مصاحبه با دکتر سعیدی در سال 1382

همانطور که قبلا نیز به آگاهی رسیده است پروژه تاریخ شفاهی سازمان تامین اجتماعی با همکاری تعدادی از فعالان تامین اجتماعی  آغاز گردیده  است که در بخش نخست از این پروژه متن مصاحبه با دکتر خسرو سعیدی معاونت سابق مدیر عامل در امور فنی و عضو سابق هیأت مدیره  سازمان که در تاریخ شانزدهم فروردین ماه هزار و سیصد و نود و یک در منزل مسکونی ایشان واقع در خیابان ملاصدرا صورت پذیرفته بود در همین سایت قرار گرفت که در صورت تمایل با کلیک  در اینجا می توانید آن را مشاهده فرمائید.

مصاحبه ای که هم اکنون تقدیم می گردد در پائیز سال 1382 با شادروان دکتر خسرو سعیدی و توسط  جناب آقای بیاض دوربین از همکاران محترم سازمان تامین اجتماعی صورت پذیرفته است.

با سپاس از: همکار گرامی آقای بیاض دوربین  که متن این مصاحبه را ارسال فرمودند.

دكتر خسرو سعيدي، عضو سابق هيات ‌مديره و معاون فني و درآمد تأمين‌اجتماعي

اتفاقي به سازمان آمدم، اما عاشقانه ماندم

گفت وگو: بیاض دوربین

در يك روز سرد پاييزي پذيراي وي در دفتر «تامين» بودم. او به موقع حاضر شد، ولي من هنوز حاضر نشده بودم، چون فكر مي‌كردم ايشان هم مثل خودمان و بقيه دير مي‌آيد و مي‌گويد «ترافيك» بود اما چنين نبود. 67 سال سن دارد با كوله‌باري از تجربه. او قبل از سال 1362 در سمت‌هايي چون عضو هيات‌مديره سازمان، معاون مديرعامل در امور فني و در پست‌هاي مختلف ديگري مشمغول خدمت بود.

دكتر خسرو سعيدي متولد 6 مهرماه 1315 در شهرستان خوي است و با عنوان دانشجوي دكتراي حقوق قضايي، در بهمن ماه سال 1340 به استخدام سازمان درآمد و از ابتدا به صورت كارمند ساده اداره‌كل فني كار خود را شروع كرد.

دكتر سعيدي پله‌هاي ترقي را يكي پس از ديگري طي كرد و زماني نيز مدير سازمان تأمين‌اجتماعي در استان فارس و بنادر و عضو هيات‌ عامل سازمان درآمد و از ابتدا به صورت كارمند ساده اداره‌كل فني كار خود را شروع كرد. وي برخلاف عرف رايج از ايجاد سازمان‌هاي منطقه‌اي انتقاد مي‌كند و معتقد است اجراي نادرست و عجولانه آن باعث شد تا سازمان متحمل خسارت‌هاي زيادي شود.

وقتي صحبت از همكاراني كه در زمان جنگ در مناطق جنگي خدمت مي‌كردند، شهيد يا مجروح شده‌اند، مي‌شود، بغض گلويش را مي‌گيرد. وي بالاخره در دي‌ماه 1362 با 22 سال سابقه كاري و برخلاف ميل دروني خود با استفاده از قانون بازنشستگي پيش از موعد بازنشسته شد، ولي از فعاليت‌هاي خود در زمينه تحقيق و پژوهش در مسائل مختلف اجتماعي، تاريخي و سياسي ادامه داد و كتاب‌ها و مقاله‌هاي مختلفي را تاليف كرده است كه دو كتاب خاطرات احمد زيرك‌زاده و الهيار صالح از آن جمله‌اند و مقاله‌هاي زيادي نيز در زمينه‌هاي اجتماعي و تاريخي به رشته تحرير درآورده است.

مشروح گفت‌وگوي ما با وي را در پي مي‌خوانيد:

 لطفا بفرماييد چه زماني و چگونه به استخدام سازمان تأمين‌اجتماعي درآمديد؟

استخدام من در سازمان مانند برخي از پيشامدهاي زندگي اتفاقي بود، چون من تصميم داشتم در وزارت امور خارجه استخدام شوم، ولي به طور اتفاقي در بهمن 1340 وارد سازمان شدم و كار خود را به عنوان كارمند اداره كل فني شروع كردم. سپس در شعبه 3 (خاني‌آباد) به عنوان مسئول فني و در سال 1345 رئيس شعبه 9 (انبار نفت) و پس از آن رئيس اداره كمك‌هاي قانوني، رئيس اداره امور شعب، مدير سازمان‌هاي تأمين‌اجتماعي فارس و بنادر، عضو هيات عامل سازمان‌هاي منطقه‌اي، عضو هيات مديره سازمان و معاون مديرعامل در امور فني بودم، اگرچه ورودم اتفاقي بود، اما ماندنم عاشقانه بود.

 

درخصوص سازمان‌هاي منطقه‌اي بيشتر توضيح بدهيد؟

آن زمان نيز مثل برنامه‌اي كه الان در جريان است (نظام جامع رفاه و تأمين‌اجتماعي) تغييراتي در سازمان و مديريت آن در سطح كشور صورت گرفت. به اين ترتيب كه مقرر شد براي تسريع در انجام خدمات و گسترش بيمه‌هاي اجتماعي به تعداد استان‌هاي كشور سازمان‌هاي منطقه‌اي تشكيل شود تا با توجه به شرايط هر منطقه برنامه‌ريزي‌هاي لازم تنظيم و اجرا شود. وظايف آن نيز تركيبي بود از وظايف بهداري، تأمين‌اجتماعي و وظايف رفاهي سازمان‌هاي ديگري كه به نوعي در اين حوزه فعاليت مي‌كردند.

 

اين سازمان‌ها بر چه اساسي تشكيل شده بودند و دورنماي حركت اين سازمان چگونه ترسيم شده بود؟

بيشترين هدف رهايي از تمركزگرايي مركزي بود تا تصميم‌گيري‌ها سريع و با توجه به نيازهاي منطقه‌اي گرفته شود، اما نظارت بر فعاليت سازمان‌هاي منطقه‌اي برعهده ستاد مركزي بودجه‌نويسي و برنامه‌ريزي نيز برعهده سازمان‌هاي منطقه‌اي بود.

 

شروع كار اين سازمان‌ها چه سالي بود و سرانجام آنها چه شد؟

كار اين سازما‌ن‌ها در سال 1355 شروع شد و تا زمان پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت. بعد از آن به حالت قبل از تشكيل اين سازمان‌ها برگشت.

 

جنابعالي تشكيل سازمان‌هاي منطقه‌اي را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

اين كار به طور كامل تجربه نشده و مزايا و معايب آن نيز خيلي مشخص نبود. اگرچه نقاط مثبتي براي اين سازمان‌ها داشت، اما به دليل برخي بي‌مبالاتي‌ها در جابه‌جايي وظايف و ساختمان‌ها و هزينه‌ها مقدار قابل توجهي از اموال و زمان سازمان به هدر رفت، درحالي كه با كمي دقت و برنامه‌ريزي مي‌توانست به نتيجه مطلوبي برسد.

 

به عنوان فردي كه سال‌ها در سازمان فعاليت كرده‌ايد، مهم‌ترين چالش‌هاي موجود سازمان در آن زمان را در چه مواردي مي‌دانيد؟

چالشي كه سازمان در آن زمان و در حال حاضر به نوعي با آن روبه‌رو است، و به نظر من مهمترين و بزرگترين چالش سازمان محسوب مي‌شود، بي‌توجهي دستگاه‌هاي دولتي و مسئولان مربوط و برخي كارفرمايان به اين سازمان و وظايف آن است. آنها به اهداف واقعي و اهميت اين سازمان عنايت كامل نداشتند و سازمان را يك سازمان غني تصور مي‌كردند، (حالا نيز تصور نادرستي است) در حالي كه تعهدات و وظايف سنگين سازمان تازه شروع شده بود و اين نكته‌اي است كه در حال حاضر با پيشرفت‌هاي صورت گرفته و شناخته‌تر شدن وظايف سازمان هنوز بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد.

 

الگوي سازمان تأمين‌اجتماعي در تدوين قوانين سازمان برگرفته از كدام كشور بوده است؟

قانون فعلي سازمان بر پايه قانوني كه در سال 1331 تدوين شده است، نوشته شد و اين قانون با نگاهي به قوانين تأمين‌اجتماعي كشورهاي پيشرفته از جمله فرانسه و مصوبات سازمان‌هاي بين‌المللي كار و تأمين‌اجتماعي تدوين و يكي از بهترين قوانيني است كه تنظيم شده است.

 

قانون تأمين‌اجتماعي از زمان پيدايش تغييرات زيادي كرده است. نظر شما در اين خصوص چيست؟

بله. بعضي تغييرات به ظاهر خيلي كوچك بود، اما اثرات مهمي بر سازمان گذاشت، مانند تغيير نام سازمان بيمه‌هاي اجتماعي كارگران كه براي عموميت بخشيدن به آن و تحت پوشش قرار دادن طبقات مختلف جامعه واژه كارگران از آن حذف شد و با افزايش نرخ‌هاي حق بيمه در جهت افزايش توان مالي سازمان و خدمت رساني بهتر به بيمه‌شدگان اقدامات رفاهي بيشتري صورت گرفت و در سال 1354قانون تأمين‌اجتماعي با عبور از مرحله بيمه‌هاي اجتماعي كه نيازهاي اوليه بيمه‌اي مزدبگيران بود، به سمت رفاه بيشتر جامعه حركت خود را آغاز كرد و در حال حاضر نيز همان قانون با اصلاحاتي اجرا مي‌شود.

 

نحوه وصول حق بيمه‌ها به چه شكلي صورت مي‌گرفت و در اين راه چه مشكلاتي وجود داشت؟

به همين نحو كه در حال حاضر دريافت مي‌شود، انجام مي‌شد، البته با مشكلات بيشتري نسبت به حال روبه‌رو بوديم و سطح آگاهي‌ها كمتر بود و در خصوص اهداف سازمان شناخت كاملي بين كار‌فرمايان و مسئولان وجود نداشت و معمولا پرداخت حق بيمه يا هر نوع پرداخت ديگري در جامعه به سختي انجام مي‌شد و كارفرمايان چون حق بيمه‌ها را سنگين مي‌دانستند از پرداخت آن امتناع مي‌كردند، البته اين سنگيني حق بيمه در برخي صنف‌ها قابل قبول بود، اما بيشتر بحث رواني بود كه نسبت به پرداخت آن توجيه نبودند تا همانند پرداخت قبض‌هاي آب و برق و تلفن حق بيمه را نيز پرداخت كنند و شايد دليل مقاومت نيز اين است كه سازمان در پاسخ به تعهدات و وظايف مربوط به خود، نظر بيمه‌شدگان را به نحو مطلوب جلب نكرده است و با توجه به اين كه تنها منبع درآمد سازمان دريافت حق‌ بيمه‌ها است، اين كار از طريق بازرسي و تاكيدهاي مكرر و اعمال جريمه صورت مي‌گرفت. اميدوارم كه هر روز كه از عمر سازمان مي‌گذرد، ارتباطات سازمان با شركاي اجتماعي خود (كارفرمايان و بيمه‌شدگان) بيشتر و بهتر شود تا بتواند دلايل پرداخت حق بيمه را به آنها توجيه كند كه اثرات مثبت ايجاد يك تأمين اجتماعي خوب در كل جامعه انعكاس خواهد داشت.

 

بيشترين مقاومت در پرداخت حق بيمه در كدام بخش بود؟

معمولا بيشترين مقاومت در كارگاه‌ها و صنوفي بود كه تازه تحت پوشش سازمان قرار مي‌گرفتند و بازرسان سازمان نيز به دليل جوان بودن و شروع تازه به كار نمي‌توانستند ارتباط خوبي براي تفاهم ايجاد كنند و كار به ارائه ليست‌هاي نادرست و يا تاخير در ارائه آن كشيده مي‌شد و متاسفانه گاهي نيز در جريان صورت برداري كار به زد و خورد مي‌انجاميد. اين گونه مشكلات هنوز هم گاهي به چشم مي‌خورد.

 

برخي از شركت‌ها و روزنامه‌ها كه به دربار و حكومت وقت نزديك بودند، از پرداخت حق بيمه طفره مي‌رفتند، براي دريافت حق بيمه از آنها اقداماتي انجام مي‌شد؟

سازمان تا جايي كه امكان داشت، با استفاده از همه اهرم‌هاي قانوني براي وصول مطالبات خود استفاده مي‌كرد، اما براي جبران اين زيان‌ها به موجب قانون تأمين‌اجتماعي مقرر شد، دولت هم تا 3درصد حق بيمه‌ها را بپردازد. چون همه انتظارات سازمان براي دريافت حق بيمه‌ها برآورده نمي‌‌شد، چنين تدابيري انديشيده شد. براي رفع اين گونه مشكلات توجه به ارتباطات و آگاهي بخشي به مردم در خصوص تعهدات و وظايف سازمان ضروري است.

 

يكي از نگراني‌هاي سازمان در سال‌هاي قبل و حال، افزايش هزينه‌هاي بر درآمدها بوده است، در اين خصوص چه راهكارهايي اتخاذ مي‌شد؟

افزايش هزينه‌ها بر درآمدها يكي از عمده‌ترين نگراني‌هاي سازمان و هم افرادي است كه از خدمات سازمان استفاده مي‌كنند،  در گذشته براي رفع اين مشكل و آگاهي از جوانب آن كارشناسان مختلفي بر روي تعهدات و حق بيمه‌هاي دريافتي مطالعاتي انجام مي‌دادند و تلاش مي‌شد تا تعهدات خارج از ضوابط پيش‌بيني شده در قانون بر صندوق سازمان تحميل نشود، ولي در سال‌هاي بعد از انقلاب تعهداتي مانند بازنشستگي پيش از موعد، بخشودگي جرايم و برخي تخفيف‌ها، بر سازمان تحميل شد.

 

با توجه به اينكه تنها منبع درآمدي سازمان دريافت حق بيمه است و اين حق بيمه‌ها براي پرداخت‌هاي آتي سازمان ذخيره مي‌شود، براي اينكه از ارزش اين منابع كاسته نشود سازمان چه كارهاي انجام داد؟

آن زمان اگر چه به لحاظ تعداد بيمه‌شدگان و رقم وصولي با امروز خيلي فرق داشت، اما براي جلوگيري از كاهش ارزش پولي، سازمان در فعاليت‌هاي مختلف سرمايه‌گذاري مي‌كرد. شركت خانه سازي يكي از آن فعاليت‌ها بود و خانه‌هايي كه ساخته مي‌شد با شرايط آساني در اختيار كارگران قرار مي‌‌گرفت. البته ساختن ساختمان براي شعب، درمانگاه‌ها و بيمارستان‌ها بحث جداگانه‌اي است.

 

اين خانه‌ها در كدام شهرها ساخته شدند؟

به‌طور دقيق يادم نمي‌آيد، اما در استان فارس، مشهد و مغان و ساير نقاط كشور خانه‌هايي براي اين منظور ساخته شد و فعاليت‌هاي سرمايه‌گذاري به عمل آيد.

 

آقاي دكتر جنابعالي معاون فني بوديد، در اين بخش چه مشكلاتي وجود داشت؟

منظور از عنوان «فني» تعهدات قانوني و حقوقي سازمان در برابر بيمه‌شدگان است. وظايف اين معاونت از پرداخت‌هاي كوتاه مدت شروع مي‌شود و تا پرداخت‌هاي بلند مدت را در برمي‌گيرد كه حجم قابل ملاحظه‌اي از فعاليت‌ها را شامل مي‌شود.  در اين بخش يكي از مهم‌ترين مشكلات، تفاسير و برداشت‌هاي مختلف از مواد قوانين موجود بود كه در اين زمينه تلاش‌هايي به عمل آمد تا همه مجريان به يك برداشت واحد و درست برسند. گاهي نيز نياز به اصلاح يا تصويب قانون جديدي بود كه اقدام مي‌شد. به عنوان مثال كوچك گاهي ديده مي‌شد در خصوص پرداخت كمك هزينه ازدواج تفاسير مختلف مي‌شود و از اين كه قانون مقرر داشته، بيمه شده بايد در هنگام دريافت كمك ازدواج، شاغل باشد، چنين استنباط مي‌شد، كه حتي روزهاي متصل به عقد و ازدواج هم سركار باشد كه چنين استنباط‌هاي نادرست بود.

 

خاطره‌اي كه از دوران خدمت خود در ذهن داريد، بيان كنيد؟

در دوران جنگ تحميلي وقتي اولين جنگ زده‌اي كه با كفش‌هاي لنگه به لنگه وارد اتاق من شد و گفت من بازنشسته سازمان هستم، اما مخارج روزانه خود را نيز ندارم، فكر و ذهنم به آن 15هزار بازنشسته سازمان معطوف شد كه به دليل جنگ در نقاط مختلف كشور پراكنده بودند و هيچ مدركي نيز براي اثبات بازنشستگي و دريافت مستمري خود همراه نداشتند، لذا يك شب تا نزديكي‌هاي صبح بيدار نشستم و دستورالعملي را تهيه كردم تا مستمري آنها در هر شهري كه به سر مي‌برند، پرداخت شود و خوشبختانه اين اقدام با مساعدت همكاران عزيز مركز و شهرستان‌ها نتيجه خوبي داشت و حتي يك نفر از بازنشستگان سازمان نيز دو‌بار مستمري نگرفت و اين دستور استثنايي الگويي براي ديگر سازمان‌هاي بيمه‌اي كشور شد.

 

برچسب ها:

درباره admin