مصاحبه با پیشکسوتان تامین اجتماعی (محسن تقوی دیلمقانی)

یکشنبه ۲۱ اسفندماه ۱۳۹۰، ساعت ۱۷ الی ۱۹ افتخار مصاحبه با پیشکسوتی را داشتیم که در بازه زمانی ۱۳۳۳ تا ۱۳۵۵ در سمت های مهمی خدمات ارزشمندی را به سازمان تامین اجتماعی ارزانی داشته است. در منزل شخصی جناب آقای […]

یکشنبه ۲۱ اسفندماه ۱۳۹۰، ساعت ۱۷ الی ۱۹ افتخار مصاحبه با پیشکسوتی را داشتیم که در بازه زمانی ۱۳۳۳ تا ۱۳۵۵ در سمت های مهمی خدمات ارزشمندی را به سازمان تامین اجتماعی ارزانی داشته است. در منزل شخصی جناب آقای محسن تقوی دیلمانی از پیشکسوتان بازنشته با ایشان به گفتگوی صمیمی نشستیم. ایشان  متولد اول فروردین ماه ۱۳۰۱ خورشیدی  می باشند که پس از اخذ مدرک دیپلم و گذراندن دوره مالی آموزشگاه فنی وزارت راه و گذراندن دو دوره مدیریت اداری و مدیریت بودجه در سازمان مدیریت کشور، گذراندن یک دوره بودجه برنامه ای در سازمان برنامه و بودجه کشور در مهرماه ۱۳۳۳ خورشیدی وارد سازمان تامین اجتماعی گشته و در فروردین ماه ۱۳۵۵ به افتخار بازنشستگی نائل گردیده اند.

جناب تقوی لطفا مختصری از مسیر شغلی تان در سازمان بفرمائید.

حسابدار درجه ۲ در مدیریت درآمد سازمان، رئیس قسمت تنظیم بیلان در مدیریت مالی سازمان معادن اداره حسابداری مرکزی، ناظر مالی شعب تهران، رئیس اداره خزانه و بودجه، رئیس دفتر کل بودجه و اعتبارات که اداره مستقل و مستقیماً تحت نظر مدیرعامل بود. رئیس اداره تدارکات، مدیر مالی بیمارستان شماره ۲ سازمان ، مدیر مالی اطاق اصناف (بصورت مأمور)، رئیس اداره رفاه کارکنان سازمان ، معاون مدیرعامل صندوق حمایت کارمندان مؤسسات بازرگانی و صنعتی (بصورت مأمور) و آخرین سمت سازمانی رئیس اداره رفاه کارکنان سازمان بوده است.

آیا تالیفاتی نیز داشته اید؟

مجموعه اشعار و سروده ها در دو دفتر و کتاب (گذاری بر گذر عمر) که تقریباً زندگینامه اینجانب است که در شرف چاپ می باشد.

لطفا مختصری از زندگی نامه و آغاز فعالیت حرفه ای تان بفرمائید.

محسن تقوی دیلمانی فرزند نصرت متولد اول فروردین ماه ۱۳۰۱ شمسی در دیلمان گیلان، سیکل اول متوسطه را در مدرسه دارالفنون تهران بپایان بردم و سپس دوره مالی آموزشگاه فنی و حرفه ای وزارت راه را که جدیداٌ تأسیس یافته و در سه رشته نقشه برداری، مکانیک، و مالی دانشجو می پذیرفت؛ پس از گذراندن کنکور قبول شده و دوره مذکور را به پایان برده و در راه آهن دولتی ایران پس از پایان آن دوره به خدمت پذیرفته شدم و چون در زمان پذیرش در مؤسسه مذکور تعهد دو سال خدمت در مؤسسات تابعه وزارت راه را داشتم؛ مدت مذکور را در راه آهن دولتی ایران با موفقیت شغلی بسیار خوب گذراندم. چون نخواستم به کار        اشتغال ورزم از خدمت در راه آهن مستعفی و به شغل آزاد (بازار) روی آوردم؛ پس از مدتی به علت عدم موفقیت در رشته مذکور مجدداٌ به کار دولتی روی کردم و با سوابق خدمتی که داشتم در سازمان برنامه (شرکت توسعه کشت پنبه) به خدمت مشغول شدم و پس از دو سال خدمت به سازمان بیمه های اجتماعی کارگران در سال ۱۳۳۳ منتقل و به عنوان حسابدار درجه ۲ در اداره درآمد سازمان مشغول به خدمت شدم.
اطلاعات مالی بنده با توجه به سوابق خدمتی ام خیلی سریع باعث پیشرفتم شد. پس از مدتی کوتاه که به یکسال نمی رسید پست رئیس قسمت درآمدهای معوقه به اینجانب محول شد. پس از مدتی کوتاهی خدمت در آن پست، رئیس قسمت تنظیم بیلان که درآن زمان مستقل و مستقیماً تحت نظر مدیران مالی بود، انتخاب و مشغول شدم. پس از یکسال خدمت در آن پست به عنوان معاون اداره حسابداری مرکزی منصوب شدم؛ پس از مدتی خدمت در آن پست که شاید در حدود یک سال بود به عنوان ناظر مالی شعب تهران منصوب شدم و سپس به علت حذف پست مذکور در چارت تشکیلاتی به عنوان مدیر مالی بیمارستان شماره ۲ سازمان در تهران که یکی از بزرگترین بیمارستان های تهران به شمار می رفت منصوب گردیدم که امور اداری بیمارستان از طرف رئیس بیمارستان به اینجانب محول گردید. مدت سه سال در آن پست خدمت کردم و منشاء خدمات ارزنده ای بودم که بارها مورد تشویق و تقدیر مدیران سازمان قرار گرفتم. پس از سه سال به سمت رئیس اداره خزانه و بودجه سازمان در مدیریت مالی منصوب و مشغول به کار شدم پس از مدتی خدمت در آن اداره بنا به پیشنهاد آقای پیروانی مدیر اداری سازمان به سمت رئیس اداره تدارکات منصوب و مشغول به کار شدم و مدت سه سال در این پست شاغل بودم و بعد دوباره به سمت اداره مستقل بودجه که مستقیماً تحت نظر مدیرعامل سازمان بود منصوب گردیدم و سال ها بین این پست و پست های دیگر تغییر شغل می دادم که االنهایه به عنوان رئیس اداره رفاه کارکنان که اداره درجه یک بود منصوب شدم . چند سال در این پست خدمت کردم. در زمان مدیریت عاملی آقای فضل اله معتمدی بر اساس تقاضای اطاق اصناف به صورت مأمور به عنوان مدیر مالی اطاق اصناف به آن سازمان منتقل شدم، نزدیک به یکسال و نیم در اطاق اصناف شاغل بودم؛ بین من و آقای حکمتی رئیس اطاق اصناف اختلاف نظر اداری پیش آمد و بدین جهت  بر خلاف میل مدیران اطاق به سازمان برگشتم و دوباره پست رئیس اداره رفاه کارکنان را تصدی نمودم و در زمان مدیریت عاملی جناب آقای دکتر حیدرقلی عمرانی بر اساس درخواست آقای فتح اله معتمدی که مدیرعامل صندوق حمایت از مؤسسات بازرگانی و صنعتی را عهده دارد بودند به عنوان معاون مدیرعامل صندوق با نظر موافق آقای مدیرعامل منصوب و نزدیک به دو سال در آن صندوق شاغل بودم که در سمت رئیس اداره رفاه در سال ۱۳۵۵ اول فروردین ماه به افتخار بازنشستگی نائل گردیدم.
زمان ورود به خدمت سازمان مهرماه سال ۱۳۳۳ مدیرعامل سازمان جناب آقای دکتر کیان بودند و بعد از آن مدیریت جناب آقایان به شرح زیر را در سازمان بیمه های اجتماعی کارگران و تأمین اجتماعی درک کرده ام: ۱- جناب احمد بختیاری ۲- جناب دکتر محمود خواجه نوری ۳- جناب دکتر سرداری ۴- جناب آقای حسن دها ۵- جناب خواجه نوری برای بار دوم ۶- جناب عطاءاله خسروانی ۷- جناب محمد زاوش ۸- جناب خواجه نوری برای بار سوم ۹- جناب فرمانفرمائیان ۱۰- جناب کورس آموزگار ۱۱- جناب منوچهر نیکپور ۱۲- جناب فضل اله معتمدی ۱۳- جناب حیدرقلی عمرانی

با کدام مدیرعامل تعامل بهتری داشته اید و در چه شغلی؟

بنده چون به کار در سازمان فوق العاده علاقه داشتم معمولاً با تمام مدیران عامل دارای رابطه خوب بوده ام ولی از جمع مدیران عامل دوران خدمتم به جناب مهندس زاوش، دکتر خواجه نوری به علت خدمات صادقانه به سازمان علاقه مند بوده ام.

مهمترین رویکرد شما در سازمان چگونه بود و رویکرد مدیران عامل چگونه؟

بنده همانطور که قبلاً هم عرض کردم به علت علاقمندی زیاد به کار سازمان و با توجه به اینکه در کارم خدمتگذاری پخته و باتجربه بودم با اکثریت به اتفاق مدیران عامل رابطه کاری بسیار حسنه داشته ام و به جز یک مدیرعامل (جناب منوچهر نیکپور) که معتقد بودم ایشان کار در سازمان را برای خود سکوی پرتاپ برای وزارت تلقی می کرد نه اینکه واقعاً صمیمانه و باطناً به نفع سازمان عمل کند.
با بقیه مدیران هیچگونه مشکل کاری نداشتم و اکثراً نسبت به بنده لطف خاص داشته اند بطوریکه یکبار در زمان مدیریت جناب فضل اله معتمدی به افتخار یک قطعه مدال درجه یک کار نیز نائل شدم.

ارزیابی شما از مدیران عامل در زمان حضور شما چیست؟ لطفاً در خصوص نقاط قوت و ضعف آنها توضیح دهید؟

دو نفر از مدیران عامل زمان خدمتم را به علت کاردانی و علاقمندی به اعتلای سازمان و زحمات بی ریای آنها برای سازمان بیش از سایر مدیران دوران خدمتم می پسندم : ۱- مهندس محمد زاوش ۲- دکتر محمود خواجه نوری .
البته دیگران هم خواستند در این دستگاه مؤثر باشد ولی هزگز نتوانستند به آن دو نفر برسند.

مهمترین اقدام مدیرعاملی که شما با آنها کار کردیده اید و انجام گرفته، کدام است؟

توسعه و گسترش اداری سازمان که در حد چشمگیر انجام شده و به موازات آن افزایش چشم گیر تعداد بیمه شدگان، احداث بنای ساختمان مرکزی سازمان، مستقل کردن شعب سازمان و جداکردن آن از وزارت کار که به تدریج انجام گرفت و اکثر آن در زمان مدیریت جنابان مهندس زاوش و دکتر خواجه نوری انجام گرفته است. توسعه واحدهای درمانی از طریق ساختمان درمانگاه ها و بیمارستانها، بهبود وضع رفاهی کارکنان از طریق واگذاری وام مسکن و غیره ، تدوین طرح جامع طبقه بندی مشاغل که اساس آن توسط مدیران قبلی گذارده شده بود ولی در زمان جناب نیکپور به پایان رسید؛ تدوین چارت تشکیلاتی بر اساس اصول و قوانین مترقی.

فرصت های از دست رفته شما در حوزه مدیریت وقت شما چه بوده است؟

همیشه سعی کرده ام برای پیشبرد اهداف اداری‏ام هیچ فرصتی را ازدست ندهم و همه وقت از فرصت های به دست آمده برای خدمتگذاری بیشتر و بهتر استفاده نمایم که شاید یکی از علل پیشرفتم بوده است.

کارهای نوآورانه و شاخص که در زمان مدیریت شما روی داده کدام است؟

–    بنده هم توضیح داده ام ساختمان های متعدد و بیمارستان های سازمان در اصفهان ، شاهی ، کرمان ، رشت ، و سایر مراکز استان ها که اکنون حاضر الذهن نیستم.
–    ساختمان سازمان مرکزی که در آن زمان در نوع خود ساختمان شاخصی بود.
–    استقلال واحد های سازمان از وزارت کار
–    افزایش چشم گیر تعداد بیمه شدگان در سراسر ایران که موازات آن موجب گسترش و افزایش واحدهای سازمان در اقصی نقاط کشور گردید.
–    طرح و اجرای طبقه بندی مشاغل کارکنان سازمان که در نوع خود ضرور و با ارزش بود.
–    تنظیم و اجرای چارت تشکیلاتی سازمان با استفاده از کارشناسان صاحب صلاحیت سازمان برنامه و بودجه و ده ها  کار لازم و اساسی که در توسعه و خدمت رسانی به بیمه شدگان بمورد اجرا گذارده شد تا سازمان بصورتی که هم اکنون می بینید به اعتلا و شکوفایی برسد.

لطفاً در خاطرات خوب و بد شما حداقل یک نمونه بیان فرمایید؟

هنگامیکه سازمان تمام واحدهای خود را مستقل کرد و از حیطه مداخله بیمورد وزارت کار خارج کرد در زمان مدیریت جناب مهندش زاوش و جناب دکتر خواجه نوری از طرف وزارت کار مداخلات بیموردی می شد که مدیران مذکور به هیچ وجه زیر بار آن نمی رفتند . همین مسئله در زمان مدیریت دکتر خواجه نوری بخصوص موجب شد تا در اثر شیطنت های وزارت کار، بازرسان شاهنشاهی به سرپرستی تیمسار سرلشکر کاتوزیان به تعداد زیادی برای بازرسی کارهای سازمان به سازمان اعزام گردیدند. بگیر و ببند بی اساس و بیموردی شروع شد پس از ۱۵ روز یک روز از دفتر سرلشکر کاتوزیان که در سازمان مستقر بود به بنده تلفن شد که تیمسار شما را احضار کرده بنده در آن زمان و زمان قبل از آن دارای پست های مالی زیادی بودم که هر کدام ممکن بود مورد شیطنت بازرسان قرار گیرد ولی بحمداله آنچنان پرونده خدمتی من پاک و شسته بود که هرگز غمی به خود راه ندادم و به محضر تیمسار شرفیاب شده و خود را معرفی کردم. با مهربانی خاص اجازه نشستن داد. به حضورش نشستم، رو به من کرده گفت آقای تقوی شما را به من معرفی کرده اند که آدم خوب و پاکی هستید ، آمده ایم دستگاه شما را از کارکنان ناپاک و نادرست پاک کنیم شما باید شما باید در این باره به ما کمک کنید و افراد را به من معرفی کنید تا بتوانیم سازمان را از حضور چنین افرادی پاک نمائیم.
ما شما را محفوظ خواهیم داشت نگران این موضوع نباشید . بنده پوزخندی زدم در جواب تیمسار گفتم که متأسفانه تیمسار بنده در این مورد نمی توانم خدمتی که خواسته اید را انجام دهم . پرسید چرا ؟ عرض کردم زیرا معتقدم با وجود مدیرعاملی مانند دکتر خواجه نوری در این دستگاه آدم ناباب نمی توانسته وجود داشته باشد زیرا او مردی است به غایت درستکار و دقیق و بخوبی کارکنان خود را می شناسد و سیستمی بوجود آمده که کسی جرأت تخلف در کار را به آن صورت که نظر حضرتعالی است ندارد. سری تکان داده و بنده را مرخص کردند .
از بازرسان کل کشور بازپرسانی در سازمان مقیم شدند و تمام خریدها و کارهای ما را تحت بازرسی قرار دادند. به فروشندگان مختلف مراجعه کردند و با استفاده از کارشناسان وزارت بهداری در مورد خرید لوازم بهداری مدت دو سال در سازمان به این امر مشغول بودند. بعد از دو سال یک روز آقای چرم چی یکی از بازرسان که در سازمان دارای دفتری داشت و  مقیم بود بنده را احضار و پس از تعارفات معمول به بنده گفت من هم به شما و هم به سازمان تبریک می گویم، زیرا به مدت دو سال کارهای شما را دقیقاً بررسی کردیم حتی یک مورد تخلف در آن مشاهده نشد. صورتجلسه ای تهیه شده بود که از بنده خواستند آن را امضاء کنم. بعداً معلوم شد که ۱۵ نفر از صاحب منصبان شاخص سازمان منجمله جناب دکتر خواجه نوری ممنوع الخروج بودیم که از آن تاریخ رفع تعرض از ما شد.

وضع سازمان را در حال حاضر چگونه ارزیابی می کنید ؟ (از نظر مدیریت ، ارتباطات ، عملکرد منابع و مصارف)

(* یادداشت تامین پرس: به تاریخ مصاحبه توجه فرمائید.)

متأسفانه یا خوشبختانه بعد از بازنشستگی ام خیلی کمتر به سازمان مراجعه داشته و بطور کلی از گردش امور سازمان به دور هستم ولی آنچه که بر اثر علاقه مندی که به آن دستگاه وجود دارد و تحقیقات جسته گریخته ای که کرده ام بطور کلی وضع به سامان ندارد و به هیچ وجه با دوران گذشته طلائی سازمان قابل مقایسه نیست.

شما اگر اکنون جزو مدیران ارشد سازمان بودید چه راهکارهایی برای اداره امور سازمان در پیش می گرفتید؟

سعی می کردم تمام امور سازمان به افراد متخصص و کارکشته در امر سازمان قرار گیرد زیرا به کارهای گران باید مرد کار دیده فرستاد و سعی می کردم سازمان استقلال خود را باز یابد و از مداخله پست برکنار بماند.

برچسب ها:

درباره admin