هزار راه نرفته؛ یادداشتی در خصوص عملکرد معاونت فنی و درآمد سازمان تامین اجتماعی

مطالب مرتبط

۲۰ دیدگاه‌

  1. محمد رضا معماری گفت:

    با سلام وعرض احترام خدمت همکار گرامی جناب آقای کاشف عزیز وسایر همکاران گرامی
    مطالب مفیدی را متذکر شده اید لیکن مطالب در خصوص اهمیت وصول کردن مطالبات و واقعی کردن حقوق مستمری ها ایده آل اند سازمان دولتی سازمانی است که مرتبا تحت فشار قرار دارد مدیران سازمان دولتی را به ماهی در تنگ تشبیه میکنند که آنچه دیده میشود بزرگتر از آن چیری است که انجام میدهند سازمان مرتبا از سوی نهادهای مختلف دولتی اعم از نمایندگان مجلس فرمانداری ها نهادهای امنیتی وغیره تحت فشارند در برخی موارد اجرای ماده ۵۰ امکان پذیر نیست زیرا تبعات امنیتی سیاسی دارد لذا وصول حق بیمه گاهی وجهه سازمان را درست برعکس آنچه شما میخواهید ترسیم میکند در چنین شرایطی ودرحالیکه دولت نیز بیشتر به فکر برداشت از منابع سازمان برای افرادی است که به اندازه کافی حق بیمه نپرداخته اند لذا واقعی کردن حقوق مستمری ها ملاک عمل نیست بلکه نجات سازمان از ورشکشتگی وجلوگیری از خروج منابع اهمیت بیشتری دارد.

    • کاشف گفت:

      جناب آقای معماری
      با سلام و تشکر از تذکرمناسب و بجا. نکته مهم این است که آیا می توانیم به بهانه وصول نشدن مطالبات، حق بازنشستگان که همان حق الناس و ثمره ذخیره دوران اشتغال آنها است را کمتر بدهیم؟ آیا سازمان بدهکار و مدیون نخواهد بود؟ طی یک دهه اخیر به بهانه پایداری سازمان، مبالغی را که حق مستمری بگیران بوده را صرف سرمایه گذاری کرده ایم در حالی که طبق ماده ۵۲ ابتدا باید هزینه ها و تعهدات سازمان را به درستی ایفا کنیم و سپس مانده را صرف سرمایه گذاری کنیم.

  2. همکار گفت:

    با عرض سلام و احترام خدمت همکار گرامی جناب آقای کاشف
    به عنوان همکاری باتجربه ستادی و اجرایی که همکنون در پشت باجه به گروههای خاص بیمه ای خدمات ارائه مینمایم چند بند را به مطالب جنابعالی اضافه می نمایم ( صرفابا توجه به شناختی که در حال حاضر از شعبه محل خدمت خود دارم .)
    ۱- در حالیکه در فاصله چند سال اخیر تقریبا حجم بیمه شدگان این شعبه نزدیک به دو برابر شده است باید این پرسش را داشت که چرا تعداد پرسنل شعبه هیچ تغییری نداشته است ؟ آیا این فشار مضاعف برای همکاران قابل تحمل خواهدبود ؟
    ۲- اگردر پاسخ پرسش فوق دلیل همچون استفاده از سیستم مکانیزه بیان شود نظرپاسخ دهنده را به بررسی چگونگی فرایند های واحد امور بیمه شدگان در قبل و بعد از سیستم مکانیزه جلب می نمایم که در حال حاضر دو سیستم دستی وکامپیوتری بصورت توام باید انجام شود .
    ۳- در حالیکه سازمان با رویکرد بخشی نگری در حوزه وصول درآمد ها به فعالیت خود ادامه می دهدآیاتوجه به واحدهایی همچون امور بیمه شدگان و نامنویسی با توجه به افزایش بیمه شدگان و جمعیت تحت پوشش در جهت دریافت خدمات و حمایتها نیاز به برنامه ریزی بیشتر و بازنگری در تشکیلات ندارد ؟
    ۳- لزوم تغییرات در حوزه وصول درآمدها سازمان را واداشته است تا در بخش مکانیزه و نرم افزاری در حوزه وصول درآمد به روز و پیشرو باشد ولیکن در سایر حوزه ها بویژه امور بیمه شدگان ضرورت بررسی نرم افزارهای موجود و بازنگری ویژه در آنها غیرقابل انکار می باشد ؟
    ۴- در حوزه بیمه شدگان خاص که اخیرا رویکرد ویژه ای در جامعه به آ ن پیدا شده است ، ناتوانی سازمان در ایجاد یک فرایند منطقی با کمیسیونهای پزشکی در جهت تامین کادر موردنیاز و کاهش زمان دریافت خدمات موجب نارضایتی مراجعین شده است .
    ۵- در مجموع بعنوان یک همکار با اطلاعات اولیه از اصول سیستمی به صراحت می توان گفت که سازمان برای نیل به اهداف بالاتر نیازمند یک سیستم مکانیزه و نرم افزاری با پلت فرم جدید می باشد چراکه نرم افزار کنونی سازمان در بخش بیمه ای تداعی کننده ماشین پژویی می باشد که باموتورو سیستم های پیکان کار می کند ؟
    در انتها ذکر یک مثال : در حوزه ثبت نام بیمه شدگان جدید و افراد تبعی آنها ، تمامی اطلاعات هویتی در بدو امردرسیستم ثبت می شود و حتی عکس انها نیز اسکن می شود ولیکن در بخش امور بیمه شدگان پس از چاپ فرمهای مربوط به کمیسیون که برخی هنوز دستی نوشته می شود این امکان ساده که عکس بر روی فرم چاپ شودوجود نداردو کاربر باید بادریافت عکس مجدد آنرا به فرم الصاق نماید .
    این مثال را به این دلیل ذکر نمودم تا بدانیم که در سازمان علیرغم وجودفیلدهای اطلاعاتی گسترده و منحصر بفرد هنوز توان و نیت استفاده از این فیلدها در بخشها و قسمتهای ویژه ( دریافت خروجی ها در قالب فرم ، نتایج محاسبات ، گزارشات و …) وجودندارد و بی شک یافتن دلیل آن می تواند ما را در جهت رسیدن به گامهای بالاتر سازمانی یاری نماید .

    • کاشف گفت:

      همکار محترم سازمانی
      با دغدغه های شما کاملا موافقم و همیشه از اینکه سازمان تامین اجتماعی نتوانسته علیرغم پیشرو بودن در انفورماتیک سازمانی، ازقابلیت ها و توانمندیهای فوق العاده این ابزار بهره مند باشد حسرت خورده ام. در حال حاضر تقریبا دریایی از فیلدهای اطلاعاتی در دیتابیس های سازمانی ذخیره می شود که فقط هزینه های ثبت انها به سازمان تحمیل می شود و بهره برداری چندانی برای سیاستگذاری های ستادی نمی شود. ما در سازمان جزایر اطلاعاتی پراکنده ای داریم که چون به مرور تکمیل شده اند و شاید در طراحی آنها از استاندارد بیمه های اجتماعی نیز استفاده نشده که در حال حاضر تجمیع آنها موجب بروزمشکل شده و شما هم همانند سایر همکاران بر این نظر هستید که نیاز به سیستم دیگری داریم و جای این نگرانی هست که در سیستم های جدید باز هم این مشکلات پابرجا بماند.
      اینکه اینجانب تاکید کردم که قبل از اجرا، استانداردها را شناسایی و انتخاب کنیم دقیقا به همین مساله اشاره دارد.

      • بهروز کتابی اول گفت:

        سلام خدمت تمامی عزیزان
        ضمن تشکر از جناب آقای کاشف
        تا زمانی که سازمان نسبت به پتانسیلهای درونی خود کم لطف باشد و به عبارتی غازهای همسایه را استفاده نماید، صحبت نسبت به باقی مسائل محلی از اعراب ندارد
        با تشکر

  3. مهدی اسفندیار گفت:

    نقد کارشناشانه اقای کاشف بسیار خوب بوده و از سویی باید افتخار کرد که فضای گفتمان به این شکل و در اظهار عموم کارکنان باز است. بنده هز دوی این عزیزان را لایق تقدیر می دانم و این رنوع رفتارها را بارقه آمید برای اینده سازمان

    • کاشف گفت:

      جناب آقای اسفندیار
      از لطف شما ممنونم.
      باید به استحضار شما و همه دوستان برسانم طی صحبتی که با جناب آقای زدا داشتم، در مورد این یادداشت بسیار استقبال و حتی تشویق کردند که جا دارد از ایشان تشکر کنم و آرزو کنیم همه مدیران سازمان با همین سبک و سیاق مشتاق شنیدن نظرات انتقادی و پیشنهادی باشند.

  4. محسن گفت:

    ممنون از همه بزرگان و اساتید گرامی بابت مطالب مفید…….

  5. همکار گفت:

    یک پرسش :
    چندی پیش از یکی از همکاران سازمان که بیش از ۲۵ سال سابقه در سازمان در حوزه بیمه ای و درپستهای مختلف دارد پرسیدم ، از سازمان چه خبر ؟ گفت : به نظر می رسد سازمان آنقدر در مسائل مربوط به تحقق وصول در حوزه درآمدی غرق شده است که بقیه چیزها را فراموش نموده است .
    آیا به نظر شما همکاران خصوصا شاغلین بخش بیمه ای صحبت این همکار ارجمند درست می باشد ؟

  6. سید حسین حسینی گفت:

    باسلام و تشکر فراوان از آقای کاشف.واقعا لذت بردم از نوشته پر بار و سرشار از احاطه و دلسوزی حضرتعالی به خانواده بزرگ سازمان.من جزء همکاران شما نیستم ولی به عنوان شخصی که فعال در این عرصه هستم از صمیم قلب ارزوی موفقیت براتون دارم

    • کاشف گفت:

      جناب آقای حسینی
      از اظهار لطف شما ممنونم و امیدوارم همه ما روزی را شاهد باشیم که دعای خیر همه بیمه شدگان و مستمری بگیران را بیش از پیش توشه آخرت خودمان داشته باشیم.

  7. پوستین دوز گفت:

    همکار گرامی جناب آقای کاشف
    با سلام و ارادت
    در خصوص موارد مطروحه از سوی جنابعالی مواردی به نظرم رسید که جهت تنویر افکار همکاران گرامی بیان می گردد ولیکن قطعاًاین سخنان تائید عملکرد معاون محترم فنی و درآمد فعلی نمی باشد. با این مقدمه:
    ۱- انتخاب موضوع اول بسیار هوشمندانه و جالب بود و لیکن اگر بپذیریم که تامین اجتماعی اولین سازمانی بود که در قبل از انقلاب درخصوص IT اقدام کرداینگونه عقب ماندگی و ضعف در مسایل مکانیزه قابل دفاع نمی باشد که متاسفانه بعلل گوناگون این امر مغفول مانده و می بایست سیستم مکانیزه بصورت نوین و به روز باشد و صرفاً یکی از موارد موضوعه پرونده الکترونیک می باشد. این موضوع نه در شعب که در بخشهای دیگر (مثلا بخش درمان و یا بیمارستان میلاد که جنابعالی سالها در آنجا بوده اید) نیز مشهود است و توقع بود در خصوص آنجا هم اقداماتی جهت اصلاح در گذشته انجام می شد که اگر ضرورت باشد در فرصتهای آتی به آن می پردازیم.
    ۲- برای اینکه فهم مشترک در مفاهیم اصلی و پایه ای (به زعم شما) بیمه ای برای کارشناسان تامین اجتماعی بوجود آید نیازی به ورود مستقیم منجی خاصی مانند دایره المعارف سازمان یا معاون فنی و درآمد نیست شما و سایر دوستان آستین بالا بزنید مطمئن باشید که اگر نیت کمک به سازمان باشد قطعاً خدا هم کمک می کند. ضمناً در خصوص اطاق فکر باید بپذیریم که اصولاً وجود اتاق فکر نشانه تمایل سیستم به هم اندیشی و ارتقاء بوده ولی اگر موضوع به نمایشی و تبلیغی تبدیل و خروجی معنی داری نداشت و … نباید اطاق فکر را زیر سوال برد این موضوع مرا یاد واژه “عدالت”انداخت که بعضی از هموطنان ما در بعضی مواقع بکار بردند که اصل عدالت درست است ولی حداقل آن است که نتیجه اش نباید فقر باشد!
    ۳- کاشف عزیز از شما توقع داشتیم که در خصوص اصل کفایت و نقش دولت اینگونه نیندیشی که نیک می دانیم که عملکرد هیچ دولتی در گذشته در خصوص سازمان قابل دفاع نمی باشد. کدام دولت به تعهداتش در خصوص سازمان عمل کرده و ۳ درصدی که شما می فرمائید و سایر بدهیهایی که دولت و مجلس به سازمان تحمیل کردن که الان به ۶۰ هزار میلیارد را پرداخته. بله اگر دولت به تعهداتش عمل می کرد وضعیت خیلی فرق می کرد و شاید در این نقطه سازمان قرار نمی گرفت دوست داریم که وضع مستمریها بهتر از این باشد ولی نباید شرایط را بگونه ای پیش ببریم که خدای ناخواسته سازمان نتواند به تعهدات خود در سطح فعلی عمل کند…
    ۴- در خصوص اصلاحات پارامتریک و … که در گذشته به ضرر بیمه شدگان و مستمری بگیران بوده نیز بعلت عدم اشراف کامل شما به موضوع مطرح شده. شمااگر بررسی کنید در می یابید که اگر سن بازنشستگی از ۱۰ سال به ۲۰ سال برای افراد بالای ۶۰ سال رسیده در همان زمانها قانون سخت و زیان آور و قانون بازنشستگی پیش از موعد و امتالهم به این سیستم تحمیل شده است.اگر شما به تعداد بسیار کمی که دستمزد آنها در انتهای خدمتشان کمتر شده و قبلاً سقف می دادند و … اشاره می کنید چگونه است که به ظلم بسیاری که بر سازمان ( با تبانی کارگر و کارفرما) می شده و دستمزدهای حداقلی که سالها پرداخت می شده و صرفاً در دو سال آخر افزایش داشته اشاره نمی کنید واقعاً چرا تحلیل یکسویه می کنیم….
    ۵- جنالعای مستحضر می باشید که مزایائی که سازمان ارائه می کند طبق مقاوله نامه شماره ۱۰۲ موضوع استاندارد ارائه مزایا و خدمات را پوشش می دهد -تعدادش بدون ورود به ارزش پولی و کیفیت- می بایست تجدید نظر شود و در این شرایط به فرمایش شما به مانند شوخی تبدیل شده مثلاً پول عینک و .. که اصولاً باید اصلاحاتی معمول گردد و به زعم من مواردی که بعلت مبالغ ناچیز، بوروکراسی اداری و … موجب نگرانی بیمه شدگان و بازنشستگان می شود حذف گردد.
    ۶- یکی از ویژگیهای همکاران بیمه ای آن است که با گوشت و پوست و استخوان خود ارزش پولهایی که از کارفرمایان و کارگران در این شرایط سخت دریافت می کنند را بهتر از دیگرانی می دانند که در شعبه کار نکرده اند و داد و بیداد و هیاهو بر سرشان نشده است. در خصوص بخشنامه ها و موارد اینگونه می بایست متولیان امر یعنی روابط عمومی واموراداری و دبیرخانه هنگام صدور هر بخشنامه ای، نسخه ای از آن را درسایت بگذارند. ضمناً چند وقتی است که بخشنامه های جدید الصدور در سایت رسمی سازمان درج می گردد.
    ۷- موضوع هفتم در نوع خودش شاهکار است. کدام بازنشسته است که بخواهد بعد از استحقاق و احراز بازنشستگی باز هم کار کند و پول بیمه بپردازد؟
    برادر عزیزم
    شما کشورهای دیگر را مثال می زنید.اینجا تورم ۴۰و ۳۰ درصدی حاکم است و در وضعیت خیلی خوب تورم بیش از ۲۰ درصدی داریم با بیکاری دو رقمی.
    آیا با تشویق ۴و۵ و ۶ درصدی و شما بفرمائید ۲۰درصدی کسی حاضر است بازنشستگی خود را به تاخیر بیندازد؟
    این موضوع با سیاست دولت هم تضاد دارد. دولتی که بزرگترین تولیدکننده و مصرف کننده و حاکم مطلق بازارهای پولی و مالی است. دولت می خواهد برای کاهش بیکاری افراد زودتر بازنشسته شوند.
    جای دوری نمی رویم. در کنار من و شما همکاران فهیم و با سابقه مان تا به شرایط بازنشستگی پیش از موعد می رسند به این و آن متوسل می شوند تازودتر بازنشسته شوند. به نظر شما آنها حاضرند با مشوقهای شما ادامه کار دهند…می روند بیرون و کار دوم می کنند چون آنها تحلیل هزینه فایده می کنند.
    ۸- در خصوص بدهیهای کارفرمایان قطعاً درصدی که شما می گوئید صحیح نمی باشد. بله دولت سهم به سزایی از تعهدات وصول نشده را به خود اختصاص داده ولی کارفرمایان به میزان کمتری می باشد که بنده نمی توانم رقمی را اعلام کنم و در صورت صلاحدید مسئولین مربوطه به آمار آن می پردازند.
    ۹- در خصوص بخش سلامت و موارد مرتبط مطلب کاملی تهیه شده که در فرصت مقتضی به آن می پردازم.
    در خصوص سایر موارد نیز با نظرات شما موافقم و به جنابعالی که از نیروهای ارزشمند و کارشناس فهیم و دوست خوبم مجدداً خسته نباشید عرض می کنم و چنانچه در تایپ کلمات و یا انتخاب لغتها قصوری است بر من ببخشید و صرفاً بیان نظر کارشناسی بوده است.
    در پایان از همه همکاران محترم و زحمت کش معاونت فنی و درآمد و ادارات کل استانها و شعب که خود می دانند که بسیار به آنها ارادت داریم درود و احترام خود را ارسال می دارم.
    برادر شما -پوستین دوز

    • کاشف گفت:

      جناب دکتر پوستین دوز گرامی

      با سلام و ادب
      از مطالب و نکات شما استفاده کردم. باید به عرض شما برسانم نکات ذکر شده در این یادداشت حاصل نشست و گفتگوهای دوستانه و بعضا جدلی با سایر همکاران و کارشناسان سازمان است و در محضر تک تک شما بزرگواران کسب فیض کردم و بر خود فرض دانستم این نکات را با سایرین و بخصوص مدیران و سیاستگزاران سازمان به اشتراک بگذارم. چند نکته در نوشتار جنابعالی است که به اختصار پاسخ خواهم داد و امید دارم این مباحثه با صبر و حوصله ادامه پیدا کند.

      ۱- نقص در دانش IT و کارکردهای سازمانی آن در همه بخش ها مشهود است و مختص بخش بیمه ای نیست. متاسفانه همیشه شعار ارتقای بهره وری در سازمان سر داده می شود اما به مهمترین ابزار ارتقای بهره وری که استفاده از فناوری اطلاعات است بی توجهی میشود. اعتقاد و باور عمیق بنده بر این است که سرمایه گذاری در زیرساختهای دیجیتال سازمان جزء اولین اولویت های سازمان در سالهای پیش رو است تا به سرعت این عقب ماندگی از سایر سازمانها و نهادهای داخلی جبران شود.
      از بیمارستان میلاد ذکر فرمودید. فکر می کنم در طول ۵ سال حضور در آنجا شاید اگر مدیریت بنده فقط یک ثمره و دستاورد داشته باشد جمع کردن سیستم بیمارستانی شرکت خدمات ماشینی و طراحی و برنامه نویسی یک نرم افزار تحت وب ویژه بیمارستان میلاد باشد که بدون هیچ هزینه وصرفا استفاده از همکاران جوان و بی ادعا و البته پرانگیزه و دلسوز بیمارستان بود. بیان مشکلات این کار و چگونگی سوییچ از برنامه در حال اجرا(تحت DOS) به برنامه در حال تست و خطایابی (و ریسک های بسیار بزرگ این کار) و انتقال از یک پلت فرم قدیمی به پلت فرم جدید و انبار داده ها و عدم اختلال در سیستم مالی بیمارستان وصدور ماهانه صورتحسابها جهت دریافت منابع مالی حکایت مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد بود. مقایسه اثرات اجرای این برنامه در قبل و بعد را میتوان با صحبت با مسولین و مدیران بیمارستان درک کرد. البته سعایت و سنگ اندازی ها و انگیزه های غیرسازمانی برخی مدیران وقت بیمارستان؛ در خرید نرم افزار از سایر شرکتها با مبالغ بیش از ۴۰۰ میلیون و غیره را هم در نظر بگیرید تا ببینید با چه خون دل و اشک و آهی این پروژه به پیش رفت.

      ۲-در بند ۲ بحث بنده به مبانی نظام تامین مالی (PAYGO در مقابل Funded) و نه مبانی بیمه ای بود که البته در جای خود می توان به این موضوع هم پرداخت. بنده به سهم خودم در این زمینه تلاش کرده و باز هم ادامه خواهم داد. … اتاق فکر بهترین محل برای این مباحث است اما اگر چنین اسنتباط کردید که از نظر من این موضوع جایگزین اتاق فکر شود حتما خطا از قلم بنده بوده است.

      ۳- در مورد اصل کفایت اجتماعی، بنده در مورد هیچ دولتی اظهار نظر نکردم. موضوع طراحی الگوی سازمان در قانون مصوب ۱۳۵۴ بود که فلسفه و هدف از سهم دولت رعایت اصل کفایت اجتماعی بوده. حال در طول سالها چقدر این موضوع رعایت شده و چقدر از ماهیت اصلی ان دور شده بستگی به عملکرد سازمان و دولت ها داشته و دارد.
      آیا عدم پرداخت سهم دولت باید به قیمت ضایع شدن حقوق مستمری بگیران باشد؟ مگر در ماده ۳۶ قانون تامین اجتماعی نیامده چنانچه کارفرما حق بیمه را هم نداده باشد باز هم سازمان مکلف به اجرای تعهدات در قبال کارگران است؟ آیا از این ماده نمی توان برداشت کرد که در هر صورت حق کارگر یک دِین است که سازمان باید ادا کند؟ پایداری صندوق اصلا بهانه و دستاویز خوبی برای پرداخت حقوق و تکالیف قانونی نیست.

      ۴-در مورد تحمیل بازنشستگی های زودرس و نوسازی صنایع و … هم کافی است مطالعه ای صورت بگیرد تا مشخص شود آیا جمع پرداختی از این بابت از ۳% سهم دولت بیشتر شده یا نه؟ چرا فکر می کنیم همه به ضرر سازمان بوده؟ مگر سازمان غیر از منابع ماده ۲۸ از محل دیگری کسب درآمد می کند؟ اگر فرض کنیم مشکل نقدینگی و وصولی وجود نداشت، آیا باز هم سازمان در وضعیت بدی است یا با مازاد منابع تعهدی روبرو است؟ چرا باید با اینگونه برداشتها شانه از زیر تعهدات قانونی خالی کنیم؟ در مورد ظلم به بیمه شدگان هنوز هم معتقدم سازمان با تلاش فراوان برخی اصلاحات پارامتری را به نفع سازمان انجام داده و باید تلاش برای اصلاحات به نفع بیمه شدگان را هم با همین جدیت در دستور کار قرار دهد.
      ضمنا موضوع شاخص سازی دستمزد (Wage Indexation) یک موضوع کلیدی است که شاید در موضوع دستمزد ۵ سال آخر (آگاهانه!!) مغفول مانده است. فرض کنید به جای میانگین ۲ سال یا ۵ سال، میانگین دستمزد کل دوره اشتغال در قانون بیاید. آیا به نظر شما باید دستمزد ۳۰ سال پیش (مثلا ۲۵۰۰۰ تومان) با دستمزد امسال (مثلا ۳ میلیون تومان) جمع شود؟ یا باید ارزش فعلی دستمزد ۳۰ سال پیش در فرمول لحاظ شود؟

      ۵- تعهدات سازمان بر اساس مقاوله نامه ۱۰۲ سازمان جهانی کاربوده و می توان مقدار آن را بهبود بخشید بدون اینکه به سازمان فشاری بیاید. مثال بزنم. فرض کنید پولی را پس انداز کردیم و آن را سرمایه گذاری کردیم تا ارزش پول حفظ شود (مثلا سکه خریدیم) که در شرایط اضطراری آنرا بفروشیم و رفع مشکل کنیم. حال که شرایط اضطراری پیش آمده باید ناله کنیم که پول نقد نداریم یا باید سکه ها را بفروشیم؟
      حکایت سازمان و تعهداتش و سرمایه گذاری هایش دقیقا همین حکایت است که البته در نگاه و نظر و اجرای کارشناسی هم شاهد این تفکر هستیم.

      ۶- موضوع بند ۷ را بطور کلی برداشت نادرستی کردید. منظورم این است که با اصلاحات قانونی این انگیزه را به شاغلان فعلی بدهیم که به جای درخواست بازنشستگی در سابقه ۳۰ سال، در سابقه مثلا ۳۳ سال درخواست بدهند و به ازای هر سال تاخیر در بازنشستگی از تشویق مثلا ۶% افزایش میزان مستمری برخوردار شوند.
      حال اینکه با توجه به متغیرهای اقتصادی و شرایط بازار کار، نرخ بهینه تشویق وتنبیه چند درصد باشد و اینکه شما می فرمایید کسی این کار را نمی کند حتما مدرک و مستند علمی دارید که بنده از آن بی خبرم.

      ۷- موضوع درمان مثالی بود برای این که جای خالی اعتباربخشی (Accreditation) در بخش بیمه ای اشاره شود. در تعریف این واژه به وضوح به تضمین رعایت استانداردها و پروتکل ها و رقابت و نظارت اشاره شده است. حال به نظر شما وقت آن نرسیده تا به چنین سیستمی برای بیش از ۴۸۰ شعبه و ؟؟؟ کارگزاری فکر کنیم؟

      امیدوارم این توضیحات به روشن شدن بیشتر بحث کمک کرده باشد و البته باز تکرار می کنم که این مباحث درس پس دادن در محضر اساتید است.

  8. همکار گفت:

    با عرض سلام خدمت سر دبیر عزیز و همکاران گرامی
    همکاران تعریف میکردند در جلساتی که به رسم خوش آمد گوئی و عرض تبریک به یکی از همکاران منصوب شده در یک پست بالای سازمانی شرکت داشتند این همکار عالی مقام متذکر می شدند که این پست را به صورت مشروط قبول کردند و اگر شأن و جایگاه همکار قبلی که این مقام را تصدی کرده بودند حفظ نشود ایشان نیز از ادامه این سمت معذور خواهند بود…
    وقتی پاسخ جناب آقای کاشف به یکی از کامنتها را خواندم یاد موضوعی که در بالا شرح دادم افتادم و چند شعر

    سعدیا! گرچه سخندان و مصالح گویی
    به عمل کار برآید به سخندانی نیست

    چو علم آموختی از حرص آنگه ترس کاندر شب
    چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا ! سنائی

    همان که مرا با پنبه سر بریده بود
    امروز چه صمیمانه دست دوستی بسویم گشود
    گلوله در آستین نداشت
    به سبک بهار دلنشین دست می گشود
    ماسک پرنده بر سیما داشت
    سنگ ریای آفتاب در دستانش می درخشید
    وهیچ از مهربانی باغ کم نمی آورد
    گفت
    فردا نزد شما خواهم آمد
    و مفصل کتاب گفتگو را خوا هم گشود
    اکنون رنگ مجال نیست
    و رفت
    هیچ از دو ستان واقعی کم نشان نمی داد
    اما بارها سرم را با پنبه برید
    اگر نتوانست مرا بکشد
    از هشیاری یاران و پدرم بود
    چه می شود کرد
    او در فراز و نشیب زندگی امتحان خود را پس داده بود
    ما نمی توانستیم هیچکاه او را دوست صدیق خطاب کنیم
    قاسم حسن نژاد

  9. پوستین دوز گفت:

    همکار گرامی جناب آقای کاشف
    با سلام و ارادت
    ۱-در خصوص IT و موراد رد وبدل شده فیمابین گمان می کنم عقیده واحدی داریم که می بایست اقدام انقلابی در اینخصوص صورت پذیرد. ساختار سازمان هم می بایست ظرفیت مناسبی برای این مبحث ایجاد کند و باید واقعیتهای سازمان را در نظر گرفت.سازمان در تمام بخشها می بایست سیستم متشکل و به روز و کارائی را داشته باشد . برای نیل به اهداف پیش رو می بایست:
    الف)- در اولین قدم ردیف معاون IT برای مدیر عامل و سپس معاون IT برای ادارات کل(بیمه ای و درمان) پیش بینی شود و تا سوپر وایزرهای شعبات و بیمارستانها و شرکتهای مربوطه پیوستگی و چارت تشکیلاتی و سازمانی خود را حفظ کنند و اگر لازم باشد مشاغل غیر لازم را جهت اجرای این مهم اصلاح کرد.
    ب‌- در قدم بعدی باید متخصصین امر در هر بخش و سطوح شناسایی شوند. (مسلط به مباحث بیمه ای،درمان و … حداقل بخشنامه ها که سازمان را بشناسند و روند اجرایی مربوطه را و در مرحله دوم به مباحث و علوم کامپیوتر نیزتسلط داشته باشند )
    پ-هم اندیشی بزرگ و طوفان فکر باید بصورت پیوسته در این خصوص صورت گیرد و همایشهای تخصصی با مشارکت متولیان امر و صاحب نظران و دانشگاهیان ایجاد کرد- نقش آموزش و پژوهش مهم است- و سپس نیروهای نخبه و موثر برای “انتخاب بهترین وضعیت سیستم مکانیزه” را شناسایی و جهت بررسی تجربیات سایر کشورها و چکش کاری لازم پس ازمشورت با نهادهای بین المللی مانند ILOو ISSAانجام شود.
    ت- باید در انتخاب مدیران دقت کرد زیرا مدیرانی که صرفاً لابی کن و سیاسی باشند توقعی از آنها نمی شود داشت (سرنوشت گذشته و حال سازمان از این موضوع حکایت دارد) زیرا این قبیل افراد به کسانی که در ارتقاء آنها نقش داشته اند بدهکارند و تعصبی به سازمان ندارند و به حزب و دسته و باند خود مقیدند و اینها دشمن نیروهای متخصص وفادار به قانون و سازمانند که بعلت شایستگی خود از سوی سیستم شناسایی و ارجح شدند.چراکه افراد سالم و کاربلد تن به هر درخواست برخلاف منافع ملی و سازمانی را نمی دهند .لذا باید افراد سالم ، پاکدست و معتقد به سیستم جهت اجرای تصمیمات بزرگ سازمانی انتخاب کرد.
    ت‌- و نهایتاًهمکارانی که در بخش مربوطه-مکانیزه- در حال حاضر و آینده شاغلند توقع دارند که به آنها حداقل فرصت برابر داده شود تا قابلیتهای خود را برای بهبود روند سازمانی بکار گیرند و متعاقباً از سوی سیستم تشویق و با دستمزدهای واقعی حمایت شوند.چه افراد بسیار توانمند و نخبه در مبحث سخت افزاری و نرم افزاری با این حقوق و دستمزد به سازمان نخواهند آمد و اگر هم بیایند در جای دیگر فعالیت اصلی می کنند و تازه سعی می کنند کار سازمان را به بیرون پاس دهند تا از این محل ممری برای خود داشته باشند.
    کاشف عزیز
    سیستم کلان سازمان موجود به ناله افتاده و هر روز یک جایش درد می کند و باید تحولی در آن صورت بگیرد. اهمیت این مباحث و این امر به قدری بالاست که عرض بکنم که همکاران ما در بخش بیمه ای مستحضر به نقش بی بدیل سیستمها در روند موجود هستند و منتظر “کار بزرگ “هستند. ضمناً در خصوص میلاد و مطالب عنوان شده “دست مریضاد” و خدا را شاکرم که این فرصت از سوی دوستان و همکاران ارزشمندم در پرس تامین ایجاد شده که بتوانیم اینگونه اخبار نوید بخش را اعلام کنیم.جا دارد که در خصوص درمان و بخش سلامت هم ملب ارائه کنیم لذا منتظر ارائه مطلب سایر بزرگان هستیم که اگر نجبیم دیگران می کنند آنچه نباید بشود
    درود برشما

    • پوستین دوز گفت:

      باز این جغد صدا می سازد…
      و کبوترها هم
      دلشان می لرزد!
      و در آن بین یکی جوجه باهوش به مادر می گفت:
      مادر خوب دلم
      ما کبوترها را
      به چه جرمی صیاد
      به قفس حبس چنان می سازد؟
      و چرا لاشخور شهر هنوز
      منتظر تا تو بیفتی و مرا
      بی مادر
      هرکجا خوار و ذلیلم بیند؟
      گفت آن مادر غمخوار ،عزیز جانم
      این که می بینی هم
      یک دو روز دیگر
      خود غذای دگری خواهد شد…
      این یک رسم بزرگ تاریخ
      تا ابد پابرجاست
      او مرا دزد خطابم میزد
      من فقط یک دانه
      و برای شکم خویش ، نه !
      برای توی دردانه خویشم می خواهم
      او
      او ولی یک غله
      می برد از دل بیچاره دهقان محل
      تا بسازد خود را
      مهربان، بهر عقابان کبوتر صیاد
      او چنان پندارد
      نکند یک روزی
      این کبوترها هم
      پیک امید شوند
      و
      خبرها برسانند به دلهای دگر
      چه بگویم جانم
      یک کلام دیگر
      جغد تو را می بلعد
      یک کلام آخر
      که وصیت باشد
      به همه یاکریم و مرغ و قناری محل
      به خدا هیچ رفاقت نبود
      بین ما و همه دزدان دغل!

    • کاشف گفت:

      مشکل سازمان بیشتر از اینکه نبود ساختاری به نام معاون فناوری اطلاعات باشد مشکل طرز فکر و نگاه به آینده است. چشم اندازی از آینده شعبه و درمانگاه و بیمارستان الکترونیک نداریم بنابراین اضافه کردن معاون آی تی در ادارات کل مثل اضافه کردن معاون برنامه ریزی و نظارت در ساختار ۱۳-۱۴ سال پیش است که باعث نشد سازمان به یک سازمان برنامه محور تبدیل بشود.

  10. همکار گفت:

    باعرض سلام خدمت همکاران محترم
    به نظر همه دوستان بر این عقیده هستند که وضعیت شرکت خدمات ماشینی بعنوان شرکت پشتیبانitدر سازمان نیازبه بازنگری اساسی دارد.شاید شکستن انحصار این شرکت در سازمان افقهای جدیدی را در وضعیت فناوری اطلاعات سازمان فراهم نماید.تازمانی که تمام تلاش شرکت صرفا در رفع مشکلات موردی نرم افزارهای سازمان انهم بافاصله های زمانی زیاد باشد این راهی که سازمان در فناوری اطلاعات در پیش گرفته به ناکجا اباد خواهد بود.

  11. زاهد اسدی گفت:

    همکار گرامی جناب آقای کاشف
    از خواندن مقاله شما و اظهارنظرهای گوناگونی که گاهی به زبان شعر هم مزین شده بودند استفاده کردیم. به اعتقاد خیلی از اندیشمندان علوم اجتماعی طرح خوب یک مساله خود به تنهایی می تواند جزیی از فرآیند حل مساله باشد و تا زمانی که مساله ای به خوبی تعریف نشود حل آن هم میسر نمی شود. تلاش جنابعالی در تعریف ” کارهای انجام نشده در سازمان تامین اجتماعی” به عنوان یک مساله سازمانی قابل تقدیر است هر چند نیازمند آن است که مساله شخصی شما برای “شمار مهمی”(مدیران ارشد) از کارمندان سازمان هم مهم بوده و برای تدوین، اصلاح و بهبود آن اقدام نمایند.
    مطلب شما می تواند بانی طرح خیل این مسایل در حوزه های گوناگون سازمان شود از جمله ” هزار راه به خطا رفته ” که اگر مجالی و توانی بود انشااله با کمک شما در همین سایت طرح و ارائه شود.

    • كاشف گفت:

      جناب آقای اسدی
      از اظهار لطف شما ممنونم.
      همه ما در مقام کارشناسی اجازه و تکلیف داریم که در حد فهم و دانش خودمان نسبت به نقد روال ها و رویه های موجود اقدام کرده و راه حل ارایه دهیم. بیان درست مساله در خود راه حل را هم دارد به شرطی که از خطاهای گذشته درس بگیریم و هم ما کارشناسان و هم مدیریت سازمان اصرار بر ادامه راه های اشتباه گذشته نداشته باشند.
      رجاء واثق دارم که مدیران ارشد و در راس همه هیات مدیره هم توجه کافی و وافی به دیدگاههای کارشناسان سازمان خواهند داشت. انشاالله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *