یادآوری دیروز

بیاض دوربین

نیازی نمی بینم که در خصوص اهمیت و شان والای مقوله تامین اجتماعی (با سازمان اشتباه گرفته نشود) چیزی بنویسم. متاسفانه سازمان با این درجه اهمیت و گستردگی افراد تحت پوشش (۳۶ میلیون) و تنوع خدمات، کمتر به گذشته پرفراز نشیب خود نظر انداخته است و آنچه هم در مقاطعی انجام شده، (نظیر مستند سازی مدارک و اسناد سازمان در مجلدات مختلف در اواخر دهه هفتاد و یا انتشار کتابی به مناسبت پنجاه سالگی سازمان در سال ۳-۱۳۸۲) کمتر محل مراجعه و بهره برداری علاقه مندان بوده است. و یا موزه سازمان (واقع در ستاد مرکزی) که به سهم خود معرف گذشته و حال و آرمانهای سازمان بود، به ناگهان در تصمیمی شتابزده سه – چهارسال قبل به کلی برچیده شد و مکان آن به واحدهای اداری موجود، ضمیمه گردید! ضمن این که اساسا” در اکثر قریب به اتفاق واحد ها هیچ نشانی از گذشته آن واحد دیده نمی شود. به گونه ای که گویی متاسفانه، تاریخ و گذشته برای ما هیچ وقت خوشایند نبوده و چشم دیدن گذشته را نداریم!

جالب اینکه حتی از نشریات چاپ شده سازمان (هفته نامه های آتیه و تامین)هیچ اثری وجود ندارد و اگری کسی بخواهد در این خصوص مطالعه کند احتمالا” باید به کتابخانه مجلس یا ملی مراجعه کند که انشالله آن جا موجود باشد.

انگارهمیشه در حال انتقاد کردن از گذشته و به به و چه چه امروزمان هستیم.و عجبا از انتقاد هایی که به گذشته هم می کنیم درسی برای خود نمی گیریم و خود را فاقد هرگونه ضعف می دانیم و ضعفی هم اگر ثابت شد می تواند برای مدیر بالا سری باشد. بیراهه نروم، شاید یکی از دلایل نبود تاریخ مدون یا گردآوری وتدوین هدفمندخاطرات در سازمان به خصلت جمعی ما ایرانیان برمی گردد که همیشه از گفته ها و شنیده های حود گفته ایم نه از خوانده ها و نگارش های خود. همیشه می گویئم،شنیده ام که…، گفته اند…،شنیده شده …و نمی گوییم در کتابی خوانده ام….و… .

 اما در خصوص تاریخ شفاهی سازمان تامین اجتماعی؛ درچارچوب برنامه های گرامیداشت پنجاهمین سال تاسیس سازمان در سال ۱۳۸۲ مقرر شده بود با برگزاری برنامه های متنوع فرهنگی و اجتماعی نسبت به گرامیداشت نیم قرن خدمات سازمان از تعدادی از چهره های شاخص دست اندرکاران تقدیر و زمینه ای برای شناسایی هرچه بیشتر سازمان به مخاطبان متنوع و گسترده  ایجاد شود، اما متاسفانه با وقوع زلزله دلخراش بم و جان باختن تعداد کثیری از هم میهنان عزیزمان، بنا به صلاحدید مسئولان وقت این برنامه ها در آن مقطع برگزار نشد. هرچند سال بعد از آن در فضایی دیگر بخشهایی از طرح یادشده به اجرا درآمد….

یکی ازاهداف این برنامه ها ایجاد نزدیکی و الفت بین همکاران بازنشسته سازمان با سازمان بود که عمدتا” از طریق تشکل صنفی آنان، یعنی “کانون کارکنان بازنشسته سازمان” برقرار می شد. اما به دلایلی که محتاج بحثی جداگانه است، در آن مقطع زمانی اختلاف سلیقه هایی بین برخی اعضای هیات مدیره کانون و برخی مدیران عالی ستادی سازمان به وجود آمده و روابط فیمابین را شکر آب کرده بود.

به نظرم طرح گفت و گو و اختصاص یکی از صفحات هفته نامه تامین به همکاران بازنشسته ،پیشنهاد جناب آقای رستمیان معاون فرهنگی واجتماعی وقت بود،که از طریق آقای شهاب سردبیر وقت به من ارجاع شد.

برای شروع کاربا افراد مختلفی صحبت کردم نهایتا” به موسسه عالی پژوهش تامین اجتماعی رسیدم که به نظرم در سایت خود گفت و گوهایی با چند تن از مدیران بازنشسته سازمان داشت. با مطالعه آن گفت و گوها به این نتیجه رسیدم که این کار مفید و لازم می تواند درقالبهای مناسبتر و بانگاهی ‍کنجکاوانه تر و به اصطلاح ژورنالیستی درنشریه تامین پیگیری شود. البته همان گفت و گوها نیز در آن شرایط غنیمت بود و چیزی بیش از آن یافت نمی شد و این کار نیز در واقع آن طور که من متوجه شدم برای اولین بار توسط همین دوستان انجام شده بود که جای تقدیر داشت.

….با زحمت فراوان توانستم شماره تلفن جناب آقای مرتضی آلب ارسلان از پیشکسوتان و معاونان اسبق سازمان را پیدا کنم که هر چقدر تلاش کردم راضی به گفت وگو نشد و موکول کرد به بعد ها که متاسفانه بعدها نیز شرایط دیگری برای اینجانب و نشریه پیش آمد؛ اما ایشان پذیرفتند که در این خصوص مرا یاری کنند ،البته برای رسیدن به تفاهم راهی طولانی درپیش بود و چندین بار به صورت تلفنی و حضوری در دفتر کار پسر محترمشان پذیرای اینجانب بودند که جا دارد از همراهی و علاقه ایشان به تامین اجتماعی و ارتباط صمیمی شان با همکاران بازنشسته تقدیر کنم که برای ارتباط من با همکاران بازنشسته بسیار مفید بود.

 برای شروع گفت و گو با همکاران بازنشسته زحمت زیادی متقبل شدند و تماس های بیشمار ایشان و من نتیجه داد تا اولین گفت و گوی هفته نامه تامین (در خصوص این موضوع) با جناب آقای سید تقی مدنی انجام شد. و به قولی اولین چراغ را آقای سید تقی مدنی روشن کردند و به نام ایشان ثبت شد، پس از آن با همکاران دیگر ( به ترتیب نیست) آقایان و خانم ها راسخ، بیات، آشتیانی، رحیمیان، عونی، رسولی، رمضانی، دولت آبادی، اسکویی، دکتر فخرایی، دکتر ضیاء و… گفت وگو و چاپ شد.

در به ثمر نشستن این مسیر بدون شک حمایت و رهنمو دهای آقایان ابراهیم رستمیان، معاون فرهنگی و اجتماعی و سردبیر هفته نامه آتیه و رضا شهاب سردبیر هفته نامه تامین بی تاثیر نبوده و قابل تقدیر است.

گفت و گوها با همکاران بازنشسته از اواخر تابستان ۱۳۸۲ تا اواخر سال ۱۳۸۳ ادامه داشت اگرچه در بین راه به مشکلاتی نیز برخورد کردیم که باعث شد گاهی بین گفت وگوها فاصله بیافتد که یکی از مهم ترین دلایل آن را می توان بیماری و سپس درگذشت همکار جوان،ساعی و پرکار مان مرحوم خانم آناهیتا شاهملکی دانست که با توجه به شرایط پیش آمده برای ایشان ،تحریریه نشریه با مشکل کمبود نیرو مواجه شد در نتیجه ابتدا تلاش شد تا گزارش ها و اخبار سازمانی که فوریت داشت و قابل برگشت نبود پی گیری شود، البته جا دارد که از خانم سمیرا شیرازی یادی شود که با حضورشان در تحریریه هفته نامه تامین،کمی فرصت برای این نوع گفت وگو ها ایجاد شد.

اگرچه شروع این نوع گفت وگوها ابتدا با سختی و بعضا”دافعه همکاران بازنشسته مواجه بود (که البته شیوه برخورد برخی شاغلان و بی مهری ها نسبت به آنان، دراین باب بی تاثیرنبود) اما به مرور و با انتشار گزارش ها و گفت و گوها،این خود بازنشستگان بودندکه در مناسبت ها و یا از طریق حضور در دفتر کوچک نشریه خواهان بیان خاطرات خود و یا معرفی همکاران پیشکسوت می شدند.

 البته نمی توان این تغییر نگرش را فقط در عملکرد نشریه تامین دید بلکه اقدامات و برنامه های مدونی برای پیوند زدن میان دیروز و امروز سازمان در معاونت فرهنگی واجتماعی وقت در دست اقدام بود از جمله این موارد می توان به برگزاری جشن های مختلف به مناسبت های ملی و مذهبی، به ویژه هرساله در ۲۳ آبان، روز بازنشستگان، و تجلیل از پیشکسوتان، پیگیری خواسته ها و نیازهای بازنشستگان از مراجع مرتبط سازمان،و… اشاره کرد.

درباره admin