کاپیتولاسیون بانکی

مطالب مرتبط

۱۸ دیدگاه‌

  1. همکار گفت:

    سلام
    نظر بسیار محترمی است لیکن واگذاری در راستای اصل ۴۴ قانون اساسی برای فریب ذخایر این سازمان ( بیمه شده ها) اعم از کارگران وبطور اخص همکاران سازمانی است .
    بانک رفاه چه آش دهان سوزی برای همکاران بوده است مدتها بدون هیچ چشمداشتی تمامی ذخایر سازمان را سرمایه گذاری کرد برای کسانی که راحت ببرند ویه آب هم روش بخورند .
    بانک رفاه با تمامی امکانات و ذخایر باید۱۰۰ درصد تامین اجتماعی شود . کارکنان آن باید بیمه شده سازمان باشند و غرل ونصب مدیران عامل آن باید در حیطه هیات مدیره سازمان باشد ولاغیر.

  2. رضا منوچهر ی راد گفت:

    با سلام
    ضمن تقدیر از ارائه بموقع و بسیار ارزشمند جناب آقای حیدری لازم میدانم به این نکته بسیار مهم اشاره نمایم که قانون تامین اجتماعی مصوب ۱۳۵۴ واقعا قانون مترقی و پیشرفته ای بوده و همچنان نیز هست. جدا تصور فرمائید چهل سال پیش چه افراد فرهیخته ای اینقدر دقیق و موشکافانه از زوایای مختلف به تامین اجتماعی نگرستیدند که هم اکنون کمتر یافت میشود.
    از توجه راستین به اصل مترقی مانند سه جانبه گرائی گرفته تا توجه به این مهم که تامین اجتماعی دولتی نیست و در نتیجه برای خود خزانه اختصاصی نیاز دارد و این خزانه اختصاصی را در قالب تاسیس بانک رفاه کارگران متبلور نمودند.
    خزانه اختصاصی که واقعا برای کارکردهای سازمانی مانند تامین اجتماعی از اهمیت بسیار کلیدی برخوردار است. تصور بفرمائید اگر صرفا کل عملیات بانکی شرکتهای تابعه و وابسته سازمان، ادارات کل درمان و بیمه ای در همین خزانه اختصاصی و یا همان بانک رفاه متمرکز شود چه هم افزائی بزرگی ایجاد می شود و چه شفافیتی برای مدیران کلان حادث می گردد. البته همین پتانسیل بزرگ برای دیگر بانک ها، موسسات مالی اعتباری که هر روز بصورت قارچ رشد می کنند نیز فریبنده و اغواگر است و بعید نیست که برای کسب منابع آنها دست به هر اقدامی بزنند.
    علی ایحال باید این حقیقت را پذیرفت و از کیان این خزانه ارزشمند دفاع نمود هر چند کارکردهای موفقی نداشته باشد. باید آن را اصلاح نمود و به کارکرد پیش بینی شده نخستین آن بازگرداند.

  3. سعید گفت:

    با سلام و احترام

    با توجه به مطالب فوق پس مشکل وجود دارد. برای حل مشکل می بایستی بدنبال راهکار بود:
    ۱- حل مشکل با مستندات قانونی (در صورت ساری و جاری بودن روح قانون و احقاق حق)
    ۲- دور زدن مشکل :
    الف- خرد کردن سهم و انتقال آن به شرکتهای ماموریتی(البته اگر محدودیت در واگذاری به شرکتهای زیر مجموعه مستقیم سازمان نباشد)
    ب- در صورت مشکل در بند الف ، انتقال سهام بانک به شرکتهای تعاونی کارکنان سازمان (با اختصاص شرایط خاص و با وجه یا بدون وجه برای حفظ سهام در سازمان)
    ج- سهامی عام شدن بانک رفاه کارگران و انتقال درصدی از آن در بورس (با این موضوع اولا بانک رفاه از حالت انحصاری خارج شده و کمی با دنیای رقابت آشنا می شود و از طرفی عملکرد مدیران ارشد بانک زیر ذره بین سهامداران قرار می گیرد و برای پاسخگویی نیاز است از وابستگی صرف به منابع سازمان کاسته شود. در صورت تصمیم به سهامی عام شدن بانک و عرضه سهام در بورس به کارکنان بانک رفاه و کارکنان سازمان می توان سهام ترجیحی اختصاص یابد.
    د- خارج شدن کامل از بانک رفاه (البته اگر در واقعیت بانک رفاه نتوانسته باشد حسب خواست سازمان و ماموریت های واگذار شده یار خاطر سازمان باشد زیاد بهاء دادن به این موضوع بی فایده خواهد بود)

    به طور حتم راهکارهای دیگری نیز وجود خواهد داشت ، درگیر نمودن کانونهای کارگری و بازنشستگی و … ولیکن این دغدغه پس از سالها نیاز به برطرف شدن اساسی و بنیادی دارد.

    یا حق

  4. بهروز گفت:

    سلام
    طرح واگذاری بانک رفاه هم ایراد شکلی دارد وهم ایراد ماهوی:
    ۱- ایراد شکلی: براساس قانون تجارت وطبق تعریف میتوان بانک رفاه را یک شرکت خصوصی دانست زیرا شرکا آن برای انجام اموری(پرداخت هزینه های سازمانی خود) وجوهاتی را سرمایه گذاری نموده اند لذا شکل آن یک شرکت تجاری خصوصی میباشد
    ۲- بانک رفاه یک بانک دولتی نیست که شامل اصل ۴۴ شود و اگر احدی از شرکا آن (مثلا سازمان تامین اجتماعی) مخالف این امر باشد چونکه اموال آن مشاع است لذا قابل واگذاری به غیر نیست

  5. هوشنگ گفت:

    باعرض سلام ادب محضردوستان
    تعمیم احکام مربوط به اصل ۴۴ قانون اساسی و مشمولیت واگذاری ها به سازمان تامین اجتماعی از آن جهت که این سازمان یک نهاد عمومی غیر دولتی و متعلق به بالغ بر نیمی از جمعیت کشور (نسلهای فعلی و آتی) می باشد، صحیح نیست و این احکام صرفاً ناظر به تصدیها و مالکیت های دولتی است و سازمان تامین اجتماعی همانند هر سازمان بیمه گر اجتماعی می بایستی براساس اصول و قواعد بیمه ای ناظر بر بخش اندوخته گذاری درخصوص بهینه سازی ترکیب سرمایه گذاریهای خود اقدام نماید و اتفاقاً در اصول و سیاستهای کلی ابلاغی مقام معظم رهبری درخصوص اصل ۴۴ ، سازمان تامین اجتماعی یکی از مصادیق تعیین شده برای تملک واگذاریهای دولتی است نه واگذاری اموال سازمان.

  6. بهروز گفت:

    اصولا سازمان تامین اجتماعی در زمره بیمه اشخاص است و اندوخته آن قابل واگذاری به غیر ذی نفع نیست” اصل ذی نفع بودن از اصول قوانین بیمه ای است”

  7. کارشناس گفت:

    مهمترین اختیار مالک تعیین مدیر جهت اداره عمومی ملک و حفاظت و صیانت از اصل مال میباشد لذا با توجه به اینکه تمام ارکان مدیریتی سازمان اعم از هیات امنا ، هیات مدیره ومدیر عامل و حتی مدیرا ن موسسات عمده سازمان مانند شرکت شستا وهمین بانک رفاه (به زمان انتصاب مدیر عامل آن توجه فرمایید ) توسط دولت متاسفانه منصوب میشوند چگونه میتوان از غیر دولتی بودن این نهاد دفاع کرد . بنابراین از فرصت مغتنم فعلی در دولت باید جدید برای تاثیر سایر شرکای اجتماعی سازمان و نیز کارکنان خدوم آن در نحوه تصمیم گیری های کلان سازمانی مانند انتصابات ارکان عالی سازمان استفاده شود والا تجویز داروی کورتون فقط ممکن است علائم بیماری را از بین ببرد و اصل بیماری و احتمال انتشار آن منتفی نیست

  8. ابوالفضل رنجبر گفت:

    سازمان تامین اجتماعی به عنوان یکی از بزرگترین موانع توسعه اشتغال در کشور می باشد و با سیاست های اقتصادی مقاومتی مقام معظم رهبری در تعارض است. سازمان تامین اجتماعی اشتغال در کشور را همچون چاله های فضایی می بلعد و تا کنون بخش عظیمی از منابع بخش خصوصی توسط این سازمان نابود شده است.
    آیا تا کنون سازمان تامین اجتماعی گامی در جهت احیاء شرکت ها و موسسات بدهکار بخش خصوصی برداشته است ؟
    آیا می دانید بر اساس اجرائیات صادره از سوی سازمان تا کنون مشاغل زیادی در بخش خصوصی در ورطه و گرداب نابودی قرار گرفته اند!
    توزیع حق تصمیم گیری در سازمان تامین اجتماعی آیا تا کنون مدافع منافع کارگران و کارفرمایان بوده است؟
    من تعجب می کنم جناب حیدری از کدام سهام ۴۰ میلیون نفری صحبت می کنند. آیا کارگران و کارفرمایان از این منابع منتفع شده اند؟
    آیا تا کنون به این ویترین بی رونق سازمان تامین اجتماعی یعنی درمان مستقیم فکر کرده اید و می دانید سازمان با برجسته نمودن آن هر لحظه کیسه کارفرمایان، بیمه شدگان و دولت را خالی می کند؟
    آیا می دانید این ویترین بی روق نه در تامین پزشکان حاذق موفق است و نه در تامین خدمات درمانی؟
    چرا سازمان تصدی ۱۵ درصدی سهم درمان مستقیم را به دولت واگذار نمی نماید؟ آیا تا کنون فکر نکرده اید با این سهم اندک، سازمان به دنبال ارائه خدمات درمانی مناسب به نیمی از جمعیت کشور که بیمه شده سازمان می باشد نیست؟
    آیا تا کنون فکر کرده اید برای ایجاد اشتغال ۱۰ نفری یک کارگاه، باید بخش بزرگی از سرمایه خود را هرماهه باید بعنوان حق بیمه به این سازمان واریز نماید؟
    هرماه بخش عظیمی سرمایه مولد شرکت ها موسسات بخش خصوصی به حساب سازمان واریز می شود. این یکی از موانع عظیم توسعه اشتغال است.
    آیا تا کنون فکر کرده اید هرماهه ۲۷ درصد حق بیمه سهم بیمه شده و کارفرما به حساب سازمان واریز می شود ولیکن به اندازه کمتر از ۹درصد، سازمان به شما خدمت ارائه می نماید و این درصد برابر می نماید با آنچه بیمه سلامت در کشور خدمات ارائه می نماید.
    ویترین بی رونق درمان مستقیم سازمان در میدان همیشه نقش برگ برنده سازمان را بازی می کند و در راه بیمه شدگان محترم را سپر بلای اهداف مخفی خود می نماید.
    آیا می دانید چرا سازمان تامین اجتماعی همیشه منابع حود را حق الناس معرفی می نماید؟
    آیا می دانید منابع سازمان بیت المال مسلمین است نه حق الناس؟!
    چرا یک کارخانه چیپس و پفک در رسانه های تصویری و سایر ابزارهای رسانه ای کالاهای خود را معرفی می کنند ولی سازمان این گونه نیست؟!
    چرا سازمانی که یک چهارم هزینه کشور را به عهده دارد نمی تواند به یک دوم جمعیت کشور خدمات مفیدی ارائه نماید؟
    حرف خیلی زیاد است کو گوش شنوا؟!

  9. بهروز گفت:

    جناب رنجبر میشه برای اتهامات وارده ادله وتحقیقات خودتون رو ارائه فرمایید؟ درمان رو که ویترین بی رونق معرفی فرمودید(در حالیکه کسرت مراجعین توان برای پرسنل درمان باقی نگذاشته) و پزشکان آن را فاقد صلاحیت معرفی کردید بیمه رو هم تشبیه به سد بزرگ اشتغال؟….دیگه چه چیزی از تامین اجتماعی باقی موند که بهش نتاختید؟…………میشه بفرمایید حق بیمه ای که من میدم اگر حق من نیست و حق الناس نیست پس نامش چیست؟
    شما حق بیمه رو ۲۷ درصد معرفی کردید وخدمات درمان رو ۹ درصد و آنرا با بیمه سلامت مقایسه کردید آیا میدانید فقط ۳ درصد حق بیمه به بخش درمان اختصاص می یابد واصلا شما محاسبه ریاضی حق بیمه رو میدونید؟…. قرآن کریم میفرماید :اجتنبوا من کثیر الظن
    ان بعض الظن اثم ودر جای دیگر میفرماید لا تقف لیس لک به علم

  10. همکار گفت:

    برنامه مراسم یادبود و گرامی‌داشت (به مناسبت پنجمین سالگرد درگذشت)دکتر علی‌اکبر شبیری‌نژاد؛ الگوی مدیریت بدون فساد
    تاریخ و زمان: دو‌شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۳ ساعت ۱۵ تا ۱۸
    مکان: تالار اجتماعات دانشکده اقتصاد- دانشگاه علامه طباطبایی
    سخنران افتتاحیه :دکتر صالح‌خو
    سخنران اول: مدیریت اجرایی بدون فساد؛ تجربه راه‌اندازی پتروشیمی بندر امام:مهندس میرمعزی
    سخنران دوم: نوآوری‌های نظری و الگوی پیشنهادی برای بودجه‌ریزی در ایران:دکتر قاسمی
    سخنران سوم: نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی؛ از طراحی تا اجرا”دکتر ستاریفر
    سخنران چهارم: یادگارهای دکتر شبیری‌نژاد در سازمان برنامه و بودجه
    دکتر رحیمی‌دانش
    میزگرد: مدیریت بدون فساد
    دکتر صالح خو (مدیر میز)
    سخنرانان مراسم
    مهندس قایم‌الصباحی، قایم مقام اسبق سازمان برنامه و بودجه
    مهندس رهگذر، از مدیران ارشد شرکت ملی پتروشیمی
    دکتر حسن زاده، عضو اسبق شورای پژوهشی مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی

  11. همکار گفت:

    با سلام خدمت دوستان گرامی
    بنده قصد نگارش در خصوص مطلب ارایه شده بالا را به دلیل عدم اشراف اطلاعاتی درخصوص بانکداری ومنافع آن برای سازمان نداشتم ولیکن جناب رنجبر مطالبی ارایه نمودند که در خصوص مطالب ارایه شده بیشتر جنبه احساسی نمود دارد تا دلایل منطقی .جناب رنجبر به گونه ای به سازمان تاخته اند که انگار تمامی مشکلات بخش خصوصی در این کشور از سیاستهای سازمان نشات می گیرد.در ادامه فرمایش دوستمان جناب آقای بهروز ،جناب آقای رنجبر آیا اطلاع دارید طبق محاسبات اقتصادی(البته جهت اطلاع حضرتعالی :که برپایه اصول ریاضی ومنطقی صورت می گیرد) تنها ۶ درصد از هزینه های یک فعالیت اقتصادی را هزینه های منابع انسانی شکل می دهد که سازمان تامین اجتماعی ۳۰ درصد از این ۶ درصد را به عنوان حق بیمه مطالبه می نماید(که البته حتما استحضار دارید که از این میزان عمدتا سهم کارفرما براساس معافیتهای دولتی در قالب کارگاههای مشمول کمک دولت ویا موارد مندرج در برنامه ها ی ۵ ساله از قبیل موادی تحت عناوین ماده ۱۰۳ برنامه ۵ ساله چهارم ویا ماده ۸۰برنامه ۵ساله پنجم مشمول معافیت می گردد.)که در سرجمع هزینه های یک بنگاه هزینه حق بیمه ۲ درصد کل هزینه ها را شامل می شود(که ازرقم ۲ درصد نیز یک سوم سهم بیمه شده از حقوق بیمه شده کسر می گردد) جناب رنجبرحتما تایید می فرمایید که ۲ در صد نمی تواند نقش تعیین کننده ای درسرنوشت یک بنگاه اقتصادی داشته باشد.در مورد بخش درمان نیز جدا از قابل دفاع بودن یا نبودن عملکرد آن بحث اصلی در عدم موافقت سازمان در خصوص ادغام آن در بخش سلامت مبحث حق الناس بودن منابع این بخش وعدم هم جنس بودن آن با منابع بخش بیمه سلامت که منابع ملی ودولتی می باشد است.در خصوص مباحث مطرح شده دیگر نیز قس علیهذا.پس برادر بزرگوار به جای فرافکنی می بایست منصفانه به قضاوت مسایل پرداخت وهمه ما سعی کنیم مسایل را به نیت رفع وحل مشکلات ونه اتهام زنی مطرح نماییم.هر چند در مقوله های مرتبط با سازمان چه حوزه بیمه ای و چه درمان و سرمایه گذاری مطمئنا کاستی هایی وجود دارد که نیازمند مباحثه وشناسایی مشکلات وارایه راه حل می باشد.به هر روی تمام ما در پی انجام امور به بهترین وجه هستیم امیدوارم خداوند به ما بینش عطا فرماید تا با علم کافی درخصوص مسایل اظهار نظر وقضاوت نماییم.به تاسی از آیه شریفه:
    “لا تقف مالیس لک به علم”.
    یاعلی مدد.

  12. ابوالفضل رنجبر گفت:

    بنده هم جناب آقای بهروز تشکر می کنم و از همکار محترم که با یک منطق مناسبی پاسخ ارائه نمودند.
    در درمان مستقیم سازمان بنده هرگز منکر تلاش همکاران محترم مان، پزشکان و پیراپزشکان نیستم و قدردان زحمات بی دریغ آنان نیز هستم که با تمام کاستی ها، تلاش خود را در جهت ارائه خدمات درمانی مطلوب به بیمه شدگان محترم دارند. عوامل خارجی (فرصت و تهدیدها) در استراتژی های سازمانی بر سازمان تاثیر می گذارد گاهی اوقات سازمان تهدیدها به فرصت تبدیل می کند و گاهی اوقات به همان شکل تهدید برای سازمان باقی می مانند. سازمان تامین اجتماعی هم بر تمام شرایط بیرونی که حاکم نیست. لذا در درمان سازمان هر مجوزی را که بخواهیم تا بخش های متعدد درمانی و تخصص های مختلف را راه اندازی نمائیم بایستی از مسیر دانشگاههای علوم پزشکی و وزرات بهداشت بگذریم. چرا که خود وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی خود متولی درمان است یعنی از تولید نیروی انسانی(ساختن نیروی انسانی) و سایر موارد تصمیم گیری در حوزه سلامت به عهده ی اوست و لیکن سازمان به دنبال گزینه خریدن است یعنی نیروی انسانی تولید شده دانشگاه علوم پزشکی را جذب می نماید و سایر مجوزها رابایستی دریافت نماید تا بتواند خدمات درمانی ارائه نماید. در چنین شرایطی ما نمی توانیم خدمات تخصصی و سایر خدمات درمانی را به بیمه شدگان محترم به سهولت ارائه نمائیم. در سطح بندی خدمات نیز سازمان تنوع خدمات ندارد و بیمه شدگان در اکثر موارد یا بایستی به مراکزدولتی، خصوصی و یا خیریه مراجعه نماید.
    یک مقایسه ای بین سرانه بیمه سلامت و ۹ درصد سهم درمان داشته باشید هر دوی این ها یعنی بیمه سلامت و درمان سازمان(درحوزه درمان غیر مستقیم) به آنچه شورای عالی سلامت تصمیم می گیرند اجرا می کنند . درصد و فرانشیز یکسان؛ هیچ تفاوتی که دریک بسته درمانی توسط بیمه سلامت یا سازمان تامین اجتماعی ارائه می شود وجود ندارد و تنها تفاوت سازمان قانون الزام و درمان مستقیم است. شما درحوزه درمان غیر مستقیم، بیمه شده به هرکجا که خواست مراجعه می کند ائم از بخش دولتی، خیریه و خصوصی خدمات درمانی دریافت می نماید یعنی به ۹۰درصد خدماتی درمانی که آن سه بخش(مراکز درمان دولت، خیریه و خصوصی)ارائه می شود و سازمان سازمان ماهیانه حدود ۴۰۰ میلیارد تومان در درمان غیرمستقیم هزینه می نماید ولیکن در ۱۰درصد الباقی که از طریق درمان مستقیم ارائه خدمات می نماید ماهیانه ۵۰۰ میلیارد هزینه می نماید. شما خودتان مقایسه بفرمائید که کدام به نفع سازمان است درمان مستقیم یا درمان غیرمستقیم؟ آیا ما توانسته ایم به نیمی از جمعیت کشور در چتر پوشش درمان سازمان قرار دارند درمان مستقیم ارائه نمائیم؟
    آیا به لحاظ اصول محاسبات اقتصادی بیمه ای درمان مستقیم به صرف و صلاح سازمان هست یا خیر؟
    در این راه بایستی تحقیقات و پژوهش های علمی از مراجعه کنندگان به درمان مستقیم انجام شود تا نسبت به سطوح خدمات ارائه شده و سایر موارد رضایت مندی آنان سنجیده شود.
    تا کنون کارگاه های زیادی با توجه به بدهکاری بابت حق بیمه به سازمان تامین اجتماعی توسط بخش خصوصی و دولت به سازمان واگذار شده است.
    در استان ما این بیمارستانی که احداث گردیده است در یکی از زمین های تملیکی سازمان از بخش خصوصی بابت بدهی به سازمان ساخته شده است.
    درصد حق بیمه تامین اجتماعی به شرح ذیل می باشد:
    ۱- هفت درصد سهم بیمه شده، کارگر یا کارمند
    ۲- بیست درصد سهم کارفرما
    ۳- سه درصد بیمه سهم دولت
    ۴- سه درصد بیمه بیکاری
    ۵- چهار درصد بابت مشاغل سخت و زیان آور
    دولت نیز تاکنون بابت سهم کارفرما بسته های حمایتی ای به بخش خصوص ارائه نموده است ولیکن با تغییر دولت ها و تغییر گروه های مورد حمایت دولت، سازمان را در دریافت مطالبات خود درخصوص تعهدات تکلیف شده با چالش روبرو نموده است. وقتی دولت سهم کارفرما را در بخشی از مشاغل به عهده می گیرد و وقتی بخش خصوص بابت بدهی بابت ۲۰ درصدی حق بیمه به سازمان تامین اجتماعی بایستی اموال خود را به سازمان بابت بدهی واگذار نماید بایستی در نحوه این محاسبات تجدید نظر کرد.
    سازمان اکنون ماهیانه ۳۲۰۰میلیارد تومان هزینه درحوزه های درمان، پرداخت مستمری، غرامت دستمزد، بیمه بیکاری و…پرداخت می نماید که بخشی مربوط به پرداخت های انتقالی است که بابت آن در سنوات گذشته از بیمه شده پول آن را دریافت نموده است و نبایستی تنها از محل دریافت حق بیمه های وصولی این هزینه ها را پرداخت نماید.
    این آن خطر بزرگی است که سازمان را تهدید می نماید، دریافت نمائیم تا هزینه نمائیم.
    درخصوص حق الناس بودن حق بیمه سازمان تامین اجتماعی باید عرض کنم همین حق بیمه بازنشستگی و سرانه درمان رو سایر کارکنان دولت در صندوق های بازنشستگی کشوری و لشکری و سایر صندوق های بازنشستگی مانند کارگران محترم و بیمه شدکان و همکاران محترم پرداخت می نمایند ولیکن به این غلظتی که بر حق الناس بودن آن درسازمان تامین اجتماعی تاکید می کنند نیست! چرا؟
    من اعتقاد بالاتری از حق الناس بودن برمنابع تامین اجتماعی دارم و آن بیت المال بودن آن است چرا که ترکیبی از سهم دولت، بیمه شده و کارفرما است.
    تاکید زیادی بر نهاد عمومی غیردولتی بودن این سازمان هست و ما نیز به موضوع اعتقاد داریم ولی باید بدانیم این الزام و اجبار قانونی است که این خوان گسترده را در بیش روی همه ما قرار داده است و اگر این اجبار و الزام قانونی نبود و بیمه شدگان و کارفرمان حق انتخاب داشتند صحنه به گونه ی دیگری تغییر می کرد و برای جذب یک بیمه شده و یک کارفرما بایستی بسته های تشویقی مجذوب کننده ای ارائه می نمودیم تا بتوانیم در این عرصه باقی بمانیم. لذا قانون اجباری بودن بیمه ،انحصاری ایجاد نموده که بیمه شده و کارفرما، راه دومی برای انتخاب ندارد. اگر صحنه رقابتی گردد میدان و عرصه برای بازی گردانی فراهم خواهد بود که خدمات با کیفیت بهتر و دامنه شمول گسترده تر و با هزینه کمتر ارائه نمایند. لذا اگر اجباری بودن قانون بیمه های اجتماعی برداشته شود و صحنه رقابتی گردد باید دید سازمان می تواند در این میدان همچنان حضور داشته باشد و یا صحنه به نفع بازی گردانان جدید تغییر خواهد کرد.
    من به تمام بیانات مربوط به محاسبات اقتصادی همکار محترم احترام می گذارم ولیکن کف بازار فرار از بیمه نمودن کارگران را نشان می دهد چرا حتما این پازل برآورده کننده مطالبات بیمه شدگان نیست.
    خیلی دوست دارم تمام همکاران را و همگی در حوزه های مختلف بیمه ای و درمان و حوزه های اقتصادی همگی مورد احترام بنده هستند و ممنون زحمات یکایک شما هستم.
    از همه شما عذرخواهی می کنم ولیکن اعتقاد من این است قاب و قالب تعیین شده بیرون بیایم و بیرون به خدمات سازمان نگاه کنیم.
    باتشکر

  13. همکار گفت:

    باسلام به همکاران عزیزوتشکرویژه ازجناب آقای حیدری به جهت اطلاع رسانی های ایشان درخصوص خطراتی که درکمین سازمان است
    من صرفامیخواهم دراین مجال چندنکته رایادآوری نمایم .
    برادرگرامی جناب حیدری بانک رفاه کارگران سالهااست که به بانک رفاه تغییرنام یافته است وحتی لوگوآن نیزتغییرشکل یافت آن هم باتوجیهات واهی درواقع سازمان همان زمان ازموضع حاکمیتی خودکوتاه آمدوزنگ خطرازآن زمان شروع به نواختن کردودرحال حاضرباوجودتعدادزیادی ازشرکتهای مشمول اصل ۴۴قانون اساسی که هنوزخصوصی سازی نشده اندونامی ازآنهانیزبه میان نمی ایدموضوع خصوصی سازی بانک رفاه مطرح می شود اولین سئوالی که مطرح می شودآن است که چگونه گروهی می توانندچنین مطالبی رامطرح نمایندودرراستای آن اقدام نیزنمایند؟آن هم درکشورماکه همه گروههاواشخاص به سبب جلب حمایت مردمی به فکرونظرمردم اهمیت می دهندچگونه گروهی به خوداجازه می دهند حقوق ۴۰میلیون نفرراضایع وسازمانی که متعلق به آنهااست را ضعیف نمایند؟اصلاچگونه است که به قول شماگروهی غرب زده به دنبال تبدیل سیستم بیمه ای سازمان ازDBبه DCهستند؟چگونه است که یک شب سازمانی که بیش از۵۰سال قدمت داردرابه صندوق تبدیل می کنند وصدای ازهیچ کس بلندنمی شودپس این ۴۰میلیون سهامداریابه عبارت جدیدآن شرکای سازمان کجاهستندمگرمجامع کارفرمایی یکی ازقدرتمندترین نهادهای این کشورنیستند؟مگرجامعه کارگری کشور بااین وسعت دارای قدرت کافی برای حمایت ازسازمان نیست که هربلای که می خواهندسرسازمان می اورند.
    جناب آقای حیدری بایدگفت که تامین اجتماعی فقط درقانون مصوب سال ۵۴ به اصل سه جانبه گرای توجه داشته است وعملا با گذشت زمان کارگران وکارفرمایان ومصالح آنان راکه صاحبان اصلی سازمان هستندرابه فراموشی سپرده است وبه این ترتیب نه تنهاخودراازحمایت این حامیان قدرتمندمحروم نموده بلکه ازحساسیت آنهادرقبال سازمان کاسته به گونه ای که یک شب سازمان راصندوق می کنند صدای ازهیچکس برنمی خیزدوحتی برترازآن امروزه شاهدآن هستیم که دربسیاری ازمواردهمین صاحبان درمقابل سازمان صف ارای می نمایندکه شاهدعینی آن حمله کارفرمایان در هرمناظره اقتصادی تلویزیونی به سازمان است وحتی همین برادرگرامی آقای منوچهری راداست البته ایشان کمی مبالغه نموده ولی دربسیاری ازمواردمی توان به ایشان حق داداگرسازمان به فکرشرکای خودبودوگوش شنوای داشت آیابیمه شدگان برای رفع مشکلات قانونی خودمجبورمی شدندبه نمایندگان مجلس مراجعه نمایندواین امرموجب گرددتانمایندگان جویای نام درحمایت از کارگران وکارفرمایان قوانین یک طرفه ای رابه سازمان تحمیل نمایندبه نظرشماوقتی دریک خانواده اعضاباهم سرمسئله ای اختلاف دارندآن رابه مراجع قضای می شکانندیاآن رادرداخل حل می کنندولی آیادرسازمان راهکاری برای بیان مشکلات وکمبودهاوایرادات هست ؟بایدقبول کرد وقتی سازمان دارای بزرگترین بنگاه اقتصادی خصوصی درکشوراست همیشه افرادی پیدامی شوندکه چشم طمع به سرمایه های آن داشته باشند .درحال حاضربه دلیل عدم مدیریت صحیح درسنوات گذشته سازمان نه تنهادچارمشکلات مالی گردیده بلکه حمایت حامیان قدرتمندخودرانیزازدست داده است وهرروزضعیف ترمی شودومعلوم نیست اگرچندوقت دیگرافرادماجراجوی چون دولتمردان قبلی برسرکارآیندچه وضعیتی پیش خواهدآمد؟اکنون که به برکت دولت تدبیروامیدسازمان وضعیت باثباتی راسپری می نماید.عقل حکم می کندکه امروز به فکرفردابود واز اشتباهات قبل درس گرفت وجستجونمود دلایل اینکه چگونه یکباره شعارسازمان از(تامین اجتماعی نیازامروز پشتوانه فردا)به (سلامتی آرامش امنیت )تغییر یافت آیانمی توان سلامتی آرامش وامنیت رادرسایه چترحمایتی غیرازتامین اجتماعی یافت ؟چگونه چترحمایتی سازمان درپوسترهای تبلیغاتی سازمان جای خودرابه سیب وپرتقال داد.آیااین به منزله عقب نشینی سازمان از شعارهاواهدافش نیست ؟اقداماتی ازاین دست می تواندحامل پیامهای ناجوری برای افرادفرصت طلب باشدکه همواره درکمین سازمان هستند.
    آیاامروززمان آن نرسیده که سازمان به سوی شفاف سازی گام بردارد؟آیازمان آن نرسیده که اقدامی به منظور ساماندهی قوانین وبخشنامه های سازمان انجام گیرد؟آیازمان آن نرسیده که سایتی به منظوردراختیارگذاشتن اطلاعات وقوانین جاری سازمان باکلیه جزئیات آنهابرای بیمه شدگان راه اندازی گرددتا به این روش هدفهای ۱-جلب اعتمادشرکای سازمان وبه تبع آن حمایت آنان ۲-بهره مندی از اطلاعات بدون واسطه توسط بیمه شدگان۳-جمع شدن سفره گسترده افرادی که تحت عنوان مشاوروکارچاق کن مشغول خالی کردن جیب صاحبان اصلی سازمان هستندودرطی این سالهاازبابت عدم شفافیت پول های زیادی به جیب زده اند.آیازمان تلفن گویای ضبطی که کسی برای پاسخگوی لحظه ای درآن طرف خط نیست وبروشورهای کلی وگنگ سپری نشده است ؟
    آیازمان آن نرسیده است یک راه اتصالی بین مدیران عالی سازمان وپرسنل صف تعبیه گرددواین روش سنتی ارائه انتقادات وپیشنهادات وبیان اشکالات برچیده شود؟(ساختاری که به راحتی بتوان ایده های نابی که پرسنل صف دارندرادرکوتاهترین زمان به مدیران انتقال دهدفارق ازاینکه سانسورشودیامحتوای آن تغییرنماید)
    درپایان ازحوصله وصبرجناب عالی تشکرنموده وبه عنوان حسن ختام می گویم مدیران امروزسازمان برای نیل به موفقیت درمدیریت بایددرجاده اصلاحات وتغییرات بدوند چراکه قدم زدن دراین جاده چاره کارنخواهدبودسازمان نیازمندمدیریت انقلابی همراه باتدبیراست
    موفق وسربلندباشید

  14. همکار گفت:

    باسلام در پاسخ به دوستان از جمله جناب رنجبر
    هیچ کدام از ما منکر ضعفهای موجود در حوزه های مختلف سازمان نیستیم ولیکن مخلص کلام اینکه انتقاد و چالشگری در مباحث به جهت مفید بودن نیازمند رعایتی اصولی است که امیدوارم همه ما انرا رعایت نماییم.واما اینکه در تکمیل فرمایش همکارمان سازمان از اولین اموری که می بایست به انجام آن همت گماردایجاد پل ارتباطی بین مدیران ارشدو همکاران صفی است .سخت است که به عنوان یک همکار تنها پل ارتباطیمان با مدیر عامل سازمان به فرموده همکارمان تلفن صوتی باشد.
    یاعلی.

  15. ابوالفضل رنجبر گفت:

    همکاران محترم
    سلام علیکم
    امیدوارم در ایام پایانی سال که جز ایام پرکار در سازمان می باشد موفق ومؤید و پیروز باشید.
    دوستان، نقد کردن خوب است و خلاصه این که حاشیه الآن پر رنگ از متن جلوه کرده است. بنده به سهم خودم غذرخواهی می کنم. چرا که می بینم به جای اینکه محتوای مقاله (کاپیتولاسیون بانکی) مورد مداقه و نظر همکاران قرار گیرد دیدگاه های همکاران مورد نقد قرار گرفته است.
    همیشه این گونه بوده که حاشیه از متن و فروع از اصول برجسته تر شده است. این مجال می تواند فرصتی برای تمرین بهتر دیدن بشود.
    اکنون موضوعی در دستور کار مدیران ارشد سازمان قرار گرفته، مسأله برون سپاری است.
    با توجه به اهداف و ماموریت های سازمان کدام یک از فعالیت های سازمان را می توان برون سپاری کرد؟
    در فعالیتهایی که تا کنون به صورت شبه برون سپاری بوده است آیا سازمان را به اهداف خود رسانده است؟
    یکی از روش های سنجش برون سپاری، عارضه یابی فعالیتهای برون سپاری شده است. آیا تا کنون این عارضه یابی انجام شده است؟
    بطور مثال۱: خدمات پشتیبانی سیستم ها ، برنامه نویسی و برنامه های کاربردی در حوزه نرم افزاری در دو بخش بیمه و درمان به شرکت ماشینی و مشاوره مدیریت و خدمات ماشینی تامین واگذار شده است؟
    آیا شرکت مذکور تا کنون موفق به حل مسائل و پاسخگوی نیاز های نرم افزاری واحدهای ستادی و استانی بوده است یا خیر؟
    بصورت موردی می توان به اشکالات موجود در سیستم دبیرخانه مرکزی سازمان اشاره نمود. دستور اداری/بخشنامه/ نامه اداری و… توسط مدیران ارشد سازمان به زیر مجموعه های استانی ابلاغ می گردد متن در یک صفحه قرار دارد و امضاء شخص مجاز در صفحه بعد و رونوشت مکاتبات در صفحه دیگرقرار دارد. شماره و تاریخ نامه گاهی با فونت فارسی و گاهی با فونت لاتین و گاهی نیز چپ چین و راست چین آن به هم خورده است مانند(۲۰۰۰/۹۳/۵۵۰۰ مورخ ۹۳/۱۱/۲۱ به ۵۵۰۰/۹۳/۲۰۰۰ مورخ ۲۱/۱۱/۹۳). از سال ۹۰ تا کنون این معضل وجود دارد و تا کنون نیز حل نشده است. این برای سازمان زیبا نیست از طرفی هم شاید بخواهیم این بخشنامه ها را به عنوان سند قانونی به سایر دستگاهها ارائه نمایم جلوه ی شّکیلی ندارد.
    این یک نمونه، در بخش خصوصی نرم افزارهای بسیار کاربردی تر و بهتری که این نقیصه را رو نداشته باشد حتماٌ وجود دارد ولی از آنجا که الزام می شود که بایستی از شرکت های زیر مجموعه سازمان تهیه گردد. این حاشیه امن باعث می شود که به دنبال ارتقاء کیفیت محصولات خود نباشند چرا که می دانند یکی هست تا محصولاتشان را خریداری نماید.
    ولیکن اگه این حاشیه امن به صحنه رقابت تبدیل شود به بهبود منجر خواهد شد و شرکت ها و سازمان هایی که خود را آماده نکرده باشند پویایی محیط آنان را از گردونه رقابت خارج می نمایند.
    مثال۲: کارگزاری های بیمه
    باز من احترام می گذارم به همکارانی که در این عرصه به بیمه شدگان محترم خدمات ارائه می نمایند. ولیکن سئوال اینجاست آیا به موازات ایجاد کارگزاری ها، در واحدهایی که به سبب این واگذاری ها فراغ بال بیشتری پیدا کرده اند اهداف و ماموریت های جدیدی تعریف شده است یا خیر؟ از پتانسیل ایجاد شده در پی ایجاد این کارگزاری ها آیا بازرسی های بیمه بیکاری، موارد مربوط به غرامت دستمزد و سایر مواردی که می توان با برنامه ریزی بر روی آنها منابع سازمان را به نحو مطلوبی مدیریت نمود انجام شده است یا خیر؟
    و خیلی موارد دیگر
    آنقدر حرف برای گفتن هست که ان شاء فرصت بیان صحیح آن را پیدا کنیم.

  16. با سلام وقت بخیر و خداقوت به همه همکاران گرامی
    جناب آقای مرتضی آلب ارسلان از پیشکسوتان سازمان در بستر بیماری است.برای ایشان و همه بیماران دعا بفرمائید

  17. ابوالفضل رنجبر گفت:

    همکاران محترم
    خسته نباشید
    خداوند ان شاءالله آنگونه که شایسته است به تمامی بیماران در بستر بیماری و به جناب آقای آلب ارسلان شفای عاجل عنایت فرماید.
    خود تحریمی یکی از معضلات جامعه امروز ما شده است و این موضوع اصلاٌ درخور و زیبنده ملت بزرگ و شریف ایران نیست.
    اقتصاد مقاومتی به ۲ بخش تقسیم می گردد. یکی مقاومت اقتصادی در برابر بازارهای خارجی، یعنی تقویت توان و بنیه ی داخلی و قابل رقابت پذیر کردن کالا و خدمات داخلی را در مقابل کالاها و خدمات وارداتی.
    دیگری مقاومت اقتصادی در برابر بازارهای داخلی، این موضوع بر این دلالت می نماید که تولید کننده داخلی را مجبور به ارتقاء کیفیت کالاها و خدمات تولید شده اش بنمائیم.
    تا زمانی که اقتصاد کشور یک طرفه باشد این اقتصاد از رشد و پویایی لازم برخوردار نخواهد شد. اقتصاد یک طرفه به چه اقتصادی گفته می شود؟ اقتصادی که وابستگی به نفت این منبع عظیم خدادادی و بین نسلی داشته باشد. اقتصادی که استراتژی های بازار آن یک طرفه است. یعنی همیشه در این بازار فروشنده و خریدار مشخص است و به جای ارتقاء بهره وری کالا و خدمات، انتقال هزینه های کالا و خدمات وجود دارد.یعنی بازاری که خریدار حق انتخاب ندارد یعنی یک طرف که مردم هستند با فدارکاری و خرید کالا و خدمات ضعیف و کم کیفیت وسیله ی باخت خود و برد تولید کننده را فراهم می کنند. یکی دیگر از این ویژگی ها انحصاری بودن کالا و خدمات است و عدم فراهم بودن زمینه رقابت در بازار برای بنگاههای اقتصادی کوچک.
    همه ی ما ایران و وطن پر از رشادت ها و ایثارمان را دوست داریم و هرگز دوران های سختی را که بر این ملت شریف و بزرگوار گذشته است فراموش نخواهیم کرد. لذا اگر بخواهیم قدر این ملت شایسته را بدانیم باید خدمت نمودن بدون منت را سرلوحه کار خود قرار دهیم.
    یکی از شیوه هایی که مردم می توانند به واسطه ی آن به تولید کالا و خدمات با کیفیت کمک کنند، نخریدن کالا و خدمات کم کیفیت است.
    وقتی تولید کنند اجناس تولید شده اش در انبارها دپو گردد و مشتری نداشته باشد به دنبال ارتقاء کیفیت خواهد رفت.
    تا زمانی که مامشتری کالاها و خدمات کم کیفیت و ضعیف باشیم در این اقتصاد، تولید کننده، تولید خود را اصلاح نمی کند.
    مبحثی که ابتدا مطرح کردم درخصوص خود تحریمی یعنی همین یعنی با خریدن کالاها و خدمات کم کیفیت، انگیزه به دنبال کیفیت رفتن را در تولید کننده بیدار نمی کنیم و خودمان حقوق خود را نقض می نمائیم.
    خداوند به همه ی شما توفیق خدمت صادقانه عطا فرماید.

  18. مرتضی سینائی گفت:

    باسلام و باتشکر از مقاله زیبای شما
    به نظر اگر تامین اجتماعی تا این حد از بانک رفاه حمایت نمی کرد حتما این بانک ورشکسته بود به طوری که مستمری بازنشستگان و بیکاران وکمک های قانونی که در اغلب شعب به بانک رفاه واریز می شود نمود اظهارات بنده می باشد
    حال اگر همکار سازمان خواستار دریافت تسهیلات از بانک رفاه باشد با نرخ ۲۷ الی ۲۹ درصد می تواند وام اخذ نماید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *