عناصر گمشده نظام انتصابات

مطالب مرتبط

۱۲ دیدگاه‌

  1. تیکان گفت:

    باسمه تعالی
    ((ازشماخواننده گرامی پوزش می طلبم ومطمئن هستم که شما ازصفات قید شده ذیل مبرا می باشید))
    باسلام وخداقوه خدمت دوستان وهمکاران گرامی
    واما شایستگی وشایسته سالاری وشایسته پروری و…
    ابتدابایدهدفمان راازداشتن انسانهای شایسته مشخص نماییم وچرانیاز به وجود چنین افرادی داریم ؟ پاسخ مشخص است ، جهت پیشرفت وتعالی سازمان ودرنهایت جامعه ای که درآن زندگی می کنیم .
    اما مشکل ازجایی شروع می شود که احساس نیاز به پیشرفت درجامعه ایرانی بعدازقرنها هنوز به وجود نیامده است .افراد ، سازمانها وجامعه ای که تب ترقی وپیشرفت درآن نباشدبه روزمرگی وتلف کردن وقت وباری به هرجهت بودن دلخوش است .
    مشکل ما یک مشکل ساختاری واجتماعی است تانیاز به پیشرفت در ما احساس نشودصحبت هایی از این دست به بایگانی سپرده خواهد شد.حال مدیران ما هم ازجنس خودمان هستندوازمیان همین مردم وباهمین مردم زندگی می نمایند. مدیران ما نیازی به پیشرفت حس نمی کنند که بخواهند کاری ، قدمی وتلاشی را مبذول نمایند.
    پیشرفت ،نیاز به کار وتلاش مداوم (فارغ اززمان ومکان ) داردکه جنس مردمان ایران زمین با این صفت چندان سنخیتی نداردوبه تبع آن مدیران هم دم راغنیمت می شمارند واینکه آینده چه می شود را به آینده می سپارند.وهمانطور که درمطلب فوق اشاره شده است ماایرانیان که هنر نزدماست وبس ،سریعترین راه را برای رسیدن به اهدافمان بر می گزینیم وچه راهی کوتاه تر وبهتر ازسیاست وچاپلوسی و… .بامید روزی که فقط انتظارش را می کشیم وبس .

  2. آذرخرداد گفت:

    ضمن تشکر از یادداشت زیبایتان از اینکه واقعیات فعلی سیستم انتصابات در سازمان تأمین اجتماعی را بیان کردید متشکرم . متأسفانه در دهه گذشته حوزه اداری سازمان دچار معضل سیاست زدگی و دستور زدگی و نه قانون محوری شده است. البته نبود مدیران قوی و حرفه ای نیز مشکل را در این حوزه دوچندان کرده ، به نظر من بهتر است همکاران جواب این سئوال را بدهند که چه باید کرد؟اگر مدیرعاملی مانند چند تایی که در اواخر دولت دهم پا به سازمان گذاردند و یک شبه صدها نفر را استخدام ، دهها نفر را منصوب و دهها نفر دیگر را بدون داشتن دلیل منطقی از سمت های شغلی خود برکنار کردند چه باید کرد؟ به اعتقاد بنده سازمان ما از درون مسموم شده و این مسمومیت هر روز بدنه و شالوده سازمانی را نحیف تر می کند . نتایج و آثار چنین وضعیتی همکنون نمایان شده است . کارکنان اعتقادی به عملکرد مدیران بالادستی خود ندارند زیرا از نظر آنها این مدیران نه تخصص و نه لیاقت بودن در آن پست مدیریتی را نداشته اند . مدیرانی که یکشبه پله های ترقی را طی کرده اند به وفور در این سازمان یافت می شوند . این مدیران که تهی از فکر و اندیشه و تجربه هستند به محض آمدن به واحدهای مختلف تمام هم و غم خود را صرف این میکنند که از زیر دستانشان طرح وبرنامه ای را بیرون بکشند و به نام خود به مدیران ارشد سازمانی ارائه دهند تا خدای ناکرده متهم به ندانم کاری و بی دانشی و بی تجربه بودن نشوند . مخلص کلام اینکه این ره ما و سازمان ما را نه به بهشت می برد و نه به جهنم این ره ره ???? است و بس .

  3. امید گفت:

    با سلام
    متأسفانه توسل به قدرت‌های زودگذر نمایندگان و لابی بستن با آنها یکی از راه‌های رایج ترقی این دوران سازمان شده و آخرین موردی که شاید و شاید بهش توجه بشه شایسته سالاری هستش که البته بیشتر اوقات به خاطر درجه اهمیت پایین این گزینه در پیمودن پله‌های ترقی از این گزینه صرفه‌نظر میشه

  4. مدبر گفت:

    هر سازمانی که به دانش و توانمندی و استعدادهای نیروی انسانی خود به هر دلیلی بی تفاوت باشد و روح شایسته سالاری و شایسته پروی را در بدنه سازمان بخشکاند و صرفا بر اساس گرایشهای سیاسی افرادی را که که از یک جایی سفارش شده اند برای سمتهای مدیریتی انتخاب کند سازمان در این گونه موارد با چالش برزگی به نام بی انگیزگی کارکنان مواجه خواهد شد و این بی انگیزگی باعث کاهش بهره وری و… درسازمان خواهد شد و در دراز مدت باعث خروج نیروهای مستعد واز سازمان خواهد شد
    از انجائیکه نیروی انسانی عامل ترقی وتعالی سازمان بوده و موتور محرکه و تولید دانش و خلاقیت سازمان می باشد ضرورت دارد مسئولین امر با در نظر گرفتن تمامی جوانب روح شایسته سالاری و شایسته پروری را در سازمان احیا نمایند چرا که دست یافتن به سازمانی پویا و متعالی تنها از طریق بکارگیری و استفاده از نیروهای با استعداد و با توانمندی بالا و دانشمدار و خلاق میسر میباشد

  5. فتحی گفت:

    با سلام و تشکر
    خیلی مواقع شاهد بوده ایم که مدیران ارشد در انتصاب مدیران میانی افراد جوان یا حتی سن بالا را بدون سابقه سازمانی برگزیده اند و کارکنان با سن بالاتر ، مدرک بالاتر ، سابقه بیشتر تمکین کرده اند.
    این مطلب از چند بعد قابل بررسی است:
    اول آنکه ما استانداردهای لازم در انتصابات را نداریم و قوانین مربوطه ناقص و نارسا است.
    دوم آنکه عده ای از ما که موقعیت میابیم شرایط را مثبت تلقی می کنیم و مخالفتی ابراز نمی کنیم. حتی اسفند هم دود می کنیم.
    سوم آنکه خیلی از ما متوجه ضعفها میشویم ولی شجاعت نداریم که بیان مطلب کنیم. یا با انتصابات مخالفت کنیم.
    چهارم آنکه سیستم ما قادر نیست اینگونه افراد منتصب بدون ضابطه را فیلتره کند و همین افراد مدعی هم میشوند چون چند سال مدیر یا معاون بوده اند. حتی میبینیم خیلی از آنها قابلیت تحرک سازمانی میابند و مدعی تحولات نیز میشوند
    پنجم آنکه خیلی از مدیران ارشد وضعیت خود را دارای ثبات نمی بینند در نتیجه در انتهای فکرشان عاقبت اندیشی میکنند و برای نفوذدر سیستمهای دیگر توصیه ها را میپذیرند و افراد توصیه شده را منتصب میکنند،.

  6. مهدی توکل - اصفهان گفت:

    با سلام ضمن تشکر از یادداشت همکار محترم جناب آقای یاری و تایید نظرات ایشان باید مساله از منظر کلان مورد بررسی قرار گیرد . نه به صورت مصداقی و جزئی به عبارت دیگر وقتی که سیاست و سیاسی کاری وسیاست زدگی بر کلیه شئون جامعه حاکم گردیده و همه امور با دیدگاه سیاسی و جناحی دیده شود این امور طبیعی است . وقتی مدیر با لابی گری جناحی و سیاسی با نمایندگان محترم بر مسند ریاست مینشیند خود را وامدار ایشان دانسته و لاجرم هم استخدام کارکنان بر اساس نفوذ و قدرت لابی گری فلان نماینده انجام گرفته و هم اینکه نمایندگان محترم در عوض نظارت بر قوه مجریه سعی در انتصاب افراد مورد نظر خود در پستهای سازمانی اعم از مدیریتهای کل ، رئیس شعبه ، معاونت و حتی مسول قسمت مینمایند . نتیجه این رفتار اولا کاهش انگیزه کار در کارکنان سازمان و بی تفاوت شدن روز افزون همکاران ثانیا افزایش روحیه چاپلوسی و تملق گوئی ثالثا بی عدالتی و تضیع حقوق کارکنان و سایر مشکلات متعاقب آن در یک سازمان ممکن است بوجود آید . چاره کار به نظر اینجانب اجرای نظام ارزشیابی عملکرد کارکنان به صورت مستمر و صحیح توسط افرادی است که دارای نگرش کارشناسی و نه جناحی و باندی هستند و ایجاد بانک اطلاعاتی از کارکنان بر اساس شاخص های علمی و مدیریتی است

  7. مرتضي ورمزياري گفت:

    با سلام
    آقای اله یاری در درجه اول به شما تبریک می گویم که در این وانفسا دل شیر داری که چنین بی پرده واقعیت های انتصاب ها در سازمان را بیان کردی و باید به شما عزیز یادآور شد که این سیستم و زیر ساخت بد متاسفانه در کل دوایر دولتی به قدری نهادینه و اپیدمی گردیده که صدای من وشما و این گونه نقد و نظر ها در جایی دیده و شنیده نخواهد شد و با توجه به حمایت ناشایسته سالاران از طریق کانونهای قدرت است که شایسته ها بی انگیزه و در کنج عزت بسر میبرند.

  8. مهدیزاده اردبیلی گفت:

    زندگی در عصری که علم و دانش و تجربه کاری جای خود را به لابی بازی ها داده، جایی برای شایسته‌سالاری و شایسته‌ها باقی نمی‌گذارد.
    وقتی که در انتسابات سازمانی لیاقت جای خود را به عدم لیاقت داده و ظوابط با روابط جایگزین شده، دور از ذهن نیست که ناشایست جای خود را با شایسته تعویض نکند.
    متأسفانه این امر در بین نیروهای انسانی سازمان به قدری نهادینه شده که نه تنها شایستگی، تجربه و علم دانش انجام کار دیگر یک مزیت به شمار نمی‌آید بلکه یک ضد مزیت و یکی از دلایل درجا زدن در پست‌های سازمان است.
    چراکه وقتی شخصی با روبط به جای ظوابط و با عدم شایستگی به جای شایستگی و با لابی بازی و توسل به قدرت زودگذر مسئولان وقت از جمله نمایندگان و استانداران و یا استفاده از برخی امتیازات خاص که همه جا کاربرد ندارند، به مسند مهی تکیه میکند، نه تنها به فکر تأمین آینده خود بوده و نه به فکر سازمان، بلکه به تبع ناشایستگی موجودی که ذاتاً داشته و یا در روند بیمار انتسابات اینگونه آموخته، اجازه نمود شایستگان بهتر از خود و یا حتی ناشایستگان بهتر از خود را نخواهد داد.
    چراکه، بودن حتی یک شایسته در کنار خود را دلیلی بر صدای ساز و دهل شدن ناسایستگی خود می‌داند و طبعاٌ اجازه این کار را نخواهد داد.
    اصلاح این رون نه از رده‌های میانی سازمان بلکه باید از رده های بالای سازمان شروع شود، چرا که در صورت ناشایسته بودن حتی یکی از رده‌های بالایی و اصلاح همه رده‌های پایینی، این روند در اولین نمود ناشایسته سالاری متوقف خواهد شد.
    این روند بیمار نه تنها در طول زمان باعث درجا زندن و خستگی و بی‌انگیزشی نیروهای شایسته و کارآمد خواهد شد بلکه در دراز مدت سبب تبدیل تمام نیروهای شایسته به نیروهای ناشایسته سالار بالقوه نیز خواهد شد.
    چراکه من بر خلاف باورهایم از دیروز تا امروز آموخته‌ام که ناشایستگی، لابی بازی، سیاسی بازی، تکیه بر روابط، کاشکنی، استفاده از امتیزات خاص و تملق یک امتیاز بزرگ و یکی از اساسی‌ترین نکته‌های پیشرفت و پیمودن پله‌های ترقی تا پست‌های مدیریتی و حتی بالاتر است و من نوعی که فقط یک بار فرصت زندگی کردن دارم، چرا اینگونه نباشم ؟
    هرچند که ذاتا، بیشتر ما اینگونه نیستیم، اما دیر یا زود خواهیم آموخت.

  9. اشراقی 1 گفت:

    با سلام و احترام

    برای رسیدن به اشتراک نظر، و جلوگیری کردن از تعابیر شخصی معنای مفاهیم زیر بطور قابل اندازه گیری شده چیست؟
    شایسته
    شایسته سالاری
    لیاقت
    چاپلوسی

    در خاتمه همه عزیزان را دعوت میکنم به: مدیریت ، برنامه ریزی و تصمیم گیری مبتنی بر شواهد
    Evidence-Based Management
    Evidence-based programming
    Evidence-Based Reasoning
    Evidence-Based Decision Making

  10. قاسم علیزاده گفت:

    شایسته سالاری به مفهوم بکارگماری مناسب ترین افراد در مناسب ترین جایگاه در سازمان بوده و نیز بهره گیری از انرژی خلاق افراد نخبه و برگزیده اجتماع است .امروزه، رقابت شدید و تغییرات فناوری، فشار روزافزونی بر سازمان ها و شیوه‌های متنوع آنها در افزایش بهره¬وری نیروی انسانی شان وارد می‌سازد. اکنون از نیروی کار سازمان ها انتظار می رود تأثیر بیشتری در تولیدات و خدماتی که ارائه می دهند، داشته باشند. این درست همان چیزی است که موجب شده در محیط رقابت، شایستگی اهمیت یابد. محیط منابع انسانی سازمانهای کشور نیز بی تأثیر از این تغییر و تحولات نیست و هدف های آن همگام با تحولات جهانی، در حال تغییرند.پس برای دستیابی به اهداف حکومت اسلامی و علوی لازم است مناصب بر اساس لیاقت و شایستگی تقسیم شود و مسؤولان و کارگزاران حکومت، با کفایت ترین و خدمتگزارترین افراد باشند. چنین حکومتی، به آرمانهای خود سریعتر دست می یابد. امام علی(ع) می فرماید:
    “و لا تقبلنّ فی استعمال عُمّالک و اُمرائک شفاعه اِلّا شفاعَه الکفایه و الاَمانه [۵۳]؛
    در گزینش کارکنان و فرمانروایانت، شفاعت و وساطت کسی را مپذیر، مگر شفاعت شایستگی و امانتداری آنها”.

    امام(ع) در عهدنامه مالک، توصیه می نماید کارمندان، پس از آزمایش و امتحان و نه میل و استبداد، به کار گمارده شوند و از میان آنها افرادی که با تجربه تر و پاکتر و پیشگامتر در اسلامند، گزینش گردند.
    از نظر امام(ع) سزاوارترین کس به خلافت، تواناترین و داناترین آنها به فرمان خدا است . و افراد، در صورتی که شایسته تر از آنها وجود داشته باشد، حق ندارند خود را مقدم کنند، همچنان که پیامبر(ص) می فرماید:
    “من تقدم علی قوم من المسلمین و هو یَری اَنَّ فیهم مَن هو اَفضل منه فقد خان الله و رسوله و المسلمین .

    هر کس خود را بر دیگر مسلمانان مقدم کند در حالی که در میان آنها افراد شایسته تری وجود دارد، به خدا و پیامبر و مسلمانان خیانت کرده است”.

  11. سیستانی گفت:

    با عرض سلام و ارادت خدمت همکاران عزیز
    شما اگه میخواهی انتصابات را در سطح ادارات کل و شعب بررسی کنید
    یک سری اداره کل سیستان و بلوچستان و شعبش را بررسی کنید خواهید فهمید چه اشفته بازاری است چه سلیقه ای عمل کردن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.