مصاحبه با پیشکسوتان تامین اجتماعی (مرتضی آلب ارسلان)

سروقت با خوشرویی، متانت و لبخند خاص خود وارد شد. بسیار خوش خلق و باحوصله، ریش و قیچی را در دستش دادیم تا بگوید و او شروع کرد. در ابتدا از اینکه فرصتی پیش آمده تا پس از مدت ها […]

سروقت با خوشرویی، متانت و لبخند خاص خود وارد شد. بسیار خوش خلق و باحوصله، ریش و قیچی را در دستش دادیم تا بگوید و او شروع کرد. در ابتدا از اینکه فرصتی پیش آمده تا پس از مدت ها نام و نشانی از او و همقطارانش گرفته شود، تشکر کرد و گفت آنچه را که در این جا به رشته تقریر در آمد. با سپاس ویژه از ایشان که در برقراری ارتباط با پیشکسوتان سازمان و همراهی  در برخی از مصاحبه ها و نیز ارائه برخی کتب، مدارک، عکس و … از هیچ کمکی فرو گذاری نکردند.

ناشنیده های سازمان تامین اجتماعی را این بار از زبان مرتضی آلب ارسلان ازپیشکسوتان ارجمند تامین اجتماعی و معاون سابق اداری مدیر عامل سازمان می شنویم.

تاریخ مصاحبه : ۱۳۹۱/۱۲/۲۱

ساعت مصاحبه: ۱۵:۳۰-۱۲:۳۰

دوران زندگی

من مرتضی آلب ارسلان در سال  ۱۳۱۹ در شهر تهران  بخش شاه آباد کن به دنیا آمدم. بعد از طی دوره ابتدائی در سال ۱۳۳۹ در رشته ریاضی از دبیرستان شرف  مدرک دیپلم گرفتم  و در ادامه تحصیل در رشته آمار از موسسه آموزش عالی آمار در مقطع لیسانس فارغ التحصیل گردیدم. در سال ۱۳۴۴ ازدواج و ثمره آن ۳ پسر و ۲ دختر می باشند. علاقمند به رشته ورزشی بسکتبال بودم در دوران دانشجویی عضو تیم بسکتبال دانشکده بودم .  پیاده روی، کتاب و فعالیت های اجتماعی را دوست دارم.

استخدام در سازمان

من در تاریخ ۱۳۴۱/۸/۱۹ بعنوان کارمند فیشیه که یکی از ادارات کل فنی بود مشغول بکار شدم . و بعد از دو سال متصدی و سال بعد بعنوان مسئول قسمت و بعد از ده سال سرپرست اداره جمع آوری اطلاعات آماری و سه سال پس از آن به سمت معاون اداره کل آمار انجام وظیفه نمودم و سپس به سمت مدیر کل آمار منصوب شدم و آخرین پست سازمانی من معاونت اداری مدیر عامل بود.

نحوه نگهداری سوابق بیمه شدگان  در اداره فیشیه

اداره فیشیه مسئول نگهداری و شماره گذاری پرسشنامه های دریافتی از بیمه شدگان بود. قبلا در اداره فیشیه پرسشنامه های دریافتی از بیمه شدگان که حاوی مشخصاتشان بود در پاکت هایی که دارای شماره مسلسل بود نگهداری می شدند و اسامی شان در دفتر رپرتوار (الفبایی ) ثبت می گردید. هر اندازه که تعداد پرسشنامه ها بیشتر می شد، دفاتر الفبایی نیز اضافه می شد و بنابراین دسترسی به سوابق بیمه شدگان مخصوصا با توجه به تشابه اسمی فراوان بسیار مشکل می شد. وقتی سوابق یک بیمه شده را می خواستند باید چند دفتر رپرتوار (الفبایی) را میگشتیم تا اسم ایشان ودر نتیجه شماره مسلسل او را پیدا کنیم تا سابقه بدست بیاید. در سال ۱۳۴۳ برای برطرف نمودن مشکل اشاره شده شماره ترکیبی برای بیمه شدگان در نظر گرفته شد که بر اساس جنس، سال، ماه تولد و …  تکمیل و یرای اخذ شماره به مرکز ارسال می شد. شماره ترکیبی دوازده رقمی و بشرح زیر بود:
۱- اولین شماره سمت چپ “جنسیت” را نشان می داد. اگر بیمه شده مرد بود عدد “یک “و اگر زن بود عدد “دو “به آن اختصاص داده می شد.
۲- دو رقم بعدی نشان دهنده دو رقم آخر” سال تولد” بود.
۳- دو رقم بعد شاخص “ماه تولد” بود.
۴- سه رقم بعد شاخص شهر” محل صدور شناسنامه” بود.
۵- چهار رقم آخر نشان دهنده “ردیف” بود.
مثلا شماره ای که به بنده اختصاص داده شده بود  ۱۱۹۰۳۰۰۱۰۰۰۵ بود.
برای اجرای شماره گذاری فوق، نیاز بود که شهر های ایران شماره گذاری شود که در این زمینه کتابی تهیه و چاپ شد. نظر به اینکه سیستم بالا متمرکز بود از این رو باید پرسشنامه هائی که در شعب سراسر ایران تکمیل می گردید برای شماره گذاری به اداره فیشیه مرکزی ارسال می شد. اداره مذکور نیز موظف بود تمام پرسشنامه های واصله از شعب را در همان روز تعیین شماره نموده و به شعبه مربوطه مسترد گرداند اگر چه این امر تا پاسی از شب هم طول بکشد.

طرح اداره فیشیه در سال ۱۳۴۴

در سال ۱۳۴۴ اداره فیشیه برای شناسائی و شماره گذاری بیمه شدگان طرحی را به اجرا گذاشت که طی آن گروه هایی به تمام شعب ایران اعزام شدند. در این رابطه ایران به ۵ منطقه  تقسیم و برای هر منطقه یک گروه اعزام گردید. که من به اتفاق دو نفر ۶۵ روز به شعب زیر مراجعه کردیم:

سمنان، شاهرود، نیشابور، مشهد، تربت حیدریه، زاهدان، کرمان، بندر عباس، یزد و کاشان.
زمانیکه به شعبه یا نمایندگی شهر مربوطه وارد می شدیم واحد مذکور مکلف  شده بود که ورود و هدف گروه را از طریق رادیو به اطلاع کارگاه ها برساند و از آنها بخواهد که بیمه شدگان شان شناسنامه هایشان را به کارگاه بیاورند تا زمان مراجعه گروه به کارگاه امکان تکمیل پرسشنامه میسر باشد. پرسشنامه های تکمیل شده در هر روز، روز بعد برای اختصاص شماره به تهران (اداره فیشیه) ارسال می گردید. اگر احیانا کارگاهی در این زمینه کوتاهی می نمود، این وظیفه به شعبه محول می شد و باید آنان مراجعه و پرسشنامه را تکمیل و به مرکز ارسال می نمودند.

خاطره انگیزترین کارگاه

خاطره انگیزترین کارگاه مراجعه شده، معدن خاک سرخ جزیره هرمز بود که حدود هفتصد نفر بیمه شده داشت ولی در این جزیره نه مسافرخانه ای بود نه دکانی، و برای رفتن به آنجا باید از لنجی که یک روز در میان از هرمز برای بردن آب و مایحتاج کارگران به بندر عباس می امد، استفاده می کردیم. فاصله زمانی مسافت  میان بندرعباس و هرمز در روزهای معمولی بین ۲ تا ۲٫۵ ساعت بود، اما در روز عزیمت به علت طوفانی بودن دریا ۶٫۵ ساعت طول کشید و چون در آنجا مسافرخانه ای وجود نداشت  ناگزیر شب را در منزل رئیس حسابداری معدن خاک سرخ سپری کردیم.

تهیه و تدوین کتاب کد فعالیت های اقتصادی  مورد عمل شماره گذاری کارگاه ها

برای نگهداری پرونده های درآمد کارگاه ها، نیز لازم آمد که برای هر کارگاه یک شماره تعیین شود که در این مورد  فعالیت های اقتصادی  کارگاه ها لیست شد و با بهره گیری از طبقه بندی فعالیت های اقتصادی دفتر بین المللی کار، کتابی به نام کتاب ” کد فعالیت های اقتصادی ” تهیه و چاپ شد و مورد عمل شماره گذاری پرونده های درآمد قرار گرفت که هنوز هم آ ن شماره ها مورد استفاده می باشد.

طرح غیرمتمرکز نمودن سیستم شماره گذاری

متمرکز بودن سیستم شماره گذاری بیمه شدگان این اشکال را داشت که بیمه شده مجبور بود، برای دریافت دفترچه درمان  تا ارسال پرسشنامه از شعبه به مرکز و اعاده آن، صبر کند و این زمان برای شعب مختلف متفاوت بود و بعضی اوقات با توجه به بعد مسافت چهار تا پنج روز طول می کشید. این نقیصه سبب شد که پس از چند سال این طرح منسوخ و طرح جدیدی که غیر متمرکزبود و هر شعبه راسا توان اختصاص شماره برای بیمه شده را داشت به اجرا در آید. در این طرح که شماره ها از ۱۰۰۰۰۰۰۰ (ده میلیون ) شروع می شد با توجه به میزان بیمه شده و امکان افزایش آن تعدادی شماره اختصاص و به شعبه ابلاغ می گردید و شعبه نبز به محض مراجعه بیمه شده امکان اختصاص شماره به او را داشت. این طرح نیز اشکالاتی در بر داشت. من جمله اینکه اگر بیمه شده ای از کارگاهی به کارگاه دیگری که در محدوده عمل شعبه دیگری یا شهرستان دیگری می رفت و اظهار نمی کرد که قبلا شماره گرفته است دارای دو یا بعضی اوقات چند شماره می شد که حفظ سوابقش را مشکل می نمود.

طراحی کارت حساب انفرادی  و تامین اعتبار دفاتر

دفترچه ها را باید هر ماهه  برای بیمه شده ” تامین اعتبار” می کردند این امر در شعبه با استفاده از لیستی که کارگاه بابت پرداخت حق بیمه به شعبه داده بود انجام می شد که بسیار مشکل بود. برای حل این مسئله اداره فیشیه کارت هایی  طراحی و تهیه کرد که تقریبا ۲۰*۳۰ سانتی متر بود که در بالای آن مشخصات بیمه شده و کارگاه و شماره بیمه شده و کارگاه ذکر می گردید و در پایین آن ماه های سال و کارکرد بیمه شده ذکر می گردید. در هر طرف این کارت ظرفیت ثبت سه سال را داشت و تامین اعتبار دفاتر از روی این کارت ها انجام می گرفت.

آمار تعداد بیمه شدگان

در هر شعبه یک نفر مسئول آمار وجود داشت که از روی لیست های دریافتی واحد درآمد، تعداد بیمه شدگان بر اساس جنسیت استخراج و در دفتر آمار ثبت و در آخر هر ماه خلاصه آن به مرکز اعلام می گردید. این آمار به وسیله بازرسین اداره کل آمار کنترل می شد. آمار مذکور، مورد عمل اداره کل تشکیلات برای درجه بندی شعب نیز بود.

ساختمان سازمان مرکزی ماندگارترین یادگار دکتر محمودخواجه نوری

آقای دکتر محمود خواجه نوری، مدیر عاملی سخت کوش، منضبط و سر وقت و در یک کلام مدیری مدبر بودند. از کارکنان دقیق و کوشا همیشه حمایت و پشتیبانی می کردند، اعتقاد داشتند که کار امروز نباید برای فردا بماند. در این رابطه شخصا در هر ماه حدود دویست ساعت اضافه کار بدون دریافت وجهی داشتم و فقط به خاطر اینکه کار امروز به فردا نماند. ماندگارترین یادگار ایشان خرید زمین و ساخت بنای فعلی سازمان تامین اجتماعی و وزارت کار می باشد که حدود هیجده میلیون تومان در آن زمان هزینه شده است.

ورود کامپیوتر در سازمان

در زمان مدیریت عاملی آقای نیک پور خرید زمین و ساخت بیمارستان در چند شهر و ورود کامپیوتر به سازمان صورت پذیرفت. در سال ۱۳۴۹ کامپیوتر با همت و پشتکار زنده یاد فتحعلی بدیعی مدیر خدمات ماشینی وقت برای ثبت و نگهداری سوابق بیمه شدگان به سازمان وارد شد اما در آن زمان این امر انجام نگرفت. و در عوض اداره کل امور مالی برای به روز رساندن ترازهای سالانه معوقه از کامپیوتربه بهترین وجه سود برد و آنها را به روز رساند. ضمنا اداره کل فنی برای صدور لیست ماهانه بازنشستگان شعب از کامپیوتر استفاده نمود و ساعاتی هم در اختیار بانک رفاه کارگران قرار گرفت.

وزارت رفاه اجتماعی  و ساختار واحدها

در سال۱۳۵۴ “وزارت رفاه اجتماعی” شکل گرفت، در طرح این وزارتخانه در هر استان سازمان تامین اجتماعی  و وزارت بهداری، بهزیستی و سایر واحدهای تابعه و مربوط در هم ادغام و به دو بخش ” ناحیه ” و ” منطقه ” تقسیم و ” کارهای اداری ” در ناحیه و ” کارهای پزشکی “در منطقه متمرکز گردید. در هر استان “هیات عاملی ” اداره کننده بخش های مذکور بود که رئیس هیات عامل از وزارت بهداری (پزشک) و معاونت او را که عضو دیگر هیات عامل بود و کارهای اداری و مالی را به عهده داشت از تامین اجتماعی منصوب می گردید.

وضعیت درمان سازمان

اداره بخش درمان سازمان به عهده خود سازمان بود بطوریکه سازمان در تشکیلاتش یک معاونت درمان داشت که مسئولیت کلیه امور درمانی به عهده او بود و یک معاونت اداری ومالی که  مسئول کلیه امور اداری و مالی واحدهای سازمان بود. سازمان تامین اجتماعی در هر شهری که شعبه داشت درمانگاهی هم در جنب آن دایر کرده بود که مسئولیت اداره درمانگاه نیز با رئیس شعبه بود و بر این اساس کارکنان درمان موظف بودند مانند کارکنان شعبه از ساعت ۸ صبح تا آخر وقت اداری در درمانگاه حاضر و پاسخگوی ارباب رجوع باشند و این امر تا قبل از تشکیل وزارت رفاه اجتماعی در سال ۱۳۵۴ ادامه داشت و نتیجه آن چشمگیر و مثبت بود و متاسفانه با ترکیب بخش درمان با وزارت بهداشت تمام کیفیت ها و نرمها از دست رفت.

تعطیلی اداره کل آمار و تبعید به اداره کل نظارت بر مواد مخدر

با تشکیل وزارت رفاه اجتماعی و انتصاب آقای محمد رضا نقابت از بهزیستی به سمت مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی دستور تعطیلی اداره کل آمار صادر شد و برای بنده حکم محقق ارشد اداره کل فنی صادر و به عنوان مامور به اداره کل نظارت بر مواد مخدر تبعید شدم. در مدت خدمت در اداره کل مذکور حدود ۴ تن از مواد مکشوفه به جز شیره و تریاک مانند هروئین، حشیش و دیگر مواد مکشوفه را در محل سرم سازی رازی امحاء نمودم.

برگشت به سازمان و انتقال صندوقهای حمایت به سازمان

در آبان ماه ۱۳۵۷ به سازمان تامین اجتماعی برگشتم. مقرر شده بود کلیه صندوق های حمایت که تعداد آنها ۱۲ موسسه بود به سازمان تامین اجتماعی منتقل شوند. به بنده ماموریت انتقال ۷ صندوق به شرح زیر را واگذار نمودند:
۱- صندوق حمایت کارکنان موسسات آموزشی و فرهنگی
۲- صندوق حمایت کارکنان بانک ها
۳- صندوق حمایت کارمندان فنی و دفتری شرکت ها و موسسات اقتصادی
۴- صندوق حمایت کارکنان شهرداری
۵- صندوق حمایت کارکنان بنیاد علوی (بنیاد پهلوی سابق)
۶- صندوق حمایت کارکنان موسسات تحت ریاست فرح
۷- صندوق حمایت مستخدمین پیمانی موسسات دولتی
ولی از اواخر سال ۱۳۵۷که سازمان استقلال خود را بازیافت بعضی از صندوق های حمایت از سازمان جدا شدند. در زمانی که معاون مدیرعامل بودم، هنوز انتقال اموال و دارائی های صندوق حمایت کارکنان موسسات تحت ریاست فرح به اتمام نرسیده بود و بنده مدت ها بین دفتر نخست وزیری و دفتر وزیر بهداری ( مرحوم دکتر سامی ) و دفتر سرپرست موسسه ( آقای تهرانچی ) در رفت و آمد بودم تا مشکلات برطرف و صندوق مذکور با تمام اموال و دارائی هایش به سازمان تامین اجتماعی انتقال یافت.

تشکیل اداره کل آمار و حکم انتصاب

بعد از انتصاب آقای مهندس زاوش به عنوان مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی، با توجه به اعتقاد راسخ ایشان به آمار دستور تشکیل اداره کل آمار صادر و تشکیلات پیشنهادی آن به تصویب هیات مدیره رسید و در سال ۱۳۵۸ حکم مدیرکل آمار مجددا برای اینجانب صادر گردید.

شورای آماری و بیمه بیکاری

در سالهای قبل که اداره کل فیشیه و آمار فعال بود، یک ” شورای آماری ” وجود داشت که اکثر اعضا آن اساتید شناخته شده و مشهور دانشگاه بودند که اسامی آنان به شرح زیر بود:
۱- آقای مهندس عزت ا..مرتضی آلب ارسلان. راستکار
۲- آقای مهندس ضیاء موجدی
۳- آقای مهندس مدنی
۴- آقای دکتر کاظم محمد
نفرات زیر هم در جمع شورا حضور داشتند که دارای مدرک تحصیلی فوق لیسانس بودند و در زمینه مسائل آمار تجارب خوبی داشتند:
۱- آقای حشمت ا… کوهی کمالی دهکردی
۲- آقای محمود محمودی زرندی
۳- خانم منظر هاشمی سیاهپوش
شورا هر هفته دو ساعت در محل اداره کل تشکیل می شد و ما مسائل و مشکلات آماری را در آن شورا مطرح و راهنمایی می شدیم.

ارائه گزارش ماهانه به نخست وزیر

سازمان تامین اجتماعی موظف بود در آخر هر ماه گزارش عملکرد خود را به استحضار نخست وزیر برساند. در این رابطه مدیر آمار هر ماهه گزارش مدیریت های دیگر سازمان را جمع آوری و بر اساس آن گزارش جامعی با امضاء مدیرعامل وقت تهیه و به نخست وزیری ارسال می نمود.

نرخ بیمه بیکاری

در سالهای ۱۳۵۷-۱۳۵۶ که مسئله بیمه بیکاری مطرح شد، مقررگردید جلسات شورای آماری در محل موسسه کار و تامین اجتماعی وزارت کار و با حضور رئیس موسسه و فردی که قرار بود در راس صندوق بیمه بیکاری قرار گیرد تشکیل گردید و در نهایت تحقیق جامعی در زمینه بیمه بیکاری انجام شد و ماحصل زحمات زیادی که کشیده شد، منجر به چاپ دو جلد کتاب گردید، که در نتیجه نرخ ۳ درصد برای بیمه بیکاری به دست آمد. در این جا شایسته است از زنده یاد فتحعلی بدیعی مدیر کل وقت آمار و بررسی ها و اعضا شورای آماری که در به دست آوردن نرخ مذکور زحمات زیادی را متحمل شدند، سپاسگزاری نمود.

اقدامات در بخش آمار- تقلیل سن بازنشستگی

در آن زمان تحقیقات متعددی در زمینه آمار انجام گرفته است که تعدادی از آنها را خودم انجام داده ام که از آن میان می توان به ” تعهدات سازمان تامین اجتماعی در قبال بیمه شدگان “و سابقه ای در مورد حداقل مزد و تغییرات آن و روند افزایش نرخ حق بیمه طی دهه ۱۳۶۰-۱۳۵۰ اشاره نمود. همانطور که مستحضرید در اوایل تاسیس سازمان تامین اجتماعی، بازنشستگی پس از ۴۰ سال پرداخت حق بیمه مقدور بود که این مسئله به مرور به ۳۵ سال و بعد به ۳۰ سال سابقه حق بیمه تقلیل یافت. دو تحقیق دیگرانجام داده ام که به صورت رساله تقدیم مقامات شده است ولی اکنون اسم آنها را به خاطر ندارم.

وضعیت آماردر واحد اجرائی

اداره کل آمار در هریک از واحدهای اجرایی اعم از شعبه و درمانگاه یا بیمارستان یک مامور آمار داشت که وقایع آنها را ثبت می نمود و در آخر هر ماه از نتیجه نهائی یک نسخه به مرکز ارسال می نمود. اداره کل آمار با محاسبه تخت روز بیمارستانها و نیز نعداد مراجعین سرپائی و بستری، تعداد پزشکان هردرمانگاه و بیمارستان را متعادل می نمود.

خاطره ای از آقای اسمیت – انگشت مومیائی

در دورانی که در مدیریت آمار بودم گه گاه کارشناسانی ازدفتر بین المللی کار  ILO و یا ISSA و دیگر سازمانهای بین المللی  به سازمان تامین اجتماعی می آمدند و در بدو ورود با توجه به نیازشان به اعداد و ارقام به مدیریت آمار سر می زدند. از میان آنان شخصی به نام آقای اسمیت بود که کارشناس در امور بازنشستگی و مستمری ها بود که به کشورهای متعددی در جهان سوم سفرکرده و تجارب جالبی داشت. در مقابل سوال من که جالبترین آنها را بگوید، تعریف کرد که به مراکش رفته بوده و در کنترل سیستماتیک مستمری آن کشور به پرونده ای بر می خورد که مستمری بگیر حدود ۱۶۰ سال داشت و هنوز مستمری دریافت می نموده است. که پس از پیگیری پرونده و کنترل بانک پرداخت کننده، مشخص می شود که انگشت فرد مستمری بگیر بعد از فوت، قطع و مومیائی شده و بوسیله اعقاب ایشان پای اسناد ماهانه زده میشده است.

یادی از تلاش و ممارست آقای مهندس زاوش

آقای مهندس زاوش مدیر بی نظیری بودند. تصمیم گیری های ایشان متکی بر آمار بود و تاکید به دقت در حفظ سوابق بیمه شدگان داشتند. از ایشان درس های فراوانی فرا گرفتم. یک بار در مورد مطلبی به من ماموریتی دادند که پس از انجام آن، مطالب را به صورت گزارش کتبی که حدود ۷۵ صفحه می شد، خدمتشان تقدیم کردم. زمان تحویل گزارش به دفترشان حدود چهار بعد از ظهر بود و فکر می کردم که حداقل یک هفته طول خواهد کشید تا ایشان گزارش را مطالعه و نظرشان را اعلام فرمایند ولی به رغم کهولت سن، صبح روز بعد، گزارش فوق با سئوالات و اعلام اوامرشان در موارد مختلف گزارش که متبلور شده بود روی میز من بود. اغلب که به حضورشان خوانده میشدم هیچ وقت ندیدم که پرونده ای  روی میزشان مانده باشد. ایشان خیلی تعامل را دوست داشتند و همیشه شایق بودند که نظر همکاران، مخصوصا همکاران شعبه را بدانند که در این رابطه در خدمتشان دو شعبه ۱۲ و شهر ری را بازدید کردیم و علیرغم توان جسمی و سنی ایشان در هر شعبه حدود دو ساعت با کارکنان صحبت کردند که در شعبه شهرری در سرسرا و هنگام تعطیل شدن شعبه نگران شده بودم که نکند طاقتشان از دست برود و زمین بخورند و مجبور شدم زیر بغل شان را بگیرم. ایشان تاکید داشتند به هیچ عنوان ارباب رجوع نباید معطل بماند و حتما در غیاب کارمندی، همکارش می باید کار او را انجام دهد.

پاشا و افتتاح حساب ۲۵۰۰۵ در بانک رفاه کارگران شعبه وزارت کار

قبل از تشکیل وزارت رفاه اجتماعی در سال ۱۳۵۴ هر شعبه برای خود دو حساب جداگانه داشت یکی “حساب هزینه ” که مبلغ آن از سازمان مرکزی برای شعبه حواله می شد و یکی “حساب در آمد” که حق بیمه های دریافتی هر شعبه به آن حساب واریز می شد و در آخر هر ماه کل مبالغ دریافتی حساب درآمد طی یک فیش به اداره کل امور مالی حواله می شد. بعد از تشکیل وزارت رفاه، آقای پاشا  عهده دار معاونت مالی سازمان شدند، ایشان عضو سازمانی نبودند و یکی از اقدامات ایشان بستن حسابهای درآمد تمام شعب و افتتاح یک حساب ( که به نظرم می آید ۲۵۰۰۵ بود ) در بانک رفاه شعبه وزارت کار بود و دستور دادند که حق بیمه از سراسر ایران به آن حساب واریز شود که این مسئله برای سازمان مشکلات فراوانی را به وجود آورد. شعب سازمان فقط به دریافت فیش بسنده می کردند و برای شعبه به زودی مشخص نمی شد که فلان کارگاه حق بیمه ماهانه را واریز کرده است یا نه؟.
بعدها گروهی برای رسیدگی و مشخص کردن این حساب تعیین شدند که من از نتایج کار آنان بی خبرم، ولی این مسئله را مدیران مالی وقت و صاحب نظران مالی به نحو مطلوب در جریان هستند و می توانند اظهارنظر درستی ارائه نمایند. در تغییرات بعدی که ایشان و هم فکرانشان از سازمان رفته بودند و بنده مدیر منطقه شرق تهران شدم یکی از شعب بانک ملی خبر داده بود که مبلغی حدود هفتاد میلیون تومان به آن بانک حواله شده که معلوم نبوده است متعلق به کیست و فکر کردند که مربوط به سازمان تامین اجتماعی است که با مسئول مالی منطقه به آن شعبه بانک مراجعه و با اعلام شماره حساب، مبلغ مذکور به حساب سازمان واریز گردید.

تصویب اداره کل اکتوریا

در سال ۱۳۵۵ در زمان مدیریت عاملی آقای دکتر عمرانی شخصی به نام آقای ذوالفقاری را که در انگلیس ساکن بود و همشهری خودشان هم بود آوردند و اداره کل “اکتوریا” توسط هیات مدیره وقت تصویب و ایشان را به مدیریت آن گماشتند و گفتند که ایشان متخصص محاسبات فنی بیمه هستند ولی بنده از عملکردشان بی اطلاع هستم.

انتصاب به سمت  مدیر منطقه شرق

در شهریور ۱۳۵۸ تهران به دو منطقه شرق و غرب تقسیم شد که بنده به مدیریت شرق منصوب شدم و محدوده آن از شمیران و ضلع شرقی خیابان ولی عصر تا شهر ری و شرقا  شعبه  تهران پارس را شامل می شد و بعدها شعب سمنان، دامغان، شاهرود از مشهد جدا و به این منطقه اضافه شد.

صدورحکم معاون مدیر عامل در امور اداری

در اوایل اسفند ماه ۱۳۵۸، مدیرعامل وقت به بنده گفتند که مایلند من به عنوان عضو هیات مدیره منصوب  شوم که بنده با وجود افراد مطلع تر و ذیصلاحی که در سازمان وجود داشتند، این پیشنهاد را نپذیرفتم و ایشان در تاریخ ۱۳۵۸/۱۲/۲۵ حکم معاونت مدیرعامل در امور اداری را برایم صادر کردند که تا قبل از بازنشسته شدن ۱۳۶۰/۳/۱ در سمت مذکور انجام وظیفه نمودم.

خاطره ای از آقای مهدی اسدی خوانساری

در زمان مدیریت عاملی ایشان من مدیر کل شرق نهران بودم و سرپرست معاونت اداری را عهده دار بودم. شعبه شمیران جزء شعب شرق تهران بود و به علت بازنشسته شدن رئیس شعبه، مدیرعامل در صدد تعیین رئیس شعبه برآمد. ایشان به بنده ماموریت دادند که به شعبه مراجعه و بین دو نفری که مطرح بودند یکی را انتخاب و به ایشان معرفی کنم. یکی از آنان فردی پر کار و با تجربه در زمینه درآمد بود و مورد احترام و قبول همکارانش و دیگری که سنخیت فنی داشت و مورد قبول همکاران نبود. بنده با مراجعه به شعبه و مذاکره با کارکنان و همچنین انجمن اسلامی  شعبه، نفر اول را برگزیدم و به آقای مدیر عامل اعلام نمودم که مورد قبول ایشان قرار نگرفت.  یک ماه  بعد، از  شعبه شمیران به من تلفن شد که آقای مدیر عامل به شعبه آمده اند و برای نفر دوم حکم ریاست زده اند، بنده  هم قبل از آمدن مدیر عامل به سازمان مرکزی یک مرخصی یک ماهه درخواست و از اداره خارج شدم.

وضعیت تشکیلات شعب

برای تشکیلات شعب ابتدا از شعب نظر خواهی می شد و با عنایت به آمار تعداد بیمه شدگان، پرونده های فنی و در آمد در هر شعبه، دفتر تشکیلات بررسی های لازم را بعمل می آورد و پس از جلسات مکرر و شور لازم و در نظر گرفتن جمیع جهات جرح و تعدیل هایی بعمل می آمد و تشکیلات نهایی پس از امضا مسئولین مربوطه برای تصویب به هیات مدیره ارسال می گردید.

نحوه  استخدام و جذب نیرو

برای استخدام نیرو، ابتدا واحدها نیازهای خود را با توجه به تشکیلات مصوب اعلام می کردند. سپس تعداد مورد نیاز کلیه واحدها پس از بررسی در جراید کثیرالانتشار آگهی و بعد از ثبت نام داوطلبان، امتحان برگزار می گردید و سپس مصاحبه و انتخاب افراد واجد شرایط، برای هر یک حکم دو ساله موقت صادر می شد و در پایان این مدت چنانچه از نحوه کار و رفتار آنان به وسیله واحد مربوطه ابراز رضایت می شد، حکم دائم صادر می گردید. که گاهی هم بورسیه هایی در جهت ارتقاء سطح معلومات کارکنان بوسیله سازمان امور اداری و استخدامی در کشورهائی ابلاغ می گردید که بعد از انجام امتحانات مختلف نفراتی انتخاب می شدند و به کشور مربوطه اعزام می شدند. بنده در دو بورسیه در سطح مملکتی شرکت کرده و قبول شدم ولی به دلایلی از رفتن باز ماندم.

خاطره ای از دوران وقوع جنگ تحمیلی

یکی دیگر از خاطرات بنده، مربوط به دوران وقوع جنگ تحمیلی بود که تعداد زیادی از همکاران شعب خوزستان بالاخص شعب خرمشهر و آبادان را آزرد و آنان را خانه بدوش کرد. یک روز که در اداره مشغول کار بودم در باز شد و دو نفر که روسای شعب مذکور بودند، با  ظاهری نه چندان مناسب وارد شدند. معلوم شد که از خوزستان تا تهران در شهرهای مختلف بین راه کار کرده و پولی به دست آورده بودند تا بتوانند به تهران برسند و چون زمان ورود شان به تهران بعد از ساعت نه شب و عبور و مرور منع شده بود از این رو شب را در پاسگاه گذرانده بودند. با صحبت هائی که با ایشان داشتم و با هماهنگی هائی که با شعبه هفت که آن زمان در مکان شعبه سیزده فعلی  مستقر بود، بعمل آمد وام هایی به ایشان پرداخت شد که بتدریج از حقوقشان در شعبه ای که شاغل شدند کسر و تسویه گردید.

بازنشستگی

پس از بازنشستگی آقای مهدی خوانساری که مدیر عامل بودند، آقای محمد مقدسی مدیر عامل شدند که مدیریت ایشان حدود یک ماه و اندی بیشتر دوام نیاورد و آقای دکتر معیری بعنوان مدیر عامل جدید مشغول شدند. در نهایت قبل از اشتغال آقای دکتر غرضی به عنوان مدیر عامل جدید با کمک یکی از اعضا هیات مدیره توانستم موافقت دکتر معیری را با بازنشستگی ام در هامش درخواست دریافت نمایم.

در پاسخ به این سوال که اگر می ماندم تاثیر مثبتی داشتم؟ باید بگویم در اوایل انقلاب کار در سازمان بسیار دشوار بود، همه صاحب نظر شده بودند و کمتر کسی حرف مافوقش را گوش می کرد و عده ای که یک شبه تغییر چهره داده بودند تعیین تکلیف می کردند و آن هرم مدیریت فرو پاشیده بود و من که قبلا ساعت شش صبح از منزل خارج و سرکار میرفتم و اکثرا تا پاسی از شب کار می کردم به زور از ساعت هفت و نیم تا دو و نیم بعد از ظهر دوام می آوردم.

فعالیت در دوران بازنشستگی

چند سالی به عنوان عضو افتخاری هیات مدیره شرکت تعاونی مصرف کارکنان و کانون بازنشستگان تامین اجتماعی خدمت می کردم و در بخش خصوصی هم چندی مشغول کار شدم. همزمان با عضویت در هیات مدیره شرکت تعاونی مصرف به عنوان عضو هیات مدیره تعاونی های کل کشور نیز انتخاب شدم. در دوره مدیر عاملی آقای کرباسیان نیزبه عنوان عضو ستاد پشتیبانی و رفاه کارکنان که ایشان تشکیل داده بودند با ستاد مذکور همکاری داشتم.

مستندات سازمانی چراغ راه آیندگان

داشتن تاریخچه و مستندات سازمان تامین اجتماعی می تواند برای همکاران بعدی و مدیریت شاغل در سازمان بسیار ارزشمند باشد و این مستندات به عنوان چراغ راه آیندگان مورد استفاده قرارگیرد که متاسفانه با تغییر تشکیلات و مدیریت، آنها را امحاء و یا در گونی هایی در محلی نگهداری می کنند که دسترسی به آنان به آسانی مقدور نیست و یک همت عالی می خواهد تا به آنان رونق بخشد.

کلام آخر

علیرغم بالا بودن سن اکثر پیشکسوتان سازمان، هنوز وقتی صحبت از پیشرفت و تعالی سازمان به میان می آید حاضرند افتخاری در مسیر تعالی سازمان تامین اجتماعی که یکی از ارکان مهم مملکت است حضورموثر داشته باشند از این رو با علاقه پیگیر مسائل سازمان هستند. ما در سازمان مدیران کارآمد و پویایی داشتیم که حتی بعد از بازنشسته شدن در واحدهای خدماتی و اقتصادی مملکت مشغول شدند و اکثرا موفق بودند و زبانزد، ولی انتظار دارند اگر حتی قدر زحمات آنان را ندانند نسبت به آنان کم لطفی هم نشود. احترام شان حفظ و از نظر درمان هم وضعیت مطلوبی داشته باشند که متاسفانه این طور نیست. در این سنین آنان احتیاج فراوانی به درمان، خدمات کلینیکی و پاراکلینیکی دارند، انتظار می رود بتوانند به طریقی مطلوب و موجه از این خدمات  استفاده نمایند. مانند بانک ملی که دارای بیمارستان اختصاصی برای کارکنانش می باشد و نیازمندان عضو بانک بدون معطلی و کمترین هزینه از آن استفاده می کنند.

برچسب ها:

درباره admin