پاسخ شما به آقای دکتر چیست؟

مطالب مرتبط

۱۲ دیدگاه‌

  1. لیلی روح بخش گفت:

    با سلام
    بسیاری از فرضیات تنها بر روی اوراق کاغذ زیبا و دست یافتنی بنظر می رسند اما جامه واقعیت پوشاندن به آنها ممکن است تا سالهای سال به درازا انجامد. عموماٌ در مورد خدماتی به مانند خدمات تامین اجتماعی کمتر بنگاه خصوصی توان و پشتوانه اجرایی، سرمایه ای و عملی برای فعالیت ها و کمک های بلندمدت بیمه ای دارد. خیلی بعید بنظر می رسد که بنگاهی خصوصی بتواند ره چندین ده ساله و با بنیان تامین اجتماعی را حتی در یک دهه طی کند. اما توجه به این نکته بسیار مهم است که اگر یک بنگاه دولتی به مانند کشورهای پیشرفته مسئولیت بیمه های همگانی کشور را بر عهده داشته باشد سازمان تامین اجتماعی به اجبار به عنوان نهاد عمومی بیمه همگانی دولتی محسوب نشده و به دور از تحمیل بخشنامه های مختلف دولتی خیلی تخصصی تر به رسالت خود عمل خواهد کرد.

    • مهدی گفت:

      خانم روحبخش
      سلام
      من هم مثل شما عضوی از سازمان تامین اجتماعی هستم. واقعیت این است که سازمان تامین اجتماعی در ادوار مختلف دچار افتهایی شده است که اگر حکیمانه به این افتها بنگریم برای زمین زدن این سازمان کافی بوده است:
      ۱_اینکه مدیران نالایق بر راس هرم این سازمان بنشینند.
      ۲_ اینکه مدیران میانی سفارشی و بر اساس لابی انتخاب شوند بدون اینکه رزومه کاری انها ارزیابی شود
      ۳_ اینکه بعد از چند سال بدون اینکه از مدیرمان حساب بکشیم با لوح تقدیر وی را بدرقه کنیم.
      با این حساب این ره چند ده ساله که شما می فرمایید طی شده است راهی نبوده است که باید طی می شده است و برعکس در جهت خسارت و ویرانی طی شده است. باید بدایند که یک صندوق بیمه اجتماعی در بهترین شرایط خود یعنی در شرایط جوانی که سن آن کم است سود می دهد و در نه در شرایط چند ده سالی و اگر در زمان جوانی و کم سن و سالی که تعداد بیمه پردازش زیاد است و تعداد مستمری بگیران ان کم است نتواند سود بدهد و وضعش به اینجا بکشد که داریم می بینیم مطمئن باشید در شرایط پیری هم دردی نمی تواند دوا کند. با این وجود معتقدم این سازمان تا روزی که ان سه افتی که بر شمردم از ان دور نشود همچنان به قهقرا خواهد رفت.

  2. مهدی گفت:

    به نظر می رسد که حرف ایشان کاملا منطقی و حساب شده است و حرف حساب را نمی توان با استدلال واهی به مغلطه کشاند. سازمان تامین اجتماعی بد اداره شده است و وضعیت ان اسفناک است.

  3. آفتابی گفت:

    به نظر بنده فرمایشان دکتر بخشی از واقعیت است وآن بخش که منافع بلند مدت بیمه شدگان و کسانی که در این صندوق سرمایه گذاری می کنند را تامین کند، از عهده بخش خصوصی برنمی آید. البته بهتر بود می گفتیم بخش خصوصی علاقه ای به این بخش ندارد. مثالی می زنیم. نظام آموزشی؛ خیلی سال نیست که آموزشگاه های به اصطلاح غیرانتفاعی بوجود آمده اند.همانطور که از اسمش پیداست(البته برعکسش) تنها چیزی که توجه نمی شود به همان کلمه است. به راحتی برای بدست آوردن پول مدرک پایان دوره دست جوانها می دهند هزینه وجود تعداد زیادی بیسواد مدرک دار را جامعه باید بدهد. در مورد نظام تامین اجتماعی به دلیل بین النسلی بودن منابع این صندوق بخش خصوصی به هیچ وجه در صندوقی سرمایه گذاری و تلاش نمی کند که مثلا ۴۰ سال دیگر شکوفا شود. البته این سخن اشتباهات مدیریتی و اجرایی گردانندگان این سازمان را توجیه نمی کند. بهتر است به جای پاک کردن صورت مسئله در مورد ترکیب تیم مدیریتی سازمان دقت لازم بعمل آید تا این سازمان از حالت دولتی بودن در بیاید

  4. محمود گفت:

    با سلام/انحصار ومد یریت غیر اصولی بیشتر ین ضرر را به مزد بگیران وارد میکند.تا آنجا که میدا نم در برنامه پنجم مقرر گردیده بیمه های خصوصی تشکیل گرددوقوانین معارض مانند ماده ۱۴۸ قانون کار اصلاح گردد.

  5. رضا منوچهری راد گفت:

    با عرض سلام خدمت تمامی دوستان گرامی
    اینجانب به ۸ دلیل با نظر آقای دکتر سوری مخالفم
    ۱-این استاد محترم تلقی اشتباهی از انحصار دارند!
    استاد محترم شما انحصار را مترادف با عدم کارائی دانسته اید، اما شایان ذکر است انحصار بخش عمومی همیشه بد نیست. انحصار بخش عمومی که نوعی از انحصار دولتی است، به دلیل ناکارآمدی مکانیسم‌های بخش خصوصی در برآوردن اهداف مبادله و همچنین تولید خدمات به‌ وجود می‌آید. هدف انحصار در بخش عمومی عمدتا افزایش منافع عمومی (خیر عمومی) است و نه الزاما سود انحصارگر. این تفاوت عمده انگیزه بخش عمومی و بخش خصوصی در انحصار، تمایزی غیرقابل انکار بین کارکردها و ماهیت انحصار در این دو بخش ایجاد می‏ کند.
    شاید بفرمائید چه دلیل و انگیزه‏ ای وجود دارد که بخش عمومی (مثل سازمان تامین اجتماعی) در عرصه تولید و ارائه خدمات وارد شود و به قول شما با دیدن دم کدخدا (دولت) به‌صورت انحصارگر جلوه نماید؟ عرض می کنم. این دلایل عبارتند از:
    الف) بازتوزیع درآمد بین قشری و بین‌النسلی در تأمین‌اجتماعی: یعنی اینکه ما از افرادی که درآمد بیشتری دارند و از توانائی پرداخت حق بیمه بیشتری برخوردار می باشند (یعنی در دهک های درآمدی بالاتری نسبت به دیگران قرار دارند)، حق بیمه بیشتری بگیریم و خدمات مساوی مثلا درمانی به آنهائی بدهیم که توانائی پرداخت حق بیمه کمتری را به لحاظ حقوق پائین تر دارند. آیا شما می توانید در یک بیمارستان ملکی تامین اجتماعی به یک بیمه شده بیمار که جهت درمان مراجعه کرده، بگوئید تو شهروند درجه دو محسوب میشوی و چون آقا یا خانم فلانی ماهانه دارد فلان قدر حق بیمه می دهد ما خدمات متمایزتری به او خواهیم داد؟ این نوعی بازتوزیع بین قشری است که ماهیت و کارکردی شبیه مالیات دارد. این عین عدالت اجتماعی و اسلامی است. از این هدفمند تر چه می خواهید؟ آیا هدفمندی یارانه ها که از آن یاد فرمودید توانست این توزیع عدالت را حداقل با مکانیسم اجرائی کنونی محقق سازد؟ پاسخ را به افکار عمومی می سپاریم. و باز توزیع بین النسلی آن را چگونه می توانیم منکر شویم که سود حاصل از سرمایه گذاری بیمه پردازان کنونی بتواند پاسخگوی نیاز مستمری مورد نیاز نسل قبلی باشد. البته این دو ترم به این سادگی که اینجانب عنوان کردم هم نیست که صرفا به سبکی عنوان شد که برای همگان قابل درک باشد. و این را فراموش نکنیم که خدمات درمانی یک از خدمات بیسار دیگری اس که سازمان تامین اجتماعی فارغ از میزان حق بیمه دریافتی ارائه می نماید، همچون مستمری از کار افتادگی کلی و جزئی، مستمری ایام بیماری، مستمری برای بازماندگان متوفی و … حالا شما از بخش خصوصی که طبق یک اصل پذیرفته شده اعتقاد قطعی به درآمدزائی و سودآوری مطلق دارد، انتظار دارید به چنین ترم های اجتماعی توجه نماید!
    ب) استاد محترم پوشش مخاطرات ناشی از عملکرد بازار را چگونه تفسیر می کنید؟ آیا فراموش کرده اید سیاست‏های تنظیم بازار دهه های قبل را و با بروز پدیده‏ هایی همچون سیکل‏ های تجاری را با که رهاوردی جز فقر نداشت.
    بله انحصار کاستی‏ ها و عوارضی هم دارد، کسی منکر آن نیست و همین کاستی ها و عوارش باعث شده که مخالفینی دربرابر تأمین‌اجتماعی با استدلال انحصاری بودن آن وجود داشته باشند. استاد محترم انحصار عمومی تأمین‌اجتماعی را با انحصار بخش خصوصی که تفاوت‌های بنیادی دارد قیاس نفرمائید که مرتکب خطای راهبردی بزرگی خواهید شد.
    انحصار تأمین‌اجتماعی در بخش عمومی اصولا با هدف و انگیزه فایده و خیر عمومی شکل می ‏گیرد درصورتی که اصل حاکم بر انحصارات در بخش خصوصی منافع انحصارگر است و همین انگیزه است که در بخش خصوصی باعث می‌شود که تولید خدمات عمومی در سطح ناکارا صورت پذیرفته و رفاه عمومی و مصرف‌ کننده با مخاطره مواجه شود.
    آیا به نظرتان بهتر نیست به این موضوع توجه فرمائید که برنامه‌ های تأمین‌اجتماعی اساسا به این خاطر مطرح شده‌اند که خدماتی از قبیل آنجه در فوق آمد، را از شکل کالایی آن در نظام بازار خارج کرده و قطع‌ نظر از استطاعت مالی شهروندان، حداقلی از خدمات مذکور را به‌ منزله‌ حقوق حقه اجتماعی و اقتصادی برای شهروندان فراهم کند، فکر نمی کنید چنانچه ارائه این خدمات در زیر چتر بخش خصوصی (بیمه گر خصوصی) قرار گیرد، این خدمات به مانند کالاهایی خواهند شد که شرط ضروری تملکشان عبارت است از استطاعت مالی خریداران.

    ۲- رقابت
    استاد محترم آیا فکر کرده اید با ورود صندوق‏های متعدد بیمه‏ ای به درون بازار، رقابت بین این صندوق ها بر سر چه خواهد بود؟
    رقابت بر سر گرفتن مشتریان (بیمه شدگان) کم‌ ریسک، پردرآمد و جوان
    و در این میان پاره‏ ای از افراد که از ریسک یا سن بالاتری برخوردار هستند با بی‌ رغبتی این صندوق‏ها و موانع نامشهود دیگری مواجه خواهند شد که در نهایت به بیرون ماندن و سرگردانی آنها در بین صندوق‏ های بیمه گر منجر خواهد شد و این رقابت به ظاهر کارای اقتصادی، در بین اینگونه صندوق‏ ها ضمن افزایش هزینه‏ های تبلیغاتی و بازاریابی، جابه‌جایی افراد بین صندوق‏ ها را نیز به نوبه خود با افزایش هزینه‌ های عملیاتی مواجه خواهد ساخت. بدین جهت می‏توان پیامدهای بروز این رقابت را ضعف بنیادی در کارآمدی نظام در جهت بازتوزیع درآمد و همچنین ضعف در کارایی اقتصادی اداره صندوق ‏ها پیش بینی کرد؛ درست خلاف آنچه بند الف ماده ۲۸ قانون برنامه پنجم با هدف آن تصویب شده است.

    ۳- کدام تجربه موفق
    فرموده بودید تجربه موفق دیگر کشورها. میشود دقیقا بفرمائید تجربه موفق کدام کشور مد نظر جنابعالی است؟
    اتفاقا تجربه دیگر کشورها نشان می‏دهد که اهداف خصوصی‌ سازی برآورده نشده و ایرادات وارده از سوی قائلین به خصوصی‌سازی هیچ‌گاه رفع نشده‏ و در بسیاری موارد حتی تشدید نیز شده‏ اند. و آخر الامر به این نتیجه رسیدند که خصوصی‌سازی تأمین‌اجتماعی، ساختن بدیلی بد برای انحصارگری خوب و تنبل‌ سازی آن و ایجاد ناکارآمدی و کاهش کمی و کیفی سطح خدمات و عواقب ناشی از آن بوده است.

    ۴- فرار بیمه ای
    استاد محترم آیا به مسئله فرار بیمه ای فکر کرده اید؟
    با توجه به سطح زندگی بیمه‌ شدگان و نرخ رجحان زمانی بالا از یک‌ سو و نقص اطلاعات و آمارهای ثبتی و اقتصادی از سوی دیگر (نبود یک پایگاه جامع اطلاعاتی و متمرکز قابل استناد در حوزه رفاه و تامین اجتماعی)، خصوصی‌ سازی مد نظر جنابعالی موجب فرار بیمه‏ ای گسترده و همچنین سوءاستفاده بخش غیر رسمی اقتصاد (اقتصاد سایه ای) خواهد شد و همچنین تورم بالای اقتصادی سبب خواهد شد تا ارزش مستمری‌‏ها در طول زمان دچار کاهش شدید شده و درنتیجه سقوط موقعیت اقتصادی مستمری‌‌ بگیران به زیر خط فقر را تقویت نماید.

    ۵- سرمایه صندوق های بیمه گر
    استاد محترم آیا به این موضوع فکر کرده اید که در صورت اجرای طرح مد نظر شما، در آینده حجم کم سرمایه‏ های صندوق بیمه‏ گر خصوصی به نسبت تعهدات موجب خواهد شد تا بار مالی زیادی بر دوش دولت در جهت پرداخت مستمری بازنشستگان موجود و همچنین انتقال سوابق آنها وارد آید؟

    ۶- بازار سرمایه
    شما عدم شفافیت و ناکارآمدی در بازار سرمایه زا فقط در تامین اجتماعی رصد می کنید، به نظرتان این مشکل به فساد و ناکارآمدی انحصار خصوصی ناشی از خصوصی‌‌سازی دامن نخواهد زد ؟ به نظرتان این امر در نهایت به زیان بازار سرمایه نخواهد بود؟ و این خصوصی‌سازی مد نظر شما با توجه به افزایش فقر و گسترش شکاف درآمدی همراه خود باعث افزایش شدید بار مالی حمایت‏ های دولتی از آینده این طرح نخواهد شد؟

    ۷- تضمین کارکرد
    راستی آنهائی که پیشنهاد ایجاد صندوق های بیمه گر خصوصی در برنامه پتجم توسعه با ده سال ضمانت کارکرد را دادند به این موضوع فکر نکردند که چگونه می‌توان صندوقی تاسیس کرد که ضمانت اجرای تعهدات آن فقط ۱۰ سال است. حتی با نگاه غیرعلمی نیز می‌توان استدلال کرد که صندوقی این چنین باید توانایی تضمین تعهدات خویش را حداقل برای دو سیکل بازنشستگی (بین ۵۰ تا ۶۰ سال) داشته باشد و چگونه می‌توان براساس مقاوله نامه‏های بین‌المللی، ISSA و ILO را با چنین تصمیمی مجاب کرد که البته و صد البته منافع نسل کنونی و آتی با چنین تصمیمات غیرمنطقی سازگار است و در نهایت باید شاهد تحمیل تعهدات چنین صندوق‌هایی که در آینده از عهده تعهدات خود بر نخواهند آمد، بر دوش دولت یا همین سازمان تأمین‌اجتماعی کنونی باشیم.
    راستی بد نیست به تجربه صندوق‌های بازنشستگی همچون فولاد، هما و صندوق معذوریت جهاد و… که در حال حاضر توان ایفای تعهدات خویش را ندارند و عده ای تلاش می‌کنند که بار این تعهدات را به سازمان تأمین‌اجتماعی تحمیل نمایند را نیز نگاهی بیاندازید! بد نیست بدانید این قبیل صندوق‌ها همین الان هم‌ با رانت و کمک دولت سرپا نگهداشته شده‌اند.

    ۸- قانون اعداد بزرگ
    دانشجو که بودیم در درس آمار خواندیم هر چه تعداد افراد یک جامعه آماری بیشتر شود، آن جامعه از توزیع نرمال تبعیت خواهد نمود و قانون اعداد بزرگ معنا خواهد یافت. راستی به این موضوع فکر کرده اید که با افزایش تعداد صندوق های بازنشستگی، در صندوق‌های کوچک خصوصی که از مزیت تعداد اعضا زیاد محروم هستند بار و فشار عدم توزیع مناسب و نرمال درآمد و انحراف آن به سمت اقشار پردرآمد که منافات جدی با بازتوزیع درآمد در بین اقشار و نسل‌های مختلف دارد، چگونه جبران خواهد شد؟

    و اما دو کلمه حرف حساب آخر
    راست می فرمائید مصائب تامین اجتماعی بسیار زیاد است بویژه در دهه اخیر. ما هم به آن اذعان داریم. ولی استاد محترم این ربطی به انحصار بخش عمومی در تامین اجتماعی ندارد. در جائی از مقاله تان فرموده اید ” بهترین ناظر بر هر بیمه‌گری، بیمه‌گذاران آن هستند ” صددر صد با شما موافقم.
    در ادبیات تامین اجتماعی یک اصل مترقی به نام ” اصل سه جانبه گرائی ” وجود دارد. اصلی که بویژه کارگر (بیمه شده) و کارفرما را در اداره امور و تصمیم سازی و تصمیم گیری در سازمان تامین اجتماعی محق دانسته و بالاترین جایگاه را در این خصوص به ایشان تخصیص می دهد. به اعتقاد اینجانب و برخی از کارشناسان تأمین‌اجتماعی، ریشه بسیاری از این مشکلات که شما را بر آن داشت تا این یادداشت را بنویسید، ناشی از ضعف جامعه مدنی و نبود کانال‏های ارتباطی مناسب برای طرح نظرات مخالف همین دو رکن از ارکان سه جانبه گرائی است نه نبود رقابت در بازار یا انحصار. چنانچه وجه سه‌جانبه‌گرایی در سازمان تأمین‌اجتماعی (مشارکت مترقی دولت، کارگر و کارفرما در تصمیم سازی و تصمیم گیری) و حضور ذی‌نفعان در فرآیندهای تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری به‌ درستی محقق شود، میتوان گمان نادرست انحصاری بودن تأمین‌اجتماعی را کاهش داد.
    متاسفانه در سنوات اخیر در سازمان تامین اجتماعی از اصل سه جانبه گرائی فقط نام و یاد آن باقی است و گناه ضعف بنیادی این سه جانبه گرائی و نقش آفرینان آن یعنی (دولت، کارگر و کارفرما) و بویژه بخش کارگری و کارفرمایش را نباید با گردن انحصار انداخت. یادمان نرود این دو شریک مهم یعنی شرکای کارگری و کارفرمائی به دلیل وابستگی های … در بزنگاه اضطرار و ضرورت واکنش به تخلفات مدیرنماهای سنوات اخیر سازمان تامین اجتماعی، اتفاقا مجیز آنها را می گفتند و از آنها به “امیرکبیر سازمان تامین اجتماعی” یاد می کردند. وااسفا که در این سازمان جز تنی چند و البته معدود از همکاران، کسی دم برنیاورد و سکوت اختیار کرده و صدایشان در نیامد! کجا بودند هیات محترم … و یا دفتر … یا مدیر … که مقابل غارت حق الناس را بگیرند و الان در دولت تدبیر و امید شیر شیران شده اند و قس علیهذا
    در پایان امیدوارم بیان این مطلب، موجب حمل بر بی ادبی یا اهانت به مقام علمی آن استاد محترم نباشد چرا که شاید این ضعف ما باشد که نتوانسته ایم بدرستی خود را معرفی کنیم. ادبیات حوزه رفاه و تامین اجتماعی به لحاظ کارکرد اجتماعی- اقتصادی آن بیشتر ازآانکه یک سیستم اقتصادی باشد یک سیستم اجتماعی بوده و وجه اجتماعی آن قالب است و نباید یک سویه به آن نگریست.

    • مهدی اسفندیار گفت:

      من فکر می کنم بیشتر این پاسخها نوعی انشاء بوده است تا پاسخهای مستدل، شما طوری سخن گفته اید که آدم فکر می کنه صندوق تامین اجتماعی ما الان صندوقی سرپا و …..هست.
      استاد عزیز یاد آور می شوم که تعداد زیاد اعضای صندوق تامین اجتماعی شاید بتواند مدت زمان زیادتری ورشکستگی را عقب بیاندازد اما یادتان باشد صندوق فولاد بعد از چهل سال حداکثر چهل هزار نفر را درگیر کرده است اما صندوق تامین اجتماعی دست کم ۱۳ میلیون نفر را بدبخت خواهد کرد.
      اما فرمودید که صندوق تامین اجتماعی توانسته است بازتوزیع ریسک را داشته باشد منظور شما از این عبارت را نفهمیدم چون هر صندوق بیمه ای اعم از خصوص و دولتی وظیفه اش همین است و اصلا بیمه یعنی توزیع ریسک.
      اما فرمودید که اگر بخش خصوصی بیاید اقدام به جذب افراد جوان می کند و افراد پیر و افتاده باز می مانند ظاهرا توجه نفرمودید که الان ما هم در صندوق تامین اجتماعی محدودیدت سنی داریم؟ از طرفی حساب و کتاب بیمه یک حساب و کتاب ریاضی و عدد و ارقام است و هر کس درست محاسبه نکند ورشکست می شود و این به دولتی و خصوصی بودن ربطی ندارد. اگر دولت بخواهد به افراد ضعیف کمک کند می تواند اعتبارات مربوطه را به صندوق بخش خصوصی هم واریز کند و اصلا منعی وجود ندارد؟ حالا که تامین اجتماعی ما دولتی شده و دولت چپ و راست مصوبه تصویب می کند و بار مالی بر صندوق وارد می کند و پولش را نمی پردازد که امروز صندوق ۵۴۰ هزار میلیارد تعهد و ۱۲۰ هزار میلیارد دارایی دارد ایا اتفاق خوبی است؟ به نظر شما دولت می توانست این رفتار را با بیمه های خصوصی داشته باشد؟ اتفاقا اگر بیمه های کوچکی که برشمردید ورشسکته شدنددلیل اصلی آن مدیریت دولتی حاکم بر این صندوق بوده ه شما اصلا به این مضوع توجه نداشته اید. بقیه بماند برای بعد ….

  6. همکار گفت:

    دوست گرامی جناب آقای اعزازی نیز پاسخ خوبی در روزنامه دنیای اقتصاد به یادداشت این آقای دکتر داده اند که در روز ۱۴ دی ماه روزنامه دنیای اقتصاد چاپ شد، لینک آن هم این است
    علاقه مندان مطالعه فرمایند
    http://www.donya-e-eqtesad.com/news/776499/

  7. همکار گفت:

    با سلام
    آقای منوچهری عزیز از خواندن مطلب ارزشمند شما و آقای اعزازی بسیار لذت بردم شاید آقای دکتر یاد بگیره دیگه قضاوت مبتنی بر احساسات را بحای یک تحلیل علمی به خورد مردم نده

  8. سعید گفت:

    با سلام خدمت همه همکاران
    بحث از بازاری که تامین اجتماعی در آن قراردارد و مقایسه آن با دیگر کشور ها نشان میدهد اتفاقاً در ارائه خدمات عمومی انحصار بسیار کارآمد تر است ولی این مانع مشارکت شرکتهای خصوصی بیمه نبوده به گونه ای که در بسیاری از کشورها که سیستم دریافت مالیات کارآمد است دولت سطحی از مستمری و بیمه همگانی تمام اقشار را تقبل میکند ولی مازاد برآن را شرکتهای بیمه خصوصی در قالب بیمه های تکمیلی درمان و سرمایه گذاری عمر با رعایت اصل رقابت انجام میدهند
    اما آنچه که در اقتصاد ما باید با دقت بیشتری مورد توجه قرار بگیرد
    سه نکته است:
    ۱- سازمان تامین اجتماعی یک سازمان عمومی غیر دولتی (و نه خصوصی) است که هدف آن سود آوری و انتفاع مدیران و کارمندان آن نمیباشد لذا با حسابرسی از این سازمان در همه دورانها نیز خواهیم دید حقوق و مزایای کارکنان و حتی مدیران در مقایسه با شرکتهای خصوصی به مراتب کوچکتر از آن هم بسیار ناچیز بوده است.
    ۲- نا کارآمدی و عدم شفافیت در تمام ارکان به یک امر بدیهی تبدیل شده چنانکه حتی وجود حق انتخاب نیز موجب بهبود خدمات بخش خصوصی نمیگردد (به عنوان نمونه بسیاری از بانکها و بیمه های خصوصی اگر گذرتان بیافتد)
    ۳- اتفاقاً کد خدا در این فقره هیچ همکاری با سازمان نداشته و همواره در جهت تضعیف و ناکارآمدی آن و صرفاً در جهت منافع جناهی و سیاسی از آن گام برداشته که چاره آن هم نه لزوماً ورود بخش خصوصی که پر رنگ تر کردن نقش شرکای سازمان است که متاسفانه نه کارفرمایان و نه بیمه شدگان (به صلاح دید کدخدا ) دارای هیچگونه تشکل مستقل و مقبولی از طرف مخاطبانشان نیستند.

  9. سلام به همه دوستان
    یادداشت آقای دکتر تنها بخشی از واقعیت را که همان مشکلات مدیریتی هستند، بیان می کند. اما به چند نکته باید توجه داده شود:
    ۱٫ بی ثباتی مدیریتی در هشت سال گذشته همه دستگاه های دولتی را آزار داده و تأمین اجتماعی هم یکی از آنها بوده است. فساد اقتصادی طی سال های اخیر در همه دستگاه هایی که بده و بستان مالی دارند، زیاد بوده و تأمین اجتماعی هم یکی از آنهاست که به خاطرمدیر پرحاشیه اش، این موارد بیش از سایر سازمان ها رسانه ای شده است.
    ریشه این ایرادها در بی لیاقتی یا فساد دولتمردان بوده، که نمی توان چنین خصوصیتی را به همه دولت ها به طور عام نسبت داد و اشتباه آقای دکتر در همین جاست.
    ۲٫ نظریه های کهنه و قدیمی مبتنی بر عدم دخالت دولت در حوزه عمومی، سال هاست که امتحان خود را پس داده و شکست خورده است. در شرایطی که دولت ناکارآمد یا فاسد باشد، فساد و سوء استفاده در بخش خصوصی به مراتب بیشتر خواهد بود (نمونه “ب.ز”) و کارآمدی و سلامت بخش خصوصی مستلزم وجود یک دولت ناظر کارآمد و دور از فساد است. بنابراین، پیشنهاد ایشان پاسخگوی مشکلی که طرح کرده اند، نیست.
    ۳٫ طرح تأمین اجتماعی خصوصی و مبتنی بر رقابت ـ که طیث سه دهه گذشته در برخی کشورهای فقیر و کوچک پایلوت شد ـ آزمون خوبی پس نداده و بانک جهانی هم از دیدگاه های اولیه خود در این زمینه عدول کرده است. خوبست به این تجربه های جهانی توجه شود.
    ۴٫ بیمه های پایه و عمومی برای پوشش دادن قشر متوسط و فقیر جامعه به وجود آمده و باپوشش دادن یکپارچه همه اقشار (اعم از دارا و ندار) و ایفای نقش بازتوزیعی، عدالت را برقرار می کند. در حالی که بیمه های خصوصی فقط افراد پردرآمد را پوشش می دهد و هیچ راهکاری برای حمایت از اقشار متوسط و فقیر ندارد.
    ۵٫ مدعیان خصوصی سازی ـ که طرفدار بازار آزاد و اقتصاد سرمایه داری هستند، هرگز به این سؤال پاسخ نداده اند که چرا در هیچیک از کشورهای مهد سرمایه داری، تأمین اجتماعی پایه، خصوصی یا رقابتی نیست. در همه این کشورهای صنعتی، یک نظام تأمین اجتماعی پایه برای همگان وجود دارد و صندوق های خصوصی فقط به عنوان مکمل (و نه رقیب سطح پایه) فعالیت می کنند. رقابت فقط در سطح تکمیلی وجود دارد.
    ۶٫ نکته مهم تر آنکه هر صندوق بیمه ای کوچکی که : خدمات پایه ارائه کند یا گروه هدف آن اقشار متوسط و فقیر باشند، محکوم به شکست است. چه خصوصی باشد و چه دولتی. دلیل شکست صندوق، کوچک بودن آن است نه ماهیت و مالکیت آن.
    خوبست تجربه های اخیر کشور خودمان در خصوص ورود بیمه های تجاری به بیمه به اصطلاح تکمیلی بازنشستگان و همچنین تجربه صندوق فولاد و جهاد کشاورزی دقیق تر مطالعه شود.

  10. عباس مرزبان گفت:

    سروران گرامی سلام
    ضمن عرض ارادت اول جای سوال است که مدتی است از برادر گرامی جناب آقای حیدری هم کلام و منتقد شاید قبلی خبری نیست .
    اما بعد ، تمامی نظرات ارائه شده حتی مقاله آقای دکتر نشان از فهم دقیق از فرآیند معیوب حال حاضر سازمان تامین اجتماعی را نشان می دهد که خود با مراجعه به هر سرفصل قابل ملاحظه خواهد بود.
    اما نباید از این مهم غافل شویم که مشکلات سازمان از مدیریت بر روش منقضی است که گاه به صورت کلان وآشکار باعث فساد شده گاه در سایه و به دور از دید نظارتی .
    شرح روش منقضی :
    روشها یا شیوه نامه های بیمه ای در زمان خود یک فرمول اقتصادی دو سر سو را شامل هستند که توضیح آن از حوصله این نوشته خارج است اما نکته مورد اشاره این است که ما نباید فراموش کنیم که شاید روش بنیان گذاری شده توسط آمریکایی ها در سازمان تامین اجتماعی است که تاریخ انقضاءاش به سر آمده ؟ و فرمول اولیه که در طول سالیانی که به دست خودمان بومی شده وراهبری می شود دیگر جوابگو نیست .
    امروزه هدف خدمت سازمان دیگر نمی تواند سرفصل گروهی داشته باشد بلکه به لحاظ دسترسی آسان به اطلاعات نسبت به سالهای تاسیس سازمان تامین اجتماعی هر فرد بیمه شده به صورت مستقیم هدف منظور باید قرار گیرد تا بتوان حقوق طرفین ( سازمان و بیمه شده )را پرداخت نمود .
    در غیر این صورت روش مدیریت شما ، امروز بسیار پسندیده و ایثار گرانه ولی در آینده فساد گونه خواهد بود زیرا در بررسی های بعدی چالشهای امروزه کمرنگ هستند .
    در پایان این نکته را بگویم که بهترین مدیرها در کشاکش روشهای غلط دوچار لغزش خواهند گردید . که تاکنون به ملاحظات مختلف مورد بررسی دقیق نتوانسته ایم قرار دهیم .
    بدانیم اگر دلسوز جامعه کار و تامین اجتماعی هستیم باید و باید روشهای کهنه خود و سازمان خود را با ایدهای نو و کارشناسی اجرایی و حسابهای مشتری مدار ( Personal Accounts )هر روزه ارتقا ء دهیم تا مجبور به استفاده چند ده ساله از یک روش منقضی نگردیم . در انتها با یک شوخی بحث را از جدیت خارج میکنم .
    مگر ما هنوز اون آفتابه دار معروف مسجد شاه رو لازم داریم ؟

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.