متن مصاحبه با شادروان فتحعلی بدیعی

در ادامه پروژه تدوین تاریخ شفاهی سازمان تامین اجتماعی این بار متن مصاحبه با شادروان  فتحعلی بهروز بدیعی تقدیم می گردد. شادروان بدیعی از بنیانگذاران نظام انفورماتیک سازمان تامین اجتماعی بودند و فکر بدیع خویش را در خدمت پیشبرد سازمان […]

در ادامه پروژه تدوین تاریخ شفاهی سازمان تامین اجتماعی این بار متن مصاحبه با شادروان  فتحعلی بهروز بدیعی تقدیم می گردد. شادروان بدیعی از بنیانگذاران نظام انفورماتیک سازمان تامین اجتماعی بودند و فکر بدیع خویش را در خدمت پیشبرد سازمان قرار داند. بدیعی بنائی رفیع را بنیانگذاری نمود که امروز شاهد برکات آن در حوزه فناوری ارتباطات و اطلاعات در سازمان می باشیم. روحش قرین رحمت باد.

تاریخ مصاحبه : یکشنبه دوم اسفند ماه ۱۳۹۰
زمان مصاحبه : ۱۳-۱۱٫۳۰
مکان مصاحبه : منزل ایشان واقع در شهرآرا، کوی وحید

 بیوگرافی:

مدرک تحصیلی: لیسانس زبان انگلیسی و علوم تربیتی

تاریخ ورود به سازمان: ۱۳۳۴
تاریخ خروج از سازمان: ۱۳۵۸

مسیر شغلی تا بازنشستگی:

استخدام در سال ۱۳۳۴ در سازمان تامین اجتماعی، رئیس شعبه ۳ تهران در سال ۱۳۳۹، رئیس اداره مستقل نامنویسی و فیشیه مرکزی درسال ۱۳۴۰، مدیر اداره کل آمار و بررسیها در سال ۱۳۴۷، مدیر آمار و خدمات ماشینی در سال ۱۳۴۸، مدیر دفتر طرح و برنامه در سال ۱۳۵۱، مدیر منطقه اصفهان و عضو هیات عامل سازمان منطقه ای بهداری و بهزیستی در سال ۱۳۵۳، مدیر منطقه آذربایجان غربی و عضو هیئت عامل منطقه مذکور در سال ۱۳۵۷، معاون مدیر عامل در امور انفورماتیک و کامپیوتر
آخرین پست سازمانی : سرپرست اداره کل برنامه ریزی و آموزش

در خصوص حضورتان در سازمان (نحوه و تاریخ ورود، سمت های اداری، محل خدمت، تاریخ و نحوه خروج از خدمت و …) توضیحات لازم را بفرمائید؟

در سال ۱۳۳۴ در سازمان تامین اجتماعی استخدام ودر شعبه ۳ تهران مشغول بکار شدم و در سال ۱۳۳۹ به سمت رئیس شعبه ۳ تهران منصوب شدم. سپس در قسمت آمار استخدام شدم که یک قسمت فیشیه بود. بعد رئیس دفتر شدم و گزارشات نشریه آماری را تهیه می کردم. موقعی که کارشناسان بین المللی کار آمدند با آنها شروع کردیم به همکاری و ما درگیر سیستم شناسایی بیمه شدگان شدیم و آن را جا انداختیم و دفترچه های درمان چاپ شد. ابتدا این کار به صورت متمرکز بود و بعد به صورت نیمه متمرکز درآمد.
پایه و اساس سیستم برمبنای شناسایی و شماره دهی بیمه شدگان بود. قبل از آن بیمه شده ها کارت درمان داشتند به شعبه مراجعه می کردند در شعبه پرونده داشتند. چون در هر شعبه ای درمانگاهی استقرار داشت، پرونده را به بیمه شده جهت مراجعه به پزشک می دادند. اداره درمانگاه را رئیس شعبه به عهده داشت. بعد از آن در حدود سال ۱۳۴۶-۱۳۴۵ سیستم کامپیوتر را برقرار کردیم و بنده در طی سال ۴۲-۱۳۴۱ یک بورس از سوی سازمان امور استخدامی کشور وقت حدود چهار ماه و نیم به کشورهای امریکا، کانادا و انگلیس به من دادند که راجع به نگهداری حسابهای بیمه شدگان، سوابق بیمه شدگان و نحوه دریافت حق بیمه آموزش لازم را ببینم. بهر حال از نظر من خیلی جالب بود و سعی کردیم الگوهایی که می توان در سازمان پیاده کنیم را به دقت فرا بگیریم. پس از اتمام مأموریت با جدیت شروع به کار کردیم تا زمانی که مدل ۳۶۰-IBM مدل ۲۰ که مدل بزرگتری بود وارد کردیم و آن زمان بود که ساختمان آیتل درست شد. در زمان خودش کاملترین کامپیوتر بود و شرکت نفت هم حتی چیزی بیشتر از ما در اختیار نداشت، در هر حال کارشناسان می آمدند و نمایندگان فنی کار می کردند و نظارت می نمودند و ما حقوق مستمریها را لیست می دادیم، مشخصات کارفرمایان و مستمریها را به ماشین دادیم و در همان زمان بود که بنده منتقل به اصفهان شدم.

تالیفات و کتاب:

زمانی که عضو کمیته تحقیق نرخ بیمه بیکاری بودم، منجر به چاپ کتاب دو جلدی نرخ بیمه بیکاری شد. تهیه دستورالعمل ها و فرمهای مورد نیاز شعب، سرپرستی تهیه کتاب کد شهرستانهای ایران و کتاب کد فعالت های اقتصادی کشور مورد استفاده در سازمان تامین اجتماعی

چرا اسم ساختمان را آیتل گذاشتند؟

شاید مخفف باشد؛ ذهنیت ندارم. Information Service …

چه زمانی اصفهان رفتید؟

من از ۱۳۵۳ لغایت ۱۳۵۶ رفتم اصفهان. مدیر منطقه تأمین اجتماعی اصفهان، یزد، چهارمحال و بختیاری یعنی ۳ استان بعلاوه درمانگاهها و بیمارستانهای مربوطه را در بر می گرفت. در همان فاصله قانون تغییر صندوق تأمین اجتماعی و ادغام در بهداری و بهزیستی صورت گرفت. مدتی هم عضو هیأت عامل سازمان منطقه بهداری و بهزیستی اصفهان بودم.
البته یک ذره تناقض و اختلاف داشتیم با مدیرعامل سازمان بهداری و بهزیستی که وزارت بهداری آمده بود. راستش را بخواهید آن موقع بهداری آن وزن لازمه را نداشت و با سنخ همکاران تأمین اجتماعی هماهنگ و منطبق نبودند و واقعاً ما سازمان تمیز و درستی بودیم.
بهر حال سال ۱۳۵۶ که آقای دکتر شیخ الاسلام زاده وزیر بهداری وقت بودند مدیر منطقه آذربایجانغربی شدم و بعدش عضو هیأت عامل بهزیستی آذربایجانغربی شدم.
در اوایل انقلاب طی آبان ماه ۱۳۵۷ به تهران منتقل شدم و کارشناس مشاور مدیرعامل در کامپیوتر و سپس معاون مدیرعامل در امور انفورماتیک سازمان شدم و متعاقباً آخرین سمت اینجانب سرپرست برنامه ریزی و آموزش تأمین اجتماعی شدم و در نهایت در اسفند ماه ۱۳۵۸ با ۲۴ سال و اندی خدمت بازنشسته شدم.

آیا حوزه کامپیوتر ما آنقدر قوی بود که در حد معاون مدیرعامل ردیف داشته باشد؟

بله. البته قبل آن اداره کل بود ولی درسی بزرگ بود. در فاصله ای که در اصفهان بودم مهندس نقابت مدیرعامل وقت با شرکت EDS قرارداد بستند. لازم به توضیح است که قریب به اتفاق با عملکرد EDS راضی نبودند. آقای دکتر عمرانی حتی پیشنهاد فسخ قرارداد داده بودند.

چه اقداماتی انجام دادید؟

در اولین برخورد با شرکت EDS که پول کلانی گرفته بودند وچندین امریکایی بودند، ایرانیها جای خود آنها اقدام کردند، سوابق بیمه ای از همه مهمتر بود چون بیمه شده اطلاعات اول کار و آخر کارش مهم است که چند سال است با چه مأخذی بیمه پرداخته؟ عائله مندی دارد یا ندارد؟ مجرد یا متأهل است؟ چقدر سابقه دارد. لذا شروع کردیم به ماشینی شدن که به نظر می رسد تا حالا ادامه دارد و اینکه سازمان چقدر موفق شده نمی دانم.
یکی از اهداف ایجاد کامپیوتر همین حفظ و احصا سابقه بیمه شده است. اینکه ۴۰ یا ۴۵ سال سابقه توی کارت باشد قابل ادامه نبود که هر ماه به ریز درج شود ولی با کامپیوتر و دقتی که دارد می توان بخوبی انجام شود.

وقتی مشغول به این کار شدید چقدر اطلاعات کشوری جمع شد؟

چقدر انجام شد را یادم نیست ولی حداکثر کوشش را صرف این کار می کردیم.

آیا نامنویسی زیر مجموعه انفورماتیک بود؟

نامنویسی و یا فیشیه مرکزی مدتها مستقل بود. بعد اداره آمار و عملیات داشتیم که جزو ادارات خدمات ماشینی بود.

رویکردهای کلان برنامه ریزی در آن مقطع چه بود؟

پوشش بیمه ای همیشه جزو برنامه های کلان بود که البته در حوزه فنی و درآمد بود و کلاً همه مدیران علاقمند بودند که تعداد بیمه شدگان افزایش یابد ولی این امر در جایی مقدور بود که امکانات فراهم شود، از لحاظ اقتصادی و اجتماعی.
در آن زمان در شهرستانی اگر کارخانه ای ایجاد می شد، شعبه یا نمایندگی ایجاد می شد .ولی ایجاد درمانگاه و بیمارستان آسان نبود. نیاز به برنامه ریزی بود که با علاقمندی بودجه لازم پیش بینی شود و به تصویب برسد مثلاً در استان یزد، بیمارستان ۵۰ تختخوابی با این میزان پزشک و پرستار و سایر کادر … مورد نیاز است.
بهرحال عنایت به تعهدات آتی و روند افزایش درآمد و بیمه شده مورد توجه مسئولین سازمان بود.

فکر نمی کنید اگر در سازمان بودید اثرگذاری تان بهتر بود؟

نه من بلکه بقیه دوستان و همکاران متعهد و علاقه مند به تعالی سازمان تامین اجتماعی بوده و هستیم ولی در برابر جوی قرار گرفتیم که ادامه کار سخت بود و مسائل پیرامونی مانع آن میشد. البته این مسئله غیر عادی نیست و در هر کشوری که انقلاب رخ می دهد بوجود می آید و عده ای لاجرم ضربه میخورند. ندیرانی که آنروز علاقه مند بودند که ما به کار ادامه دهیم ولی تهمت و جوسازی زیاد بود و تحمل شرایط موجود سخت بود. آسیب دیگری که گریبانگیر سازمان شد این بود که طی ۵ تا ۶ سال چندین مدیرعامل عوض شدند که متاسفانه اکثر انها با تامین اجتماعی مانوس نبودند و سنخیتی با آن نداشتند. ولی اذعان می کنم که همکاران ما حمیت و علاقه وافری به سازمان داشتند و بهمین خاطر روزها در کمال رضایتمندی به خدمت رسانی به بیمه شدگان مشغول بودند.

خاطرات با همکاران و کارمندان حوزه تان چه بود؟

خدا رحمت کند آقای روزیفراخ از کارمندان من بودند که استخدام کردم و فرستادیم شعبه و آخرش شنیدم مدیر استان تهران شد. چقدر با صفا و بی تکّبر بودند. آقایان قلاوند، نبی زاده، خانم اعتضادپور که کتاب نوشتند. آقای صرامی و عیوق و …
اداره آمار همه بچه ها از دبیرستان آمده بودند بسیار بی شیله پیله بودند. حتی چند ازدواج بینشان صورت گرفت. اصلاً چشم وهم چشمی و حسادت نبود.

آیا از مدیران عامل و سایر مدیران سازمان از دوران گذشته اطلاع دارید؟

بله با توجه به کسالت اخیر با آنان ارتباطات تلفنی دارم. ولی قبلا با آنها در مناسبتها دیدار داشتم که از آن میتوان به آقایان زیر اشاره کرد.
با آقای دکتر مهدوی که بسیار انسان روشن و خوبی هستند و کتابهایی هم نوشته اند. آقای محسن تقوی که عضو قدیمی و مدیر بودجه، مالی و تدارکات سازمان بوده اند. آقای یوسفی که قائم مقام مدیرعامل بودند. آقای جمال حسین زاده اسکوئی معاون مدیر عامل وقت سازمان، آقای حیدر قلی عمرانی که کتابهائی هم نوشته اند. ولی متاسفانه چند نفری از انان فوت کرده اند که میتوان از آقای مهندس زاوش مدیر عامل، دکتر مجیدی عضو هیات مدیره و دکتر خسرو سعیدی معاون فنی وقت سازمان نام برد.
آن موقعی که من استخدام شدم آقایان مهندس محسن اهری، منصور سروش، دکتر خسرو سعیدی، شاپور والی پور و سیاوش شریفی از پیشکسوتان سازمان بودند.

قانون تأمین اجتماعی را چه کسانی نوشتند؟

تا  انجا که در خاطرم هست چهار نفر بودند. دکتر عمرانی، دکتر مهدوی، آقای یوسفی زاده و آقای اسکوئی که تجدید نظر قانون را انجام دادند.

درخصوص شرکتها توضیحی بفرمایید؟

آن زمان شرکت نداشتیم. ولی از زمان آقای دکتر کرباسیان شرکت ایجاد شد. دولت از محل بدهی هائی به سازمان درشت شرکت ها و ساختمان ها را به سازمان واگذار کرد که این واحد ها در شرکت های مورد بحث جای گرفتند.

مهم ترین تصمیم و شاخصه کاری شما که باعث افتخار و بالندگی سازمان است، چیست؟

مهمترین و شاخص ترین تصمیم کاری من ابرام و اصرار من در ورود کامپیوتر بعنوان پدیده ای نو و بسیار ضروری برای سازمان می باشد که البته در آن زمان مورد قبول همه نبود. وقتی طی بورسیه به آمریکا رفته بودم، دیدم که با شماره سوشیال سیکورین (Social Security No.) به تمام مشخصات فرد بیمه شده میتوان دسترسی پیدا کرد. بسیار حظ بردم و دانستم که این امر برای تامین اجتماعی جنبه حیاتی دارد.
دیگر تصمیم کاری من ایجاد هیات آمار در سازمان تامین اجتماعی بود که اعضاء آن متشکل از آقای  دکتر عباس جامعی رئیس دانشگاه اهواز – آقای دکتر عباسقلی خواجه نوری پدر آمار ایران،  مدیرعامل سازمان و اینجانب بود. لذا بحث آمار در سازمان شروع شد و همه مرا بعنوان آماری سازمان می شناختند.
در دوره کاری ما همکاران به رشدی رسیده بودند که کمتر در کار اداری شان اشتباه می کردند. خوب آدمی که ۲۰ سال کار کند با ۱۰ سال فرق می کند فرهیختگی اداری ، اجتماعی و کاری موجب ارتقاء سطح کار فرد می شود. برخلاف ظاهر که من مدیر سفت و سختی بودم لیکن بداخلاق نبودم ولی جدی بودم و نمی گذاشتم سوء استفاده صورت بگیرد.

وضعیت آموزشی چگونه بود؟

خودم چندین بار درمورد کامپیوتر، فیشیه و آمار دوره و کلاس گذاشتم. بعد یک واحد آموزش در چهارراه امیر اکرم سابق داشتیم و در سازمان مدیریت صنعتی (در زمان دکتر آموزگار) و همچنین سازمان امور استخدامی کشور همکاران دوره های لازمه را می دیدند. البته دکتر آموزگار مدیرعاملیشان برای سازمان پایه وزیر شدنشان شد. (وزیر مسکن و شهرسازی)

بیشتر مدیران،  تحصیلکرده های خوب بودند و نظر مثبتی داشتند. مثلاً درخصوص دکتر مجیدی موردی حداقل من ندیدم که بخواهد سازمان را به چالش بکشد. آقای خوانساری به نظرم پرقدرت و دقیق کار را کنترل می کرد و عضو هیأت مدیره بود و بعد معاون وزیر کار شد. ایشان سرپرست دانشجویان در انگلیسی بود.

کلام آخر

متأسفم که بعد از ۲۰ سال یکبار ما را دعوت نکردند. انتظارم این بود که در گرفتاریهای سازمان از ما نظر بخواهند. سال اول انقلاب قانون بازنشستگی پیش از موعد موجب شد که عده ای بازنشسته شدند و جا برای اشتغال جوانترها ایجاد شود. بهرحال سازمان خود بخود به اینجا نرسیده است. کار سازمان نیازمند به روابط عمومی محکم و پاینده است و آدم احساس می کند که سازمان در حال فرو ریختگی است.
بهر حال فکر می کنم کار سازمان کار قشنگی باشد. با تشکر

ملاحظات:

مرحوم بدیعی علاوه بر پست هائی که در طول خدمت داشته اند، عضو کمیته های همچون کمیته فرعی تصمیم و توسعه بیمه های اجتماعی در وزارت کار، عضو دادگاه تجدید نظر اداری سازمان، سرپرست هیات بررسی احتیاجات نیروی انسانی و لوازم محل کار، کمیته استخدام کادر اداری، کمیته بررسی لزوم تفکیک شعب، کمیته نظارت بر طرح بیمه بیکاری، کمیته بهبود روشها و استانداردها، هیات سه نفری موضوع ماده ۷۴ قانون استخدام کشوری، کمیته هماهنگی مرکز انفورماتیک و کامپیوتر، نماینده تام الاختیار در نخست وزیری و هیات رسیدگی به شکایات مستخدمین سازمان تامین اجتماعی نیز بوده اند.

یاد و خاطره بدیعی در اسناد

هفته نامه تامین؛ نشریه داخلی سازمان تامین اجتماعی، سال دهم، شماره پیاپی ۳۲۷، اسفند ۱۳۸۳، صندوق خاطرات، گفتگوی سمیرا شیرازی با شادروان فتحعلی بدیعی و همسر ایشان خانم قاضی نوری

صندوق خاطرات

خدمتی سعید، فکرتی بدیع، علی حیدری (کارشناس تامین اجتماعی، اردیبهشت ۹۲)

مدرک حضور در سمینار پراگ، ۱۹۵۹ میلادی

ابلاغ به سمت عضو هیات عامل سازمان منطقه ای بهداری و بهزیستی استان آذربایجان غربی با امضا دکتر شیخ الاسلام زاده

ابلاغ به سمت معاون مدیر عامل ئر خدمات ماشینی و انفورماتیک با امضا حیدرقلی عمرانی

ابلاغ به سمت سرپرستی امور هیات مطالعات و برنامه ریزی و آموزش با امضا محمد زاوش

با سپاس از تعدادی از همکاران سازمانی در انجام این مصاحبه

پانوشت:

تبیین و توصیف وقایع و رخدادهای گذشته وجهی از رویکرد تاریخی را در بر می گیرد. وجهی که الزاما تمامی تاریخ نیست بلکه قسمی از آنچه اتفاق افتاده و تاریخ را شکل داده است می باشد. بی تاریخی نیز مساله ای است که هرز روی امکانات، اعم از امکانات فیزیکی، مادی و انسانی، پیامد اجتناب ناپذیر آن است. مثال معروف، اختراع کردن دوباره چرخ، ریشه در بی تاریخی دارد. این بی تاریخی در کشور ما در جای جای مناسبات اجتماعی و تاریخی مان دیده می شود. و در کنار آن کم اطلاعی از تجربه ها و عدم توصیف و تبیین مناسب آنچه اتفاق افتاده است باعث عقب گردها و به دور خود چرخیدن های بسیار شده است. سازمان تامین اجتماعی نیز از این امر مستثنی نیست. در زمینه تاریخ مکتوب کمتر سند ساختار یافته ای وجود دارد و بدین واسطه هر زمان مدیریت های جدید بدون اطلاع از آنچه که اتفاق افتاده و گاه با نفی تمامی زحمات و تلاش های صورت گرفته وارد عمل شده اند. این نبود اطلاعات تاریخی ضرورت پی جویی مباحث در این خصوص را به صورتی منسجم تر مطرح می سازد. در این راستا و برای پاسخگویی به این نیاز تا حد امکان، آغاز به انجام مصاحبه  با مدیران اسبق سازمان در یک قالب نیمه ساختار یافته نموده ایم که معطوف به اتفاقات مهم در دوران هر فرد و نقش ایشان در این فرآیند بوده است و در کنار آن نیز تلاش شده است تا ویژگی ها  و توانمندی های فرد نیز لحاظ گردد. فرآیند انجام مصاحبه ها و تدوین متن نهایی بدین صورت بوده است که پس از انجام مصاحبه اولیه و پیاده سازی آن، متن پیاده شده به انضمام برخی سوالات عام مانند زندگینامه فرد و… به شخص مصاحبه شونده جهت نهایی کردن عودت داده می شد و سپس متن نهایی شده در این تارنما قرار داده می شود. بنابر این آنچه در اینجا ارئه می گردد حاصل رفت و برگشت دوسویه بین مصاحبه کنندگان و مصاحبه شوندگان می باشد. نهایت اینکه تلاش کرده ایم  بشناسیم بلند همتان این عرصه را. از مصاحبت ها بسیار آموختیم و می آموزیم و مدیون آنهایی هستیم که به سازمان تعهد داشتند، عشق ورزیدند و آرزو دارند سازمان به بالندگی و سر آمدی برسد.

و این اندک از این  یادآوران تنها ترسیم تابلویی است از سیر تطور مدیران تامین اجتماعی در آئینه زمان تحت عنوان تاریخ شفاهی. امید داریم بتوان با استمرار این فرآیند و همراهی دیگر علاقه مندان در این زمینه نقشی هر چند اندک در شکل گیری این تاریخ داشته باشیم.

قابل ذکر است پروژه تاریخ شفاهی سازمان به دور از گرایشات سیاسی، حزبی و رویکرد های شخصی افراد مصاحبه شونده و صرفا در راستای اعتلای تامین اجتماعی آغاز و تلاش گردیده تا ضمن رعایت امانت از شان و مقام افراد و مسئولینی که در ادوار مختلف در سازمان مسئولیت داشته اند، صیانت بعمل آید. علی ایحال اظهار نظر های شخصی مصاحبه شوندگان نقطه نظرات مسئولین این تارنما را منعکس نمی نماید و از تمامی کارشناسان، صاحب نظران و بزرگوارانی که به مطالب مندرج در متن مصاحبه نقدی دارند درخواست می گردد تا نقطه نظرات کارشناسی خویش را ارسال تا در این تارنما منعکس گردد.

برچسب ها:

درباره admin