. افشاری گفت:

    باسلام
    فرمایشات دو بزرگوار بسیار متین.
    در زبان ترکی ضرب المثلی هست که ترجمه آن چنین است:
    برو برای خودت دوست دست و پا کن، دشمن سر دیگ نشسته.
    متاسفیم از اینکه اندک دلسوزان سازمان به ضرب و زور و قطره قطره جمع می کنند تا اندوخته ها و امید صاحبان اصلی سازمان به آینده اندک توانی برای بازپرداخت در سالهای نه چندان روشن آتی داشته باشد و به یکباره از طرف نمایندگان همین بیمه شدگان قانونی صادر می شود که تیشه به ریشه می زند. وقتی قرار باشد کسی حتی با یک روز سابقه بیمه پردازی ، بتواند سابقه بخرد و از آخر صف به اول صف بیاید، دیگر چه امیدی؟! تاکنون چند مصوبه مانند این داشته ایم؟! چقدر به اندوخته های در خطر سازمان ضربه خورده؟! ظاهرا تجربه، سواد، دلسوختگی، دلبستگی و هزار یک خصلت پسندیده دیگر مدیران و کارکنان بند هوا است. یکی باید مجلس محترم را بگیرد که با دوستی های خاله خرسه خود برای گروهی اندک، حق و حقوق ۳۵ میلیون نفر را به سخره می گیرد(اگرچه همانطور که گفتم تاکنون از این قوانین بسیار داشتیم و قطع یقین پایانی هم بر آن نخواهد بود!!!).
    عزیزان علی الظاهر تیم ما ده نفره است، تلاش این لژیونرها برای دستیابی به گل هرچقدر هم که باشد، گروهی در مجلس هستند که به راحتی گل به خودی می زنند و تمامی تلاشها نقش برآب می شود.
    موفق باشید

  3. داریوش تام گفت:

    با سلام
    یکی بر سر شاخ بن می برید
    داستان سازمان تامین اجتماعی، شستا، و … و در آخر بخش بیمه ای که مسئول تغذیه این بدنه بزرگ در ۶۰ سال گذشته بوده و ورود سیاست به عرصه خدمات بیمه ای و قوانین خلق الساعه نمایندگانی که فقط به فکر رای آوردن دوره بعد هستند نه منافع ملی و فراموش کردن آموزه های دینی و عدم بر خورد جدی با انحرافات و عدم پاسخگویی تعدادی از مسئولان در خصوص اقدامات گذشته، کار را به جایی رسانده که در مدیریت به آن بی تفاوتی سازمانی می گویند.
    شاید اگر نجنبیم شاهد ورشکستگی تامین اجتماعی هم چون سازمان بازنشستگی کشوری و …. خواهیم بود.
    تنها راه برون رفت از بحران شفاف سازی و روشن کردن برنامه استراتژیک سازمان است آیا ما یک سازمان حمایتی هستیم یا بیمه ای؟ این مهم سال ها است در تعریف معنی تنها سازمان بیمه گر اجتماعی گم است. ما در ساختارها مشکل جدی داریم.

پاسخ دادن به داریوش تام لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *