نقادی مشفقانه

مطالب مرتبط

۱۷ دیدگاه‌

  1. hamkar گفت:

    با سلام خدمت همکاران گرامی- ضمن قدردانی از این همکار محترم و تایید نظرات ایشان چند نکته را یاداور می شوم.۱-خیل گسترده تقاضای بازنشستگی پیش از موعد در بین همکاران نیاز به بررسی ویژه ساختار سازمانی وفرهنگ به ارث مانده از دوره مدیران قبلی دارد؟
    ۲-توجه ویژه به چگونگی عملکرد برخی دستورالعملها در سازمان نشان از وجود همان مدیران اتوبوسی دارد که نیاز به چاره اندیشی دارد (استانی همچون ؟؟؟؟؟ که سهمیه کارگر ساختمانی در آن حیات خلوت نماینده مجلس و ابزار انتخاباتی شده است.) ۳- مدیرانی بجامانده از دوره قبل که علیرغم موارد تخلفی مشهود به دلیل اتصال ویژه با نمایندگان مجلس و لابی با آنان خود را به صراحت خدای سازمانی می دانند و در قبال رفتار نامناسب خود پاسخگو نمی باشند . باز هم بعنوان نمونه جناب آقای ؟؟؟؟؟ مدیرکل خداگونه استان ؟؟؟؟؟ که به صراحت خود را تا سال ۱۳۹۷مدیرکل می داند و به صراحت می فرمایند من هرکاری خواستم می کنم سازمان هیچ ….. نمی تواند بکند .

  2. ابوالفضل رنجبر گفت:

    سلام عرض می کنم خدمت همکاران عزیز
    تحویل گرفتن سازمان پس از آن همه بحث و جدل که در زمان آخرین مدیرعامل وقت در دولت دهم اتفاق افتاد و مجلس پا به میدان گذاشت و فاز تحقیق و تفحص از سازمان کلید خورد؛ شجاعت می خواهد. هرگز اشکالات مطرح شده در این نقد و اظهار نظر همکاران محترم را رد نمی کنم ولیکن آنچه مسلم هست این است که مدیرعامل محترم سازمان بایستی موارد ذیل را مدیریت نماید:
    ۱-طرح شکایت در محاکم قضایی بابت واگذاری اموال سازمان به بابک زنجانی.
    دراین مسیر ایشان از مسیرهای صعب العبوری(آنانی که به نحوی از انحاء در آن دوران انتفاع مادی داشته اند) دارند عبور می کنند با طرح شکایت خود بعنوان نماینده سازمان بدنبال استیفای حقوق بیمه شدگان و کارفرمان محترم هستند.
    ۲-قانون نظام سلامت:
    مدیرعامل محترم برای حفظ درمان سازمان، منابع حاصل از اجرای قانون نظام سلامت را به عهده گرفته است(بنده به این موضوع انتقاد دارم). این موضوع باعث گریده تامین منابع از درمان مستقیم سازمان به سمت درمان غیرمستقیم تغییر مسیر داده و سازمان را با مراکز طرف قرارداد خصوصی، دولتی و خیریه مواجهه نموده و آنان نیز از طرق مختلف به دنبال دریافت مطالبات خود هستند.تامین منابع در این بخش سختی های زیادی دارد.
    ۳- اقتصاد کشور هنوز در شرایط رکود به سر می برد و تولید در کشور آنگونه که شایسته است، وضعیت مناسبی ندارد در نتیجه سازمان را در دریافت مطالبات خود از کارفرمایان دچار مشکل نموده است.
    ۴-قوانین مربوط به حمایت از اقشار مختلف در دوران هشت ساله دولت های نهم و دهم که هنوز باز مالی آنان تامین نگردیده و سازمان را در دریافت مطالبات ۹۳ هزار میلیارد تومانی از دولت دچار مشکل نموده است.
    ۵-وجود تحریم های ظالمانه علیه کشور، دولت و ملت، دولت را در اجرای قول های خود در حوزه تامین اجتماعی با تأخیر مواجه نموده است.
    ۶- و…
    رسیدگی به مشکلات فراسازمانی فوق باعث گردیده تا نگاه مدیرعامل محترم سازمان به داخل کمرنگ تر گردد.
    درحوزه انتصابات هنوز مدیران دولتهای قبل به قوت خود باقی هستند و تکان نخورده اند.
    آنقدر افراد شایسته و خدمتگزار وجود دارند که در این مسیر یاور مدیرعامل محترم سازمان باشند.این تغییرات چنانچه صورت نپذیرد مدیر عامل محترم در دستیابی به اهداف فرا سازمانی خود موفقیت چندانی نخواهند داشت چراکه مدیران قبلی از یکسو به دنبال سرپوش گذاشتن بر روی عملکرد گذشته خود هستند و از سوی دیگر با هر طرح، ایده و برنامه ای سریعاً و یا با لطایف زیرکانه ای مخالفت می ورزند.
    درحوزه معیشت کارکنان، نظام مزایای انگیزشی کارکنان تاکنون ابلاغ نگردیده است و سایر مزایای کارکنان از قبیل کارانه و جبران عملکرد هنوز پرداخت نشده است.
    امید است مدیرعامل سازمان بتوانند هرچه زودتر این نقایص را برطرف نمایند و ما شاهد پویایی و کارآمدی هرچه بیشتر در عرصه گوناگون سازمان باشیم.
    ان شاءالله

  3. نصر گفت:

    سلام انتظارات و اقدامات دو مسئله ای است که بایستی در کنار اظهارات و ادعا ها بررسی نمود .و منصفانه عملکردها را مورد نقد قرار داد با هدف بهبود وضعیت مدیریتی و توجه به نیروی انسانی بعنوان سرمایه اصلی سازمان .با ورود مدیر عامل فعلی بارقه امیدی در دل همکاران بخصوص دلسوزان سازمانی اعم از بازنشسته و شاغل بوجود امد همه منظر اولین انتصاب بودند تا مدیر عامل خود را معرفی نماید و ادعای سازمانی بودن رنگ حقیقت بخود گیرد .استفاده از نیروهای خوش فکر و با برنامه ، جوانان امتحان پس داده و بویژه رانده شدگان دولت قبل بواسطه آزادگی و عدم همراهی غیر کارشناسی ولی در نهایت و در عمل بعد از ۲ سال دریغ از یک جلسه جرات ظاهر شدن در جلسه نقادی همکاران و یا حتی بحث آزاد ، تمامی افرادی که در دوره قبل از وی با هر تزویر و نیرنگی سمت گرفته بودند بواسطه سفارش قبلی نه تنها حفظ شدند بلکه بعضا ارتقا یافتند نیرو های ارزشی طرد و پیر مردانی که پس از ۲۰ سال بازنشستگی که حتی قادر به استفاده اولیه از کامپیوتر نسیتند بواسطه شناخت شخصی وی با حقوق ۵ برابر کارمندان عادی در سازمان یا موسساتی که این افراد از لحاظ تخصصی اشنایی تداشتند بکار گرفته شدند . دقت در محل تولد اعضای هیات مدیره و معاونین بطور اتقاقی بیش از ۹۰ در صد خراسان ملاحظه میگردد و تنها مسئله ای که از هیچ یک از افراد منصوب سوال نمی گردد برنامه بهبود است چون سفارشات مهمتر از کار دانی است نگاهی به مدیران طبقه ۸و ۹ حاکی از کارکشته گی و بلد کار بودن است و بس
    و این تازه اول ماجراست استانها اگر یک مورد بنا به تصمیم سازمان جابجا شده باشند ده مورد فقط به احترام اوامر بهارستان بوده و حکایتی است معاونت محترم مربوطه با مدرک تحصیلی و ارتباط مستحکم با مجلس و … و ستاد همیشه طوفانی با مدیران عالی مقام و …امید که رنج گفتن و درد بردن روزی با سرانجامی خوش پایین یابد حکایت مرحوم کریمی و ده ها کارشناس خوب سازمان رنجنامه ای است چند من که از حوصله خارج است ولی تنها پیشنهاد من به حضرت نور بخش ارتباط حداقل مجازی و خود را در معرض پاسخگویی قرار دادن به منصفانه ترین پرسش ها در عملکرد ۲۰ ماهه است تا قدری از خود شیفتگی خارج و در عالم واقعیات سیر نمایند

  4. مهدی توکل -همکار گفت:

    با سلام خدمت همکاران محترم با حضور دکتر نوربخش در راس سازمان اتفاقات مثبت و امید بخش افتاده ولیکن با توجه اینکه سیستم اجرائی کشور در دهه گذشته ازبرخورد کارشناسی فاصله بسیاری گرفته و دچار روز مرگی گردیده اینکه همکاران زیادی درخواست بازنشستگی پیش از موعد میدهند و اتفاقابرخی از مدیران کل استانها با آغوش باز از این درخواستها استقبال و موافقت میفرمایند میتواند به دلایل زیر باشد که اولا نگران از دست دادن نیروی انسانی بعضا کار آمد و باتجربه نیستند چون اینها را مزاحم اعمال غیر کارشناسانه خود میبینند ثانیا با خروج ایشان میتوانند نیروهای وابسته به خود و سفارش شدگان برون سازمانی (نمایندگان مجلس ،استانداری ، فرمانداری و…)و درون سازمانی (مدیران ستادی تهران)را جایگزین نمایند ضمن اینکه دخالتهای بیرونی در انتصابات سازمان باعث کاهش انگیزه کارکنان و خروج ایشان و مشاور کارفرمایان میگردند
    *در خصوص تکریم ارباب رجوع در چند سال اخیر حداقل در حوزه بیمه فرایند انجام کار طولانی تر و تعداد ایستگاههائی که ارباب رجوع برای انجام امور می بایست طی کند زیادتر شده است بدلیل اینکه با هر تخلفی در واحدی از سازمان کشف میگردد گرهی بر کار ارباب رجوع زده میشود
    * جلسات هم اندیشی که در ستاد سازمان مرکزی برگزار میگردد با توجه به فاصله زیاد صف و ستاد خروجی تاثیر گذار بر عملکرد سازمان نخواهد داشت
    * قانون مداری -در چند سال اخیر قانون مداری تضعیف و مدیریت پته ای جایگزین شده به نحوی که بعضا بخشنامه و دستور اداری با یک تکه کاغذ کنار گذاشته میشود

  5. حسنی گفت:

    با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات همکاران محترم
    اینجانب اعتقاد دارم نقد مشفقانه برای خود اسلوبی دارد که متاسفانه ادبیات آن نه برای نویسنده این مطلب و نه برای تعدادی از همکارانی که نظر داده اند شفاف نیست و شاید یکی از ایرادات وارد همین باشد که ایکاش دکتر نوربخش در زمینه چنین مفهوم سازی های سازمانی بیشتر کار می کردند. اگر نقد مشفقانه باشد باید اقدامات مثبت سیستم نیز اشاره گردد و در کنار آن کمیودها و ضعفها همراه با راهکار بهبود آن ارائه شود. دوستان فقط نقد می کنند خوب راهکار بدهید اگر می توانید.
    دکتر نوربخش سازمانی را تحویل گرفت که به هیچ وجه شبیه سازمان ده سال پیش و حتی بیست سال پیش آن نبود. همین منابع انسانی که شما دکتر نوربخش را بخاطر بی توجهی به بعضی مسائل آن زیر سوال می برید دیگر آن نیروی ده سال و بیست سال پیش نیست و خیلی فرق کرده و انگیزه های گذشته را ندارد. بله این درست است که این بیمار زخم خورده را باید مداوا کرد ولی آیا میشود در یکی دو سال اینکار را کرد. آیا آنها برای درمان همکاری می کنند و یا دوست دارند همین راه را ادامه دهند. قدری منصف باشیم و ببینیم با این آدمهای که دیگر به هیچکس اعتماد ندارند چگونه باید اعتماد سازی نمود.
    من قصد دفاع از ماندن بعضی آدم های معلوم الحال سیستم پیشین در دوره کنونی را ندارم. ولی آیا در سازمانها و وزارتخانه های دیگر این آدمها صددر صد کنار گذاشته شده اند که در تامین اجتماعی این عمل اتفاق بیافتد. آنها نیز خود را صاحب سازمان میدانند و دیگر برای خود ادعا دارند. کاریش هم نمی شود کرد هر کس دیگر هم بیاید همین است. این آدمها وصل شده اند به مراکز قدرت برون سازمانی و خرده قدرتهای کوچک را در سازمان تشکیل داده اند. یکی را فلان وزیر حمایت می کند. یکی را فلان نماینده و غیره شما هم باشید مجبورید مماشات کنید. ولی اگر چنین فردی را ارتقا دهیم من هم با شما هم نظرم.
    همکارانمان نصر در خصوص افراد پیرمرد بازنشسته می گوید. برادر من شما نیز از گذشته درس نگرفته اید. مگر کار کردن با کامپیوتر شرط لازم است. این آقایان کوهی از دانش و تجربه هستند و در هر مقطعی باید از آنها استفاده کرد. ولی نوع بکارگیری و همکاری مهم است و باید در این زمینه بازنگری کرد.
    می فرمائید هیات مدیره خراسانی . این ایرادات کودکانه است همیشه این پدیده را با قومیتهای مختلف در سازمان دیده ایم و بعضا منشا خیر بوده اند . هر چند پدیده ای تحریک کننده است. معاونین و مدیران به غیر از چند مورد ازدرون سازمان از همکاران خودمان هستند. اگر کس دیگری را نیز منصوب می کردند می فرمودید چرا فلانی
    دوستان من اداره چنین سازمانی کار دشواری است و مشارکت همه را می طلبد و دکتر نوربخش انصافا بعد از چندین سال حداقل پاکدستی را به سازمان برگرداند هر چند همیشه ممکن است خطاهائی رخ دهد ولی آیا مسئول صددرصد آن ایشان هستند یا ریشه این تخلفات به چند سال پیش بر می گردد.
    من دو سال است مطالب تامین پرس را پیگیری می کنم و البته چند بار هم دیده ایم که دوستان مشکلات را مطرح و راهکارهائی هم داده اند ولی سطح مشارکت پائین است چون اعتماد نیست خود من هم این اعتماد را بعد از دو سال هنوز ندارم ولی وجدانا خود را مسئول دانستم این مطالب را بگویم. و این کار تامین پرس را شایسته نمیدانم باید به نویسنده مطلب می گفتند شما که این ایرادات را می گیرید اگر خودتان جای دکتر نوربخش بودید چکار می کردید آن را هم بگوید و بعد مطلب را در سایت بزنند. یادم هست چند وقت قبل در سایت سازمان مطلبی زده بودند که اگر شما جای مدیر عامل بودید چکار می کردید. ایکاش نتیجه ان را هم منتشر می کردند که معلوم شود ما چه میزان مشارکت و همکار متفکر سیستمی داریم.
    ضعه همیشه هست، مدیریت اقتضائی همیشه هست. محدودیت ها همیشه هست. انگیزه بهبود را باید تقویت کرد و به مدیرعامل سازمان باید کمک نمود.
    منصف باشیم. فقط همین

  6. یک همکار سابق گفت:

    آقایان/ دوستان محترم نمی دانم تامین پرس نظر بنده را منتشر می کند یا خیر ، بدون تردید آقای دکتر نوربخش عملکرد کاملا بدی هم نداشتند اما منصفانه این است که بگوییم آیا اگر قاضی ?????? زیر بار صندوق فولاد می رفت همچنان با همین رافت با ایشان برخورد می کردیم ؟؟ آیا از آقای دکتر نوربخش انتظار نمی رفت که در همان زمان قضیه صندوق فولاد استعفاء داده و یا لااقل در مقابل این ماجرا کامل می ایستادند؟ چون آقای نوربخش را سازمانی می دانیم از ایشان انتظار داشتیم وگرنه از امثال ?????? و ???? که انتظار کار شاق نداشتیم، ضمنا توجه عزیزان را به ???

  7. همکار گفت:

    برادرگرامی جناب آقای حسنی
    اگر منظور شما بیان خوب و بد عملکردها است باید بگوییم بله جناب دکتر نوربخش انسان سالم و پاکی هستند و چون از بدنه سازمان هستند امید هم همین بود . اما برادر گرامی من،شما و کارکنان سازمان میدانند دکتر نوربخش و تیم جدید چه کرده اند شما برادر گرامی کاش چند مورد از کارهای این تیم را میگفتید البته من بجای شما جسارت میکنم و چند مورد که همیشه صدای بلند مدیران است میگویم ۱- ایجاد آرامش و گذر از حاشیه ها ی دولت نهم و دهم ۲- پرداخت مستمریها بدون تأخیر ۳- پرداخت کسر بودجه ۵ هزار میلیارد تومانی از منابع سازمکانی ۴- گسترش خدمات اینترنتی ۵- راه اندازی موسسه آتیه و نشریات تأمین و آتیه ۶- احیای معاونت فرهنگی ۷- احیای موسسه پژوهش تأمین اجتماعی و….
    اما جناب حسنی در مقابل این مطلوبها نامطلوبهایی صورت گرفت که دل هزاران کارمند خون شد از جمله :
    ۱- ارتقای پست و مقام مدیران خودفروخته که در دوره قبل با فعالیت های سیاسی خود اعتماد و آبروی سازمان را مفت به حراج گذاشتند . متأسفانه جناب نوربخش همان پیشانی سفیدانی که در سازمان معروف بودند که سیاسی کار کرده اند و دستشان تا مرفق درچپاول اموال بیمه شدگان بود را پست و مقام دادند .
    ۲- آوردن مدیران برون سازمانی و دادن مسئولیت به آنها در حالی که ایشان از پرسنل سازمان بودند اما مثل دوره قبل مدیران بی تجربه را به سازمان اوردند تا با آزمون و خطا کارها را بیاموزند .
    ۳- عملکرد فرا قانونی در استخدام کاروان بجا مانده از دولت قبل با فشار نمایندگان مجلس . اگر ??????? ۱۸۰۰ نفر را بدون طی مراحل گزینش وارد سازمان کرد دکتر خندان روی پاکدست ما نتوانست از ورود ۴۰ نفر باقی مانده پرسنل سفارشی نمایندگان مجلس که در آزمون مردود شده بودند جلوگیری کند .
    ۴- ارتقای پست سازمانی افراد دارای بند پ : جناب حسنی بهتر است سری به واحد ????? ? ??? ???? بزنید برادر در آنجا می بینید در حالی که کارشناسان با ۲۰ سال سابقه وجود دارند جوانکی با ۴ سال سابقه کار که به پشتوانه همان پارتی ها رسمی شده توانسته سمت ???? ????? را از کمیته انتصابات بگیرد همان کمیته ای که من و شما بارها در مقابل استدلال آنها کم آورده ام .
    ۴- ضعف شدید نهادهای ????? … در این نهادها هیچ تغییری اتفاق نیفتاده و همچنان ???????????????????????
    ۵- درست است شرکت ها موسات و معاونت های جدیدی احیا شده است اما بهتر است سری به این نهادهای تازه احیا شده بزنید تا عمق فاجعه را دریابید . آنها از کمبود نیرو و نقدینگی در رنج هستند .
    ۶- عدم بکارگماری کارشناسان با تجربه و زبده . معتقدم به هیچ وجه از کارشناسان صلاحیت دار سازمان استفاده نشد چرا دکتر کریمی پس از مرگ به عنوان کارشناس بی نظیر شناخته می شود . چرا از کارشناسان دیگر فقط بعنوان مشاور و رییس کمیته استفاده می شود .
    برادر حسنی بهتر است شما هم به گفته خودتان عمل کنید و در نقد افراد منصف باشید و یا حق .

  8. کاظم مرادی گفت:

    باسلام به همه عزیزان وآرزوی قبولی طاعات وعبادات برای همه
    وعرض خسته نباشید ویژه به همکارعزیزمان دکترنوربخش که به معنای واقعیه کلمه پرسنل دلسوز تامین اجتماعی هستند …. هرچندبنده چندین سال از نزدیک باآقای دکترنوربخش همکاربوده ام و به اخلاق ومنش ایشان واقفم (مردی باخدا وپاکدست و….)وایشان با ایثار واز جان گذشتگی این مسئولیت را پذیرفتندومطئن هستم ازسردلسوزی به منابع سازمان حاضرشدند گذشته خوب وروشن خودرا زیرتیغ انتقادات ببرند….
    در مقوله منابع انسانی کارهایی که انجام گرفته شده بسیارناچیزمیباشد بنده بعنوان یک پرسنل کوچک سازمان بابیش از ۱۵سال سابقه خواهان الگو برداری درزمینه منابع انسانی ازسازمانهای موفق دیگرهستم و نباید باتعصب به سازمان دراین مقوله نگاه کنیم ومقایسه کنیم،به طورمثال درمورد تاثیر سابقه برحکم پرسنل می بینیم پرسنلی با۱۵سال سابقه تنها درحدود۱۰۰تا۱۵۰هزارتومان باپرسنل یک ماه سابقه اختلاف دارد!!!!! ولی بطور مثال همین اختلاف درشرکت نفت در حدود۱تا۲میلیون تومان است…..
    درمورد بحث بعدی تکریم پرسنل ارتقاء مدارک تحصیلی مرتبط یا غیرمرتبط وتاثیر نداشتن مدارک غیرمرتبط در احکام پرسنل که اگر تاثیر گذاری داشته باشد علاوه برایجاد شورونشاط در پرسنل به طرز چشمگیری بازنشستگیه پیش از موعد کاهش میابد و….
    موارد دیگری هم هست ولی الان مجالی نیست… آرزوی سلمتی وبهروزی برای تمام همکاران بویژه دکترنوربخش عزیزدارم….

  9. ابوالفضل رنجبر گفت:

    سلام خدمت تمام همکاران گرامی، طاعات و عبادات همگی مورد قبول حضرت ایزد تبارک
    ضرب المثل مجاهدان روز شنبه:
    هرگاه کسی در کاری مهم و قابل توجه که دیگران انجام داده اند و او کمترین دخالتی در آن نداشت ولی با این وصف تظاهر کند که در آن کار مشارکت و اثر وجودی داشته است اهل اطلاع و اصطلاح بخصوص تهرانی های معمر و سالخورده چنین کسی را از ارباب تعریض و تمسخر مجاهد روز شنبه می گویند که البته دانستن ریشۀ تاریخی این عبارت مثلی را لازم و ضروری دانست تا اگر پژوهشگران جوان احیاناً با این ضرب المثل در مکالمه و محاوره برخورد نمایند از علت تسمیه و تمثیل آگاه باشند.
    به طوری که می دانیم از امضای فرمان مشروطیت ایران از طرف مظفرالدین شاه قاجار در تاریخ چهاردهم جمادی الثانی ۱۳۲۴ هجری قمری و همچنین امضای قانون اساسی مشروطیت از طرف شاه و محمدعلی میرزای ولیعهد در تاریخ چهاردهم ذی القعدۀ همان سال که ده روز پس از این واقعه مظفرالدین شاه بدرود زندگی گفته است دیر زمانی نگذشته بود که محمدعلی شاه بنای مخالفت با مشروطیت ایران را گذاشته و آزادیخواهان را به عناوین مختلفه مورد ضرب و شتم و تبعید قرار داده افراد نامداری چون ملک المتکلمین و میرزا جهانگیر خان را نیز به قتل رسانیده است، سهل است برای برانداختن مجلس شورای ملی، آن را به توپ بست و چیزی نمانده بود که نهال نورس آزادی و آزادیخواهی از ریشه خشک شده پایه و اساس نوبنیاد آن از بیخ و بن برکنده شود. ولی هر چند که مشروطه خواهان در تهران به دست قزاقان لیاخوف و سربازان سیلاخوری سرکوب شدند ولی ابتدا در تبریز و سپس در رشت مجدداً نهضت مشروطه خواهی آغاز شد، نیروی عین الدوله را مجاهدان تبریز به فرماندهی ستارخان و باقرخان شکست دادند و محمدولی خان سپهسالار تنکابنی که از همکاری با عین الدوله سرباز زده به رشت بازگردید و اعلام آزادیخواهی کرده بود به همراهی سردار محیی معزالسلطان و میرزا کریمخان و یپرم و سالار فاتح و میرزا کوچک خان و جوانان آزادیخواه گیلان از راه قزوین به سمت تهران حرکت کرد. اردوی بختیاری نیز به رهبری سردار اسعد حاج علیقلی خان بختیاری و فرماندهی امیر مجاهد و عزیزالله خان ایل بیگی و محمد جوادخان منتظم الدوله و سردار اقبال و ضیاء السلطان و مرتضی قلی خان و حاج ابوالفتح خان احمد خسروی سیف السلطنه شهر قم را تصرف کرده در بادامک به اردوی مجاهدان گیلان ملحق گردید.
    این عده پس از چند جنگ و کروفری که با قوای دولتی کردند متفق القول و یک رأی شدند که سپاه دولتی را شبانه رها کنند و به تهران هجوم برند.به همین ترتیب عمل کردند ولی چون دروازه قزوین و جادۀ حضرت عبدالعظیم به وسیلۀ قوای دولتی مستحکم شده بود مجاهدان از طریق رباط کریم و کن به قریۀ طرشست رفتند و از دروازۀ بهجت آباد، کالج فعلی، که باز و بلامانع بود به شهر حمله کرده پس از جنگهای شدید سه روزه در حالی که فرماندهان دو نیروی اصفهان و گیلان پرچمهای سفید در دست داشته اند وارد پایتخت شده به بهارستان رفتند و حوضخانۀ بهارستان را محل کار خود قرار داده اند.
    فی الجمله قوای دولتی منهزم گردید، محمدعلی شاه به سفارت روس پناهنده شد و قشون قزاق به سردستگی لیاخوف تسلیم گردید.آن گاه مجلس عالی مرکب از سردارارن مجاهدین و روحانیون و بازرگانان و آزادیخواهان و درباریان متمایل به آزادی تشکیل گردیده محمد علی شاه را از سلطنت خلع و پسر دوازده ساله اش احمد میرزا را به نام احمد شاه به پادشاهی انتخاب کرده عضدالملک رییس ایل قجر را نیز به نیابت سلطنت برگزیدند.
    کاری به دنبالۀ مطلب نداریم زیرا این قصه سر دراز دارد و از حوصلۀ این مقال و موضوع مقاله هم خارج است.غرض این است که مجاهدین اصفهان و گیلان روز جمعه بیست و ششم رجب سال ۱۳۲۷ هجری قمری تهران را فتح کردند ولی صبح فردای آن روز یعنی روز شنبه که غائله خوابید و آبها از آسیاب افتاد به قول یکی از نویسندگان:
    یک عده از سودجویان بی ایمان که جز غارت و چپاول و استفاده از نام آزادیخواهی در آینده هدف و منظور دیگری نداشتند خود را مسلح ساختند و نام مجاهد روی خود گذاردند و خویشتن را شریک افتخارات مجاهدان واقعی روز جمعه که جان بر کف دست گرفته و برای نجات آزادی کشور فداکاری کرده بودند جلوه دادند.البته این موضوع بر مردم پوشیده نماند و به آنها نام مجاهدین روز شنبه دادند. اکنون به هر کس که در کار خطیر مهمی که به دست دیگران انجام گردیده و او در اجرای آن کمترین مداخله ای را نداشته و با این حال خود را شریک آن جلوه می دهد. به تمسخر و استهزا عنوان مجاهد روز شنبه می دهند.
    آری، عنوان مجاهد روز شنبه از آن تاریخ که فرصت طلبان به سودجویی پرداخته اند ورد زبان گردید و بعد از آن واقعه نیز وقایع عدیده یکی پس از دیگری رخ داده افراد ابن الوقت که در حزب باد عضویت دائمی دارند! بر طبق همان مرام و مرامنامه! عمل کرده و می کنند.
    هاتف اصفهانی می فرماید:
    گر فاش شود عیوب پنهانی ما
    ایوای به خجلت و پشیمانی ما
    صائب هم چه خوب گفته:
    یکرنگتر ز بیضه ندیدم بروزگار
    چون پرده اش دریده شد، آنهم دورنگ بود
    باید با آن شاعر ناشناخته همصدا شویم و بگوییم:
    خود را بما چنانکه نبودی نموده ای
    افسوس آنچنانکه نمودی، نبوده ای
    در مدتی که از تشکیل دولت یازدهم می گذرد، فصل مشترک درد دل بسیاری از دوستان، اساتید و بزرگان، به قدرت رسیدن گروهی از فرصت طلبان و در حاشیه ماندن بخشی از نیروهای دلسوز و کارآمد است. البته منصفانه آن است که گفته شود با وجود فشارهای فراوان و محذورات و محدودیت های فراوان حاکم بر تصمیم گیری،مدیران دولت اعتدال در مجموع از آزمون انتصابات موفق بیرون آمده و با وجود انتقاداتی که به تعدادی از آنها وجود دارد، در اکثریت انتصابات، انتخابهای قابل قبولی انجام گرفته است به نحوی که افکار عمومی، بویژه اکثریتی که به ایشان رأی داده اند، از برایند امور رضایت داشته و آن را در راستای برنامه های اعلام شده در انتخابات و منطبق با پیام ۲۴ خرداد ارزیابی می کنند.
    از نظر بسیاری از حامیان واقعی دولت، موضوع نفوذ فرصت طلبان در لایه های میانی دولت، از بحث مجاهدان شنبه فراتر رفته است و بعضی از افراد که در حال حاضر در حال تصاحب پست و قدرتند، کسانی نیستند که قبل از انتخابات منفعل و حاشیه نشین بوده باشند و از شنبه پیروزی در ۲۵ خرداد به حمایت از دولت اعتدال پرداخته باشند، بلکه کسانی هستند که تا روز جمعه انتخابات، در صف مبارزه و جهاد بوده اند اما نه در جبهه این دولت، بلکه در صف رقبا و به همین دلیل، نباید تعبیر مجاهدان شنبه را برای آنها بکار برد، اینان رقبای جمعه و مدعیان شنبه هستند. بنابراین افراد و چهره هایی که پیش از ۲۴ خرداد به صورت فعال در جبهه رقبا مشغول مبارزه سیاسی و تلاش برای در قدرت نگه داشتن تفکر سابق یا سایر گفتمانها بوده اند، نمی توانند سربازان کارامدی برای دولت یازدهم باشند. مگر اینکه گفته شود فعالیت آنها در جبهه رقبا، نه از سراعتقاد بلکه از سر اجبار و وانمود کردن برای ماندن در قدرت بوده است که در این صورت نیز فردی اینچننی به هیچ وجه قابل اعتماد نیست و نمی توان تضمین کرد همراهی امروز وی با دولت اعتدال نیز به خاطر قدرت نباشد.
    همان زمان که دکتر حسن روحانی،عنوان رییس‌جمهوری بر نامش اضافه شد وسهم‌خواهان که منتقدان آن‌ها را «مجاهدین روز شنبه» می خواندند روز پس از انتخابات با صف کشیدن در محوطه جلوی استانداری سهم خود را از دولت طلب می کردند و می‌خواستند مدیران کل و یا فرمانداران با میل و نظر آن‌ها انتخاب شود. میل و نظری که هشت سال امتحان خود را پس داده بود،یکی از دوستان می‌گفت: “ما هیچ‌گاه طلایه‌داران صف‌شکن روزهای سخت را که جانفشانی‌های‌شان در روز جمعه تاریخی به ثمر نشسته، نه‌تنها فراموش نمی‌کنیم، بلکه هرگز آنان را با مجاهدین روز شنبه که برای جمع‌آوری غنائم آمده‌اند، با یک عیار نسنجیده و همتراز نمی‌دانیم.”
    آن روز این سخنان آن عزیز مرهم بی‌بدیلی بر دل‌های دردکشیده دوستان و همسنگران‌مان پس از هشت سال از سوی تازه به دوران رسیده ها بود که روح‌مان را تازه و به جسم خسته‌مان طراوتی دوباره بخشید. اما دیری نپایید که یورش بی‌باکانه و مهندسی آگاهانه مجاهدان روز شنبه با لابی‌های عناصر قدرت‌طلب پشت پرده و حمایت و پوشش گسترده جبهه رقیب، سنگر به سنگر مواضع مجاهدین راستین روز جمعه را فتح و با نقشه راه مشخص نقطه به نقطه آنان را تعقیب و در پشت خاکریزهای اولیه زمین‌گیر کرده است!
    امروز فرماندهانی که در چادر فرماندهی سیاسی در مرکز ستادهای اجرایی مستقر هستند، ممکن است سیاهی لشکر روز شنبه را با مجاهدین روز جمعه اشتباه بگیرند و نیز شاید بر این باورند که با جایگزین کردن لشکری مطیع و فرمانبر، دیگر نیازی به مجاهدین پرخاشگر و پرمدعای روز جمعه نیست! اما فلسفه وجودی تاریخ، تکرار آن است و گواهی می‌دهد که جمع‌کنندگان غنائم روز شنبه هیچ‌گاه بدیل معتمد و مطمئنی برای مجاهدان پیروز میدان کارزار در روز جمعه نبوده و نخواهند بود. اینک که مدتی از آن پیروزی سخت با مجاهدین راستین، شجاع و از خود گذشته می‌گذرد، جا دارد که همرزمان و همسنگران جبهه سیاسی دیروز، هشدار مجاهدان جمعه زمین‌گیر شده در پشت خاکریزها را جدی بگیرند؛ چرا که هنوز راه پرخطر است و جبهه حریف پرتوان! همسنگران عزیز از کثرت مجاهدان روز شنبه پیرامون خود غره نشوند؛ زیرا مجاهدان روز شنبه بازیگران و تعزیه گردانان حرفه‌ای پس از هر جمعه پیروزی‌اند و این حرفه و حربه را خوب آموخته، شناخته و در دوره‌های پیشین نیز با موفقیت به‌کار گرفته و شهد شیرین قدرت را در قامت مجاهدان روز شنبه به‌خوبی چشیده‌اند! آن‌ها به‌راحتی و با توسل به لطایف الحیل، مجاهدان، همسنگران و همرزمان روز جمعه پیروزی‌ را خوارج سیاسی خوانده و آنان را در ذهن‌تان بدنام و به‌کارگیری‌شان را در حوزه‌های مدیریتی، پرهزینه جلوه خواهند داد.
    اکنون که نگرانی و دلواپسی دوستان جمعه شما به طرق مختلف به گوش‌تان می‌رسد، بی‌تفاوت از کنار دلشوره‌های واگرایی، دلسردی و جدایی مجموعه یاران دیروزتان نگذرید که هنوز به انسجام و همگرایی و اتحاد سیاسی همرزمان جمعه پیروز در کارزار آتی دولت “تدبیر و امید” در برابر حریفان خود نیازمندید؛ چرا که درشت‌گویی و تندخویی‌های صادقانه مجاهدین راستین عرصه سیاسی روز جمعه برای‌تان گواراتر از عشوه و مجیزگویی‌های مجاهدان روز شنبه خواهد بود، زیرا همدلی مجاهدان روز جمعه تنها رمز پیروزی دولت امید در ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ بوده است، نه هم‌زبانی مجاهدان روز شنبه! پس تدبیر کنید تا بذرتان را در زمین حریف نپاشید که در فصل برداشت، محصول از آن رقیب‌تان خواهد بود.
    موفقت باشید و سربلند

  10. همکار گفت:

    با سلام خدمت تمامی سروران گرامی
    بنده نیز به عنوان عضوی کوچک از سازمانی بزرگ علیرغم تشکر بابت اقدامات مثبتی که در سازمان در این مدت انتصاب آقای دکتر نوربخش صورت گرفته ،کماکان و مجدانه نسبت به انفعال ایشان در حوزه ارتباط گیری وبه قول همکار گرامیمان عدم وجود سازوکارهایی جهت انعکاس انتقادات وهم چنین دریافت بازخورد انتقاد داشته ونیزمعتقدم در حوزه هایی هم چون بازنگری تشکیلات،پیاده کردن نظام شایسته سالاری وبسیاری مطالب دیگر که از مجال این مرقومه خارج است ، تاکنون خروجی مناسبی مشاهده نکرده ایم.
    یاعلی

  11. بهروز گفت:

    مدیریت محترم تامین پرس
    سلام
    جای بسی شگفتی است ،که بعداز عبور سازمان از بحرانهای عدیده ای که با آن روبرو بود ورسیدن به محمل آرامش وانجام تعهداتش بدون استقراض،بجای آنکه گزارشی از معضلات دوساله سازمان وموفقیت در برطرف نمودن آن منتشرشود ومدیر عامل محترم مورد تشویق قرار بگیرد مقاله ای تند منتشر ونامش را نقد مشفقانه نهاده اید،؟اگر دکتر نوربخش میخواست همان عزل ونصبهای سابق رو ادامه بدهد که سازمان روی آرامش بخود نمی دیدوکماکان باید درگیر مسایل حاشیه ای میشد واز رسالت سازمان که خدمت است باز میماند ،کسیکه میخواهد درباره ی مدیریت کلان سازمان نظر بدهد باید نگاهش کلان باشد ونه نقطه نظرات وسلایق شخصی، به شخصه از زحمات این مدیر دلسوز جناب آقای دکتر نوربخش عزیز در آرام کردن کشتی سازمان وقرار دادن در مسیر خدمت، کمال تشکر وقدر دانی را دارم که خداوند میفرماید:لئن شکرتم لازیدنکم

  12. حمیدرضا اله یاری گفت:

    آقای بهروز سلام. فضای مجازی مجالی است برای حضور. چه انتقاد چه حمایت و تایید. اگر اینجا نتوان نقد کرد، کارکنان و کارشناسان تامین اجتماعی نظرات و بحثهای نقادانه خود را در کدام فضا مطرح نمایند؟ چراکه در ایران سازمان ها تمایلی برای ایجاد کرسی های آزاداندیشی و نقادی ندارند و انتقادات را زمینه ساز بروز حواشی مدیریتی می دانند. حال با تدبیر عزیزان سایت تامین پرس علی رغم تمام فشارهای احتمالی و ممکن به محلی برای ابراز عقاید و نظرات حوزه تامین اجتماعی تبدیل شده و جایگاه خود را بین اصحاب قلم و فعالان تامین اجتماعی پیدا نموده است. این فرصت را مغتنم شمرده و برای اعتلای سازمان تامین اجتماعی با ادبیاتی منصفانه و به دور از توهین وافترا نقد نمائیم. در اقدامات موثر تیم مدیریتی فعلی سازمان تردیدی نیست که جای تقدیر دارد همانطور که به برخی وعده های عملی نشده ایشان هم انتقاد وارد است و جای سوال دارد! مانا تامین اجتماعی. موفق باشید.

  13. ستا بیمه ای گفت:

    باعرض سلام خدمت تمامی همکاران گرامی و مدیرعامل محترم
    برادر گرامی جناب اقای مرادی واقعا دکترنوربخش مدیرخوشبختی هستند که شما از ایشان تعریف و تمجید نمودید البته من ایشان را ازنزدیک نمی شناسم. زیرا که رفتن به طبقه ۹ سازمان مرکزی نیز کار هر کسی نیست ولی با فرض پذیرش تمامی تعاریف جناب عالی باید به این نکته توجه داشت که در سازمانی به این بزرگی صرفا پاکدستی و خداشناس بودن شخص مدیر عامل تاثیر چندانی ندارد زیرا که می بایستی تمامی مدیران عالی و حتی سطوح میانی درسه بخش (بیمه ای -درمانی -سرمایه گذاری ) پاکدست و خداشناس و خداترس باشند و اگر مدیری نتواند مهره های کلیدی سازمان را به درستی و با اقتدار انتخاب نماید سزاوار آن است که فساد و اشتباهات زیر دستانش را به حساب وی گذاشت. در کشور ما معمول برآن است که همیشه فسادها و ناکارآمدی ها پس از رفتن مدیران و با جایگزینی مدیران جدید مشخص می گردد لذا این مورد را باید موکول به آن زمان نمود و امیدوار بود ایشان از این امتحان بزرگ سربلند خارج شوند. در خصوص برخی اقدامات مثبتی که دیگر دوستان از آنها نامبردند بطورمثال :۱-بازگشایی موسسه عالی پژوهش تامین اجتماعی امید است که ابتدا اصلاحات ساختاری لازم درآن انجام شده باشد زیرا که درگذشته عملکرد مناسبی نداشت و اقدامات آن رامی توان صرفادر چاپ کتاب و مقاله دانست و هیچگونه اقدامی در خصوص پیشبینی و ارائه راهکار در راستای مقابله با چالشهای سازمان نداشت و باید بستن آن را با سیستم قبلی یکی ازاقدامات خوب مدیریتی آن زمان دانست .۲- گسترش خدمات اینترنتی دراین خصوص نیز باید گفت اگرچه در ۲ سال گذشته به این مقوله توجه بیشتری شده ولی به خاطر داشته باشیم که این اقدامات به کندی انجام می شود و اگر قرار باشد بخش عمده خدمات سازمان اینترنتی گردد احتمالا با این روند ایشان باید حداقل ۷سال دیگر مدیرعامل باشند چون این احتمال است که باتغییرمدیریت این حوزه مانندسابق مورد بی مهری گردد پس جناب اقای مدیرعامل لطفا دستورتسریع بفرمایید.۳-پرداخت به موقع حقوق مستمری بگیران سازمان دراین مورد نیز باید گفت که پرداخت مستمری آن هم به موقع جزء وظابف سازمان است حتی در زمان رکود و کسری بودجه و حتی درشرایط بدتر از وضعیت فعلی و این یک نقطه قوت مدیریتی محسوب نمی گردد.
    امادرخصوص اقداماتی که باسپری شدن ۲سال ازمدیریت دکترنوربخش همچنان برروی زمین مانده است. دربخش مدیریت نیروی انسانی می توان به ابلاغ تشکیلات جدید سازمان اشاره کرد که مدیران سازمان درحدود ۱۰سال گذشته قول آن راداده اند و جناب دکتر راعی نیز در سال گذشته در همایش مدیران مالی از ابلاغ آن درسال ۹۴ خبرداده بود که با توجه به تغییر ایشان احتمالا این موضوع نیز اگر فراموش نگردد به تعویق خواهد افتاد تاکی خدامی داند.
    دربخش مدیریت منابع مالی سازمان ۱-رفع مشکل شستا درحیطه سرمایه گذاری (قانون شرکت های بزرگ ) ۲-وصول مطالبات سازمان ازدولت که به نظرنمی رسد صرفا با نوشتن مقاله ازسوی جناب آقای حیدری بتوان حتی نصف مطالبات را نیز وصول نمود البته مقاله نوشتن برای یادآوری و تنویر افکار مفید است ولی با آن نمی توان از دولتی که درپرداخت یارانه ماهانه خود دچار مشکل است پول گرفت . البته برای این مشکل نیز راهکاری وجود دارد که با آن می توان حتی از همین دولت درگیر مشکلات مالی مطالبات را وصول نمود به امید آنکه مشاوران دکترنوربخش راهکار آسان این مشکل رابه ایشان نشان دهند. ۳-برنامه ریزی به منظوراصلاح نظام محاسبات درآمدی سازمان که در ۳۰سال گذشته موردغفلت واقع گردیده است.
    درپایان می خواهم نکته ای رابه جناب آقای بهروز خاطرنشان کنم. برادر گرامی همیشه وضعیت آرام و به ظاهر باثبات نشانه وضعیت مطلوب نمی باشد و چه بسیار تندبادهای که پس ازیک وضعیت باثبات ایجاد می گردد آنچه شما آن را محمل آرامش خوانده اید در واقع وجود خارجی ندارد سازمان همچنان دروضعیت بحرانی است و این اشتباه بزرگی است که فکر کنیم اگرحقوق پرسنل اصلاح گردیده و پرداختها به موقع انجام می شود و مدیران عالی سازمان از مشکلات مالی سخن به میان نمی اورند سازمان از وضعیت بحرانی خارج شده وبا آن فاصله گرفته است و بایدگفت که این از شگردهای مدیریتی مدیران جدیدسازمان است ولی اگر به آمار و ارقام نگاهی بیندازید دیدگاه بهتری نسبت به وضعیت فعلی و از آن مهمتر آینده سازمان پیدا خواهیدکرد. باید پذیرفت که مدیران سازمان در سال گذشته سازمان را اداره نموده اند نه مدیریت .
    و حال که اکثر مدیران سازمان دارای مدارک تحصیلی در رشته های مدیریتی در سطوح فوق لیسانس و دکتری هستند این انتظار نابجای از مدیران عالی سازمان نیست که بخواهیم دست از اداره سازمان برداشته آن رامدیریت نمایند و صرفا دلخوش به انجام تعهدات دولتها درقبال سازمان نباشند و هرچه سریعتر فکری برای بحران سال ۱۴۱۵ سازمان بنمایند
    با امید بهروزی

  14. عزیزی گفت:

    با سلام به همه همکاران با وجدانهای بیدار
    دوستان از نقد و گفتگوی کارشناسی صحبت می کنند که انشالله خیر باشد اما من به نکته ای اشاره می کنم که آقای یا خانم کریمی و یا دیگران در نظرات به آن اشاره نکردند و آن امر نظارت است بویژه در شرکتهای تابعه. ضعف نظارت مربوط به دوره جناب دکتر نوربخش نیست و در ادوار قبل نیز همواره این آسیب وجود داشته چرا که اگر خوب نگاه کنید بیشتر انتصابات در شرکتهای تابعه یا به واسطه ملاحظلات و مقتضیات برون سازمانی صورت پذیرفته و یا اینکه مثلا یکی را از پستی برداشته اند و حالا مجبورند یه جائی قرارش بدهند. حالا اینکه اصلا این فرد معاون درمان است یا خیر . پزشک است یا خیر. توانائی دارد یا خیر . شرکت را به قهقرا می برد یا خیر. اصول اولیه مدیریت را می داند یا خیر. شرکت را می شناسد یا خیر اهمیت ندارد. مدیریت اقتضائی ایجاب می کند یه جائی برای این بنده خدا در نظر بگیری وگرنه …
    یا مثلا فلان آقا قبلا شهردار بوده سفارش شده محبوریم او را بگذاریم و بعد هم می آید هزار مشکل ایجاد می کند. من هم قبول دارم کاریش نمی شود کرد شاید من هم مدیر عامل باشم مجبور تعامل کنم و این حضرات را منصوب کنم. ولی حداقل نظارتم را تقویت میکنم. ببینم این افراد می توانند حداقل ها را انجام دهند یا خیر. اگر نظارت و بعد اصلاح نباشد تا هست همیشه همین گونه باقی خواهد ماند و در امانت خیانت نموده ایم.
    بقای عمر و سلامت دوستان

  15. بهروز گفت:

    سلام
    کاربر محترم “ستابیمه ای ” من تفاوت بین اداره کردن ومدیریت کردن رو که فرمودید متوجه نشدم
    حمید عزیزم:
    فرمودید:. فضای مجازی مجالی است برای حضور. چه انتقاد چه حمایت و تایید
    پس اینجا مجال حمایت وتایید هم هست
    حرف اصلی من اینه که :مدیری که اگر میخواست بدنبال منافع مادی باشه میتونست با تخصص خودش(جراح و متخصص اورتوپد) بسیار بیشتر از مدیریتش بدست بیاورد ولی بجاش اومد و توی اون شرایط متلاطم تامین اجتماعی این مسوولیت خطیر رو پذیرفت و تا اینجا بخوبی پیش برده، بدور از انصافه که فقط نقد بشه.

  16. ستا بیمه ای گفت:

    سلام به تمامی سروران گرامی
    برادرگرامی جناب اقای بهروز نمی دانم چقدر از آمار و شاخص ها اطلاع دارید لذا برای باز نمودن بحثی که مطرح نمودم ابتدا توجه جناب عالی را به آمار ذیل جلب می نمایم
    ۱-آمارجمعیت ایران بر اساس سرشماری سال ۹۰ : ۷۵۱۴۹۶۶۹نفر
    ۲-آمارجمعیت تحت پوشش سازمان تا آذر۹۳: ۴۰۰۰۰۱۴۹نفر
    ۳-آمار بیمه شدگان اصلی سازمان تا آذر ۹۳: ۱۳۲۷۸۶۲۹نفر
    (امار فوق از سایت رسمی مرکز آمار ایران و سایت سازمان استخراج گردیده است )
    بخش جمعیت سازمان ملل هر ۴ سال یکبار بر اساس نتایج سرشماری های ملی کشورها و سایراطلاعات تحولات جمعیتی کشورها را در افق های زمانی ۳۰ساله و در ۳ سناریو پیش بینی می نماید بر اساس ۳ سناریو دفتر جمعیت سازمان ملل جمعیت ایران درسال ۱۴۲۰ به ۸۷/۷ میلیون نفر خواهد رسید اما نکته قابل تامل این گزارش پیش بینی تغییرات جمعیت درسن کار (۱۵-۶۴ سال ) است .بر طبق آن بطور متوسط بین ۶۶-۷۰ درصد از جمعیت در سال های آینده درسن ۱۵-۶۴ سال خواهند بود این نسبت در سنوات آینده نزدیک نیز تغییر آشکاری ندارد اما از لحاظ ترکیب سنی دستخوش تغییرات اساسی خواهد بود که از آن با عنوان سالخورده شدن نیروی کار یاد می شود .(گزارش مذکور درسال ۲۰۱۲ منتشرگردیده است )
    البته ناگفته نماند به اعتقاد اکثر جمعیت شناسان بعد از آن نیز جمعیت ایران دچار کاهش ناگهانی خواهدبود.
    حال باتوجه به اطلاعات ذکرشده و یک مقایسه چشمی ساده و حتی بدون انجام محاسبات دقیق آکچوئری به نظرشما اقدامات مدیران سازمان درسالهای گذشته چگونه بوده است؟
    به نظرمن سازمان در ۳۰ سال گذشته اداره شده است یعنی هر مدیری که سر کار آمده صرفا بر اساس مدت مدیریت فرضی خود برنامه ریزی نموده البته ابن موضوع درخصوص مدیران فهیم و دلسوزصدق می نماید و درخصوص سایرین فقط سکوت می توان نمود .
    برادرگرامی اولین اولویت مدیران واقعی در شرکتها و سازمانهای بزرگ برنامه ریزی برای فواصل ۲۰و ۴۰ ساله و گام برداشتن در راستای آن است اگرچه شاید آثار اقدامات آنان در زمان خودشان آشکار نگردد اما آیندگان ازمزایای مدیریت هوشمندانه آنان برخوردار خواهند شد. تعهد و احساس مسئولیت درقبال نسل های آینده همواره از اولویت های اصلی محسوب می گردد. حال به نظرجناب عالی سازمان در۳۰ سال گذشته مدیریت شده است یا صرفا اداره شده؟ اگرمدیریت شده بود چرا در ۵۰سالگی به نقطه سربه سری رسید؟
    واقعیت این است که درسازمان ما آینده نگری جایگاهی ندارد و اگر سخنی در این خصوص گفته شود صرفا شعار است و بس زیرا با هیچگونه اقدام عملی همراه نمی باشد. البته این بیماری است که اکثر سازمانها و ادارات دولتی در کشور مبتلابه آن می باشند ولی با این تفاوت که آنها در صورت مواجه با مشکل متصل به چاههای نفت و بیت المال هستند اما سازمان ما که درآمد اصلیش وابسته به ۳۰ درصدحق بیمه کارگران زحمتکشی است که با امید و آرزو آن را به سازمان می سپارند و از طرفی در آینده نزدیک تبدیل به بزرگترین صندوق پرداخت کننده مستمری در کشور با حجم غیرقابل تصوری خواهد گردید در مواجه با سونامی پیری جمعیت چه باید انجام دهد آیا دل خوش بودن مدیران سازمان به انجام وظایف حاکمیتی دولت در آن زمان که احتمالا خودش غرق درمشکلات است منطقی به نظرمی رسد؟ بزرگترین مشکل آینده کشور بحران آب است یا جمعیت یا تعداد کثیر مستمری بگیران سازمان که برای آنها فکری نشده است؟
    حال به نظر شما پرداخت مستمری به موقع از نشانه های مدیریت سازمان است یا اداره نمودن آن؟ آیا پرداخت به موقع تعهدات بلندمدت درحال حاضر نشانه ثبات است یا از نشانه های وجود مدیریت کارآمد است و باید به سبب آن به شادی و دست افشانی پرداخت؟
    البته من میدانم که مدیریت اصولی باید جهت دار و پیوسته و دائمی باشد و نمی شود از مدیرانی که مدت کوتاهی مسافر کرسی مدیریت سازمان هستند توقع چندانی داشت خصوصا وقتی که رسم بر آن است که کلیه اقدامات مدیرقبلی را چه مفید و چه غیرمفید مدیر بعدی تغییرمی دهد. بگذریم
    مدیرعامل و اعضا هیات مدیره سازمان نمایندگان و حافظان منافع ۴۰ میلیون نفر جمعیت تحت پوشش آن می باشند که حدود نیمی ازکل جمعیت کشور را تشکیل می دهند لذا توقع بر آن است که علاوه برخصایصی چون پاکدستی و خداشناسی دارای ویژگی های دیگری چون شجاعت و تیزهوشی و آینده نگری و البته کاردانی باشند. این حرف کاملا صحیح است که جناب دکتر نوربخش در وضعیت نامناسبی سازمان را تحویل گرفتند و اقداماتی نیز انجام گردیده ولی این دلیل بی توجهی به مسائل اساسی و افق آینده سازمان نمی شود به یاد داشته باشیم که تمامی مدیران قبلی نیز با توجیهاتی از این دست کوتاهی های نمودند که قسمتی از آثارش را امروز شاهد می باشیم. و این قابل قبول نیست که به صرف اینکه مدیریت جدید از قبلی بهتر است انتقادنکرد باید پذیرفت که اقدامات اساسی و البته حیاتی فراوانی همچنان روی زمین مانده است که اگر سریعا به انها پرداخته نشود معلوم نیست در اینده نه چندان دور بر سر سازمان و یا بهتر بگویم کشور چه خواهد آمد و معلوم نیست آیندگان در خصوص نسل ما چه قضاوتی خواهند نمود.
    درپایان ضمن تشکر از زحمات جناب آقای دکتر نوربخش مدیر عامل محترم و سرور گرامی جناب آقای ؟؟؟؟؟ به دکتر نوربخش یادآوری می کنم که همیشه خیلی زود دیر می شود هیچ کس نمی داند شما تا چه زمان ساکن طبقه ۹ سازمان مرکزی خواهید بود و تا کی فرصت طلائی خدمت به بیمه شدگان را در اختیار خواهید داشت پس هرچه سریعتر با شجاعت کافی و گامهای مطمئن به پشتیبانی ۴۰ میلیون نفر در راستای مصالح عالی سازمان اقدام به انجام اصلاحات اساسی نمائید و به اقدامات سطح پایین و متوسط قانع نشوید باشد که آیندگان از شما در زمره مدیران موفق و لایق سازمان یاد نمایند و به جناب آقای ؟؟؟؟؟ نیز خاطر نشان می نمایم که همیشه دفاع بهترین راه حل مقابله نیست زیرا که احتمال شکست زیاد است بهترین راه حل شناسایی فرصتها و حمله به موقع و گرفتن فرصت از رقیب است در وضعیت کنونی سازمان دیگر دفاع راه حل مشکلات و چالشها نیست امروز باید با یاری جستن از افراد کاردان و دلسوز اقدام به حمله نمود تابه این وسیله دست فرصت طلبان را کوتاه نمود و یاران غافل را نیز همراه ساخت .
    با آرزوی بهروزی

  17. بهروز گفت:

    سلام
    من مجبورم یک مقداری تعاریف بیمه ای رو خدمت کاربر محترم ستا بیمه ای یاد آوری کنم الف- بیمه گر اجتماعی: بیمه گری است که صرفا برای حمایت از نیروهای تولیدی شکل میگیرد وفلسفه وجودی آن حمایت از تولیدو خدمت است و ب: بیمه گربازرگانی: این نوع بیمه ها که اعم از اشخاص . اموال مسوولیت و… میباشد صرفا برای کسب سود است وفلسفه وجودی آن نیز اینچنین است لذا بنا به تعریف ما یک بیمه گر اجتماعی یا اجباری هستیم که نقش ما صرفا حمایتی است و نقطه سربه سر و……..نباید بر روند حمایتی سازمان اثر مستقیم بگذارد وسازمان تنها میبایست به حمایت از نیروهای تولید بیاندیشد لذا آمار ارائه شده برای رسالت تامین اجتماعی کاربردی ندارد ودولتها موظف به حمایت از این نوع بیمه ها در تمامی دنیا هستند واما بحث مدیران :
    جنابعالی تمامی مدیران سازمان را متهم به روز مره ای نمودید بدون آنکه ادله ای برای آن بیاورید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟از شما یک سوال دارم آیا آقای دکتر نور بخش با مدیر عامل قبلی از منظر عملکردجمع پذیر ند؟اگر هست که نیست باید مصداق بیاورید واگر نیست که نیست نمیتوان آنها رو اینچنین با هم قیاس نمودوبگوییم تمامی مدیران سازمان بی برنامه بوده اند این بر خلاف منطق واخلاق است…که خداوند میفرماید:یا ایها الذین آمنو اجتنبوا کثیراً مِن الظّن انّ بَعْضَ الظّنِ اثمٌ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *